تبليغاتX
زنان ايران فردا

چرا بايد زنان ايراني در مسابقات ورزشي شركت نكنند؟

 

بدون هيچ نوع مقدمه اي ، نامهي يكي از دوستان را عينا برايتان درج ميكنم، خودتان سئوال را پاسخ بدهيد!

با درود بر شما و دوستان خوبتان كه هميشه كمك كار من و ساير رفقا بوده ايد، علت نوشتن اين نامه اين بود كه بشدت تحت فشار بودم و در واقع دلم ميخواست كه با كسي درد دلي كرده باشم، البته ميدانم طبق معمول اگر شما اينجا بوديد به من ميگفتيد درد دل و غر زدن فايده اي ندارد و بايد آستين بالا بزني !! شايد حق با شما باشد ولي به من هم حق بدهيد كه لااقل حرفهايم را به شما بگويم.

نمي دانم مطلع هستيد يا خير ولي روز جمعه 5 فروردين ماه امسال مسابقه فوتبال بين تيم هاي ايران و ژاپن است. برادرم كه از دست اندركاران اين مسابقات است، با خوشحالي به خانه آمد و خبر آنرا به من داد، ولي افسوس و صد افسوس كه در اين نظام پوسيده و ضد زن ، اجازه شركت در مسابقات فوتبال را هم از ما زنان و دختران ايراني سلب كرده اند. آخر چرا ؟مگر جرم ما چيست كه بايد در همه صحنه ها خط قرمز روي اسم ما كشيده شود و از تمامي فعاليتها حذفمان كنند؟  با خودم گفتم شايد بتوان كاري كرد، اعتراضي ، چيزي ....... ولي خودم نميدانم چگونه ، شايد بهتر باشد ما زنان و دختران به عنوان اعتراض به جلو استاديوم آزادي برويم و حداقل جلو ژاپني ها وخبرنگاراني كه به آن محل مي آيند آبروي اين واپسگراهاي قرون وسطايي را ببريم . يا اينكه خودمان را به شكل پسر ها در بياوريم و به داخل استاديوم برويم . نميدانم بنظر شما كدام راه حل بهتر است.

از آفاق : دوست عزيز ، اگر از من بپرسي راه حل اول را انتخاب ميكنم، با چنين نظام زن ستيزي با اهرم اعتراض و مخالفت بايد وارد شد ، نه اينكه تلويحا سركوب زنان را قبول كني و لباس مردانه بپوشي!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اسفند 1383ساعت 22:27  توسط آفاق روشني  | 

روز پنجم فروردين 84 مسابقه فوتبال بين تيم هاي ايران و ژاپن برگزار ميشود

رژيم زن ستيز آخوندها ميخواهد از ورود زنان به ورزشگاه آزادي جلوگيري نمايد

اين مسابقه را تبديل به يك حركت اعتراضي بر عليه آخوندهاي ضد زن كنيم

جامعه شناسان ، در تحليل اجتماعي- سياسي هر جامعه ، بر اين باورند كه  ميزان دمكراسي و پيشرفت جامعه را بايد به وسيله دو پارامتر مشخص بررسي نمود:

1.       وضعيت زنان جامعه به لحاظ آزادي هاي اجتماعي- سياسي ، حقوق برابربا مردان و تامين اقتصادي آنان  از جانب دولت .

2.        ميزان بهايي كه در هر نظام، به ورزش و ورزشكاران داده ميشود و امكانات و تسهيلاتي كه براي جوانان در اين رابطه ايجاد شده است.

و اما رژيم كنوني حاكم بر ايران ، فرسنگ ها از پارامترهاي فوق فاصله دارد و هميشه در صحنه هاي بين المللي و حقوق بشري،  حتي در جوامعي كه دمكراسي را بصورت نيم بند تجربه كرده اند، مورد مضحكه خاص و عام قرار داشته است و به عنوان يك رژيم مستبد و زن ستيز در صحنه اجتماعي و سياسي معرفي شده.  در چنين نظامي،  ورزش اساسا جايي نداشته و ندارد . واقعيت اين است كه ، نظام حاكم از ورزش و ورزشكاران در جهت بقاي سياسي خود استفاده ابزاري ميكند. بطور مثال چند سال قبل وقتي تيم فوتبال ايران با اميد و آرزوي فراوان، براي مسابقه با تيم فوتبال فرانسه  به آن كشور عزيمت نمود، به دليل آنكه يكي از كانالهاي تلويزيوني فرانسه ، فيلم ” بدون دخترم هرگز”  را كه فرزانه تائيدي بازي كرده بود و اين فيلم وضعيت رژيم خميني را به نمايش ميگذاشت، مسئول تيم فوتبال رژيم كه از مزدوران دست نشانده آخوندها بود ، به دستور فرمانده هانش در تهران ، بازي فوتبال را منتفي اعلام كرد و به عنوان اعتراض، همه فوتباليستهاي بدبخت را جمع كرد و به تهران برگرداند! نمونه هاي اينچنيني كم نداشته ايم و خارج از بحث سياست ، براي اثبات رژيم ملاها ، هيچگاه جايگاه واقعي ورزش به رسميت شناخته نشده  است. در زندانها نيز به گفته نيروهاي سياسي  و انقلابي كه سالها پيش اززندان آزاد شده اند و يا در ميدانهاