|
|
|
|
|
220 مورد خودكشي در سال 83 بين زنان ايلام گزارش شده است مشاور استاندار ايلام در امور بانوان، اعلام كرد: در سال 83، 400 مورد خودكشي در ايلام گزارش شده كه 220 مورد آنها را زنان تشكيل ميدادند. حيران پور نجف، مشاور استاندار ايلام در امور بانوان، در گفت وگو با خبرنگار ايلنا، گفت: بيشترين نوع خودكشي بين زنان ايلامي خودسوزي است كه از اين شيوه به عنوان روشي براي ابراز نارضايتي آنها از زندگي انتخاب شده است.وي افزود: مهمترين شكل ما در ايلام خانوادهها هستند, زيرا هنوز هم خانوادههاي ايلامي كاملا سنتي و مردسالارانه است.به گفته پورنجف، برخي زنان ايلامي افكاري مردسالارانه دارند و اين افكار را در تربيت فرزندان خود نيز دخالت ميدهند.وي تصريح كرد: از نظر روانشناسي، خودسوزي نوعي اعلام نارضايتي از شرايط است؛ اما تصميم به كشتن در آن نيست.مشاور استاندارد ايلام در امور بانوان، با اشاره به اينكه خودكشي پس از جنگ تحميلي در ايلام افزايش يافته است، خاطرنشان كرد: جنگ تحميلي 8 ساله ايران، ضربات روحي - رواني زيادي به مردم مناطق غربي كشور وارد كرده كه اين ضربات به صورت ارثي به نسلهاي بعدي نيز منتقل شده است.وي يادآور شد: در حال حاضر، با توجه به رشد ارتباطات و تكنولوژي، آگاهي زنان از حقوق خود، افزايش نيافته و هنوز جامعه ايلام ظرفيت پذيرش خواستههاي آنها را ندارد.پورنجف، با اشاره به گسترش دانشگاه در ايلام، گفت: در حال حاضر دو سوم دانشجويان ايلام، بومي هستند و حدود دو سوم آنها نيز دختر هستند كه اين موضع باعث رشد آگاهيها و خواستههاي آنها شده است.وي افزود: جامعه ايلام يك جامعه سنتي است و هنوز هم خانوادهها با خواستههاي منطقي و معقول زنان و دختران جوان خود، مخالفت ميكنند.مشاور استاندار ايلام در امور بانوان، در پايان خاطر نشان كرد: برنامههاي زيادي براي كاهش خودكشي بين زنان ايلامي داريم كه توجه اصلي اين برنامهها، فرهنگسازي است.ايلنا – 29/11/83 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1383ساعت 16:26 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
سقط جنين در بين دختران فاجعه اي كه بيانگر اشاعه فرهنگ آخوندي است فكر كنيد ايران يك خانواده بزرگ است. آيا در خانواده اي كه سرپرست خانواده پايبند به اصول انساني و اخلاقي است و فرزندان خود را نيز با همان اصول تربيت ميكند ، ممكن است (بجز موارد استثنا ) اغلب كودكان و جوانان آن خانواده به بيراه بروند؟ واقعيت اين است كه ملايان دين فروش فرهنگ كثيف خود را در جامعه و بين جوانان ايراني تلويحا اشاعه داده اند . آيا بنظر شما هر سيستم و نظام حكومتي اشاعه دهنده زيرساختهاي فكري و عقيدتي خود نيست؟ اگر ابهام يا شكي داريد ميتوانيد اعمال و رفتار ملاهاي دين فروش را در حوزه هاي علميه و عملكردهايشان در زندگي خصوصي زير ذره بين ببريد. خواهيد ديد كه بر سر جوانان اين ميهن بلايي را آورده اند كه خود ساليان است به آن مبتلا هستند . تهران - خبرگزاري سينا - كارشناسان اجتماعي هشدار ميدهند : افزايش سقط جنين در دختران به 80 هزار مورد در سال رسيده است! چندي پيش با خواندن خبر پيداشدن جنيني در يکي از جوي هاي خيابان وليعصر شاهد اظهار نظرهاي متفاوت و نگران کنندهء کارشناسان مرتبط در اين باره بوديم و اين قضييه تا جايي پيش رفت که دانشجويان از پيدا شدن مستمر جنين در توالت چند دانشگاه خبر دادند که جاي تامل فراوان به همراه دارد . امروز آسيب هاي رواني و اجتماعي در جامعه هشدار دهنده است و در اين ميان با نگاهي نه چندان تيزبين مي توان پي به ناهنجاري هايي در سطح کشور برد . جاي تعجب نيست که بدانيم آنچه در حال حاضر موجبات نگراني را فراهم ساخته ، افزايش سقط جنين در بين دختران جوان و نوجوان است که از کاهش سن گرايش به سوي انحرافات و بي اهميت تلقي شدن نقش "مادري " در سطح جامعه و خانواده حکايت مي کند . حميده ، 18 ساله که سال گذشته خانواده خود را ترک کرده و از رامسر راهي تهران شده است در حالي که در يکي از درمانگاهها براي عمل جراحي سقط جنين ،در انتظارپزشک بود ، گفت : "در حال حاضر با توجه به وضعيتي که دارم واقعا" نمي توانم سرپرستي يکي ديگر را هم به عهده بگيرم و علاوه بر اين حاضر نيستم نظاره گر سرنوشت تکراري خود در آينده باشم معاون تحقيقات وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي در باره ازدياد سقط جنين در کشور مي گويد : " سالانه حدود 80 هزار سقط جنين در ايران انجام مي شود و بيشترين درصد زناني که به سقط جنين دست مي زنند ، 23 ساله هستند . آنان يا به خاطر روابط ممنوعه قبل از ازدواج مجبور به سقط جنين مي شوند و يا در زماني که در دوران نامزدي ، متوجه باردار شدن خود مي شوند . سقط جنين در ايران ممنوع است و فقط در شرايطي با آن موافقت مي شود که ماندن جنين در بطن مادر خطر جاني براي او به همراه داشته باشد . پزشکا ن ايراني معتقدند روابط جنسي قبل از ازدواج در ميان جوانان رو به افزايش است . همچنين يکي از پزشکان متخصص زنان مي افزايد : " به طور تقريبي 60درصد از بيماراني که جهت عمل جراحي سقط جنين به مطب خصوصي مراجعه مي کنند ، دختران جوان يا نوجواني هستند که خارج از ازدواج باردار شده اند و به اين طريق سعي دارند تا از شروع مشکلات بعدي ممانعت به عمل آورند .شهلا ـ ب : با التماس از پزشكي در يك بيمارستان خصوصي ميخواست كه جنيني كه در شكم اوست را از بين ببرد ، او ميگفت از شما خواهش ميكنم، من چگونه ميتوانم بعد از اين ضربه در ميان فاميل و دوست و آشنا سر بلند كنم، خواهش ميكنم او را نابود كنيد! اين کارشناس ادامه داد: "همچنين در اين باره بايد يادآوري کرد از آنجا که افراد برجسته داراي شهرت هستند بيش از سايرين در سطح کشور مورد توجه مي باشند. بنابراين ، بايد بسيار مراقب رفتار اجتماعي شان باشند. زيرا اگر در جايي دچار خطا شوند اين اشتباه ممکن است ، به شکل گسترده اي در سراسر کشور به نمايش در آيد يك كارشناس حرفه اي در امور اجتماعي و زنان اظهار نظر كرد كه جوانان به دليل نداشتن تفريحات سالم و همچنين به دليل آموزشهاي غلط از جانب سيستم حاكم بر جامعه فعلي ، و همچنين فقر و مناسبات غلط اجتماعي كه بر آنان حاكم است، به اعمال ممنوعه روي ميآورند. كه يكي از عوارض آن بارداري و سپس سقط جنين است. وي افزود : " آنچه به نظر مي آيد اين است که به جاي تعيين حد و حدود و تفريط و افراط هاي فراوان براي جوانان به خصوص دختران بهتر آن است تا به ارائه الگو هاي مناسب و در خور توجه به آنان انديشيد . "داود رزاقي" ، روانکاو درباره شرايط جوانان کشور به لحاظ اخلاقي مي گويد : " از نگاه من ، مردم ايران به ويژه جوانان ، آدمهاي بسيار خوبي هستند، اما نگراني آنجايي پيش مي آيد که شاهد هستيم با دست خود ، جوانانمان را به سمت عصيانگري سوق مي دهيم و اين در حالي است که آنان بيش از هر گروه ديگري آمادگي اين رفتار ها را دارند . بيکاري ، نااميدي نسبت به آينده و تبعيض در تقسيم ثروت جامعه از عمده ترين عناصر ي هستند که به اين شرايط دامن زده و خواهد زد . متاسفانه ؛ آنچه امروز در باره مسائل دختران بايد به آن توجه کرد ، اين است که جمعي از آنان در رفتار خود سعي مي کنند مانند مردان دو نسل قبل رفتار کنند و اين شيوه بيشتر به انتقام کشي شباهت دارد تا تلاش براي برخورداري از حقوق مساوي و در خور احترام ، بنابراين آنچه مسلم است اين مي باشد که نبايد زنان و مردان در مقابل هم قرار گيرند و انرژي شان را صرف مخالفت با يکديگر کنند .بلکه بهتر آن است تا از فرصت ها استفاده کرده و به رشد توانائيهايشان بپردازند . سياستگزاران جامعه هم سالها است که انتظاراتي به لحاظ رفتاري از جوانان و نوجوانان دارند که شايسته افراد سالمند است و با افكار عقب مانده خود آنها را به سمت خلافكاري سوق ميدهند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1383ساعت 16:19 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
نسبت به واگذاري خوابگاه آنان به پسران در حاشيه همايش IT در کمال ناباوري يک طبقه از طبقات مياني خوابگاه دختران به آقايان شرکت کنند در همايش اختصاص يافت.همايش توسعه IT در فرايند آموزش از 26 تا 28 بهمن ماه در دانشکده دکتر شريعتي در حال برگزاري است که اين مراسم مشکلاتي را براي دانشجويان اين دانشکده به وجود آورد که اعتراض برخي از دانشجويان ساکن در دانشکده مذکور را به دنبال داشته است.اين اعتراض در پي اسکان مهمانان در خوابگاه دانشجويان دختر دانشکده صورت گرفته است. به گفته يکي از دانشجويان دختر اين دانشکده 11 بهمن ماه با اعلام جابه جايي درخوابگاه دانشجويان ساکن وسايل خود را بسته بندي و به خوابگاه اعلام شد منتقل شدند که مجددا روز 22 بهمن به علت عدم صحيح مسوولين اعلام شد خوابگاه مذکور جريان اسکان مهمانان بايد تخليه و به خوابگاه قبلي بازگردند در پي اين تغيير است در مورخ 23 بهمن عليرغم اعتراضي دانشجويان با فشاري که از ناحيه مسوولين وارد شد شبانه وسايل مجددا بسته بندي و در شرايطي که زمين به علت بارش برف در روزهاي قبل ليز و لغزند بودتوسط دانشجويان بدون هيچ گونه کمک يا در اختيار قراردادن وسيله نقليه اين جابجايي ساعت 8 صبح 24 بهمن صورت گرفت به نقل از گزارش واصله ساعت 10 صبح همان روز با اعلام دوباره سرپرست خوابگاه دانشجويان مطلع شدند تعدادي از مهمانان به دليل نامساعد بودن آب و هوا از شرکت در سمينار منصرف شدند به عبارتي نياز به تخليه خوابگاه نبوده است که با وجود اعتراضاتي که به برخي مسوولين شد نتيجه اي در برنداشت و جابجايي مجددا در همانروز انجام شد که در نهايت فرداي آن روز مهمانان شرکت کننده در سمينار جهت استقرار در خوابگاه مراجعه کردند و در کمال ناباوري يک طبقه از طبقات مياني خوابگاه دختران به آقايان شرکت کننده در همايش اختصاص يافت و اين مساله مشکلات بارزي نظير رعايت حجاب در خارج از اطاقها و در حين انجام کارهاي روزمره در تمام طول شبانه روز را به دنبال داشته است گذشته از آن با اين همه تغييرات و جابجايي, اسکان آقايان در خوابگاه دختران جاي سوال دارد.دانشجويان مذکور خواستار پاسخ گويي مسوولين به اين سوالات بودند.دانشجويان پرسيدند که آيا بهتر نبود با يک برنامه ريزي سنجيده و در نظر گرفتن شرايط دانشجويان که اکثر در زمان انتخاب واحد و تحويل پروژه هاي آخر ترم قبل بودند يک تصميم درست، منطقي و قطعي گرفته ميشد برنامه ريزي اين سمينار از مدتها پيش آغاز شده بود دانشجويان همچنين عنوان کردندبا اين همه تغييرات و اعتراضات آيا بازهم نياز بود آقايان در خوابگاه دختران ساکن شوند ؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1383ساعت 13:25 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
با مهريه در طرح طبقاتي اي كه مجلس ارائه داده است صحبت ميكنند با آنكه مدتي است از تصويب يك فوريت طرح ساماندهي ازدواج در مجلس هفتم، ميگذرد ، ولي اعتراض به اين طرح همچنان ادامه دارد. اين اعتراضها از آنجا ناشي مي شود كه بر اساس يكي از بندهاي اين طرح، ميزان مهريه زنان در زمان ازدواج محدود شده و سقف اين محدوديت توسط كميته ساماندهي ازدواج كه براساس همين طرح در مناطق مختلف تشكيل ميشود، تعيين ميگردد. بدين ترتيب سقف ميزان مهريه دختران در مناطق مختلف كشور متفاوت است و دختران نميتوانند مهريهاي بالاتر از سقف تعيين شده در منطقه زندگي شان برگزينند.اعتراض كنندگان به اين طرح معتقدند در پشت اين طرح نگاهي كالايي به زن وجود دارد كه قيمت اين كالا را براساس مناطق سكونتشان متفاوت ميداند.معترضين ميگويند، اين ديدگاه ضمن تقسيم جامعه به طبقات مختلف، به دختران هر طبقه قيمتي همشأن آن طبقه مي دهد كه البته اين قيمت، سقف و در واقع حداكثر ارزش ريالي دختران آن طبقه است.اين نگاهي است كه شأن انساني زنان را ناديده گرفته و آنها را در حد كالايي با نرخ مشخص حقير ميكند.معترضين ميگويند: تعيين ميزان مهريه امري خصوصي و از حقوق زنان است و حكومت حق ورود به حوزه خصوصي افراد و دخالت در اين زمينه را ندارد.اما فراتر از طرح مذكور، ماهيت تعيين مهريه در زمان ازدواج نيز با سؤالاتي روبهروست . سؤال اين است كه آيا اين نوع نگاه كالايي به زن در ماهيت طرح مورد تصويب مجلس هفتم وجود دارد؟ آيا در صورتي كه همچون گذشته سقفي براي ميزان مهريه دختران در نظر گرفته نشود و اين ميزان براساس عرف و سنت خانواده دختر تعيين گردد، نه براساس منطقه سكونت او، ديگر نگاه كالايي به دختر وجود نخواهد داشت؟ آيا خيلي تفاوت است بين قيمتگذاري به دختر توسط خانواده او و يا قيمتگذاري توسط حكومت؟در اين بحث سؤالات ديگري نيز قابل طرح است از جمله اينكه آيا زنان ميتوانند بدون تعيين مهريه ازدواج كنند، در حاليكه تضميني براي امكان فسخ ازدواج نداشته باشند؟ آيا ميتوانند بدون تعيين مهريه يا با مهريهاي نازل ازدواج كنند، در حاليكه براساس قوانين شوهرشان هر زماني كه بخواهد ميتواند آنها را طلاق دهد، بدون آنكه هيچگونه امكانات مالي براي ادامهي زندگي شان داشته باشد؟آيا مي توان براي ممانعت از بروز مشکلاتي چون عدم تامين مالي زن و نداشتن حق طلاق ، به جاي تعيين مهريه هاي سنگين و سبک، به جايگزين هايي چون اشتراک در دارايي يا حق طلاق براي زن انديشيد؟ آیا.... اينها سؤالاتي است كه تريبون فمينيستي ايران در گفت وگو با حقوقدانان و صاحبنظران مسائل زنان مورد بررسي قرار داده است. *منيژه حكمت: تنها راهحل،كسب حق طلاق هنگام ازدواج است. او ميگويد: تعيين حد نصاب براي مهريه براساس منطقه سكونت خانوادههاي دختران، شرمآور است.او معتقد است كه اين قانون براساس نگاه قيمتگذاري به زنان تدوين شده است و نميتواند رفع كننده مشكلات ازدواج باشد. حكمت علت افزايش ميزان مهريه در ايران را جبران نقيصه قوانين در مورد حق طلاق زنان ميداند و يادآور ميشود: از آنجا كه در ايران حق مطلق طلاق از آن مردان است، مهريه تنها تضميني است براي زنان كه بتوانند به كمك آن در صورت لزوم از شوهرانشان طلاق بگيرند.اين صاحبنظران در عين حال چنين استفادهاي از مهريه را صحيح ندانست و گفت: تنها راه حل مشكل زنان در زمينه طلاق، قراردادن شرط طلاق در عقدنامه است. حكمت همچنين از اينكه خانوادهها به اين مسئله توجه نميكنند و به جاي گرفتن حق طلاق براي دخترانشان مهريه آنها را بالا ميبرند، اظهار تأسف كرد.او ميگويد: تجربه به من نشان داده است كه مهريه هرگز نتوانسته است پشتوانه مالي براي زن باشد. بلكه زنان بايد براي كسب حقوق مالي شان در زمان طلاق از قانون اجرتالمثل استفاده كنند.حكمت به زنان پيشنهاد ميكند كه در زمان ازدواج حق تساوي كليه مسائل را در عقدنامه خود بگنجانند. فريده غيرت عضو هيئت مديره كانون وكلان دادگستري و از اعضاي انجمن حمايت از حقوق زندانيان ، ميگويد : زنان شرط مشاركت اموال رادر عقدنامه بگنجانند. من با تعيين سقف براي مهريه به صورتي كه مجلس منظور كرده مخالفم. او نيز معتقد است كه دخترها براي تسكين نگرانيهايشان بهتر است به جاي افزايش ميزان مهريه در عقدنامهشان حق طلاق را بگنجانند . به هيچ وجه مهريه براي زنان تضمين مالي ندارد، چرا كه هيچ زني نتوانسته آن را وصول كند، بنابراين زنان بايد در عقدنامهشان شرط مشاركت اموال را منظور كنند چرا كه اموالي كه خانواده به دست ميآورد، ناشي از زحمات توأمان مرد و زن است. چه زن بيرون از خانه كار كند و چه خانهدار باشد. ليلا عليكرمي عضو كانون وكلاي دادگستري : ديدگاه مستتر در طرح مجلس به زنان غيرانساني است تعيين سقف براي مهريه را مخالف آزادي اراده افراد براي تعيين شرايط ازدواجشان ميداند. تعيين سقف براي مهريه قانوني نيست بنابراين نمينواند عملي شود. وي تفاوت بين مهريه دختري كه در مناطق بالاي تهران زندگي ميكند با مهريه دختري كه در شهرهاي محروم زندگي مي كند . راغيرانساني مي داند . او معتقد است : اين تصور كه زن هر وقت بخواهد مي تواند مهريهاش رابگيرد درست نيست، بنابراين زنان براي اينكه حقو قشان تضييع نشود بايد درعقد نامه شرطي بگذارند كه براساس آن مالكيت ، دارايي زوجين پس از ازدواج بين آنها تقسيم شود چراكه اين كارراه حل منطقي تري براي حل مشكلات ازدواج زنان است تاديدگاه كالا يي كه دراين طرح نيست به زنان وجود دارد . اين مساله دردنيا هم مرسوم است . ثريا غزيزپناه : عضو انجمن حمايت از حقوق كودكان مي گويد : زن و مرد در تمامي مراحل رشد از يكديگر برحذر داشته شده اند . تعيين سقف براي ميزان مهريه ، دخالت درحوزه خصوصي افراد است . از نظر او تعيين سقف مهريه براساس منطقه بندي تعجب برانگيز است .عزيز پناه ادامه مي دهد : 38 نماينده اي كه اين طرح راامضاكرده اند به خصوص 10 نماينده زن بايد پاسخ دهند كه براساس كدام مطالعه و بررسي به چنين نتيجه اي رسيده اند .او مي گويد افزايش ميزان مهريه به تنها تاثيري دردوام زندگيها نگذاشته است بلكه اثر عكس هم داشته بنابراين بايد به دنبال علت اصلي ناامني موجود درزندگيهاي مشترك بگرديم .عزيز پناه معتقد است كه هيچ وقت برنامه ريزي جهت ايجاد تفاهم بين زنان و مردان انجام نشده است . او ادامه مي دهد : تا زماني كه مسا ئل فرهنگي حل شود ، شروط و قوانين نيز نمي تواند مشكلات را حل كند چرا كه اگر به فرض هم ، زنان درعقد نامه شرط نصف شدن اموال را لحاظ كنند ، باز هم مردها درجامعه ايران مي توانند اموالشان را پنهان كنند و از اين قانون فرار كنند . تريبون فمينيستي ايران - پرستو سرمدي |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383ساعت 10:28 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
آيا فرياد رسي هست؟ 2میلیون زن سرپرست خانوار / تنها 25 % تحت پوشش حمایتی دولت قرار دارندچندی پیش قرار بر این بود تا مستمري زنان سرپرست خانوار به 50 هزار تومان افزايش يابد اما متاسفانه تاكنون این امر محقق نشده و این دسته از زنان در عمل با داشتن يك فرزند 8 هزار تومان، دو فرزند 10 هزار تومان و سه فرزند 12 هزار تومان به صورت ماهانه مستمري دريافت مي كنند. البته جا دارد که اشاره شود بسياري از زنان سرپرست خانوار هنوز تحت این پوشش حداقلی از سوی دولت نیز قرار نگرفته اند . به طوري كه با وجود كميته امدادخمينی و سازمان بهزيستي ، مجموعا حدود 25% زنان سرپرست خانوار در كشور از كمك هاي دولت استفاده مي كنند ضمن اينكه در برخي شهرستانها زنان تحت پوشش حتي كمتر از 8 هزار تومان مستمري ماهانه دريافت مي كنند. بنابراین به نظر می رسد که مشكل اصلي در پوشش بيمه اي و عدم كمك هاي دولت به زنان سرپرست خانوار ميباشد. بيش از 30% پرسنل قراردادي دولت تحت پوشش هيچ نوع بيمه اي نيستند و مسلما در صورت فوت يا هر نوع حادثه بر آنان معلوم نیست به چه صورتی باید مشکل خود را حل کنند . در همين رابطه نماينده مشهد گفت : " براساس آمار سال 1355 تعداد زنان سرپرست خانوار1/7 بوده که در 1367 به 3/7 و 1375 به 3/8 درصد رسیده اند. و طبق آمارهاي رسمي كه دولت اعلام كرده است هم اينك بيش از 2ميليون زن بي سرپرست در كشور وجود دارد. 85% این زنان به دلیل فوت همسر ، 7% طلاق و کمتر از یک درصد به دلیل از کارافتادگی همسرانشان سرپرست خانواده شده اند که آمارشان رو به فزونی است واین درحالی است که تاکنون سازمان بهزیستی فقط 19% این زنان را تحت پوشش قرار داده است ." آرین منش تاکید کرد : " براساس یک تحقیق انجام شده ، در حال حاضر 8% در شهر و 10% در روستا زن سرپرست خانواده داریم که براساس همان منبع این افراد به دلیل فقر و عدم توانایی لازم امکان و توانایی پرداخت حق بیمه را ندارند . " ظاهرا کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از دولت درخواست کرده است که حداقل تا 40% دستمزد یک فرد عادی را به این نیازمندان پرداخت کند ولي تا كنون هيچ اقدامي در اين رابطه صورت نگرفته است. خبرگزاري سينا- 23بهمن |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383ساعت 10:23 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
ریشه یابی وضعيت دخترانی که به دلايل مختلف دچار ترك تحصيل و يا افت تحصيلي شده اند بيانگر اين واقعيت است كه بیشترین عامل ترک يا افت تخصيل در دختران، نابسامانی های خانوادگی است که از نتایج فقر و فشارهاي عصبي و نداشتن تفريحات سالم و خشونت هاي خانگي و جداي والدين از يكديگر و اعتياد والدين و حتي خود دانش آموزان بوده است. بطور مثال در سال گذشته 60 هزار طلاق بطور رسمي به ثبت رسيده است. به عبارت ديگر تعداد زیادی دختران جوان و نوجوان بعد از طلاق پدر و مادرشان وارد سیستم آموزش و پرورش شده است . در اين رابطه هيچ كس نيست كه به اين دختران بر اثر ضربه اي كه خورده اند رسيدگي روحي نمايد. طوري كه آنها به دليل وضعيت روحي خود اغلب ترك تحصيل ميكنند و يا دچار افت شديد تحصيلي ميشوند. اعتیاد نيز از معضلاتی است که جوانان با آن مواجه هستند دانش آموزاني که پدر يا مادر معتاد دارند، بالاجبار ترك تحصيل ميكنند. بطور مثال معلم مدرسه،مادربزرگ دو نوه ای بود که پدر و مادرش هر دو معتاد بودند و معلم از آنها پرستاری می کرد هم معلم هم دو بچه هر دو درگیر هستند . يكي ديگر از عللي كه باعث اين وضعيت ميشود، اختلاف طبقاتي در جامعه است كه تاثير بلافصل خود را در محيط مدارس نيز نمايان ميدارد. گاه مدیر نگران بچه ای است که حتي كفش نيز به پا ندارد ، در حالي كه در همان كلاس برخي با موبايل به مدرسه مي آيند. همچنين ناهنجاریهای خانوادگی اثر مستقیم بر ترک تحصیل دارد.در شهرستانهای مهاجر پذیر فقر مالی برای پسرها اولین عامل ترک تحصیل و ، برای دخترها ازدواج درمقطع راهنمایی و دبیرستان، دومین دلیل ترک تحصیل دخترهاست ، اغلب اين ازدواجهاي زودرس كه عمدتا نيز به طلاق كشيده ميشود به دليل فقر مالی و عدم توان در پرداخت هزینه تحصیلی ميباشد. از طرفي در بحث افت تحصيلي ، اوقات فراغت دختران صرف کمک به مادران می شود و برای شکوفایی استعدادهایشان وقتی ندارند ، چون نیازها برآورده نمی شود ناهنجاریها بیشتر می شود آمار نشان میدهد كه 40% از دانش آموزان بطور خاص پسر ها 5 ساعت در روز فراغت دارند و کمترین آمار 18% ا که در بين دختران است و کمتر از 2 ساعت در روز فراغت دارند. سينا-24بهمن |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383ساعت 10:10 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
زنده بگور شدن آنان در گوشه ازلت در گذشته طلاق به مثابه يك تابو و چيزي كه هر زوجي از آن دوري ميكرد مينمود. ولي در حال حاضر آمار طلاق در ميهنمان روزبه روز افزايش يافته است. طوري كه طبق آمارهاي ثبت شده و رسمي، سالانه 70.000پيوند زناشويي به طلاق منجر ميشود. واقعيت تلخ ديگر اين است كه از هر 4 ازدواج يكي منجر به طلاق ميشود، و روز به روز آمار زنان مطلقه در جامعه افزايش مييابد. رشد سعودي طلاق ، باعث نابساماني هاي بسياري براي زنان و كودكان جامعه شده است. ولي متاسفانه مابه ازاي اين سرخوردگي در زندگي مشترك ، نه تنها هيچگونه تسهيلاتي براي زنان فراهم نشده ، بلكه جامعه مرد سالار و به تبع آن دولت حاكم ، او را هر چه بيشتر به انزوا كشيده و حتي از تامين شغل و امنيت اجتماعي نيز محروم كرده است. علل اصلي طلاق بطور معمول ، مسائل اقتصادي ، چند همسري شوهر، خشونت هاي خانگي كه به وسيله شوهران بر زنان اعمال ميشود ، اعتياد شوهران و.... بوده است. به همين دليل اغلب زنان مطلقه دچار بيماري هاي عصبي و افسردگي شده اند . متعاقبا كودكان اين زنان نيز به دليل وضعيت روحي و اقتصادي مادرانشان شرايطي به مراتب خطيرتر از مادر پيدا كرده اند. طوري كه اين شرايط طاقت فرسا باعث اعتياد ، فحشا و فرار اين كودكان بخت برگشته شده است. در حالي كه اگر سيستم حاكم ، مينيمم هاي امنيت اجتماعي و اقتصادي و شرايط شغلي را فراهم مي نمود، وضعيت زنان مطلقه با چنين تنگنايي در جامعه مواجه نميشد. متاسفانه به دليل فرهنگ واپسگراي حاكم بر ميهنمان ، وقتي زني طلاق ميگيرد ، علاوه بر سيستم حكومتي ، جامعه نيز او را ترد نموده و حتي در دواير و ادارات نيز شغل و كار مناسبي كه مطابق با تخصص هاي او باشد، به وي داده نميشود و جامعه به وي با نگاه ديگري مينگرد. متاسفانه هيچ نهاد يا سازمانی حاضر به کمک به زنان مطلقه نيست و اين زنان در تنهايي و بي كسي و انزواي طاقت فرسا و فقر بايد زندگي را سپري كنند. حال آنكه جامعه و حاكميت بايد اين حقيقت را فهم نمايد كه هر فرد وقتي ادامه زندگي مشترك را غير ممكن مييابد و نميتواند به آن ادامه دهد، طلاق بهترين راه حل است و زنان نيز ميتوانند بعد از طلاق زندگي جديدي را مانند ساير افراد آغاز نمايند . حال بايد پرسيد، چكار بايد كرد و راه حل چيست ؟ از نظر ما راه حل يكي بيش نبوده و نيست . راه حل فقط تلاش براي احقاق حقوق به غارت رفته زنان ايراني است كه ما زنان با تلاش و كوشش و پافشاري هر چه بيشتر خواهيم توانست ، حقوقي مساوي با مردان بدست آوريم و به جامعه بقبولانيم زن نيز موجودي است برابر با جنس مخالف و تفاوتي بين اين دو نبوده و نيست. اين حقيقت روشن را بايد در عمل به جامعه و سيستم ضد زن كنوني تحميل كرد. بايد به جامعه اين آگاهي را داد كه تبعيض جنسي ، فقط از افكار واپسگرايان و ملايان حاكم تراوش ميكند . طوري كه حتي در قرآن نيز به اين مسئله اشاره شده است كه زن و مرد هيچ تفاوتي با يكديگر ندارند ، الا در آگاهي و ايمان . آفاق روشني – 27 بهمن 83 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383ساعت 10:7 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
بنا به اخبار رسانه هاي حكومتي : اعتياد زنان به 40% در سطح جامعه افزايش يافته است. در خبرديگري نوشته است : زنان تهراني بالاترين رقم معتادين زن را تشكيل ميدهند، ولي فقط 5% از آنان به مراكز درماني مراجعه ميكنند. در خبر ديگري آمده است : طبق آمار رسمي ، تعداد معتادان از 2 دهه قبل تا كنون 260%افزايش يافته است. هر چند كه اعتياد هميشه به عنوان يك بلا ومعضل اجتماعي ، در جوامع مختلف مطرح بوده است، ولي نميشود آنرا منفك از وضعيت جامعه و شرايط اقتصادي و فرهنگي ، در حاكميت بررسي نمود. اگر اين پديده شوم را جداي شرايط اجتماعي ببينيم لاجرم نخواهيم توانست تحليل درستي از علت اعتياد ارائه دهيم. راستي چرا در جامعه كنوني ايران كه روزي اعتياد يك تابو و يك استثنا محسوب ميشد ، در حال حاضر تبديل به يك امر عادي در بين اقشار مختلف مردم شده است؟ طوري كه طبق آمارهاي غير رسمي از هر 10 نفر يك نفر معتاد به مواد مخدر ميباشد، و دانش آموزان نيز از اين بلا مصون نمانده اند و طبق اخبار حتي خدمتكار مدرسه و كادرهاي مدارس بين دانش آموزان مواد مخدر توزيع نموده اند. چرا در ميهن ما ، قيمت برخي مواد مخدر، از سيگار نيز ارزانتر شده است؟ ولي گذشته از بحث كلي راجع به اعتياد و مقدمه بالا ، صحبت من با خوانندگان ، اعتياد دختران و زنان ايراني است كه روز به روز در حال گسترش است. در يك نگرش روانكاوانه به اين پديده بايد اقرار نمود كه وقتي در جامعه اي زنان دچار اعتياد مزمن ميشوند ، آن جامعه به لحاظ اخلاقي و اجتماعي به افول ميگرايد و اين پديده باعث فحشا و انحطاط اخلاقي در سطح جامعه و از طرفي باعث بيماري هاي رواني و اخلاقي در بين كودكان خانواده خواهد شد. علت العلل اعتياد را بايد در شرايط نابرابر و تبعيض آميز، بين دو جنس مخالف (مرد و زن ) و همچنين نظام حاكم بر جامعه جستجو نمود. علت استفاده 75% زنان ايراني از قرصهاي ضد استرس و قرصهاي اعصاب و روانگردان چيست؟ آيا جز نابرابري و عدم تامين امنيت آنها در خانه يا محل كار و اماكن عمومي و نداشتن شغل و تامين اجتماعي و نداشتن سرگرمي هاي سالم و.... است؟ وقتي در جامعه اي مردان با تائيد دستگاه قضايي ، به راحتي ميتوانند چندين زن رسمي و صيغه اي اختيار كنند ، وقتي با تائيد كارگزاران نظام ، زنان و دختران در خيابانها مورد اذيت و آزار جنسي و جسمي و روحي قرار ميگيرند و اعتراضات آنها نيز سركوب ميشود ، ديگر چگونه ميتوان انتظار داشت كه زنان ايراني در شرايط نرمال ، به زندگي معمول خود ادامه دهند؟ بطور مثال : خانم ” مهوش . ت” مهندس صنايع ، با مدرك فوق ليسانس ، در خيابان انقلاب مورد اذيت و آزار ، اراذل و اوباش قرار ميگيرد ، در اعتراض به اعمال اين افراد ، آنها شروع به حتك حرمت ، و فحاشي به وي نموده و حتي او را كتك ميزنند. خانم ”مهوش . ت” در همانجا (خيابان انقلاب) به نيروي انتظامي ، شكايت ميكند و كمك ميخواهد ، ولي نيرويي كه ظاهرا بايد حامي و فرياد رس مظلومان باشد و امنيت را در جامعه تامين كند، در اوج بي غيرتي به اين خانم محترم ميگويد : حتما كه خودتان كاري كرده ايد كه با شما چنين برخوردي شده است، بهتر است روسري تان را كمي جلو بكشيد ، آرايشتان را نيز پاك كنيد و... !! اينهم جواب دادخواهي از كساني كه خود باني و مسبب اين وضعيت هستند! امنيت اجتماعي بخصوص براي زنان ، مهمترين شرط يك زندگي سالم و بي دغدغه است، بدون وجود اين امنيت با اينهمه خشونت در چنين جامعه مردسالارانه اي چگونه ميتوان روح و روان سالمي داشت. در چنين شرايطي زنان ايراني بجاي مشاركت در پيشرفت و ارتقا جامعه ، به انزوا كشيده شده، دچار استرس و افسردگي ميشوند و بعضا ، اعتياد را تنها راه فراموش كردن اينهمه درد و رنج مييابند. شرايط وخيم زنان و دختران در ايران به دليل فشارهاي طاقت فرسايي كه بر روي آنان از هر طرف اعمال ميشود به حدي است كه بالاترين درصد قرصهاي اعصاب و روان گردان را زنان مصرف ميكنند. ميزان افسردگي آنان 60% از مردان بيشتر است. اين بحران به قدري جدي است كه تاثيرات نامطلوب آن مستقيما بر روي كودكان و نوجواناني كه تحت سرپرستي اين زنان قرار دارند مشهود است. در حال حاضر طبق آمارهاي موجود ، بيشترين درصد تختهاي بيمارستانهاي روان و اعصاب را زنان و دختران جوان اشغال نموده اند. يكي از علل اعتياد زنان ، اين بوده و هست كه به دستور پدر و يا شوهر (سرپرست مذكر) انتقال مواد مخدر براي فروش را انجام داده اند، و در واقع در اين رابطه بالاجبار اجير دست آنها شده اند. بطوري كه نيروي انتظامي اعلام نمود 35% از فروشندگان مواد مخدر را زنان تشكيل ميدهند. و به راستي چرا حكومت فعلي با اين پديده شوم ، بطور خاص در بين زنان و دختران مماشات ميكند؟ منافع او در چيست؟ چرا از بيرون آمدن يك تار موي زنان اينطور يقه ميدراند ولي از اين فاجعه اجتماعي كه گريبانگير جامعه است هيچ عكس العملي از او ديده نميشود؟ پاسخ اين سئوال بسيار ساده است. زنان كه 32 ميليون از جامعه ايراني را تشكيل ميدهند، هميشه براي حكومت واپسگراي كنوني به مانند بمبي در حال انفجار يا فنري فشرده در حال طغيان و پرش بوده اند، هميشه بالاترين محدوديتها و فشارهاي اجتماعي را از طرق مختلف بر آنان وارد نموده تا آنها را به انزوا و گوشه نشيني وادارد، و تلاش نموده است كه زنان آگاه ايراني را كه پايه اصلي انقلاب 22 بهمن نيز بودند، دردرياي خفت و خاري و انحطاط و سكوت غرق كند. غافل از اينكه اين فنر فشرده ، در واقع آرامش قبل از طوفان را نويد ميدهد و دير نيست كه مانند طوفان سونامي ، بر سر حاكمان دين فروش فرود آيد و هست و نيست آنان را نابود گرداند. آري هر چند كه نظام حاكم تلاش دارد كه زنان ميهنم با اعتياد در سكوت و سكون فرو روند و زير بار اينهمه ظلم و فشار و استثمار دم فرو بندند، ولي صداي فرياد زنان محروم و دردمند ايراني كه بازيچه اميال ملايان و حاكمان ضد زن شده اند، از هم اكنون به گوش من ميرسد و اين صدا نويد بخش تغيير و دگرگوني در جامعه است. همانطور كه هر بهار مبين تغيير در طبيعت است ، بهاران تغيير نظام نيز در راه است و اين بهار مرا به شكوفايي زنان ميهنم اميدوار ميسازد . پس شكوفايي و طراوت همه غنچه هاي بهاري ازآن آنان باد. آفاق روشني- ۲۶ بهمن ۸۳ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 10:48 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
براي تو مينويسم ” شـــــــــراره” داستان واقعي دختر نوجواني كه به دست دوزخيان روي زمين پرپر شد. اولين باري كه او را ديدم حوالي خيابان چهارراه مصدق به سمت ميدان منيريه ايستاده بود. نميدانم چرا ولي ناگهان نگاه نافذش در چشمهاي من گره خورد. گويي كه چيزي به من ميگفت يا اينكه چيزي را در من جستجو ميكرد . بي اراده با ماشين به طرفش رفتم، و جلو پايش ترمز كردم، او نگاهش را از من دزديد و رويش را برگرداند. به او گفتم : سلام ميخواهي برسونمت؟ دوباره برگشت و همان نگاه نافذ را بسويم روانه كرد و بدون آنكه پاسخي دهد درب ماشين را باز كرد و نشست. حتي سلام هم نكرد و يا جواب سلام مرا هم نداد. انگار كه با من قهر است پشت به من به سمت شيشه ماشين نشست و به بيرون زل زد. براي آنكه حرفي زده باشم با لبخند گفتم ، انگار كه خيلي وقت بود در اين سرما ايستاده بودي ، اسم من آفاقه اسم تو چيه ؟ با همان حالت بي محلي در حالي كه پشتش را به من كرده بود گفت، اسم من به مسخرگي اسم تو نيست!! از حرفش جاخوردم و البته تاحدودي هم به من بر خورد و سكوت كردم و به رانندگي ادامه دادم. او كه متوجه شد من از حرف او ناراحت شده ام رويش را به من كرد و گفت : ببخشيد منظوري نداشتم ، كمي عصبي هستم، اسم من ” شراره ” است. به او گفتم من تا چهارراه مدرس ميروم مسير تو كجاست؟ او با حالت كلافگي خاصي گفت : قبرستان!! اينبار ديگر خودم را بخوبي كنترل كردم چون متوجه شدم به لحاظ روحي وضعيت عادي ندارد . با خنده و شوخي به او گفتم : واي بهشت زهرا به مسير من نميخوره چطوري تو را تا آنجا برسانم! او كه از حاضر جوابي من خوشش آمده بود زد زير خنده و گفت : راستش را بخواهي من جايي ندارم كه بروم . يك روز است كه از بهزيستي بيرونم كردند، قبل از آنهم به جرم ولگردي و فساد ، لباس لجني ها (منظورش نيروي انتظامي بود) مرا به زندان بردند. و سپس با خنده تلخي گفت: انگار كه خودم خواسته ام ولگرد باشم ، اگه به من جا و مكاني ميدادند مگر ديوانه بودم شبهاي سرد زمستان را روي نيمكت بخوابم؟ از سرگذشت او كلافه شده بودم و حرف را عوض كردم تا كمي تمدد اعصاب پيدا كنم. به چهره معصوم او زير چشمي نگاهي انداختم،چهره اي زيبا و معصوم كه زير هاله ا ي از بزك زنانه بطور ناشيانه اي مخفي شده بود. به او گفتم من از سر كار برميگردم ، ميتواني چند ساعتي به خانه ما بيايي. با هم ناهاري بخوريم و گپي بزنيم ، بعدش هم خدا بزرگه! او با ناباوري به من نگاه كرد ، چشمان درشت و سياهش در من چيزي را جستجو ميكرد ، شايد آن چيزي كه در جستجوي آن بود ، مادرش بود ، نميدانم ولي آن نگاه مرا بشدت تحت تاثير قرار داده بود. با آنكه هنوز احساس مادري را تجربه نكرده ام ولي چنين احساسي نسبت به او پيدا كرده بودم، البته اگر زود ازدواج كرده بودم ، ميتوانستم دختري به سن و سال او داشته باشم. بالاخره رسيديم ، كليد را به داخل درب آپارتمان انداختم و او با ناباوري و كمي خجالت وارد خانه شد. گفت: ببخشيد كه مزاحم شدم. شوهرتان نيست؟ به او گفتم خيالت راحت باشه ، امشب ، در بيمارستان شيفت است و نميآيد. او نفس راحتي كشيد و خودش را روي مبل انداخت و چهارزانو نشست ، احساسم اين بود كه مامن و پناهگاهي يافته است. بعد از صرف غذا به او گفتم ميخواهي كه كمي از خودت برايم بگويي؟ او كه منتظر اين حرف من بود ، با سر علامت مثبت داد و شروع به حرف زدن كرد: من 17 سالمه ، 15 ساله بودم كه ترك تحصيل كردم ، چون پدرم ، مادرم را بخاطر يك زن ديگر ، طلاق داد و حتي حاضر نشد من و برادرم را به مادرم بسپارد . او مادرم را با اشك و آه و شيون و گريه از خانه بيرون كرد. بجاي مادرم كه همه اميدش ما بوديم، زني را به خانه آورد كه ظاهرا مادر ما باشد ولي شكنجه گر ما بود. مدتي از اين زندگي نكبت بار نگذشته بود كه مادرم به دليل فشارهاي عصبي در خانه پدرش دست به خودكشي زد و درگذشت . ما ديگر هيچ اميدي نداشتيم ، و به دليل كتك ها و سرزنش هايي كه روزمره با آن مواجه بودم، از خانه فرار كردم. مدتي را در يك كارگاه دوزندگي كار كردم و شبها نيز همانجا ميخوابيدم ، تا اينكه كارفرما كه متوجه شده بود من سرپناهي ندارم، به سراغ من آمد و....... چكار ميتوانستم بكنم؟؟؟؟؟؟ در اينجا ديگر شراره مانند آتشفشاني پر شراره اشك ميريخت، طوري كه كنترل او برايم غير ممكن بود، ديگر خودم هم توان كنترل خودم را نداشتم و با او اشك ميريختم. نه فقط بخاطر فرد شراره ، بلكه بخاطر درد و رنج تمامي دختركاني كه بي پناه و بي كس به فحشا و اعتياد كشيده شده اند و حالا با شنيدن داستان غم انگيز شراره ، خاطرات آنها را در وجودم فروزانتر ميديدم. دختراني كه بخاطر قوت لايموت حتي حاضر به فروش اجزا بدن خود مانند كليه و كبد ميشدند ، دختراني كه بخاطر فقر و بيكاري مجبور به فروش تنها دارايي خود بودند و..... لحظاتي داشتم كه ميخواستم پنجره را بگشايم و فرياد بزنم ، واي بر شما سنگين دلان ، واي بر شما دين فروشان ريايي ، از جان جوانان و زنان ايراني چه ميخواهيد؟ آيا 26 سال حاكميت برايتان كافي نبود، آيا هنوز جيب هاي گشادتان پر نشده !!! ولي آخر مگر به تنهايي كاري از دستم بر مي آيد ؟ به كجاي اين شب تيره بياويزم!! . او را به گرمي در آغوش فشردم و تسلي اش دادم ولي چه سود ، مگر چقدر توان نگهداري او را داشتم ، و واقعيت دردناك اين بود كه شراره ، فقط نمونه اي از هزاران هزار دختر فراري و بيخانمان بود . دختركاني كه در حاكميت پر فتنه و فساد ملايان زير چرخهاي خشن اين نظام دين فروش ، له ميشوند و صداي بي صداي آنان را هيچ كس نميشنود. او ادامه داد، كه بعد از مدتي او را در خيابان ستارخان دستگير نموده و به جرم ولگردي و فساد به زندان ميبرند ، در زندان مفسدان واقعي و متعرضين به ناموس زنان ايراني، يعني پاسداران شب ، به او بارها و بارها تعرض نموده و سپس او را به محلي بنام ” كانون بهزيستي ” ميفرستند ، آنجا نيز شراره مثل بقيه دختران ، بارها بدترين توهين ها و تحقيرها و حتي كتك و ....را تحمل ميكند ولي در نهايت از آنجا نيز وي را بيرون ميرانند . مسئولين بهزيستي به آن دختران نگونبخت گفته بودند ” ما ديگر نميتوانيم خرج شما مفت خورها را بدهيم ، برويد بيرون و به همان شيوه اي كه خرج خودتان را در مياورديد كار كنيد” اينهم از عدالت اسلامي در حاكميت ملايان!! بالاخره بعد ازمدتي شراره كه متوجه شده بود همسر من نسبت به وجود او در خانه تمايلي ندارد ، خانه مرا ترك كرد و فقط از خود يك نامه تشكر آميز از من كه به او جاي داده بودم باقي گذاشت و رفت. او گفته بود نميتواند سربار من باشد و زندگي مرا با همسرم خراب كند! نميدانست كه من مدتهاست كه ديگر توان چنين زندگي اي را ندارم و اين زندگي برايم مانند زهر تلخ و طاقت فرساست . چرا كه هنوز ذراتي از انسانيت را در وجود خودم حفظ كرده ام و نميتوانم فقر و فحشا و خودكشي و خود فروشي زنان ميهنم را ببينم و خودم زندگي آرامي داشته باشم . همگي ما در سكوت و سازش به اينهمه ظلم و تبعيض ، برده بردگان خواهيم بود، الا اينكه دست در دست يكديگر ، بر عليه اينهمه جور و نابرابري بپاخيزيم و كاري كنيم كارستان ، فلك را سخت بشكافيم و طرحي نو در اندازيم ، و البته كه بهاي آنرا نيز در اين مسير خواهيم پرداخت، هر چه باشد. و من چشم انتظار روزي هستم كه شراره هاي آتشين ، دودمان اين نظام را به آتش بكشند و انتقام اينهمه سرخوردگي و ناكامي را از مسببان اصلي آن بستانند. آفاق روشني – 26بهمن83
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 10:39 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
شرق : خانم ياكين ارتورك طي بازديدىكه از بخش زنان زندان اوين داشت ابراز اميدوارى كرد كه توقف حكم سنگسار مبدل به قانون شده و لايحه SDO (رفع تبعيض عليه زنان) كه از طرف شوراى نگهبان رد شده است و اينك در دست مجمع تشخيص مصلحت نظام در حال بررسى است، به تصويب برسد. وى نگاه داشتن زندانيان در سلول انفرادى را پايمال كردن حقوق اساسى و قوانين بين المللى دانست و ممنوع الملاقات كردن زندانيان و دسترسى نداشتن آنها به وكيل را از عمده نگرانى هاى خود دانست. درخصوص اين موضوعات با او گفت وگويى انجام شده كه در پى مى آيد. آيا شما به دعوت دولت ايران براى بررسى وضعيت خشونت عليه زنان به ايران آمده ايد؟ بله، من و همراهانم به دعوت دولت ايران آمده ايم. قبل از اينكه به ايران بياييد استنباط شما در مورد خشونت عليه زنان در ايران چگونه بود؟ من به عنوان گزارشگر نامه هايى دريافت كرده بودم و اطلاعات عمومى در مورد خشونت عليه زنان دريافت مى كردم. در سال گذشته، در سال ۲۰۰۴ يازده شكايت در مورد ايران دريافت كردم. اين نامه ها را كه دريافت كردم به دولت ايران فرستادم و از آنها توضيح خواستم كه آيا اين اتفاقات در ايران افتاده است يا نه و خواستم كه موضوع را روشن كنند. اين شكايات در چه موضوعاتى بود؟ اين شكايت ها در مورد دو موضوع بودند، زنانى كه در انتظار اعدام بودند و پرونده كيفرى آنها خيلى با محتويات آن متضاد بود. پرونده ليلا مافى يكى از آنها بود و لازم بود وضعيت ايشان به دقت بررسى شود. ليلا مافى خود يك قربانى است نه يك جنايتكار. مورد ديگر زنان نويسنده اى بودند كه بازداشت و بازجويى شده بودند. اينك استنباط شما در مورد خشونت عليه زنان چگونه است؟ قوانينى كه نياز به اصلاح دارد بايد اصلاح شود و نياز هست كه قوانين مرتب بررسى و تازه شود. زمينه هاى ديگرى كه اصلاحات بيشترى لازم دارد، شيوه هاى اجراى قانون است. يعنى اجراى عدالت. شما گفتيد كه با دولتمردان و مسئولان ايرانى صحبت كرده ايد. مشخصاً بفرماييد بر روى چه نكاتى بيشتر تاكيد داشته ايد؟ در ديدارى كه با مسئولان قضايى داشتم بر روى بد اجرا شدن عدالت صحبت كردم، يكى از معاونان قوه قضائيه به من گفتند كه در آنجا اصلاحات در حال انجام است، من هم استقبال كردم. با مسئولان دولتى در مورد تغيير مثبت قانون و از بين بردن هرگونه تبعيض در قوانين نسبت به زنان صحبت كردم. با سازمان هاى ديگر در مورد اهميت تحقيق و پژوهش و داشتن برنامه، طرح و ايجاد خانه هاى امن صحبت كردم. تا آنجا كه به من گفتند در ايران ۸ خانه سلامت وجود دارد كه بايد تعداد اينها بيشتر شود. من سعى كردم كه از مقامات سئوال كنم كه برنامه هاى آنها چيست و چه پروژه هايى در دست دارند. با مجمع تشخيص مصلحت نظام در خصوص چه موضوعاتى صحبت كرديد؟ من با كميته مربوط به زنان و كودكان مجمع ملاقات كردم. صحبت من با آنها در مورد تائيد و تصويب معاهده SDO برداشتن تبعيض عليه زنان بود. آيا با نمايندگان مجلس ديدارى داشته ايد؟ با پنج عضو پارلمان ملاقات داشته ام، در مورد معاهده SDO با آنها صحبت كردم، در مورد موضوعاتى كه آنها مى توانند خود را با قوانين بين المللى سازگار كنند، صحبت شد، در مورد سن مسئوليت كيفرى مردم و به خصوص كودكان صحبت كردم. آيا آنها به شما قول هايى داده اند؟ نه، كسى قولى نداد. ولى من در انتظار قول آنها هستم! ولي من از وضعيت موجود گزارش خودم را مى نويسم. به غير از ايران به كدام يك از كشورهاى ديگر در مورد خشونت عليه زنان سفر كرده ايد و در مقايسه با ايران چه نكاتى به نظر شما مى رسد؟ من به السالوادور، گواتمالا، فلسطين، روسيه، ايران و مكزيك سفر كرده ام. گزارش روسيه، ايران و مكزيك را امسال ارائه مى كنم و السالوادور، گواتمالا و فلسطين را در سال آينده گزارش خواهم كرد. مشكلات قانونى زنان در ايران را چگونه مى بينيد؟ آيا فكر مى كنيد كه لاينحل است يا به مرور زمان حل خواهد شد؟ من آنها را در بن بست نمي بينم. وقتى كه اراده براى تغيير وجود داشته باشد، حتماً تغيير مى كنند. از سفرتان به ايلام بگوييد. مشكلات حقوقى زنان را در آنجا چگونه ديديد؟ اتفاقات در ايلام خيلى غم انگيز است. به اين معني كه ما به عنوان جامعه انسانى داريم شكست مى خوريم و راه ديگرى براى اين پيدا نمى كنيم. البته اين، نوع افراطى خشونت است. من از سازمان ملل و از سازمان هاى دوجانبه با جديت خواهم خواست كه كمك هاى جدى را براى زنان ايلام در نظر بگيرند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 10:36 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
خشونت عليه زنان ايراني ، ثمره 26سال حاكميت ملايان دين فروش تراژدي دردناك زنان بي پناهي مانند حاجيه ، ليلا ، فاطمه ، شهلا و ... را حتما كه خوانده ايد. قربانياني كه در اين نظام ضد زن به خاطر ستم مضاعفي كه در حق آنها روا شده، محكوم به اعدام شدند. يا اعظم، زني كه به دليل طغيان در برابر زندگي نكبت باري كه به اصطلاح شوهرش به وي تحميل كرده بود ، به اعدام محكوم شده است و هزاران هزار نمونه هايي مانند اين كه همگي بيانگر خشونت هاي بي حد و مرز بر عليه زنان اين ميهن است. در واقع خشونت عليه زنان ، تاريخچه اي بس طولاني دارد كه بيانگر قدرت نابرابر بين دو جنس مخالف(زن و مرد) ميباشد. اين قدرت, در يک جامعه طبقاتي و عقب مانده مانند نظام فعلي حاكم بر ميهنمان فرصت وامکان اظهار وجود پيدا مي كند. نابرابريهاي جامعه طبقاتي بستر اصلي اين پديده است و شرايط و امکانات بوجود آمدن آن و تداومش را مهيا مي كند. به همين خاطر است که ما بخوبي مي توانيم زن ستيزيهاي نظام حاكم بر جامعه مردسالار و تبعيض آميز كنوني را بوضوح ببينيم و لمس كنيم. واقعيت اين است كه اين مسئله متاسفانه در ميهن ما تبديل به يك فاجعه ملي و اجتماعي شده است. در شرايط فعلي ايران، خشونت عليه زنان به دو صورت است: الف. از طريق قوانين زن ستيزانه مانند سنگسار ، حجاب اجباري ، تعيين مهريه دختران و طبقه بندي آنان و.... ب. ازطريق اشاعه افكار واپسگرا وعقب مانده در حاكميت عليه زنان ، مانند قتل هاي ناموسي ، تجاوز به زنان و دختران ، بي حرمتي به زنان در خيابانها و اماكن عمومي و ادارات و كارخانه جات و... . اما اگر بخواهيم يك تعريف بسيار ساده از خشونت عليه زنان بكنيم مي توانيم بگوييم ، هرنوع اجحاف اجتماعي بر عليه زنان, که آنها را از زندگي معمول دور کرده و از برخورداري نسبت به اوليه ترين حقوق انساني محروم كند, بيان آشکار خشونت عليه زنان است. زني که حق انتخاب تحصيل از او گرفته مي شود و از پيشرفت در جامعه محروم مي گردد و مهمترين كار او به قول رفسنجاني و خامنه اي و خاتمي، همسرداري و بچه داري است! زني كه در مقابل چند همسري بايد سكوت پيشه كند ويا حق انتخاب شغل برايشان وجود ندارد . موارد متعددي به ما گزارش شده است كه دختران جوان براي پيدا كردن كار و شغل به دليل عواملي مانند فقر و بيكاري مجبور به رابطه با كارفرما ميشوند تا خرج زندگي خود را تامين كنند و كارفرما آنها را اخراج نكند. يا كشته شدن زنان و دختران درقتل هاي ناموسي و هزاران ، هزار موارد ديگر كه همگي حاكي از فرهنگ مردسالارانه ايست كه طي 26 سال اخير تدريجا در ذهن ها نقش بسته و از طريق نظام حاكم ، در همه صحنه ها آموزش داده شده است. چرا كه طبق قوانين عام جامعه ، هر نظامي كه بر مسند حكومت قرار ميگيرد، فرهنگ خاص خود را ترويج كرده و آموزش ميدهد. در حالي كه ما معتقد به تساوي زن و مرد در تمامي صحنه ها هستيم . اين استدلال ابلهانه را كه زن از دنده چپ مرد بوجود آمده و به تبع آن زن موجودي درجه 2 قلمداد ميشود را مردود ميدانيم. ولي واقعيت اين است كه چگونه ميتوان انتظار داشت ، در جامعه اي كه بطور قانوني، اوليه ترين حقوق يك زن از وي سلب ميشود، خشونت بر عليه او وجود نداشته باشد؟ زني كه از حق انتخاب آزادانه همسر محروم مي شود. زني که حضانت کودكش را از دست مي دهد. زني که حق انتخاب آزاد پوشش خودش را ندارد. زني که در فقر نگهداشته مي شود . زني که در برابر کار مساوي با مردها ، مزد مساوي نمي گيرد. زني که از امکانات کاري برابر برخوردار نيست. زني که مورد تجاوز جنسي قرار مي گيرد و قانون هم هيچ عكس العملي در رابطه با متجاوز انجام نميدهد. زني که قرباني شرايط و اوضاع جنگي يا جوي مي شود ، بطور مثال بعد از زلزله بم ، بجاي رسيدگي و دلجويي از وي به فروش ميرسد و مورد تعرض كارگزاران همين نظام قرار ميگيرد. زني که بدون اجازه همسرش حق مسافرت از او گرفته مي شود. زني که بدون اجازه پدر و يا افراد مذكر خانواده اجازه انتخاب همسر ندارد. زني که در محل کار و يا محيط تحصيلي مورد آزار جنسي و تبعيض واقع مي شود، و شكايات او نيز به جايي نميرسد. زني که قاچاق و خريد و فروش مي شود و به خاطر مينيمم هاي زندگي و لقمه ناني به فحشاء اجباري كشانده ميشود. زني که به دليل شرايط ناتواني فيزيکي مورد تبعيض قرار گرفته و از امکانات کاري و تحصيلي محرومش مي کنند. زني که به دليل پا به سن گذاشتن استخدامش نمي کنند و فرصت نشان دادن کارآييها و تواناييهايش را از دست مي دهد. زني که قوانين آپارتايد جنسي در همه زمينه هاي زندگي, او را به عقب ميراند. زني که اطاعت بي چون و چرا از همسرش بر او تحميل مي شود. زني که از جانب مردها و كارفرما و ... مورد آزار لفظي قرار مي گيرد. زني که به دليل باردار بودن استخدام نمي شود و يا اگر در حين شاغل بودن باردار شود, از کار بيکارش مي كنند و يا حتي در صورت ادامه کار, از هيچگونه شرايط ايمني در کار برخوردارنيست. زني که در بحرانهاي اقتصادي, پديده اخراج و بيکاري ابتدا دامنگير او ميشود. زني که قرباني فرهنگهاي عقب افتاده و پوسيده ملايان حاكم است. زني که به او فقط به چشم کدبانوي خانه نگاه مي كنند و چهارديواري خانه تنها محيط به ظاهر امن برايش قلمداد مي شود. حال آنكه در آنجا نيز مورد خشونت خانگي قرار ميگيرد. زني که به محض ابراز عقيده و اعتراض به اجحافات و نابرابريها, دستگير شده و به زندان مي افتد. زني که بدليل قوانين حاكم بر ميهنمان به چوبه دار آويخته و يا سنگسار مي شود. و زني که قرباني قتلهاي ناموسي است ......... همه اين زنان با اعمال خشونت از سوي جامعه مردسالاري مواجهند كه نتيجه حاكميت نظام ضد زن كنوني است . تنها يكي از موارد اين ليست طولاني, گسترش فاجعه اي تحت نام « قتلهاي ناموسي » است كه به يمن حمايت سيستم موجود ، روز به روز در ايران گسترش مييابد. قوانين فعلي چنان وضع شده كه از اين اعمال جنايتكارانه نه تنها جلوگيري نميشود بلكه تلويحا آنرا تائيد ميكنند. به عنوان مثال «طبق ماده 220 قانون مجازات اسلامي رژيم , مجازات پدر و جد پدري در قتل فرزند تخفيف داده ميشود, طبق ماده 55 قانون مجازات اسلامي هم اگر والدين و شوهر در مقام تربيت فرزند يا زن! آنها را تنبيه كنند , مرتكب جرم نيستند». يعني خشونت عليه زنان و كودكان مباح است. بطور نمونه : يك دختر 9ساله توسط پدرش در منطقه كن در شهر تهران به شكل دلخراشي به قتل رسيد . اين پدر دخترش را به بهانه اينكه مورد ”تعرض“ قرارگرفته در زير زمين خانه و در مقابل چشمان مادر وحشتزده اش با ضربات چاقوبهقتل مرساند. مورد بعدي ، يك دختر 7 ساله در استان خوزستان هم به همين بهانه بهطرز فجيعي توسط پدرش به قتل رسيد. او سر دختر هفت ساله ش رو در كيسه اي گذاشت و به كلانتري محل مراجعه كرد و گفت : « من قتلي مرتكب نشدم, بچهام بود ,سرش رو بريدم، ولي دمِ او خودم هستم و شكايتي هم ندارم!» در همين رابطه خبرگزاري ايسنا اعلام نمود، قتلهايي كه از سوي بستگان و به دلايل ناموسي و مسائل خانوادگي صورت ميگيرد با4% رشد، از 18% در سال 81 به بيش از 22% در سال 82 رسيد. كه البته اين آمار در سال 83 به مرتب بيشتر شده است و روزانه گزارشات آن از طريق رسانه ها به دست ما ميرسد و اين فقط مواردي است كه كارگزاران رژيم اجازه درج آنرا در روزنامه ها و سايتها ميدهند. خبرگزاري ايسنا 18 آبان 82: دكتر علم الهدايي: كشتن زنان و دختران عمدتاً به شيوه سر بريدن , صرفا به دليل اتهامات بي پايه و اساس نوعي شجاعت يا غيرت محسوب ميشود و اثبات پاكدامني زن و دختر نيز هيچ تاثيري ندارد و حتي اگر به قتل منجر نشود , دست كم طرد آنها را به دنبال خواهد داشت. خبرگزاري ايسنا 3 آبان 83: 45 دختر زير 20 سال در مظان اتهام به فاصلة يك ماه قرباني قتلهاي ناموسي شدند... از آنجاييكه عمو, پدر, برادر, و پسر عمه اختيار تام قتل دختران ولو به جهت مظنون شدن به آنها را دارند, بعد از كشتن دختر , شناسنامه وي را آتش زده و از آنجاكه نهادهاي مدني, سازمانهاي غير دولتي و ساختارهاي حامي حقوق اين دختران به اندازه كافي وجود ندارد, اغلب از پيامدهاي قضايي در امان ميمانند, و به دليل عدم برخورد از سوي قوه قضاييه , اين جنايتها دامنهاي رو به گسترش دارد.بله، نظام واپسگراي كنوني با فرهنگ متحجر و زن ستيزانه اش ، مبلغ چنين قتل هاي فجيع است و به اين صورت زمينه رشد بيشتر اينگونه فجايع در ايران را به وجود مي آورد. فاجعه يي كه خودش را در آمار زنان و دختران معتاد, فراري, خياباني، و در بازارهاي حراج دختران ايراني در كشورهاي همسايه و همچنين آمار خودسوزي و خودكشيهاي زنان, نشان ميدهد و هر روز هم ابعادش بيشتر و گسترده تر ميشود. باشد كه روزي نه چندان دور 32ميليون زن ستم كشيده ايراني به خونخواهي زناني كه مثله شدند ، يا دختركان بي گناه كه سربريده شدند، يا بدار آويخته شدند و يا در بازارهاي ساير كشورها به فروش رسيدند ، پايه هاي اين نظام عقب مانده را از جاي بركنند و در جامعه اي آزاد و برابر، طرحي نو در اندازند و ايران آزاد و آباد را پايه ريزي كنند. آفاق روشني- 24بهمن 83
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1383ساعت 11:27 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
60% از دانشگاهيان را دختران و زنان جوان تشكيل ميدهند، اين پديده ترس و وحشت كارگزاران رژيم را بالا برده است به همين دليل نظام ضد زن كنوني در تدارك حذف زنان از برخي رشته هاي تحصيلي است تا آمار دانشجويان دختر را پايين بياورد. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي جنديشاپور معتقد است كه بايد انگيزه پسران را براي ورود به دانشگاه افزايش داد نه اين كه مانع از ورود دختران به دانشگاهها شد. دكتر اردشير ارضي در گفتوگو با ايسنا افزود: نميتوانيم مانع از ورود دختران به دانشگاهها شويم و جلوي بروز و پيشرفت اين استعدادها را بگيريم. نميتوانيم دختري را كه از نظر علمي و استعداد در سطح بالايي قرار دارد كنار بزنيم و مانع از ورود وي به دانشگاه شويم. بايد بررسي شود كه چرا تعداد دختران در دانشگاهها بيشتر از پسران شده و در پي انگيزهها و علل اين موضوع باشيم. وي با بيان اين كه انگيزه پسران براي ورود به دانشگاهها و تعداد شركتكنندگان پسر در آزمونها كاهش يافته است، تصريح كرد: نميتوان به علت شركت نكردن پسران در كنكور مانع از ورود دختران به دانشگاهها شد اين امر از عدالت اجتماعي به دور است و بايد به دنبال عوامل شركت نكردن پسران در كنكور باشيم. بايد انگيزه پسران براي ورود به دانشگاه و شركت در كنكور افزايش يابد و آنان به اين امر ترغيب شوند. خبرگزاري دانشجويان ايران – اهواز |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 17:18 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
شرق – 24 بهمن - خودكشي با سيانور : در آخرين حادثه يك پزشك عمومي به نام نيلوفر با خوردن سم سيانور خودكشي كرد.جسد اين زن ۲۹ ساله شامگاه پنج شنبه در اتاق خوابش از سوي خانواده اش كشف شد. خانواده اين زن در بازجويي ادعا كرد نيلوفر با خانواده دچار مشكل شده بود و تاكنون چند بار آنها را به خودكشي تهديد كرده بود. ماموران در اتاق اين پزشك يك ظرف حاوي قرص هاي سيانور كشف كردند. با دستور ولي الله حسيني بازپرس كشيك قتل جسد اين زن براي تشخيص علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني منتقل و تحقيقات ماموران در اين خصوص آغاز شد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 17:10 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
طرح دوستي ريخته و ميخواست با او ازدواج كند خودسوزي كرد همشهري - 24 بهمن - زني ديگر اقدام به خودسوزي كرد. او كه دچار ۷۴درصد سوختگي شده از منطقه اسلامشهر روانه بيمارستان شده است. موها ، صورت و گردن كاملا سوخته شده. لب ها متورم و قرمز. هراز گاهي از روي تخت بلند مي شود، ناله اي مي كند و تمام. همسر و فاميل هايش دور تخت جمع شده اند. پزشك آرام مي گويد: ماندني نيست. درجه سوختگي اش بالا است و با اين امكانات اندك بيمارستان نيز درصد زنده ماندنش بسيار كم است. دقايقي بعد زن دوباره بلند مي شود و اين بار به ناله از وضعيت خود شكايت مي كند.اين زن ۳۳ ساله كه صاحب دو بچه كوچك نيز هست، مي گويد: خيلي پشيمانم. اما به گمانم زنده نخواهم ماند. اين را از پچ پچ هاي ديگران با دكتر مي فهمم. او درباره علت خودسوزي اش مي گويد: با همسرم دعوايم شد مدتي بود كه از زن ديگري حرف مي زد. امروز صبح هم رك و راست به من گفت كه مي خواهد زن دوم بگيرد. همسايه ها چند وقت پيش به من گفته بودند او را با دختر جواني ديده اند. خب چه كنم اين هم شانس من است. اما نمي توانستم منتظر بمانم تا يك زن ديگر بيايد زندگي خودم و دو بچه ام را بگيرد.او به سختي حرف مي زند. بوي عفونت، بتادين و داروهاي ديگر ضدعفوني كننده اتاق را پر كرده است، زن دوباره شروع به حرف زدن مي كند، صبح بعد از حرفهاي همسرم آنقدر عصباني شده بودم كه نفهميدم چه مي كنم در آشپزخانه يك بطري نفت داشتيم، آن را خالي كردم روي تنم و بعد كبريت را كشيدم.زن حالا ديگر به گريه افتاده است: «بچه هايم نيز من را در اين حال ديدند. همسرم آب را درقابلمه مي كرد و رويم مي ريخت، بعد هم با يك پتو خاموشم كرد. اما فايده نداشت تمام بدنم سوخته بود» .زن به خواب مي رود. همسرش كنار دستش مات و مبهوت مانده است، نمي دانستم او حالا به چه فكر مي كند به اين جسم سوخته شده يا به همسر دوم! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 17:8 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
حكومت نظامي در شهرستان تكاب به هنگام خروج دختران از دبيرستان!! پيك ايران -24بهمن - حدود دو ماه است كه در شهرستان تكاب(استان آذربايجانغربي) هنگام خروج دختران از مدارس ماموران باتوم به دست به خيابانها ميافتند و حتي خيابان را به دو دسته تقسيم ميكنند كه خانومها بايد از طرف ديگر رد شوند! حتي در مواردي اقدام به دستگيري جواناني ميكنند كه جرمشان راه رفتن در خيابان است اين هم حكومت نظامي ملاها!!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 17:4 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
ايلنا-23بهمن - مديركل مركز پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي بهزيستي، اعلام كرد: بر اساس آمارها، سال گذشته حدود يك هزار تجاوز ثابت شده است . از سال 81 با ميزان گسترش روز افزون كودك آزاري, همسرآزاري و خشونتهاي خانگي مواجه بودهايم.: سال گذشته، حدود هشت هزار خشونت خانگي ثبت شده كه بخشي از آن، شامل كودك آزاري ميشد. به گفته معتمدي, با توجه به حجم زياد كودك آزاريها و خلا قوانين در اين زمينه، نياز به اقدامات فوري داريم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 16:50 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
ايسنا-23بهمن - به گفته يك روانشناس 75% زوجين تهراني در حالت «بيتفاوتي»، «درگيري» و يا «جدايي» از يكديگر بوده و تنها 25 درصد آنها از يكديگر «رضايت نسبي» دارند. به گفته دكتر افروز، افسردگي در زنان ايراني دو برابر از مردان است كه ريشه آن در رابطه با همسر و ناخوشاينديهاي «رواني ــ جنسي» است و كالبد شكافي طلاق نشان ميدهد ريشه دلزدگي زوجين از يكديگر دافعههاي «رواني ــ جنسي» است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 16:48 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
در انتظار اعلام نتيجهي بررسيهاي كميتهي تعيين شده از سوي رييس قوهي قضاييه در پروندهي وبلاگنويسان است.قاضي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دربارهي اظهارات دادستان تهران درخصوص كذب بودن شكسته شدن بيني وي و همچنين گرفتن گواهي از يك پزشك كرجي به بهانهي ارائه به بيمه، تاكيد كرد: يك سال است بيمه نيستم كه براي آن، دست به چنين كار بزنم.وي در ادامه با بيان اين كه جزئيات روند طي شده در پزشكي قانوني را به هاشمي شاهرودي توضيح داده است، گفت: تقاضاي تشكيل هيات پزشكي مستقل را كردهام كه فكر ميكنم اگر اين هيات تشكيل شود و بيني مرا معاينه كند، خيلي چيزها روشن خواهد شد. من ساكن كرج هستم و به دو پزشك يكي در تهران و يكي هم در كرج مراجعه كردهام و از هر دو گواهي مبني بر شكستگي بيني دارم؛ علاوه بر اين، عكس راديولوژي كه گرفتم دكتر راديولوژيست، شكستگي بيني مرا تأييد كرده كه در عكس مشخص است. پزشك من در كرج هم بر مبناي عكس راديولوژي، شكستگي بيني مرا تأييد كرده است و گواهي داده است. هر دو پزشك من را به پزشكي قانوني احضار كرده بودند و از آنها پرسيده بودند و مسايلي هم عنوان شده بود كه من در جلسهي با شاهرودي شفاها و كتبا آنها را گفتهام و تا نتيجه پيگيريهاي شاهرودي اعلام نشود، اظهار نظر نميكنم.وي با بيان اينكه شكايت من تنها به خاطر ضربه به بينيام نبوده است، برخورد، توهين و فشارهاي غيرقانوني را از جمله موارد شكايتي خود از بازجويان عنوان و اين سوال را مطرح كرد كه : چرا همه چيز را در شكستگي بيني من خلاصه كردهاند؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 11:1 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
از 2 ميليون زن که سرپرست خانواده هستند ، تنها 25% تحت پوشش حمایتی دولت قرار دارند. بنظر شما بقيه اين زنان بي سرپرست ، مخارج كودكان خود را از كجا بايد تامين كنند؟ آيا با اين آمار علت اصلي فقر و فحشا در جامعه را نميتوان دريافت. راستي چرا جامعه ايراني دچار اينهمه انحطاط و فحشا شده است. ريشه در كجاست؟ آيا ريشه را نبايد در نظام كنوني جستجو كرد؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن 1383ساعت 11:47 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
نيروي انتظامي تهران اعلام كرد: طي چند ماه اخير 3969 نفر از زنان و دختران دستگير شده اند كه از اين ميان 649 نفر از آنها دختران زیر 14 سال بوده اند. لازم به ذكر است كه اين آمار را صرفا كارگزاران رژيم اعلام نموده اند و در اين موارد بايد آمار داده شده را 4-5 برابر نمود تا به آمار واقعي نزديك شد. منبع خبرگزاري سينا |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن 1383ساعت 11:35 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
از مهر تا بهمن 1383، نزديک به 5 ماه است که اعتراضات صنفي معلمان گستردگي بيشتري يافته و اکنون در انتظار عمل به وعده ها فروکش کرده است. در نشست اعضاي تشكلهاي صنفي معلمان در 22 مهر" ، محمد بهشتي دبير كل كانون صنفي معلمان، از مداخله نهادهاى امنيتي، فشار آموزش و پرورش؛ هزينه سنگين فعاليت صنفى و امكان انحلال كانون" خبر داد. در اول آبان سيد هاشم خواستار عضو كانون صنفى معلمان توسط نيروهاى امنيتى رژيم بازداشت شد و به نقل از روشنگري خبر آن به عنوان يك استثنا انتشار يافت ( استثنا به اين جهت كه خبرهاى مربوط به اين بازداشت ها غالبا انتشار نمى يابد و تشكل هاى معلمان نيز از وسايل اطلاع رسانى به افكار عمومى محروم اند و نشريه "قلم معلم ماه هاست در محاق توقيف است.) در پي استعفاي محمود بهشتى در 11 دى و جايگزين شدن على اكبر باغانى به جاى او، باغانى در 20 دى به ايلنا گفت :«در حال حاضر و با توجه به محدوديتهايى كه براى كانون ايجاد شده است؛ نميتوانيم هيچ اقدامى صورت دهيم، مگر آنكه بخشى از محدوديتها كه مانع فعاليتهاى ما ميشود، حذف شود . تجمع اعضاي کانون هاي صنفي فرهنگيان سراسر کشور در 27 دى در برابر مجلس برگزار شد که بازهم پاسخ نگرفت. در پي آن كانون فرهنگيان دزفول در 28 دى جلسه اي با حضور نمايندگان معلمان در سالن کانون ايثار برگزار کرد. در اين جلسه طبق آنچه در اطلاعيه شماره 9 کانون صنفي فرهنگيان دزفول آمده است، حاضران ضمن بيان نقطه نظرات خود و با عنايت به عدم تحقق خواسته هاي قانونمند مشروع و حق طلبانه فرهنگيان خصوصا عدم تصويب و اجراي نظام هماهنگ پرداخت حقوق و عدم پاسخگويي مسئولين دست اندر کار و عملي نشدن وعده هاي داده شده در جهت رفع تنگناهاي معيشتي نمايندگان شوراي آموزشي مقاطع سه گانه آموزشگاه هاي حاضر در جلسه از کانون صنفي فرهنگيان دزفول خواستار تصميمي قاطع با مشارکت بيدريغ کليه همکاران فرهنگي شدند که اين تصميم تعطيل کردن کلاس هاي درس بدون حضور در آموزشگاه ها به مدت سه روز از 3 تا 5 بهمن بود. که اين تصميم هم در اطلاعيه مذکور به اطلاع مسئولان رسيد. اما همين تصميم با تهديد ارعاب همراه شد. و در پي آن جمعي از آموزگاران و دبيران شاغل در آموزشگاه هاي شهرستان دزفول در اطلاعيه ديگري اعلام کردند :« به دنبال تصميم فرهنگيان و معلمان شهرستان دزفول مبني بر تعطيلي کلاس هاي درس موج تهديدها و ارعاب ها از سوي رئيس آموزش و پرورش دزفول (قنبر زاده) و معاون او(نعيمي) و فرماندار دزفول و ارگانهاي امنيتي بر معلمين دلسوز که هيچ گناهي جز استيفاي حقوق و مطالبات قانوني خود ندارند آغاز شده و بيم آن مي رود تعدادي از معلمان به علت نرفتن سر کلاس درس بازداشت شوند .حال کسي نيست به اين آقايان حالي کند که يک معلم با آن همه استرس و فشار عصبي که ناشي از مشکلات شغلي و معيشتي که ناچار شده فشار اضافه کار طاقت فرسا را تحمل کند چرا با وي اينگونه برخورد مي شود؟ چرا اضافه کاري، حق مسکن ، حق محروميت روستا و غيره پرداخت نمي شود؟ در پي اين اطلاعيه جلساتي با مسئولان برگزار شد و وعده هايي براي تحقق مطالبات معلمان داده شد و به اين ترتيب در اطلاعيه ديگري از معلمان خواسته شد که در کلاس ها حاضر شوند: احتراما به منظور بررسي و نحوه پيگيري مطالبات همکاران محترم جلسات متعددي با حضور مسئولين محترم اداره و مسئولين شهرستان در حوزه هاي مختلف با مسئولين کانون صنفي و همچنين با عنايت به پيگيري هاي مجدانه عزيزان و ارتباط مستمر با مقامات ذيصلاح استان و بروز شواهد و قرائني دال بر رفع مشکلات همکاران و پرداخت مطالبات در کوتاه مدت و نيز جهت پيشگيري از هر گونه مخدوش شدن چهره مقدس جامعه فرهنگيان و با عنايت به تشکيل جلسه اي با حضور رئيس سازمان آموزش و پرورش استان خوزستان به همراه عزيزاني که در نشست روز دوشنبه حضور داشته اند لذا کانون انتظار دارد همکاران گرامي در مقاطع مختلف کمافي السابق در آموزشگاههاي خود در کلاس درس حاضر شوند و به انجام خدمات ارزنده خويش بپردازند. بديهي است کانون صنفي نيز به دنبال قول مساعد مسئولين همچنان به دنبال تحقق خواسته هاي بحق فرهنگيان بوده و چنانچه مطالبات قانونمند معلمين محقق نگردد باب پيگيري و استفاده از راهکارهاي مختلف مسدود نبوده و از فرصت هاي مناسب آينده نيز با عنايت به نظر همکاران اسنفاده خواهد شد. تريبون فمينيستي |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن 1383ساعت 11:11 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
خلبان پرواز فرانکفورت- تهران (لوفتانزا) از برگردان يك پناهنده زن كه اخراج شده بود ، امتناع كرد بنابه اطلاعيه "سازمان زنان هشت مارس" شب گذشته دهها تن از فعالين ايراني و افغانستاني سازمان زنان هشت مارس، فعالين چپ آلماني و برخي از فعالين تشکلات ايراني در اعتراض به ديپورت يک زن پناهجوي ايراني در فرودگاه فرانکفورت دست به يک آکسيون اعتراضي زدند. فعالين اين آکسيون مسافران را از اين عمل غير انساني با خبر کردند و از آنها خواستند که در ممانعت از اين پرواز همراهي کنند.در نتيجه اين فعاليت متحدانه خلبان پرواز فرانکفورت- تهران (لوفتانزا) در همبستگي با معترضين از پرواز خوداري کرد.طبق گزارشات رسيده برخي از مسافرين نيز با اين حرکت اعتراضي همراهي کردند. پليس آلمان اکثر شرکت کنندگان در اکسيون را دستگير و هم اکنون برخي از فعالين سازمان زنان هشت مارس همراه تعداد زيادي از نيروهاي آلماني معترض در بازداشت پليس بسر مي بردند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1383ساعت 22:1 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
چراتوقف كنم… من از سلاله درختانم تنفس هواي مانده ملولم مي كند پرنده يي كه مرده بود به من پند داد كه: «پرواز را به خاطربسپارم» |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1383ساعت 21:59 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
به مناسبت روز بين المللي منع خشونت عليه زنان يك فستيوال بين المللي فيلم تحت عنوان”نگاهي به جهان زنان“ توسط سازمان ”سرزمين زنان“ در روزهاي ۲۸ آبان تا ۵ آذر ماه در شهرهاي توبينگِن، روتَن بورگ و هايدِلبِرگ آلمان برگزار شد. اين چهارمين جشنواره ويژه فيلم زنان، بود كه سازمان ”سرزمين زنان“ با همكاري بخش زنان دانشگاه توبينگِن آلمان مسئوليت برگزاري اون رو برعهده داشت. خانم ايرنه يونگ مسئول و هماهنگ كننده برنامه هاي اين فستيوال درباره فيلمهاى نمايشي گفت: « در مجموع سي فيلم شامل فيلمهاي داستاني و مستند درباره حقوق زنان و چگونگى مبارزات آنان براي بدست آوردن حقوقشان نمايش داده شد. امسال فيلمهايي از بيست و پنج كشور جهان مهمان اين فستيوال بودند. ويژگي اين فستيوال نمايش فيلم هاي متنوعي بود كه بسياري از آنها براي اولين بار به نمايش در مى آمدند. فيلمهاي افتتاحيه اين فستيوال الكتبيه از تونس ، ياسمين ازانگلستان و ان گارد از آلمان بودند كه كارگردانان اين فيلم ها از ميهمانان جشنواره محسوب مى شدند. فيلم مراقب باش، از گاستون بيرابن ، كارگردان آرژانتيني . از فيلم هاي ويژه ديگرفستيوال بود كه به مشكلات دوران بعد از ديكتاتوري آرژانتين مي پرداخت. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1383ساعت 21:52 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
ياد و خاطره اين شاعره عصيانگر بر عليه نابرابري هاي جامعه را گرامي ميداريم فروغ فرخزاد در 15 دي ماه 1313 در تهران متولد شد, مادرش"توران وزيري تبار و پدرش"سرهنگ محمدفرخزاد "بود؛ پدر به دليل روحيه نظامي كه داشت از همان آغاز فرزندان خود را به گونهاي متفاوت تربيت ميكرد و سعي داشت آنها را با سختي آشنا كند. در شهريور ماه 1329 در حالي كه شانزده سال بيش ندارد با پرويزشاپور كه پانزده سال از او بزرگتر بود علي رغم تمام مخالفتهاي خانواده ازدواج ميكند. در سال 1331 همزمان با انتشار اولين مجموعه شعر فروغ"اسير" تنها فرزندشان "كاميار" متولد مي شود . پس از آن حس زنانگي به شكلي خاص در شعرهاي در فروغ ميشكفد. در فاصله سالهاي 1332 اشعار فروغ در نشريات آن روز همچون"روشنفكر","اميد","ايران" و"سخن" منتشر ميشود و بازتاب گستردهاي در سطح جامعه روشنفكري آن روزها دارد. دستهايم را در باغچه ميكارم
من وقتي چشمهاي كودكانه عشق مرا نهايت همه نيروها پيوستن است پيوستن به اصل روشن خورشيد وريختن به شعور نور» من پري كوچك غمگيني را همه مي دانند همه مي دانند كه من و تو از آن روزنه سرد و عبوس/ باغ را ديديم / و از آن شاخه بازيگر دور از دست / سيب را چيديم/ همه مي ترسند/ همه مي ترسند ، اما من و تو به چراغ و آب و آينه پيوستيم / و نترسيديم ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1383ساعت 21:49 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
مسبب اين همه غم و درد و ويراني كيست؟ سينا: انتشار خبری مبنی بر تخلیه اجباری یک مکان نگهداری دختران فراری، عکس العمل های متفاوتی را در کشور برانگيخته است. پس از سالها که مکانی جهت تجمیع و نگهداری از دختران فراری تاسیس شد اخیرا مسئولان این مرکز اعلام کردند به این دلیل که قادر به تامین هزینه ها نیستند مجبور به تعطیل کردن آن هستند. تعطیلی مراکز حمایتی دفاع از آسیب دیدگان اجتماعی، بازگو کننده این واقعیت است که اصولا در شرایط فعلی که دولت در حال گذر از مرحله سخت و دشوار استقرار جامعه مدنی است فقدان یک مرکز حمایتی از آسیب دیدگان جوان و نوجوان تا چه اندازه بر فقدان یک دولت تقریبا رفاهی انگشت می نهد. پدیده دختران فراری که بیشتر محصول جنگ نابرابر سنت و مدرنیسم است، در شرایطی به رشد و گسترش خود ادامه می دهد که به نظر می رسد بیشتر محصول عنصر اجبار و محصول رابطه فرمان بر و فرمانبردار است. نایب رییس کمیسیون اجتماعی و نماینده آستارا در این خصوص می گوید :متولی اصلی دختران بی سرپرست سازمان بهزیستی است ، پس باید برای آنها تمهیداتی بیاندیشد. "شاپور مرحبا "در گفت وگو با خبرنگار سینا افزود:به نظر می رسد، موسسه "ارشاد" که دختران فراری را ساماندهی می کرد ،زیر نظر مستقیم سازمان بهزیستی قرار نداشت و فردی که آنجا را اداره می کرد اکنون فوت کرده و با فوت این شخص باید محل تخلیه شود. این نماینده مجلس هفتم تاکید کرد: بهزیستی باید به عنوان متولی دختران بی سرپرست یا از وراث رضایت بگیرد یا اینکه مکانی را برای آنها مشخص کند چون در نهایت بهزیستی مسئولیت دختران فراری را برعهده دارد. "هوشنگ حمیدی"، رییس فراکسیون جوانان مجلس شورای اسلامی نیز در این باره می گوید:اگر ساختمان موروثی باشد حق ورثه است که آن را بخواهند و باید بهزیستی سرپرستی این دختران فراری را برعهده بگیرد. نماینده سنندج در گفتگو با خبرنگار سینا افزود:بهزیستی باید مساعدت لازم را برای جمع آوری کلیه دختران فراری انجام دهد. به گفته وی نباید دختران بی سرپرست راهی خیابان های تهران شوند چرا که این یک نوع آسیب اجتماعی تلقی می شود. عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس تاکید کرد:باید این معضلات را به صورت ریشه ای حل کرد و در موارد این چنینی اقدامات موردی انجام داد. وی معتقد است که باید دستگاههای اجرایی را قانونمند کنیم تا درصورت بروز چنین حوادثی اقدامات جدی انجام دهند نماینده دشت مغان و گرمی نیز می گوید: متاسفانه درباره دختران فراری مسئولان کم لطفی و کم توجهی می کنند. وقتی دولت برای دختران بی سرپرست فکری نکرده ، باید مجلس به فکر آنها باشد. به گفته " ناصر نصیری"، بی اعتنایی دولت به مساله دختران فراری باعث می شود که دامنه مفاسد اجتماعی افزایش یابد. این عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: تاکنون این مساله جنجال های پیاپی در جامعه برپا کرده است به جای اینکه مسئولان مساله حراج دختران در امارات را تکذیب کنند، یک سر پناهی برای این دختران تهیه کنند. کسانی که امروز دم از انسانیت و اسلامیت می زنند باید به صورت عملی با مشکلات مبارزه کنند و جلوی یکسری از سایت های غیر اخلاقی که ریشه بسیاری از مفاسد اجتماعی است را بگیرند. دکتر "اسدالله هاروتی"، دانش آموخته جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه واشنگتن دی سی ایالات متحده با اشاره به ناتوانی های موجود در تجمع و آموزش دختران فراری در کشور می گوید: دولت ها موظف به نگهداری فوق العاده از آسیب دیدگان جوانی هستند که اگر به حال خود رها شوند، هزینه های گزاف سیاسی _ اجتماعی را به کشور تحمیل می کنند . وی با ناکارآمد معرفی کردن سیستم رفاه اجتماعی در کشور می گوید: مراکزی چون بهزیستی بیشتر به زندانهایی شبیه است که در یک ناکارآمدی بوروکراتیک گرفتار شده و وظایف و مسئولیت هایشان موازی برخی نهادها و موسسات دولتی دیگر است. هاروتی با اشاره به تقویت و گسترش بدنه خیریه دولتی و مراکز خیریه وابسته به حکومت می گوید: عجیب است که درآمدهای این نهادها به هیچ وجه صرف سازمان دهی معضلات اجتماعی حاد نمی شوند، در حالیکه دختران آسیب دیده فراری با یک برنامه ریزی منعطف خواهند توانست لااقل در آینده مادران موثرتری برای فرزندان خود باشند! این جامعه شناس ضمن تاکید بر حمایت آنی، صریح و گسترده دولت از تاسیس نهادهای خاص حمایتی در زمینه دختران فراری می گوید: هیچ موسسه مطالعاتی تحقیق و پژوهش مستقلی درباره ناکارآمدی های اجتماعی در کشور وجود ندارد و عوامل اجرایی بعضاً مصرف کننده محض برآوردهایی هستند که در یک پروسه زمانی کوتاه مدت و تحت تاثیر متغییرهای سطحی ارایه می شوند. وی می افزاید: نتیجه این است که فقدان تحقیق، دولت یا مراکز خیریه دولتی را در مسیر اقدام به موقع حمایتی از آسیب دیدگان قرار نمی دهد . اگر دختران فراری به موقع شناسایی و ساماندهی نشوند حکومت مجبور خواهد بود که در آینده ای نزدیک پیامدهای افزایش روسپیگری و گسترش فحشا در سطح کشور را پذیرا باشد که چنین دستاورد هولناکی عواقبی به مراتب وخیم تر از یک معضل اجتماعی به ظاهر ساده بنام دختران فراری رابه همراه خواهد داشت برطبق آمار و ارقام غیر رسمی نزدیک به 200 هزار زن خیابانی فقط در تهران پراکنده اند که 61 درصد آنها اولین فرار خود را در دوران نوجوانی تجربه کرده اند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1383ساعت 11:12 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
زنان آزاده ايراني ، خانم ياكين ارتورك (گزارشگر ويژه در امور زنان ايراني)در حال تهيه گزارش نهايي از وضعيت زنان در حاكميت ملاهاست ، براي رساندن صداي بي صداي زنان مظلوم ايراني هر ميزان عكس و گزارش و سند در اين رابطه داريد براي او ارسال كنيد. مطمئن باشيد كه اقدامات بين المللي، تاثيرات بسزايي براي برملا شدن نقش اين نظام در گسترش خشونت در جامعه بر عليه زنان دارد ، فرياد دادخواهي خود را به گوش جهانيان برسانيد. در حال حاضر نظام ملاها در موقعيتي قرار دارد كه نميتواند مثل قبل نسبت به جامعه حقوق بشر و بين المللي بي تفاوت باشد.
آفاق روشني گزارشگر كميسيون حقوق بشرسازمان ملل خواهان لغو حکم سنگسار از سوي قوه قضائيه شد گزارشگر ويژهي كميسيون حقوق بشر سازمان ملل در امور خشونت عليه زنان به دولت ايران پيشنهاد داد كه برنامهاي ملي در جهت حمايت از حقوق انساني و با تاكيد بر از ميان بردن خشونت عليه زنان تدوين كند. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) «ياكمين ارتورك» در نشستي با اشاره به بازديد خود از ايران و گفتوگو با برخي مقامات دولتي و قضايي اظهار كرد: از موارد باعث خرسندي در رعايت حقوق بشر در ايران «صدور بخشنامه و دستور لغو حكم سنگسار از سوي قوهي قضاييه» است كه اميد ميرود به زودي اين دستور به عنوان قانون اجرا شود؛ زيرا عليرغم صدور بخشنامه، همچنان مواردي از سنگسار در گوشه و كنار ايران گزارش ميشود.گزارشگر ويژهي كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور خشونت عليه زنان با اشاره به انجام پژوهش در خصوص خشونت عليه زنان از جمله خشونتهاي خانگي توسط مركز امور مشاركت زنان اظهار اميدواري كرد كه يافتههاي چنين پژوهشهايي زمينه مناسبي براي از ميان بردن خشونتها و ستمها عليه زنان باشد. وي با تقدير از سعي و كوشش مجلس ششم در زمينه تصويب كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان خاطرنشان كرد: اين لايحه در شوراي نگهبان داراي ايراد تشخيص داده شد و هم اكنون در مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح است كه اميد ميرود نتايج خوبي براي تصويب داشته باشد.وي در ادامه اين نشست گفت: هنوز گزارشهايي در مورد قاچاق زنان به خصوص به كشورهاي حاشيه خليج فارس دريافت ميشود؛ بنابراين از لايحهاي كه در مورد مبارزه با قاچاق زنان در ايران در دست تهيه است، استقبال ميكنم زيرا اين لايحه پشتوانهاي براي زنان و جلوگيري از قاچاق آنها فراهم ميكند. «ياكمين ارتورك» با اشاره به شكلگيري جوامع مدني متشكل از زنان دانشجو، روزنامه نگار، وكيل و دانشگاهي و فعاليت آنها در زمينه پيشبرد حقوق زنان و جلوگيري از خشونت عليه آنها تصريح كرد: اين جوامع مدني بايد از سوي دولت و نهادهاي دولتي حمايت شوند. وي با بيان اين كه هم اكنون برخي زنان در خانواده با خشونتهاي رواني، جنسي و فيزيكي مواجهند گفت: تبعيض جنسي و مشكلات قانوني نيز يكي از مواردي است كه موجب ميشود زنان قرباني خشونت نتوانند از زير بار اين فشار فرار كنند و به قانون پناه ببرند؛ زيرا در مواردي از آنها شاهد خواسته ميشود.به گفته وي جريانهاي طولاني دادرسي و ترس از بدنام شدن در مواردي، باعث ميشود زنان نتوانند به دنبال حق خود بروند.گزارشگر ويژه كميسيون حقوق بشر سازمان ملل در امور خشونت عليه زنان با اشاره به حضانت فرزندان پس از طلاق، گفت: مسائلي از اين دست به سلامت فكري و فيزيكي زنان لطمه ميزند.وي با بيان اين كه هنوز برخي زنان در ايلام به خاطر فرار از ظلمهايي كه از جانب شوهرانشان اعمال ميشود، راه خودكشي را انتخاب ميكنند، به وجود كاستيهاي فراوان در خصوص آمار زنان تحت خشونت اشاره كرد و گفت: در استان ايلام به خاطر شيوع مساله خودكشي در سال 2004 ، حدود 480 مورد اقدام به خودكشي گزارش شد كه از اين تعداد 116 مورد موفق و از كل خودكشيهاي گزارش شده 282 مورد مربوط به زنان بود. «ياكمين ارتورك» با ابراز نگراني از آنچه كه مشكلات متعدد دسترسي زنان قرباني تجاوز در اثبات جرم متجاوز و طولاني شدن مدت به سر بردن برخي زنان به صورت انفرداي ميخواند، علت عمده خشونت عليه زنان را وجود برخي قوانين تبعيضآميز و عدم اجراي صحيح عدالت دانست و خاطرنشان كرد: گزارش شفاهي يافتههاي وضعيت حقوقي زنان و خشونت عليه آنها در سال 2005 و گزارش كتبي اين موضوع در سال 2006 به كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه خواهد شد. وي با اشاره به بهبود حقوق زنان پس از پيروزي انقلاب اسلامي گفت: پيشرفت زنان ايراني پس از پيروزي انقلاب به ويژه در زمينه تحصيلات دانشگاهي از مهمترين دستاوردها به شمار ميرود؛ بطوريكه هم اكنون 62 درصد ورودي دانشگاههاي ايران را زنان تشكيل ميدهند و به عنوان مثال طبق گزارشها در شهر ايلام پيش از انقلاب، تنها 250 فارغالتحصيل دانشگاهي وجود داشت در حاليكه هم اكنون 14 هزار فارغالتحصيل دانشگاهي كه 50 درصد آنها را زنان تشكيل ميدهند، در اين شهر زندگي ميكنند. «ياكمين ارتورك» در پايان گفت: با توجه به مطالعات انجام شده در ايران مواردي همچون اولويت اصلاح قوانين موجود و از ميان بردن قوانين تبعيضآميز، رفع تبعيض عليه زنان بويژه در خانه، شفافيت در اجراي قوانين و اعلام تاريخ و نحوه اجراي قوانين منع تبعيض عليه زنان، حذف اعدام، ارائه برنامههاي آگاهي بخش براي پيشبرد مقام زن و آشنايي مردم با حقوق بشر و از ميان بردن خشونت عليه زنان را به دولت ايران پيشنهاد ميكنم. گزارشگر ويژه سازمان ملل خواستار رفع تبعيض عليه زنان ايرانی شد گزارشگر ويژه سازمان ملل در زمينه خشونت عليه زنان، از ايران خواسته است که مجازات اعدام را لغو کند و تا آن زمان پرونده همه زندانيان محکوم به اعدام را مورد بازنگری قرار دهد. ياکين ارتورک هنگام ديدار از تهران خواستار اصلاح قوانينی شد که نسبت به زنان تبعيض آميز هستند. او همچنين از ايران خواست که مقرراتی برای جلوگيری از خشونت خانگی تدوين کند. گزارش خانم ارتورک به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه خواهد شد.خانم ارتورک گفت که از شمار فراوان زنانی که در ايران از تحصيلات عالی برخوردار هستند، دلگرم شده است اما سخنان خود را با اشاره به فهرستی از آنچه که "نواقص سيستم قضايی" ايران دانست، ادامه داد. او گفت که شديدا نگران بازداشتهای خودسرانه، اعمال شکنجه، دوره های طولانی حبس انفرادی و نيز عدم دسترسی بازداشت شدگان به وکيل است. چنين مواردی از نقض حقوق بشر، مردان را هم مانند زنان در بر می گيرد. اما خانم ارتورک از قوانين ديگری هم سخن گفت که به طور خاص عليه زنان تبعيض قائل می شوند؛ مانند قوانين مربوط به طلاق و سرپرستی فرزندان.خانم ارتورک گفت که ايران بايد اصلاحات قضايی را در اولويت قرار دهد و ادعاهايی را که درباره بدرفتاری با بازداشت شدگان مطرح می شود به طور کامل بررسی کند. او همچنين گفت برخی دستورهای مثبت مقامات قضايی، از جمله اقدامات اخير برای جلوگيری از مجازات سنگسار، بايد به صورت قانون درآيد و به تصويب برسد. اما گزارشگر ويژه سازمان ملل، حاضر نشد تا درباره اظهارات اخير کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا نظر بدهد که نقض حقوق بشر در ايران را بی حد و حصر خوانده بود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1383ساعت 11:3 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
خانم نرگس اديب بدون حكم رسمي دستگير و زنداني شد طبق خبر رسيده از ايران، امروز سه شنبه ۲۰ بهمن، خانم نرگس اديب از فعالان "جنبش پيشاهنگان ايران" در منزل خود و در حضور فرزندان و همسر خود، توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگير و زندانی شده است. 20بهمن-سا زمان مهر |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1383ساعت 12:23 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
استبداد فرهنگی به اشکال گوناگون تجارت تن در ايران را تقويت می کند... روشنگری: تن فروشی و تجارت تن زن ايرانی اکنون از دو آبشخور تغذيه می شود. يکی همان عامل متداول است، يعنی فقر گسترده و عدم حمايت از حقوق اجتماعی زن که با هجوم قوانين بازار تشديد شده است و کشورهايی مثل اوکراين و اروپای شرقی و فيليپين و غيره را به منبع تامين " کالای تن " در تجارت و ترافيک انسانی در سطح جهان تبديل کرده است. و ديگری که ويژه ايران است استبداد فرهنگی است که به اشکال گوناگون عامل اول را تشديد می کند: از طريق تحکيم سنت های زن ستيزي، از طريق محدود کردن اطلاعات دختران و زنان جوان، از طريق تشويق رواج فرهنگ ابتذال تحت عنوان فرهنگ مقاومت، از طريق دامن زدن به فرار دختران از قفس تنگ زندگی که برای آن ها درست شده است و از طريق تبديل بازار سياه و قاچاق و قاچاقچيان به پناهگاه و ناجی دروغين زنان تحت ستم. درفوروم اجتماعی جهانی که مرکزی برای طرح مسايل واقعی مردم جهان و به راه انداختن کارزار برای پيدا کردن راه حل اين مسايل و اعمال فشار از پائين برای به اجرا گذاشتن آن ها ست، امسال مساله قاچاق زنان ايران مطرح شد. در زير گزارش راديو آلمان در اين رابطه را می خوانيد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1383ساعت 10:12 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
مخبر كميسيون اجتماعي مجلس هفتم گفت: زنگ خطر رشد اعتياد در بين زنان و دختران ايراني زده شده است و مسئولان بيش از اين در چاره انديشي اساسي تعلل نكنند. البته با توجه به نرخ رشد كنوني اعتياد در بين زنان و شرايط حاكم بر جامعه در صورت ادامه اين روند، پيش بينيها آيندهاي نگران كننده را نشان ميدهد. نماينده بيجار در مجلس هفتم با تاكيد بر رشد روزافزون اعتياد و مصرف دخانيات در بين زنان ايراني گفت: البته به همين موازات مردان نيز در زمينه مصرف موادمخدر رشد داشتهاند لذا مبارزه با پديده شوم اعتياد، نيازمند عزمي ملي است. وي افزود: در بسياري موارد خانواده هايي كه در آن فرد معتاد وجود دارد، معمولا فرزندان تحت حمايت مادران از آلودگي محفوظ ميمانند ولي در صورت آلوده شدن زنان، فرزندان و نسل هاي آتي كشور ديگر هيچ پناهي براي آلوده نشدن ندارند.مقنيان افزود: اگر امروز نتوانيم ميزان رشد اعتياد و مصرف دخانيات را در جامعه به ويژه زنان كنترل كنيم، قطعا در آينده با چالشي جدي مواجه مي شويم و اين مساله به امري غير قابل كنترل بدل خواهد شد. وي بيكاري و فقر را مهمترين علت گرايش افراد به مواد مخدر دانست و گفت: البته در وهله اول براي كسب درآمد به فروش مواد مخدر سوق يافته و پس از مدتي كمكم به اين مواد آلوده مي شوند. تهران- خبرگزاري كار ايران |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1383ساعت 10:7 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
بخوانيم و بخنديم (بيچاره زنان بوسني )!!! تهران- خبرگزاري كار ايران |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1383ساعت 10:0 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
شوهر معتادش نبود محكوم به اعدام شد! زنان ایران -19بهمن 83 : حکم اعدام اعظم .ق به اتهام مشارکت در قتل شوهرش پس از دو سال حبس در سال 79 به همرا فرد دیگری به نام عباس .آ هر دو به قصاص نفس محکوم شده بودند پس از طی کردن پنج سال حبس بزودی به اجرا در خواهد آمد .این زن یکی از هزاران زنی است که به دلیل وجود ارتباط عاطفی برای کاستن از جرم همدستش اتهام مشارکت در قتل را می پذیرد. اعظم .ق معروف به اعظم .د 31 ساله و اهل تهران است هفتمین فرزند خانواده و ثمره ی ازدواج دوم مادری که از راه کارگری خرجی هفت فرزندس را می داد . پدر او بنا و فردی عیاش ،معتاد وبداخلاق بود . پدر اجازه ادامه تحصیل به فرزندانش را نمی داد پسرها مجبور به کار در خارج از خانه و دادن بخشی از حقوقشان به پدر و دختران مجبور به ازدواجهای زودرس بودند .پدر اعظم توجهی به مسائل و مشکلات فرزندانش نداشت . به طوری که خواهر اعظم مرتبا مورد خشونت شوهرش قرار داشت و خانواده نیز از او حمایت نمی کرد و برادر او معتاد بود در حالی که خانواده هیچ حمایتی از آنها نمی کرد . درست مثل اعظم که در نهایت بدبختی و فلاکت از خانواده طرد شد . اعظم در 17 سالگی با زور و کتک پدر مجبور به ازدواج با پسر عمه اش شد. او از این مرد صاحب دو فرزند شد. شوهر اعظم فردی معتاد و بی مسئولیت بود . آنها مرتب در حال اسباب کشی بودند و شوهر اعظم که حتی خرج مواد مخدرش را هم در نمی آورد خانه شان را بابت مهیا کردن بساط عیش و نوش به دوستان ش اجاره می داد و کم کم سوئ استفاده از اعظم نیز به مراسم پذیرایی از دوستان معتاد شوهرافزوده شد .فرزندان اعظم همواره شاهد این کج رفتاریها و خشونتها بودند . اعظم در موارد متعددی در ازا تامین خرج تریاک شوهرش و پرداختن مبالغ افراد دیگر برای سوئ استفاده ماهها در اختیار مردان قرار می گرفت . اما زندگی اعظم از زمان آشنایی با عباس .آ تغییر کرد. هرچند عباس هم از زمره مرداني بود كه شوهر اعظم او را وادار به معاشرت با آنها مي كرد اما او مخارج آنها را تامین کرد و در قبال مبلغی به شوهر اعظم، دیگر نگذاشت که از او سو استفاده شود . اعظم بارها برای طلاق به دادگاه مراجعه کرده بود اما شوهرش حاضر به آمدن به دادگاه نمی شد. بالاخره اعظم به همراه عباس و دو فرزندش فرار کرد . این زندگی یک سال طول کشید تا اینکه شوهر اعظم رد آنها را پیدا کرد و تهدید هایش شروع شد . رو در رو با حقارتهای چند ساله اعظم در خانه ای که عباس برای او و فرزندانش خریده بود با شوهرش قرارمی گذارد وقتی شوهر اعظم به خانه آنها می آید دعوا و در گیری شروع می شود . دوباره تمام رذالتهای شوهر زنده می شود .اعظم با چوب ضربه ای به شوهر می زند و عباس دستانش را روی گلوی مرد می گذارد و فشار می دهد . جسد را پشت ماشین می گذاند و درداخل کانال آبی می اندازند .چندی بعد با مراجعه اعظم به دادگاه برای طلاق غیابی به همرا ه عباس راز آنها فاش می شود .پزشکی قانونی به علت پیدا نشدن جسد علت مرگ را تشخیص نداد .و از آنجایی که اعظم و کاوه فکر می کردند برای دو نفر حکم قصاص صادر نمی شود برای اینکه کاوه تنها گناهکار نباشد انجام قتل را هردو به عهده گرفتند . فرزندان اعظم سالهاست که در مرکز بهزیستی نگهداری می شوند .و این روزها او خود را تنها و تنها تر از همیشه احساس می کنند.حكم اعدام او قطعي شده است اما اين سئوال همچنان باقي مي ماند كه اگر خانواده اعظم او را به ازدواج اجباري شوهر نمي دادند يا اگر قانون و دادگاه به او اجازه مي دادند طلاق بگيرد، ايا اساسا اين قتل اتفاق مي افتاد؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1383ساعت 9:55 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا كشتار و اعدام زنان در نظام كنوني چندصدبرابر شده است؟ به فاكتهاي زير توجه كنيد: اعظم در انتظار اعدام:زني كه در 17 سالگی با زور و کتک پدر مجبور به ازدواج شد. : پيك ايران -19بهمن- حکم اعدام اعظم .ق به اتهام مشارکت در قتل شوهرش پس از دو سال حبس در سال 79 به همرا فرد ديگری به نام عباس .آ هر دو به قصاص نفس محکوم شده بودند پس از طی کردن پنج سال حبس بزودی به اجرا در خواهد آمد .اين زن يکی از هزاران زنی است که به دليل وجود ارتباط عاطفی برای کاستن از جرم همدستش اتهام مشارکت در قتل را می پذيرد. اعتماد-17بهمن - پيرزن 72 سالهيي روز چهارشنبه در خانهاش واقع در جواديه تهران به قتل رسيد. اين زن سالخورده كه صديقه نام داشت به همراه دختر جوانش در يك آپارتمان كوچك زندگي ميكرد. دختر پير زن گفت: ساعت دو و نيم بعدازظهر وقتي از محل كارم به خانه برگشتم با جسد مادرم روبرو شدم كه دست و پا و دهانش را بسته و با پيچيدن روسري به دور گردنش او را خفه كرده بودند. قاتل ناشناس همچنين مقدار زيادي طلا و پولهاي پيرزن را به سرقت برده است. به گفته بازپرس جنايي قاتل يا قاتلان به زور وارد خانه نشده بودند چرا كه آؤار شكستگي روي در و پنجرهها يا آثار مقاومت روي بدن مقتوله ديده نميشد. اعتماد-17بهمن - پيرمردي كه با خوردن مقدار زيادي قرص اقدام به خودكشي كرده بود پس از نجات از مرگ، راز جنايتي را فاش كرد.اين پيرمرد كه «رحمان» نام دارد، چند روز پيش بخاطر خوردن قرص به بيمارستاني در بجنورد انتقال يافت و پزشكان موفق شدند وي را از مرگ نجات دهند. پيرمرد پس از بهبودي علت خودكشي خود را عذاب وجدان بيان كرد و گفت: من دختر 17 سالهام را كشتم و اين موضوع باعث شد تا خودكشي كنم.اين پيرمرد 60ساله درخصوص ماجراي قتل گفت: «فاطمه» دختر 17 سالهام، چند روز پيش از خانه فرار كرد. همه جا به دنبالش گشتيم اما او را پيدا نكرديم تا اينكه بعد از 13 روز سازمان بهزيستي شهرستان قم با منزل ما تماس گرفت و گفت: دخترتان در سازمان بهزيستي قم است. فاطمه گفته كه به علت آزار و اذيتهاي پدر و برادر بزرگش از خانه فرار كرده است. لطفا براي برگرداندن دخترتان به قم مراجعه كنيد. بعد از اين تماس تلفني، بشدت عصباني شدم و به همراه پسرم به قم رفتيم و فاطمه را به خانهمان در بجنورد برگردانديم. فرار دختر در خانواده ما معناي بدي دارد و من هم كنترلم را از دست داده بودم.وقتي به خانه رسيديم، فاطمه را چند روزي در زيرزمين ساختمان زنداني كردم. مدت دو شبانه روز من و پسرم به سراغش ميرفتيم و او را با زجر و شكنجه زير مشت و لگد ميانداختيم تا اينكه روز بعد يك طناب پلاستيكي دور گردن فاطمه پيچيدم و او را خفه كردم. آنقدر از كار فاطمه عصباني بودم كه نميدانستم چه كار ميكنم. وقتي به خود آمدم ديدم كه دخترم مرده است. بعد جسدش را بردم و در چاه فاضلاب انداختم.چند روز بعد از اين حادثه عذاب وجدان به سراغم آمد و نميتوانستم صحنه مرگ دخترم را فراموش كنم.به همين خاطر تعداد زيادي قرص خوردم تا خودكشي كنم. بعد از اعتراف اين پيرمرد، كارآگاهان جنايي و ماموران آتشنشاني به منزل وي رفتند و جسد متلاشي شده فاطمه را كه پس از شكنجههاي شديد خفه شده بود در چاه فاضلاب منزل پيدا كردند. عاملين كشتن دختر25ساله پس ازسه سال هنوز پيدا نشده اند. شرق-19بهمن- اوايل پائيز سال ۱۳۸۰ مردي به كلانتري كرج مراجعه كرد و گفت: دختر ۲۵ ساله ام از صبح كه از خانه بيرون رفته تا به حال برنگشته است. ۴۸ ساعت پس از اين ماجرا جسد دختر جواني در زير پل مهرشهر كرج كشف شد كه با پيگيري ماموران و احضار خانواده اين دختر و شناسايي جسد او توسط خانواده اش، مشخص شد جسد متعلق به دختري ۲۵ ساله به نام «بنفشه» است كه پيش از اين پدرش مفقودي او را اعلام كرده بود. ماموران در گام بعدي از تحقيقات به پسر جواني كه در بيمارستان كار مي كرد و با مقتول همكار بود، مظنون شدند به همين دليل «امير» را احضار كردند كه او در بازجويي ها گفت: من و بنفشه به خاطر اينكه من در بيمارستان مرفين مصرف مي كردم، چند بار با هم جر و بحث كرديم اما من از ماجراي قتل او خبر ندارم و نمي دانم او چطور به قتل رسيده است. ماموران پس از اين ماجرا سه زورگير را كه در آن محل چندين بار به اتهام زورگيري دستگير شده بودند، به دادگاه احضار كردند كه اين سه زورگير اعتراف كردند: ما چند شب پيش اين دختر جوان را در مسير ديده بوديم و از او زورگيري كرده بوديم اما قتل كار ما نيست. ماموران سپس به دليل در دست نبودن دلايل كافي اين سه نفر را آزاد كردند اما پرونده همچنان با درخواست پدر مقتول در شعبه ۱۱۶ دادگستري كرج زيرنظر قاضي گنجي براي دستگيري عامل يا عاملان قتل ادامه دارد. كشتن زني با شوخي توسط شوهرش: شرق-19بهمن- جلسه دوم محاكمه مرد جواني كه متهم است همسر خود را از طبقه سوم ساختمان به پايين پرتاب كرده است، صبح ديروز در شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد. يازدهم شهريورماه سال گذشته زن جواني به نام «افسانه» از طبقه سوم ساختماني در خيابان وليعصر شهريار به پايين سقوط كرد كه پس از منتقل شدن به بيمارستان فوت كرد. «حميد» همسر افسانه در مرحله اوليه تحقيقات پليس دستگير شد زيرا متهم به قتل همسرش شده بود كه در طول جلسات بازجويي عنوان كرده بود همسرش زماني كه در حال پرت كردن پوست خربزه به كوچه بود از طبقه سوم به پايين سقوط كرده است. پدر و مادر افسانه پس از اطلاع يافتن از مرگ دخترشان اظهار كردند: حميد، افسانه را به قتل رسانده و براي وي تقاضاي قصاص كردند. رازمرگ زني در جنايت چمداني: ايران-19بهمن: پيدا شدن پيكر بي جان زني جوان در داخل چمداني كرم رنگ، پليس را در برابر يك معماي پيچيده جنايي قرار داده است. اين قتل چمداني از ساعت ۱۲ ظهر هشتم بهمن ماه سال جاري وقتي مأموران كلانتري ۱۵ چهاردانگه گزارشي از رها شدن مرموز چمداني كرم رنگ حوالي شركت مرغك دريافت كردند، فاش شد. در داخل چمدان، جسد زني ۲۷ ساله كه پاهايش را با طناب بسته بودند ديده مي شد. دور گردن او طناب پيچيده شده بود و كبودي هاي دور گردن و صورت نشان مي داد قرباني را خفه كرده اند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1383ساعت 16:11 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
خانم ارتورك، آيه اي از قرآن گفت: « و آنگاه كه از دختران زنده بگور شده پرسيده شود به كدامين گناه كشته شدند؟» خانم ياكين ارتورك گزارشگر سازمان ملل در مورد خشونت برعليه زنان در پايان سفر خود به ايران تصوير وخيمي از حقوق زنان در ايران ارائه داد. او گفت آنها براي مقابله با خشونت از حقوق كافي برخوردار نيستند. خبرگزاري رويتر - 18 بهمن 83- روز يكشنبه سازمان ملل چهره بسيار وخيمي از حقوق زنان در ايران را ارائه داد و گفت آنها از حقوق ناكافي براي مقابله با خشونت برخوردارند و با شواهد نادرست به مرگ محكوم مي شوند. ياكين ارتورك گزارشگر ويژه خشونت برعليه زنان كه خود مسلمان است گزارش خود را با يك عبارت از قرآن به پايان برد.او به نقل از قرآن گفت« و آنگاه كه از دختران زنده بگور شده پرسيده شود به كدامين گناه كشته شدند؟» ياكين گفت در بسياري موارد ميز برعليه زني كه شكايت كرده است چرخيده است بخصوص بعد از خشونت خانگي.اين خبرگزاري اضافه كرد شهادت يك زن ايراني نصف شهادت مرد ارزش دارد.ارتورك اضافه كرد زناني كه مورد تجاوز قرار گرفته اند براي اينكه حرف هايشان شنيده شود با موانع زيادي روبرو هستند.او گفت «زناني كه در مقابل خشونت از خودشان دفاع مي كنند محكوم به مرگ شده ا ند.»او اضافه كرد«گزارشاتي درمورد قاچاق دختران و زنان وجود دارد بخصوص به كشورهاي خليج».نتيجه كار او پيشنهاداتي براي رفرم قضايي و لغو محكوميت مرگ است كه در كميسيون حقوق بشر سازمان ملل ارائه خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1383ساعت 16:6 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
ملا طباطبايي در نمايش جمعه اصفهان اعلام كرد:حكومت ايران بايد شمشير به دست بگيرد,امر به معروف و نهي از منكر فقط و تنها نصيحت نيست، بلكه زور و اجبار نيز بايد چاشني آن شود!! درايران، اسلام حكومت ميكند و حكومت ايران بايد شمشير به دست بگيرد و كساني را كه هدايت نميشوند، با زور و شمشير هدايت كند. اين ملاي شياد با اشاره به احاديث و آيات قرآن، گفت: در احاديث و قرآن كريم مردم به سه دسته تقسيم شدهاند: كساني كه گناه انجام ميدهند، كساني كه با مشاهدهي گناهكاران بيتفاوتند و دستهي سوم كساني كه مقابل گناهكاران و منكرات ميايستند و امر به معروف و نهي از منكر ميكنند كه دو گروه اول يعني گناهكاران و افراد بيتفاوت به ارتكاب گناه، جزو ظالمين و عذاب شوندگان هستند و تنها گروه سوم رستگار ميشوند. وظيفهي همهي ما اين است كه نگذاريم روحيهي بيتفاوتي در ميان مردم به وجود آيد و حالات طاغوتي در بين انسانها پيدا شود!! و اگر اين كار را نكرديم و بيتفاوت مانديم، جايگاه ما با كساني كه گناه و منكرات را انجام ميدهند، يكي است. ملا طباطبايي درمورد دانشگاهها گفت: مسئولان دانشگاهها بايد پاسخ دهند كه فلسفهي اختلاط دختر و پسر در دانشگاهها چيست و چرا مركز آموزشي از دبستان تا دبيرستان مختلط نيست ولي در دانشگاهها كه وضعيت سني و جوي آن با ديگر مقاطع متفاوت است، مختلط است!! وي ادامه داد: مسوولان بايد پاسخ دهند كه در حال حاضر اختلاط دختر و پسر در دانشگاهها چه نوع پيشرفتي را حاصل مي كند؟ آيا درسشان پيشرفت ميكند؟ آيا دينشان بهتر ميشود يا سلامت جسميشان بهتر ميشود؟ يا قصد رواج بيديني را دارند؟ در هر حكومتي قانوني وجود دارد و در صورت تخلف از آن جريمه و مجازات نيز به همراه دارد و با مشاهدهي همهي ممالكت دنيا حتي ايران، ميبينيم كه زور در همه جا حكمفرماست و قانون با زور اجرا ميشود. يعني اگر كسي از قانون تخطي كرد بايد جريمه و مجازات شود، تا اصلاح شود. وي افزود: در ايران، اسلام حكومت ميكند و حكومت ايران بايد شمشير به دست بگيرد و كساني را كه هدايت نميشوند با زور و شمشير هدايت كند. آيتالله طباطبايي به ريشههاي فساد اشاره كرد و گفت: فساد مانند نجاست در لباس نمازگزار است و بايد به هر طريق آن را برطرف كرد. وي ابراز اميدواري كرد: با فعاليتهاي ستاد امر به معروف و نهي از منكر، حكومت به فكر تشكيل سازماني جهت احياء اين فريضه بيفتد كه بتواند ريشههاي فساد را شناسايي و نابود كند و متخلفان را كيفر دهد. منبع : روشنگري-18بهمن |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1383ساعت 16:1 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
طبق اخبار كارگزاران رژيم ، آخرين آمارهاي سازمان بهزيستي در سال گذشته نشان ميدهد كه4هزار و 600 دختر خياباني بيسرپرست در تهران كه مورد سوء استفاده قرار گرفتهاند توسط نيروي انتظامي و دادگاهها تحويل سازمان بهزيستي شدهاند. دكتر مصطفي اقليما ، رييس انجمن مددكاري اجتماعي ايران با بيان اين مطلب به سينا گفت: به ازاي هر 4هزار دختر خياباني در تهران هزار مرد خياباني وجود دارد و با توجه به جمعيت 12ميليوني تهران هر سال تعداد زيادي از مردها به سن بلوغ مي رسند و چون امكان ازدواج ندارند خواهان زنان و دختران خياباني هستند .وي خاطر نشان ساخت: سوءاستفاده از دختران در تهران به حد بسيار بدي رسيده است و تحقيقات ما در اين زمينه نشان مي دهد 95 درصد دختراني كه براي كار به موسسات خصوصي مراجعه مي كنند ادامه كارشان منوط به سوءاستفاده از آنها است . وي تصريح كرد: در حال حاضر يك ميليون و 200 هزار كودك در كشور وجود دارند كه با پدر و مادر معتاد زندگي ميكنند و آنها براي ادامه زندگي مجبور به كار حتي در خيابانها هستند و پسران هم مانند دختران مورد سوءاستفاده جنسي قرار ميگيرند . وي با توجه به آمار بالاي بيكاران در ميان جوانان تحصيلكرده و غير تحصيلكرده افزود: تعداد زيادي از افراد جامعه داراي حقوقي معادل 106 هزار تومان در ماه هستند كه به هزينه كرايه خانه اختصاص مييابد و كودكان بايد هزينه خوشان را در بياورند و به همين خاطر دچار آسيبهاي زيادي ميشوند . وي در خاتمه گفت: عدم داشتن سرپرست مناسب براي دختران خياباني باعث شده است كه 70 درصد آنها براي چندمين بار به سازمان بهزستي بيايند و اين در حالي است كه بهز يستي بيش از سه ماه اين دختران را نگه نميدارد . سينا-19بهمن |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1383ساعت 15:56 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
زن در ايران قشري شريف و صبور است كه همواره در جدال ابدي تشنگان قدرت چه در پيروزي و چه در شكست بار سنگين مصيبت ها و رنج ها را بر دوش كشيده است .در طول تاريخ ستم كشي زنان نخستين شكل نهاد يافته نابرابري اجتماعي بوده است . ستمي كه از سوي جامعه بر زن وارد مي شود تا كنون تداوم يافته است . بر اساس طرح ارنست مندل اين ستم كشي به هيچ وجه از تقدير زيست شناسانه كه به زيان جنس مونث باشد ناشي نمي شود .اما در جامعه كنوني ايران با توجه به كمبودهايي كه در همه اركان اجتماع به چشم مي خورد ستم كشي زنان شكل ديگري به خود گرفته است .در ايران هم اكنون زنان از نظر حقوقي و اجتماعي مورد ستم و تبعيض قرار مي گيرند .تصويب سن مجازات براي دختران در 9 سالگي ، پايين آمدن سن فحشا ، مرگ و مير مادران به دليل كمي سن و نبود مراكز بهداشتي و ... همهگي دال بر اين موضوع است . در اين خصوص برخي از مفسرين و كساني كه خود را طلايه دار حقوق زن در ايران مي دانند مطالب زيادي گفته اند . هم اكنون در بيشتر سايت هاي اينترني مرتبط با رژيم مطالبي به چشم مي خورد كه در آنها كوشش شده است با استفاده از احاديث ، روايات ، قرآن و ساير دستاويزهايي كه رژيم در طول عمر 25 ساله ننگين خود بدان ها توسل كرده است ، مسئله زن در ايران را به گونه اي وارونه جلوه دهند . به طور مثال در يكي از اين سايت ها در خصوص ازدواج دختران در 9 سالگي مطالبي نوشته است كه نوسينده آن كوشيده است بدون بهره گيري از علم پزشكي و با استفاده از احاديث به گونه اي ارتجاعي اين مسئله را توجيه كند . نوسينده در مقاله سراسر تناقض خود مي گويد:( آمار بالاى زايمانهاى غيرطبيعى در سالهاى پايين توسط سازمان جهانى بهداشت روشن مى سازد كه سزارينهاى فراوان در مادران نوجوان, در حقيقت, مربوط به نبود بهداشت, كمبود امكانات درمانى و بيمارستانى و ناآگاهى مادران نوجوان نسبت به مسائل درمانى و بهداشتى است; از اين روى, آمارها, همواره, نشان مى دهد در كشورهاى توسعه يافته, مانند: ژاپن ميزان زايمان غيرطبيعى در مادران نوجوان اندك بوده, ولى در كشورهاى فقير, چون اتيوپى يا بنگلادش بسيار بالاست. اين امر ارتباطى به سن مادر هنگام زايمان ندارد. با آموزش مناسب زنان باردار در هر سنى و گسترش امكانات ، بهداش! ت و درمان ، ميزان زايمان غير طبيعي در هر سني كاهش خواهد يافت . مرده زايى و سقط جنين نيز, ارتباطى با سن مادر ندارد, بلكه به شرايط زندگى و امكانات بهداشتى, درمانى و دانش مادر در هر سنى كه باشد مربوط مى شود. در كشورهاى توسعه يافته, آمار مرده زايى يا تولد نوزادان ناقص يا نارس در بارداريهاى در سن پايين اندك است ولي در كشورهاي توسه يافته آمار بالاست .) كه البته اين مطلب خود دليل ديگري بر بي كفايتي رژيم حاكم بر ايران است. نويسنده در گوشه اي ديگر از مقاله خود مي كوشد تا با استفاده از قوانين ارتجاعي تصويب شده در ايران ازدواج در 9 سالگي را توجيه كند :( دختر نُه ساله كودك به حساب نمى آيد و همگى اتفاق دارند بر اين كه دختر نُه ساله كودك به شمار نمى آيد, مگر آن كه در عقل او ضعفى وجود داشته باشد. در غير اين صورت, دختر هنگامى كه نُه ساله شد بالغ شده است ) . مجله فقه كاوشي نو در فقه اسلامي در اين خصوص مي گويد : (هيچ كس را نمى توان بعداز رسيدن به سن بلوغ, ! به عنوان جنون يا عدم رشد , محجور نمود ، مگر آنكه رشد يا جنون او ثابت شده باشد .) اين مجله در سايت خود نيز تبصره اي پيوست مطالب خود مي كند : سن بلوغ در پسران 15 سال و در دختران 9 سال تمام قمري است . كه البته در اين خصوص پرونده ليلا مافي كه عفو بين الملل در خصوص وي معتقد است رشد عقلي او در سن 8 سالگي باقي مانده است و همچنان به اعدام محكوم است بيانگر عدم رعايت قوانين ارتجاعي در ايران است . اين نشريه با تاكيد بر اينكه بعد از رسيدن به سن بلوغ مي توان فرد را مجازات كرد مي گويد : دختر نُه ساله ديگر كودك به شمار نمى آيد و نُه سالگى حد بلوغ دختر است. در حالي كه در مصوبات سازمان ملل, تأكيد بر ممنوع بودن ازدواج و مجازات كودكان است و كودك نيز به هر فردي كه كمتر از 18 سال سن دارد اطلاق مي شود اين نشريه سعي كرده است تا قوانين بين المللي را نيز زير سوال برده و قوانين ارتجاعي خود را به اثبات برساند . مرتجعين حاكم بر ايران بدون درنظر گرفتن اينكه ازدواج زود هنگام در دختران حتي اگر در مرگ و مير مادران و نوزادان تاثيري نداشته باشد آثار سوئي در جامعه داردبر اين نظرند كه : ( موقعيت اقتصادي دختران نيز با ازدواج به خطر نمي افتد بلكه تا حدي برآورده مي شود .دختر با ازدواج حق در يافت مهريه و نفقه دارد و به ازاى زحماتى كه در منزل مى كشد مي تواند از همسر خود اجرت دريافت كند و در صورتي كه همسرش از دنيا برود از دارايى او ارث مى برد و نيز مى تواند از اوقات خويش بهره بيشتري برده و شغلي نيز برگزيند . ) در جهاني كه همگان درصدد پيشرفت روزافزون علمي هستند حكام ايران در اين انديشه اند تا چگونه زنان كه يكي از موثرترين نيروها در هر جامعه مترقي به شمار مي آيند را از فعاليت بازداشته و به پستو خانه ها بكشانند . در حالي كه ميانگين سني دختراني كه در كانون هاي اصلاح و تربيت به سر مي برند به 17 سالگي رسيده است نمايندگان مجلس در اين فكرند كه سن مجازات و ازدواج را براي دختران تا حد ممكن پايين بياورند تا شايد به گونه اي بتوانند رشد صعودي فحشا در ايران را متوقف كنند در حالي كه نمي دانند ريشه اين معضلات را بايد در خود و رژيم مرتجعي كه به پشتوانه آن به قدرت رسيده اند جستجو كنند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1383ساعت 11:9 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
خواستار برچيده شدن دادگاههاي شرع شدند راديو فردا – 18/11/83 : روز شنبه صد ها زن با برگزاري تظاهراتي در برابر وزارت دادگستري بحرين خواهان برچيده شدن دادگاه هاي شرعي که قضاوت در امور خانواده را در اين کشور بر عهده دارند شدند. مدير کميته دفاع از حقوق زنان در بحرين مي گويد قانون کنوني خانواده که قاضي شرع مجري آن است ابزاري است براي اعمال ظلم در مورد زنان. زنان شرکت کننده در تظاهرات روز شنبه در منامه خواستار تعطيل شدن دادگاه شرع در بحرين شدند. دادگاه هاي شرع در بحرين مسئوليت رسيدگي به شکايت هاي مربوط به ازدواج و طلاق و امور مربوطه را بر عهده دارد. وزارت دادگستري بحرين مرجع قضايي براي ديگر امور در اين کشور به شمار مي رود. کميته دفاع از حقوق زنان در بحرين برگزار کننده تظاهرات روز شنبه در برابر دادگستري بحرين بوده است. مدير کميته مذکور به خبرگزاري خاورميانه گفت قاضي شرع در بحرين همواره به زيان زنان حکم مي دهد و از اين نظر به زنان بحرين بسيار ظلم مي شود. وي ادامه اين تبعيض را با اصلاحات مورد نظر پادشاه بحرين در اين کشور مغاير دانست. در چارچوب اصلاحاتي که پادشاه اين کشور به اجرا گذاشته است زنان بحرين در برخي از زمينه ها از حقوق مساوي با مردان برخوردار شده اند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1383ساعت 11:6 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرگزاري کردستان شرقي پيشتر در اخبار خود همگان را از خطر مرگ زينب زني که در زندان مريوان به سر ميبرد به محض خروج از زندان آگاه نموده بود. اما متاسفانه هيچ اقدامي جهت حفظ جان وي انجام نگرفت. مسئولين زندان مريوان نيز که ميبايست براي حفظ جان وي او را از زندان آزاد نميکردند با آزادي وي زمينه قتل وي را فراهم نمودند تا اينکه به محض آزادي زينب از زندان برادر وي روز شنبه گذشته 10 بهمن ماه نزديکي زباله داني شهرداري مريوان در 5 کيلومتري پادگان باغان از پشت با وارد کردن ضربات چاقو به زندگي وي خاتمه داد. لازم به ذکر است که برادر زينب از سوي پليس دستگير شده و به جرم خود اعتراف نموده است. اما بحث بر سر اين است که همان اداره پليسي که اقدام به دستگيري قاتل زينب نموده از نقشه اي که براي از بين بردن وي کشيده شده بود باخبر بوده اما هيچ اقدامي در جلوگيري از اين جنايت انجام نداده است حتي با وجود همه خطراتي که زينب را تهديد ميکرد حاضر به آزادي وي از زندان شدند. يعني در واقع به گونه اي در تسهيل قتل زينب دخيل بوده اند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1383ساعت 11:2 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
ماجراى 2 دختر جوانى كه اقدام به خودكشى كردند مجله زنان شماره ۱۱۵ : سينا قنبرپور: يك بشكه بنزين و يك بسته كبريت در حياط خانة آنها حوالى ميدان گمرك منتظرشان است. پدر گفته است: برگردند خودم آتششان ميزنم. حالا كه ميخواستند با خودكشى بميرند، خوب با سوختن بميرند... آنها دو دختر جواناند، 21 و 23 ساله. هر دو دبيرستان را تمام كردهاند، ولى پدر اجازة دانشگاه رفتن به هيچكدام نداده است. آنها عضو خانوادهاى هفتنفرهاند. خانوادهاى كه پدر فقط روزى يك اسكناس سبز براى خرجيشان ميدهد. حالا اين مرد 40 ساله مقابل بخش مسموميتهاى دارويى بيمارستان منتظر است تا دو دختر را تحويل بگيرد و به گناه اين ناسپاسى مجازاتشان كند. از خودكشى آنها يك شبانهروز گذشته است، 24 ساعتى كه مادرشان به هر كلانترى و دادسراى سر راهش سر زده تا كمك بخواهد. به آنها گفته كه شوهرش چه سابقهاى در خانه دارد و حالا چه وعدهاى داده است. در همة مراجعاتش فقط يك جمله را شنيده است: خانم، هنوز كه كسى نمرده تا ما كارى بكنيم... از دست ما كارى برنميآيد... لقمانالدولـه نام آشنايى است. دستكم براى آنها كه از خودكشى يا مسموميت يا... جان سالم بهدر بردهاند. يك تهران است و يك لقمانالدولـه. از هركسى بپرسيد ميگويد: پايينتر از چهارراه لشكر يك خيابان است، همان را تا آخر برويد پيدايش ميكنيد... بيمارستان لقمانالدولـه، پايينتر از چهارراه لشكر، در انتهاى همان كوچه يا خيابان يكطرفه، در سوز سرماى آذرماه انتظارمان را ميكشد. چندين ساختمان در كنار هم. در همين چند دقيقهاى كه رسيدهام چند ماشين با سرعت وارد محوطه شدهاند و زن يا دختر و پسر جوانى را به اورژانس مسموميتهاى دارويى بردهاند. ما هم مسير را ياد ميگيريم. پشت در بخش مسموميتهاى دارويى كه ميرسيم نام دو دختر جوان را ميبينيم كه آمادة ترخيص اعلام شدهاند. اما آنها براى رفتن به كجا ترخيص شوند؟ ماشينهاى بسيارى خيابانهاى تهران را پشت سر ميگذارند تا به اين نقطه برسند و قربانى يك خودكشى ديگر را نجات دهند. مادرشان ميگويد: نميدانم چكار كنم. جانشان در خطر است. اگر به خانه برگردند حتماً بلايى سرشان ميآورد. اما نه من حق مداخله دارم و نه مادرشان. تا وقتى پدرشان حيّ و حاضر است، پليس هم ناچار است كنار بنشيند و نظاره كند. چون مادة 220 قانون مجازات اسلامى ميگويد: پدر يا جد پدرى كه فرزند خود را بكشد قصاص نميشود و به پرداختِ دية قتل به ورثة مقتول و تعزيز محكوم خواهد شد!! هنوز خاطرة تلخ قتل زهراى 9 ساله بهدست پدرش در روز آخر فروردين 83 آزارم ميدهد. او هنوز به هيچ مجازاتى محكوم نشده است. هر دو دختر به سن قانونى رسيدهاند پس ميتوانند براى خودشان تصميم بگيرند. چندين بار اين جمله را در ذهن تكرار ميكنم. اما يك جاى كار ايراد دارد، هم يك مادة قانونى هست و هم عرف جامعه. مادة 1043 قانون مدنى ميگويد: نكاح (ازدواج) دختر باكره اگرچه به سن بلوغ رسيده باشد موقوف به اجازة پدر يا جد پدرى اوست و هرگاه پدر يا جد پدرى بدون علت موجه از دادن اجازه مضايقه كند اجازة او ساقط و در اين صورت دختر ميتواند با معرفى كامل مردى كه ميخواهد با او ازدواج نمايد و شرايط نكاح و مهرى كه بين آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنى خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نمايد. يعنى حتى اگر كار به جايى برسد كه حق هم با دختر باشد، بايد مدتها در راهروهاى دادگاه سرگردان باشد تا حق قانونى خود را كسب كند! اما در قانون هيچ اشارهاى به وضع دخترى كه تهديد به قتل شده باشد نشده است. با وجود مادة 220 قانون مجازات اسلامي، وقتى قتل دختر يا پسر بهدست پدر مجازاتى نداشته باشد، تهديد به قتل كه ديگر اصلا ً جرم نيست! بالاخره با خواهش و التماس از نگهبان مجموعه اجازه ميگيريم وارد بخش مسموميتهاى دارويى بشويم. هر دو دختر روى تخت بيمارستان، بههوش ولى بيحال، منتظرند. و ميدانند كه پدرشان هم منتظر است. هشت زن جوان امروز منتظرند تا ترخيص شوند. فرياد يكى از كاركنان بخش لرزه بر اندام ما و بيماران مياندازد: هم خودشان، هم همراهانشان ما را كلافه كردهاند. آخر كسى نيست بگويد نانتان نبود، آبتان نبود، خودكشيتان چه بود؟ خواهر بزرگتر كمى بيشتر تن به صحبت ميدهد. نگران حضور پدرش است. هر دو 70 قرص از انواع مختلف خوردهاند. علت هم سختگيريهاى پدر است. ميگويد: با كلى خواهش و التماس فقط روزى هزار تومان به همة ما خرجى ميداد. ما هم از او خواستيم بگذارد سر كار برويم و خودمان خرجمان را درآوريم. به گفتة خواهر بزرگتر، بعد از جستوجوى فراوان دو شغل براى آنها در دفاتر بيمه پيدا ميشود كه اتفاقاً همه در محيط كار زن هستند و براى رفت و آمد هم خود پدر آن دو را ميبرد و بازميگرداند. اما ناگهان نظرش عوض ميشود و از چند روز قبل به دخترانش اعلام ميكند ديگر حق كار كردن ندارند. دو خواهر جوان كه هريك روزى 3 هزار تومان درآمد دارند، تنها روزنة اميدشان كور ميشود. خواهر بزرگتر يك خودكشى ناموفق ديگر هم داشته است. فرصت ملاقات من با دختران تمام ميشود. بيرون كه ميآيم همان مرد، يعنى پدر دختران را ميبينم. با نگاهى آلوده به شك براندازم ميكند. گويى ميخواهد بپرسد به ملاقات چه كسى رفتهام. چشمهايى افتاده كه هركسى را ياد معتادان مياندازد. در حياط لقمانالدولـه هم آن چشمها مراقب من بود. شناسنامة دختران نزد صاحب آن چشمهاست. به مادرشان پيشنهاد ميدهيم كه دخترانش را تحويل يكى از مراجع و مجتمعهاى اسكان موقت دختران بدهد و در جواب ميشنويم: خوب باشد. حالا من دو دخترم را نجات بدهم، امشب خودم چه كنم؟ وقتى دو دخترش نباشند مرا ميكشد. فرصت رفتهرفته كمتر ميشود. پدر ميخواهد هر دو دختر را ترخيص كند. آيا واقعاً تحويل دو خواهرى كه از دست پدر خودكشى كردهاند به خود وى جايز است؟ مسئولان بيمارستان با نگاهى عاقلاندرسفيه ميگويند: دلتان خوش است! اين كارها به ما مربوط نيست. همينكه جانشان را نجات ميدهيم ديگر مسئوليتى متوجه ما نيست. واحد مددكارى هم هست، ولى به كمك آنها هم هيچ اميدى نيست. هم مادة 1173 قانون مدنى و هم مادة 1043 اين قانون جلو ابتكار عمل آنها را گرفته است. بند اول مادة 59 قانون مجازات اسلامى هم هست. همان مادهاى كه تنبيه فرزندان بهدست والدين را جرم نميداند. همين يك ماه پيش خبرگزارى دانشجويان ايران گزارش ميدهد كه هر سال، 1660 جوان زير 25 سال در كشور خودكشى ميكنند و در اكثر موارد، فرد چندين بار دست به اين اقدام زده است. بهنظر ميرسد اگر قرار بود اتفاقى بيفتد واحدهاى مددكارى و مشاورهاى كارى كرده بودند تا ديگر دوباره شاهد خودكشى نباشيم! بر طبق مادة 2 قانون مجازات اسلامى هر فعل يا ترك فعلى كه در قانون براى آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب ميشود و بر همين اساس چون براى خودكشى مجازاتى در نظر گرفته نشده جرم تلقى نميشود. البته تنها خودكشى سربازان جرم محسوب ميشود زيرا در حين خدمت حق شانه خالى كردن از مسئوليت را ندارند. با اين وصف وقتى خودكشى جرم نيست، معاونت در خودكشى هم جرم نيست. ولى از آنجا كه معمولا ً فرد اقدامكننده بر اثر فشارهاى ديگران، بهويژه اعضاى خانوادهاش دست به خودكشى ميزند، اين فشارها حكم معاونت در عمل ارتكابى را دارد. آن دو دختر بهدليل رفتارهاى پدرشان دست به خودكشى زدهاند و از فشارهاى او به چنين كارى تن دادهاند. اما اين حرفها هيچ دردى را دوا نميكند. ديگر حوصلة پدر سر رفته است. نميتوان به خانوادة او نزديك شد چون بددل و بدبين است. چكار ميتوان كرد وقتى قرار است تا ساعتى ديگر دو دختر بهدست پدرى بيفتند كه به آنها وعدة بنزين و آتش داده. پدرى كه براى يك بيرون رفتن بدون اجازه از خانه، كمربند از كمر باز ميكند، حالا براى خودكشى چه ميخواهد بكند؟ در آن هياهوى گمشده در سوز سرماى اول آذر تهران بالاخره به پدر ميفهمانند كه ما از مجله و روزنامه آمدهايم. او همسرش را تهديد ميكند و از ترس آنكه مبادا عكسى از او در جايى چاپ شود، بيمارستان را ترك ميكند. فرصت كوتاهى بهدست آمده تا كارى بكنيم. دفتر مجله با جستوجوى زياد آدرس يك مركز نگهدارى دختران را در خيابان دربند پيدا ميكند. هر دو دختر را از بيمارستان مرخص ميكنند. مادرشان ميخواهد بداند دخترانش را به كجا ميسپارد. آنها نگران از اينكه مبادا پدر تعقيبشان كند، سوار يك پيكان مسافركش، راهى خيابان دربند در تجريش ميشوند. قرار ميشود دو دختر چند شبى را آنجا بگذرانند تا بلكه بتوان از طريق ادارة سرپرستى و دادگاه، سرپرستى پدر را لغو كرد و بهنوعى اجازة زندگى خارج از يوغ اين پدر را كسب كرد. رانندة آژانسى كه از ابتدا ما را همراهى كرده ميگويد: به خدا قسم اين دو دختر خيلى نجيباند، وگرنه با داشتن چنين پدرى تابهحال بايد صد مرتبه فرار ميكردند! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1383ساعت 10:50 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
پيرمردي که با خوردن تعداد زيادي قرص اقدام به خودكشي کرده بود، پس از نجات از مرگ از راز جنايتي که به همراه خانواده اش مرتکب شده بود، پرده برداشت. وي علت اصلي خودکشي اش را فرار دخترش از خانه عنوان کرد که با پيگيري مسئولان بيمارستان امام رضا (ع) مشخص شد دختر جوان توسط پدر و برادرانش به قتل رسيده است. با اعتراف پيرمرد 60 ساله به ارتکاب قتل، مشخص مي شود، دختر 17 ساله وي که فاطمه نام داشته است، 13 روز قبل از خانه فرار کرده بود که پس از آنکه وي توسط مسئولان سازمان بهزيستي شهرستان قم به خانواده اش تحويل داده مي شود، مورد اذيت و آزار آنان قرار مي گيرد. طبق تحقيقات انجام شده، فاطمه که در خانواده اي متعصب زندگي مي کرد، پس از بازگشت به خانه توسط برادرانش به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته است. رحمان پدر فاطمه که به علت عذاب وجدان، به دست داشتن در اين جنايت اعتراف کرده بود، گفت: پس از تحويل فاطمه از بهزيستي شهرستان قم او را به بجنورد آوردم که پس از ضرب و شتم و کتک کاري توسط برادرانش با يک طناب پلاستيکي به دور گردنش او به زندگي خود پايان داد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1383ساعت 10:45 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
شکايت به سازمان ملل متحد يکی از راه های حذف خشونت عليه زنان • بازرس ويژه سازمان ملل: در اين راستا مکانيزم های شکايت افراد عليه خشونتی که عليه زنان اعمال می شود، به اندازه کافی به کار گرفته نمی شود. اين نوع شکايت، يک ابزار حقوق بشر قوی می باشد که می تواند جان انسان ها رانجات دهد. من به عنوان بازرس ويژه زمانی می توانم با دولت ها به گفتگو بنشينم که اين شکايت ها بدستم رسيده باشد تنظيم: گروه کار زنان سازمان فداييان خلق ايران |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1383ساعت 11:41 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه سرگشاده خانم عفت ماهباز به خانم پروفسورياکين ارتوک گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل درامور خشونت عليه زنان گزاشگر ويژه کميسيون حقوق بشر سازمان ملل درباره" خشونت عليه زنان" خانم پروفسور"ياکين ارتوک"، با خبر شديم که شما به عنوان گزارشگر ويژه کميسيون حقوق بشر سازمان ملل درباره" خشونت عليه زنان"، بنا به دعوت دولت جمهوري اسلامي،از سي ژانويه تا ششم فوريه ۲۰۰۵- يازده تا هيجده بهمن۱۳۸۳ به ايران سفر مي کنيد..و قصد شما انجام ديدارهايي به منظور حقيقت يابي در ايران و ارائه گزارش هاي دوره ايي به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل است.از اين فرصت پيش آمده استفاده مي کنم و توجه شما را به مرگ مشکوک يك شاعر زن و سه خبرنگار دختر که در ماه اخير رخ داده است جلب ميکنم ودر راستاي جلوگيري ازتکرار اين موارد خواستار پيگيري و کمک شما در اين زمينه هستم . بنا بر گزارش ماهانه نقص حقوق بشر در ايران،(۲۰/۱/۲۰۰۵) . "الناز درخشان خبرنگار روزنامه ي "افتخار" شيوا و شهلا شكاري خبرنگاران روزنامه هاي "شرق" و "افتخار" به طور مشکوکي در تهران کشته شدند. پليس در اولين مرحله، تشخيص مرگ را بر اثر گازگرفتگي و يا مسموميت غذائي اعلام نمود، اما پزشكي قانوني با توجه به قرمزي پوست صورت و بدن آنها، اين احتمال را قوي مي داندكه آنها خفه شده باشند. خانه اي كه دو خبرنگار ديگر بنامهاي شيوا و شهلا شكاري در آن جمع شده بودند متعلق به الناز درخشان خبرنگار روزنامه ي افتخار بوده است. خانم گرامي ، مورد مشکوک ديگر مرگ ناگهاني شاعر معاصرنازنين نظامشهيدي است که به طرزمشکوکي در شامگاه سهشنبه(۱۸/۱/۲۰۰۵) ظاهرا بر اثر عارضه سكته مغزي درگذشت. اين در حالي است که روز قبل از اين واقعه وي بهعنوان يكي از اعضاي هيات داوران جايزه شعر امروز ايران (كارنامه) بيانيه اين هيات را در مراسم اهداي جوايز، در سالن اجتماعات فرهنگسراي نياوران خوانده بود*۲ خانم "ياکين ارتوک" گرامي، اين مرگهاي ناگهاني و سئوال برانگيز، بارديگرکابوس فاجعه قتلها ي زنجيرهاي نويسندگان و روزنامه نگاران و مترجمين و کوشندگان سياسي ايران در سال ۱۳۷۷(۱۹۹۸ ميلادي)را پيش چشم ميآورد.در قتلها ي زنجيرهاي سال ۱۹۹۸ ميلادي "احمد ذال زاده"، "احمد تفضلي"، مترجم و خبرنگارمطبوعات ايران،"محمد مختاري" و "محمدجعفر پوينده" نويسنده و مترجم،."پروانه اسکندري" (فروهر)و "داريوش فروهر" از رهبران حزب ملت ايران، بدست ماموران وزارت اطلاعات به شيوه هاي گوناگون کشته شدند. اينک در اين دو هفته با مرگ مشکوک خبرنگاران "النازدرخشان"، " شيوا شكاري" و "شهلا شكاري" و شاعر معاصر، نازنين نظامشهيدي،افکارعمومي ايرانيان داخل و خارج ار کشور و نيز مدافعان حقوق بشر و نهادهاي مدني مبارزه با " خشونت عليه زنان" بشدت نگران شده اند. ما در سخنان خود بدرستي گفته ايد: "خشونت عليه زنان، يک تقدير نيست .....و مي توان آن را از بين برد." ما با کلام شما همزبانيم و با اقدامات شما در مبارزه با "خشونت عليه زنان" همراهيم. از اينرو در آستانه سفر شما به ايران خواهان آن هستيم که از طرف شما و کميسيون حقوق بشر سازمان ملل،در امور"خشونت عليه زنان" مساله مرگ سه خبرنگار الناز درخشان و شيوا و شهلا شكاري،و شاعرمعاصر نازنين نظامشهيدي،در تماس با مقامات و نهادهاي ايراني ، به جد مورد سئوال و بازخواهي ، قرار گيرند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1383ساعت 11:40 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
پنحمين همايش اجتماعی جهان در شهر پورتو آلگره در برزيل از روز چهارشنبه 7 بهمن آغاز به کار کرد. 120,000 شرکت کننده از اقصا نقاط جهان در ميان 2,500 آتليه، ميزگرد و سمينارهاي متنوع حول موضوعات گوناگون، عزم و گرایشي بين المللي براي همبستگي جهاني را به نمايش گذاشته است. حقوق بشر، صلح وغير نظامي کردن جهان، مبارزه اجتماعي، خشونت عليه زنان و کودکان، تبعيضات جنسي و قومي، ارتباطات، اقتصاد منسجم، اجتماعي کردن دانش و فن آوري از جمله موضوعات و محورهای اصلي پنحمين همايش اجتماعی جهان به شمار مي روند.بسياري از نهادها، جريانات ترقي خواه، مدافعان حقوق بشر، فعالان عدالت اجتماعي و طرفداران محيط زيست از کشورهاي گوناگون در اين اجتماع بين المللي حضور دارند. شيرين عبادي برنده صلح نوبل و مدافع سرشناس حقوق بشر در ايران نيز مانند سال گذشته اين اجلاس در بمبئي، امسال نيز به اين تجمع جهاني دعوت شده بود که به دليل احضار به دادگاه، نتوانسته بود در همايش حضور بهم رساند، اما با ارسال پيامي حمايت خود را از اين همايش بين المللي اعلام کرد. نرگس محمدي از سوي کانون مدافعان حقوق بشر ايران در اين همايش حول 2 موضوع به سخنراني پرداخت. موضوع نخست حول محور «اسلام و دموکراسي» بود که نرگس محمدي نخست به تفکيک معنائي دو موضوع دين و شريعت پرداخته و با استناد به گفته اقبال لاهوري فليسوف معاصر جهان اسلام، مبني بر تأثيرپذيري شريعت از مکان و زمان، امکان همسوئي و همخواني اسلام با حقوق بشر و دموکراسي را امري بديهي دانست. وي تأکيد کرد مسئوليت امروز روشنفکران در جوامع اسلامي یازخواني دين با تآکيد بر مفاهيم دنياي مدرن و بويژه تکيه بر اعلاميه جهاني حقوق بشر است که البته کاري اساسي و دشوار ست. وي اضافه کرد : البته روشنفکران مسلمان براي گسترش چنين نگاهي از دين در اکثر موارد هزينه هاي سنگين را متحمل مي شوند. سخنراني دوم نرگس محمدي پيرامون «قاچاق زنان و روسپي گري در ايران» بود. محمدي به ريشه هاي اجتماعي اين پديده ها پرداخته و علل و عوامل مؤثر در اين زمينه را مورد بررسي قرار داد. وي عواملي همچون خشونت در اشکال قانوني و غيرقانوني، فقر فرهنگي و اقتصادي، نگاه مردسالار و تمرکز نامتعادل قدرت در حوزه هاي اجتماعي را در همين رابطه توضيح داده و برخورد به اين مجموعه را در کادر مباني حقوق بشر تشريح نمود. اين همايش تا روز 12 بهمن ادامه دارد. از نکات مهم در ارتباط با اين همايش بين المللي، همزماني با سى و پنجمين «همايش اقتصاد جهانى» در شهر داووس سويس با شرکت بعضي از رؤساى جمهور و مقامات عاليرتبه کشورهاي اروپائي و آمريکا و چند هزار متخصص و صاحب منصب اقتصادى و سياسى از کشورهای گوناگون است. موضوعاتي چون تجارت جهاني، مبارزه با بيماري ايدز، گرم شدن زمين، نقش آمريکا و اروپا در تحولات جهاني، بحران خاور ميانه از موضوعات اين همايش به شمار مي روند. همايش اقتصاد جهانى داووس با سخنراني ژاک شيراک در روز چهارشنبه گشايش يافت و تا زمان خاتمه همايش، حضور هزارن نيروي امنيتي و پليسي چهره شهر داووس را کاملا تغيير داده است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1383ساعت 11:19 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1383ساعت 11:16 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
آنچه امروز نيازبه نگاهي تامل برانگيز دارد گسترش خودکشي در ميان دختران و زنان جوان است که در مورد علل و انگيزه هاي اين نابهنجاري ، اظهارنظرهاي متفاوتي در سطح جامعه وجود دارد.بسياري از کارشناسان بروز اين امر را نشانه افراطي ترين وجه استيصال و درماندگي مي دانند که به فجيعي به پايان مي رسد. روانشناسان بر اين اعتقادند که بسياري از افراد متمايل به خودکشي، تحت تاثير مشکلات روحي و رواني قرار مي گيرند و عکس العمل سريع آنان به مسائل گوناگون ، استقبال از مرگ است . چنين واکنشي قاعدتا" به معناي دوست داشتن مرگ نيست بلکه اين دسته از افراد تنها خواهان درک و محبت ديگران هستند. از سوي ديگر ، در مناطقي که هنوز قوانين قومي - قبيله اي فراتر و با قدرت تر از قوانين قضايي حکمراني مي کند و فقر فرهنگي حاکم ، عامل عمده تضييع حقوق زنان و ناديده انگاشتن حقوق انساني و اجتماعي است ، بروز چنين رخدادهايي دو چندان است . در ايران هنوز مي توان پديده ازدواج اجباري و محدوديت هاي سنتي را در برخي استان هابه چشم ديد که همراه با آزارهاي جسمي از جانب همسر يا غير همسر سبب شده تا دختران بيش از پسران در معرض آسيب هاي جدي قرار گيرند و درغياب مشاوران و والدين آگاه، اين "مرگ" است که به عنوان راه حل اساسي فراروي آنان قرار مي گيرد. "سعيد مدني" ، کارشناس مسائل اجتماعي با ارائه آماري در خصوص ميزان خودکشي در ايران مي گويد : بر اساس آمار سال هاي 81-80 ، درحدود6/63 درصد افراد ي که دست به خودکشي زده اند زن و 4/37 درصد مرد بوده اند که فراتر از آمارساير کشورها است. اين کار شناس خودکشي را به چهار دسته تقسيم مي کند ومي گويد: انواع خودکشي به دلبخواهانه ، ديگر خواهانه ، ناشي از ناهنجاري اجتماعي و تقدير گرايانه تقسيم مي شود که در ايران اين پديده با تمامي اين موارد ارتباط دارد . وي ادامه داد : درمطالعات مربوط به خودسوزي دختران ترکمن استقبال از مرگ تقدير گرايانه بوده است. به عبارتي، اقتدار مردسالانه به دختران فشار وارد کرده و آنان براي گريز از اين وضعيت دست به خودکشي مي زدند . از سوي ديگر ، دراين مناطق پدرو مادر تمايلي به تولد دختر ندارند و به محض به دنيا آمدن آن ، نام او را" دختر بس " مي گذارند . مدني اظهار داشت : همچنين تحقيقات نشان داده است که گرايش به خودکشي در بين افرادي که به اختلالات رواني دچار هستند 3 تا 12 برابر افراد سالم است و اين در حالي است که 20 تا 25 درصد از جامعه ايران دچار اختلالات رواني هستند. به گفته اين کارشناس مسائل اجتماعي، شيوع اختلالات در زنان دو برابر مردان است که برخلاف کشورهاي ديگر تمايل به خودکشي در زنان ايران بيش از مردان است . وي در باره علت بروز اين مسئله گفت : مسائل اقتصادي ، تغييرات اجتماعي ، نبود جايگزين مناسب براي کاهش نقش ارزش هاي ديني از عمده مواردي است که بايد به آنان توجه شود . اين کارشناس مسائل اجتماعي با اشاره به اينکه ايران فاقد يک مديريت مشخص براي کاهش ميزان خودکشي است ، تصريح کرد : در دوران جنگ و پس از آن ما با تغييرات بنيادي روبرو شديم که در نهايت منجر به ايجاد تعارضاتي به خصوص در بين دختران مناطق جنگ زده با دختران شهرهاي ديگر ،شده است. در نتيجه مشکلات آنان بدون وجود هيچ راهکاري به همان شکل باقي مانده است که اگر به آن انديشيده نشود ، با افزايش آمارخودکشي مواجه خواهيم شد . دکتر "محمد کاظم عاطف وحيد" ، روانپزشک دلايل متفاوتي براي افزايش خودکشي در بين دختران طي سال هاي اخير برمي شمرد و مي گويد:براي اينکه بتوانيم علت يک پديده را بررسي کنيم بايد بدانيم اين جامعه در چه بخش هايي با تغييرات روبرو بوده است . بنابراين در خصوص اين مسئله بايد اشاره کرد که فضاي اجتماعي و اخلاقي جامعه امروزه با با تغيير و تحولات فراواني مواجه شده است و به نوعي دچار در هم ريختگي شده است . وي اضافه کرد : نااميدي يکي از عوامل موثر در خودکشي است. البته براساس يکسري از تحقيقات در اين زمينه ، خودکشي در بين سنين 18 تا 30 سال اتفاق مي افتد.بنابراين وقتي در يک جامعه سنتي ، ساختارهاي قبلي به هم مي ريزد و جايگزيني براي آن در نظر گرفته نمي شود به طور حتم اين مسئله باعث ايجاد فشار زياد و به دنبال آن اختلالات رواني مي شود. اين روانپزشک ادامه داد :از علل ديگر خودکشي در بين دختران مي توان به مسائل تربيتي و وجود آشفتگي در خانواده هايي که پديده طلاق در آنان رايج است، اشاره کرد.در چنين مواقعي فرزندان به نااميدي کامل و يا افسردگي مفرط مبتلا مي شوند که مي تواند اقدام به خودکشي را به عنوان يک راه حل مطرح کند. عاطف وحيد افزود : بدرفتاري با کودکان از قبيل سوء استفاده هاي جنسي در دوران کودکي سبب عادت آنان به آسيب پذيري مي شود و وقتي به سن بزرگسالي مي رسند ممکن است خود به استقبال آسيب روند زيرا اين مسئله براي آنان به يک عادت تبديل شده است .در نتيجه از طريق اقدام به اين عمل بزرگترين صدمه را به خود مي زنند . همچنين بايد ذکر کرد که در خودکشي ويژگي هاي فردي نقش قابل توجهي دارد . که از جمله اين موارد ناتواني در برابر استرس ها است که در زنان اين دليل سبب مي شود تا دو برابر مردان دست به خودکشي زنند . وي تصريح کرد : تاثير عوامل فرهنگي را در اين حيطه نبايد فراموش کرد. اين دسته از افراد ، دچار سردرگمي فراواني هستد که اغلب به دوران کودکي باز مي گردد . متاسفانه خانواده و جامعه به اين دوران حساس بي توجه هستند و کودکان در اين دوران آموزش هاي لازم را نمي بينند و در کنار آن مدارس هم ، که از نهادهاي بسيار مهم هستند بسيار ضعيف با اين مسئله روبرو مي شوند . وي گفت : بعد اجتماعي تاثير گذار بر خودکشي هم به همان اندازه موارد رواني ، موثر است . اغلب نوجوانان بين خانواده و محيطي که در آن زندگي مي کنند دچار تضاد مي شوند. در نتيجه ممکن است با احساس پوچي مواجه شوند . اما اگر جوان در جامعه احساس مشارکت کند و اين حس به درستي هدايت شود و بتواند توانمندي خود را به نمايش گذارد به طور قطع چنين مواردي کم خواهد شد که اين مسئله در مورد دختران خيلي شاخص تر است . اين روانپزشک درباره تاثير اين معضل درباره کساني که يک بار به خودکشي دست زده و موفق نشده اند ، اضافه کرد : اولين نتيجه اين کار ضعيف به نظر آمدن فرد است و برخورد دلسوزانه و ترحم برانگيز و تحقير آميز ديگران که مي تواند زمينه خودکشي مجدد را فراهم سازد . خبرگزاري سينا |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1383ساعت 21:52 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
براساس آمار موجود ، " فقر " از مهمترین چالش های عصر حاضر بشمار می آید و تقریبا" نیمی از مردم جهان در فقر مطلق و با کمتر از یک دلار در روز زندگی می کنند. این معضل به قدری حائز اهمیت است که کشورهای عضو ملل متحد ، درسال 2000 متعهد شدند تا سال 2015 تمام تلاش خود را برای کاهش فقر به نصف به کار بندند. در این وظیفه بلندپروازانه که اساس آن هدف های توسعه هزاره نام گرفت ، اگر نظام های مالی و تجاری بتوانند راحت تر و روانتر از گذشته کار کنند ، شاید بتوان امیدبست که روزی قابل حصول باشد . اماشاهدهستیم که فقر و فقرا شدیدتراز گذشته در50 کشورجهان، که سازمان ملل آنها را کشورهای کمترتوسعه یافته می نامد،متمرکز است و همچنان برتعداداین کشورها افزوده می شود . بطوریکه به راحتی می توان مدعی شداین روندتامدتها هم ادامه خواهد داشت . همچنین سازمان بین المللی کار در 16 نوامبر 2004 اعلام کرد : حدود یک میلیارد و 400 میلیون کارگر فقیر در جهان وجود دارد که کم تر از 2 دلار در روز درآمد دارند . " یوان سوماویه" ، مدیر کل سازمان بین المللی کار، پا را از این فراتر نهاده و بر این نکته تاکیدمی کند که دستمزد حدود 550 میلیون کارگر حتی کم تر از یک دلار در روز است. اما، آنچه امروز شاهد هستیم این است که ایران نیز از این مسئله بی نصیب نیست بطوریکه چندی پیش مدیرکل کاهش فقر و سیاست های اجرایی وزارت رفاه اعلام کرد: شناسایی فقیر مطلق در کشور ما با تعریف حداقل استانداردها ، بیش از 12 میلیون نفر است. البته میزان فقر در شهرها و روستاها چندان تفاوت ندارد و آمار آن در روستاها تنها یک درصد بیشتر از شهرها است. آنچه که در این میان باید به آن اشاره کرد موقعیت زنان ودختران در میان اقشار فقیر جامعه است. به عبارتی دیگر در چنین فضایی اولین کسانی که آسیب می بینند این قشر از جامعه اند. بطوریکه در این ارتباط ، نماینده سازمان خیریه " کاریناس " ایتالیا ، در نشست سازمان های خیریه پنج کشور اروپایی که در رم برگزار شده بود ؛ اعلام کرد :27 میلیون نفر در جهان مانند برده زندگی می کنند و یا در خطر بردگی قرار دارند . در این نشست که با حضور نمایندگان سازمان های خیریه ایتالیا ، یونان ، اسپانیا ، لیتوانی و استونی برگزار شده بود اعلام شد : فراگیری نوع بردگی، استثمار جنسی است و قربانیان آن نیز زنان و کودکان هستند . زنان و کودکان با فریب ، خشونت ، تهدید و پیشنهاد کار جهت سوءاستفاده جنسی به کشورهای اروپای غربی قاچاق می شوند .و تنها چیزی که در انتظار شان است مصیبت و شرایط نامساعد زندگی است . ولی کارشناسان با برخی از ادعا ها یی که در این ارتباط بر رابطه نزدیک فقر و فحشا اصرار دارند و آنرا تفکیک ناپذیر می دانند، نه موافق اند و نه مخالف. اما؛ صراحتا" بر این مسئله تاکید دارند که تمام بازتاب های فقر ، فحشا نیست. موارد دیگری هم وجود دارد که باید دقیق به آن پرداخته شود . مریم- فرهادی ، 26 ساله ، کارمند می گوید: وجود فقر در بین دختران جوان با مسائل گوناگون و متعددی همراه است . ممکن است آنان به بزهکاری رو آورند و بدینگونه مایحتاج زندگی شان را تامین کنند . از سوی دیگر فقر گاهی اوقات دختران را به سوی تلاش و فعالیت بیشتر و مستمر برای برطرف کردن ضعف مالی سوق می دهد . وی ادامه داد : به نظر می رسد دختران و زنان جوان کدام راه را انتخاب می کنند و به چه سویی روند به تاثیرات خانواده بر آنها مربوط باشد. به عبارتی ؛ گرچه نقش جامعه بسیارحساس است . اما ، تاثیر خانواده در این باره مهمتر از آن به نظر می آید . مهدی ناعمی ، مدیر یک شرکت خصوصی بر این اعتقاد است که : فقر دارای ابعاد گوناگون و متفاوت است و بسته به اینکه کدام قشر یا طبقه مدنظر است باید به آن پرداخت . اگر منظور از فقر بین دختران در خانواده های سنتی باشد در صورتیکه پدرو مادر از تعداد فرزندان کمتری برخوردار باشند خواهند توانست بر آنان تسلط یافته و توجه بیشتری داشته باشند .اما اگر والدین مسئولیت پذیر نباشند و از رشد صحیح فرزندان غفلت ورزند احتمال اینکه این افراد در مسیر غلط قرار گیرند بسیار زیاد خواهد بود . وی در باره نقش مذهب گفت : " اگر خانواده ها اعتقادات مذهبی داشته باشند به شرطی که متحجرانه نبوده و پویا باشد، می تواند تاثیر بازدارندگی بسیار مفیدی برجا گذارد .امادر کنار این مسئله خانواده هایی که نه سنتی و نه مذهبی هستند. اگر از بینش اجتماعی کافی برخوردارباشند ،علیرغم فقر ، تاثیر مثبتی بر رشد فرزندانشان می گذارند.ولی خانواده هایی که به ضرب المثل " هر که دندان دهد نان دهد " معتقد هستند و بر اساس آن پیش می روند باید منتظر عواقب بسیار نگران کننده آن باشند." دکتر مهدی تقوی،اقتصاددان واستاددانشگاه علامه طباطبایی در این ارتباط می گوید : شکی نیست که در گسترش فقر در جامعه اولین قشری که آسیب می بیند دختران و زنان می باشند بطوریکه در کشور مالزی اولین فشار روی این گروه، بیرون کشیده شدن دختران از مدرسه و فرستادن آنها به مزارع بوده است . وی تصریح کرد : به طور معمول به دلیل اقتصادبیماردرجامعه فضای حاکم هرروز نسبت به گذشته بدتر می شود. بنابراین مسئله ای که این معضل را ایجاد کرده ، این است که به دلیل آنکه طبق قوانین خانوادگی ، تکفل بر عهده پدران است ، یعنی هر پدری به غیر از خود هزینه های چند نفر دیگر را هم می پردازد و این فشار روانی بیش از هر کس دیگر برسرپرست خانواده است لذا دختران بخاطر بیکاری و نبود درآمد کافی احساس می کنندسربار خانواده هستند . در چنین اوضاع و احوالی راحت ترین کار برای آنان ، ازدواج است و آنچه مسلم است در این ازدواج ها دقت لازم بکار برده نمی شود و عشق و علاقه در آن جایی ندارد. بنابراین بسیاری از این ازدواج ها به طلاق منجر می شود که به دنبال آن می توان به گسترش فحشا در جامعه اشاره کرد . این استاد دانشگاه اضافه کرد : در حالی که در کشور ثروت های فراوانی وجود دارد واستفاده از آن فقط به هوش و درایت کافی نیاز دارد تنها چیزی که ملاک نیست در نظر گرفتن شایستگی ها است . همچنین ، سعید مدنی کارشناس مسائل اجتماعی بر این اعتقاد است : در جوامعی مثل ایران و بسیاری کشورهای در حال توسعه در واقع فقر یک ساختار جنسیتی دارد به این معنی که در زنان و دختران تاثیرات سوء بیشتری دارد تا مردان که می توان از دو زاویه این مسئله را مورد بررسی قرار داد . وی درارتباط با این زوایا گفت : ساختار اقتصادی - اجتماعی نظام مردسالار اساسا سبب ایجاد پوشش حمایتی برای مردان جامعه می شود و در واقع حمایت ضعیفی از زنان ، در تصمیم گیریهای مردانه به چشم می خورد بنابراین به نوعی مردان به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه زمینه هایی را برای حمایت از خود به وجود می آورند و در مقابل کم توجهی های فراوانی به مسائل زنان نشان می دهند . از سوی دیگر برخی ویژگی های شخصیتی و جسمی زنان و دختران همچنین نقشی که در محیط ایفا می کنند به این وضعیت کمک می کند . به عنوان مثال در کشور بخش عمده ای از کارگاههای قالیبافی توسط آنان اداره می شود .و آنچه مسلم است این می باشد که در چنین شرایطی طبیعی به نظر می آید که دختران بیشتر در معرض تهدید و شرایط سخت کارگاه قالی بافی قرار خواهند گرفت پس به نوعی شرایط سخت و دشوار تهدیدهای ناشی از فقر، زنان را بیش از مردان در بر می گیرد در معرض خطر قرار می دهد . این کارشناس مسائل اجتماعی ادامه داد : اما از زاویه خاص تر و محدودتر، فقر به نوعی در بروز و ظهور بعضی از مشکلات اجتماعی اثرات مستقیم یا غیر مستقیم دارد و طبیعتا" آن بخش از مشکلات اجتماعی که با تشدید فقر شدت می یابد تن دادن زنان به رابطه جنسی برای کسب درآمد است که معمولا"تنها یک آسیب زنانه به شمار می آید . از عمده موارد در این باره می توان به فرار دختران از خانه اشاره داشت که یک بعد آن به خانواده ناسالم مربوط می شود و بخش دیگر اش به عوامل موثر یا زمینه ساز این معضل مربوط است . سعید مدنی با اشاره به اینکه مسئله فرار دختران در اثر فقر بیش از پسران است ، تاکید کرد : تحقیقات نشان داده است که حدود 14 درصد از دختران فراری در روز اول ناچار می شوند برای تامین معیشت خود تن فروشی کنند و حدود 70 درصد آنان در هفته اول دست به تن فروشی می زنند . بنابراین تحقیری که پس از فرار آنان را دنبال می کند بسیار بیشتر از پسران است. البته باید اشاره کرد که فرار از خانه در خانواده های ثروتمند هم رخ می دهد که علت عمده آن وجود خانوادههای ناسالم است . در چنین فضایی والدین نمی توانند با فرزندانشان رابطه برقرار سازند بنابراین نظارت شایسته ای هم بر رفتار آنان ندارند و به دنبال آن حمایت های عاطفی هم بسیار ضعیف است از سوی دیگر خشونت در خانواده های فقیر بیش از ثروتمندان است علت آن هم استرس های زندگی در بین پدران و مادران می باشد . علاوه بر این مشکلات اجتماعی زندگی این دسته را مختل کرده است به طور مثال از 20 مورد فرار دختران ،18 مورد آن توسط پدر کتک می خورده اند و 13نمونه دارای پدرانی معتاد بوده اند . همانطور که آمار و ارقام نشان می دهد واکنش نسبت به شرایط نامطلوب ، خاص است که به شکل هایی گوناگون نظیر خودکشی ، فراراز خانه یا حتی بروز اختلالات روانی بروز می نماید که اگر بخواهیم در این مورد خاص به آماری اشاره کنیم می توان تاکید کرد که شیوع اختلالات روانی درایران در بین 11 درصد از سنین 15 سال به بالا ، 7 درصد مردان و 15 درصد زنان را شامل می شود .بنابراین به نظر می رسد باید فکری درست و منطقی ارائه داده شود تا اگر حتی به حل مشکل نیانجامید بر آن نیفزاید تهران ، خبرگزاری سینا - مژگان فرجی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1383ساعت 21:45 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
من و فرزندم را در كناروهمراه خود بدانيد من ... هستم و 27 سال سن دارم و تا پنجم ابتدايي بيشتر درس نخواندهام . خيلي دوست داشتم درس بخوانم و مانند هم سن و سالهاي خودم از كودكي لذت ببرم و سالها به مدرسه بروم . اما پدرم اين اجازه را به من نمي داد . خودم چند بار پيش معلمهاي نهضت رفتم و از آنها خواهش كردم كه به پدرم بگويند كه اجازه درس خواندن را به من بدهد ، بالاخره پس از التماسهاي معلمان برادر و مادرم من در سن 12 سالگي به مدرسه رفتم و توانستم كلاس اول و دوم و سوم را بخوانم . اين بهترين خاطره من از كودكي و مدرسه ام است . مادرم زن خوبي بود ولي تابع پدرم بود . من لحظه به لحظه زندگيم را همراه با ترس! از كتكهاي پدرم گذراندهام ، پدرم هميشه به خاطر غذا خوردن يا درخواست پول براي لباس من و مادر و خاهرانم را به باد كتك مي گرفت و با الفاظ ركيك ما را مورد هتاكي قرار مي داد كه چرا غذا زياد مي خوريد و شما سربار و نان خور اضافي هستيد . ما هميشه از ساعت 5 صبح الي 12 شب بايد قالي ميبافتيم و كار مي كرديم تا پدرم از ما راضي باشد . اين وضعيت يكبار مرا مجبور به فرار از خانه كرد و به تهران رفتم و در آنجا شبها در پارك مي خوابيدم و كسي كه در پارك بخوابد معلوم است سرنوشت او به كجا مي رسد . بعد از مدتي من را به بهزيستي تحويل دادند و بهزيستي هم من را دوباره به جهنم يعني خانه پدرم فرستاد . در سن 21 سالگي روزي پدرم به من گفت كه مردي محترم به خواستگاري تو آمده و من قول تو را به او دادهام . تو بايد با او ازدواج كني ، مي دانستم مخالفت مساوي است با شكنجه و كتك كاري از طرف پدرم اين مرد سابقه ازدواج قبلي داشت و 20 سال با من اختلاف سني داشت ولي من مجبور به ازدواج شدم . شوهرم از زن اولش 3 دختر داشت . به من گفت كه من را حتماً خوشبخت مي كند ، به شرطي كه هرچي گفتم قبول كني بعد از مدتي شوهرم من را همراه خود به يك سفر برد ، در برگشت مأموران بازرسي به من شك كردند و بستهاي را كه شوهرم به دستم داده بود از من گرفتند و معلوم شد كه 3 كيلو مواد مخدر است . بعد از 3 ماه زنداني وقتي كه فهميدند من بيگناهم آزادم كردند . پدرم نگذاشت من به خانه برگردم و گفت تو شوهر داري شوهرم بعد از آزادي خانه اي برايم اجاره كرد و شبي 4 نفر را همراه خود به خانه آورد و گفت بايد ا! ز اينها پذيرايي كني ، هرچه خواهش و التماس كردم قبول نكرد و آن چهار نفر هم گفتند ما پول دادهايم . خلاصه اين يك منبع درآمد براي او شده بود ، تا اينكه يكبار كه چند نفر از دوستانش را به خانه آورده بود به كمك زن همسايه به پليس زنگ زديم و ما را گرفتند . در اداره اگاهي وقتي كه جريان را تعريف كردم و گفتم كه شوهرم از من به عنوان يك منبع درامد استفاده مي كند شوهرم همه چيز را منكر شد و خيلي هم به رگ غيرتش برخورد من به 2 ماه زندان محكوم شد و شوهرم به 5 سال زندان و 6 ماه تبعيد و 60 ضربه شلاق محكوم شد ، شوهرم بعد از يك سال زندان آزاد شد و من هم از دست او فرار كردم و پيش پدرم برگشتم . پدرم وقتي فهميد من باردارم اصلاً يك ساعت به من اجازه نداد در خانه بمانم و من را بيرون كرد . تنها راه چاره التماس و گريه بود و گفتم حداقل اجازه بدهد تا بچهام متولد شود . پدرم هم اجازه داد به شرط اينكه هيچ كس بويي از حاملگي من نبرد . در زمان حاملگي من تمام كارهاي خانه و رختشويي 7 برادر و پدر و مادرم را هم انجام مي دادم و حق هيچگونه اعتراضي هم نداشتم . در دوران حاملگي آرزوي يك وعده غذاي گرم به دلم ماند . چونكه من بايد بعد از همه غذا مي خوردم . بعد از به دنيا آمدن بچه كه يك دختر بود بعد از دو روز پدرم من را بدون هيچگونه پولي از خانه بيرون كرد . به شوهرم تلفن كردم . او هم جوابم نداد ، پس به ناچار به تهران رفتم و شبها در پاركها مي خوابيدم . لازم نيست ديگر بگويم يك زن تنها كه حتي فارسي حرف زدن هم بلد نيست از چه راهي خرجش را درمي آورد . در خلال اين دوران زندگي زجر آور از شوهرم شكايت كردم ولي هيچكس جوابي به من نداد ، چونكه من يك زن بودم به بهزيستي ته! ران رفتم . گفتند چون بچه داري نمي توانيم تو را در اينجا پناهي دهيم . تصميم گرفتم كه بچه را به پرورشگاه ببرم و يا سر راه بگذارم ولي دلم نيامد از آن طرف پدرم هم پسرعمهها ـ خودش و برادرهايم را مأمور كرده بود كه هم خودم و هم بچهام را بكشند چون بچه حرامزاده است و آبروي او رفته است ولي حالا حدود 1 سال است كه پيش يكي از بستگانم هستم و تصميم دارم بچه ام را بزرگ كنم و به دنبال طلاق از شوهرم هستم . دادگاه مي گويد شوهرت را اينجا بياور تا تكليفت را روشن كنيم . من اگر ميتوانستم شوهرم را پيدا كنم ، ديگر احتياجي به دادگاه نداشتم و من هم در پايان فقط يك آرزو دارم و اينكه من هم مثل همه انسانهاي ديگر زندگي بهتري داشته باشم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1383ساعت 21:42 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
سفر گزارشگر ويژه كميسيون حقوق بشر در امور خشونت عليه زنان به ايران زنان آگاه ايران مطلع شديم كه گزارشگر ويژه كميسيون حقوق بشر در امور خشونت عليه زنان، خانم ” ياكين ارتورك ” از11 تا 18بهمن ماه به ايران سفرخواهد نمود . مركز اطلاعات سازمان ملل متحد اعلام نمود كه : خانم ” ارتورك” طى اقامت خود با مسئولان دولتى، گروههاى زنان، دانشگاهيان، سازمانهاى غيردولتى، افراد ونمايندگان مطبوعات و همچنين زناني كه مورد ظلم و جور اين نظام مردسالار قرار گرفته اند، ديدار و گفت وگو خواهد كرد و به حرفهاي آنها گوش فرا خواهد داد. زنان آزاده ايراني با يك بسيج جهاني و تلاش دسته جمعي ميتوانيم بر نظام مبتني بر حكومت مردان كه آخوندها آنرا ترويج ميكنند، حقوق خودمان را بدست بياوريم. زنان ايراني از زير بار ظلم و اسارت اين نظام ، با تلاش و افشاگري هر چه بيشتر به آزادي دست خواهد يافت. زنان آزاديخواه ايران سفر گزارشگر ويژه در شرايطي اتفاق مي افتد كه اين نظام زن ستيز در ماههاي اخير هزاران تن از زنان ايراني را به اتهامهاي ساختگي مانند ” بدحجابي ” مورد ضرب و شتم و اذيت وآزار پاسداران و نيروهاي انتظامي قرار داده اند. و يا به گفته روزنامه هاي حكومتي هر شب 4000هزار دختر فراري در سردترين شبهاي سال ، در خيابانها و پاركها شب را به صبح ميرسانند. ثمره 25 سال حاكميت اين نظام ضد زن ، و ضد ايراني چيزي جز فساد ، فقر ، فحشا و كشتار زنان نبوده است. كميته رفراندوم آزاد-كانون زنان از همه زنان آگاه ايراني درخواست دارد كه با تمام توان بر عليه اين همه ظلم و ستم كه بر زنان اين مرز و بوم اعمال ميشود، دست به اعتراض زده و به همين منظور از طريق تماس تلفني با دفتر خانم” ياكين ارتورك ” و يا ارسال نامه به ايميل ايشان، خشونتهاي اعمال شده ، عليه زنان در نظام ملايان را مورد به مورد ، براي وي ارسال كنيد. همگان ميدانند كه بسياري از اين فجايع با تاييد و تصديق كارگزاران همين نظام ، بر روي زنان اعمال ميشود، تا جايي كه وقتي مردي زنش را به قتل ميرساند و يا پدري دختر نگونبخت خود را به دليل يك شك غير واقعي ميكشد با پرداخت ديه آزاد ميشود. ما با كشتار زنان كه سرنخ آن در دست عناصر دولتي است مواجه هستيم. ما بايد فرياد خود را به گوش گزارشگر ويژه ملل متحد برسانيم. فرياد خود و ساير زنان دردمند ايراني را از طريق ارتباط گرفتن با گزارشگر ويژه زنان به گوش جهانيان برسانيد . به دنيا بگوييم كه ما آزادي وبرابري ميخواهيم و چنين نظام واپسگرايي را تحمل نخواهيم كرد. پيش بسوي جامعه آزاد و برابر كميته رفراندوم آزاد ايران(كانون زنان) آفاق روشني 10/11/83 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1383ساعت 11:10 توسط آفاق روشني
|
|
||
|
|
|
|
|
براي سفر گزارشگر ويژه ملل متحد در امور زنان،به ايران بسيج شويم هموطنان بنا بر اخبار خانم "ياكينارتورك" گزارشگر ويژه كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور "خشونت عليه زنان" از ۳۰ژانويه تا ششم فوريه برابر با ۱۱تا ۱۸ بهمن ماه امسال، به ايران سفر خواهد كرد. بر اساس اعتراف خبرگزاري حكومتي ايرنا دستور كار گزارشگر ويژه درباره خشونت عليه زنان شامل انتقال درخواست هاي اضطراري و ارتباطات با كشورها درباره موارد عمدي خشونت عليه زنان، انجام ديدارهايي به منظور حقيقتيابي در كشورها و ارائه گزارشهاي دورهاي به كميسيون حقوق بشر سازمان ملل است. هم ميهنان،مردان و زنان آزاديخواه سفر گزارشگر ويژه سازمان ملل به ايران در حالي صورت ميگيرد كه رژيم مستبد ملايان تنها طي10ماه اخير از ميان 59121 دستگير شده 3969 نفر آنها را زنان به بهانه بدحجابي و اتهامات خياباني و فراري بودن ،تشكيل ميدادند. اين است سرنوشت زنان و دختران نگون بختي كه در زير فشارهاي اجتماعي و اقتصادي ناشي از سياستهاي ضدمردمي آخوندها، طعمه بقاي نظام ولايي ميشوند. كميته رفراندوم آزاد ايران در آستانه ورود گزارشگر ويژه كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور "خشونت عليه زنان" از تمامي وجدانهاي بيدار در سراسر كشور درخواست دارد كه به هرطريق ممكن فضاي ارعاب و سركوب كه با سركوب زنان آغاز شده را خانم آرتورك برسانند .اين وظيفه مبرم و ملي هر ايراني است ، تا در يك تلاش دسته جمعي اعمال و سياستهاي زن ستيزانه و ضدانساني نظام ملايان را افشاء كنيم.به همين منظور از طريق تماس تلفني با دفتر ايشان و يا ارسال نامه و گزارش از خشونت هاي بيرحمانه عليه زنان به ايميل ايشان فعالانه كوشش كنيد.پرونده قتل هاي زنجيره ايي زنان در تهران و مشهد و قتل خانم زهرا كاظمي از جمله خشونت هاي هدايت شده دولتي است كه بايستي در هر جايي آنرا بازگو نمود. زنده باد آزادي-گسسته باد زنجيرهاي استبداد كميته رفراندوم آزاد ايران 9بهمن1383 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1383ساعت 11:8 توسط آفاق روشني
|
|
||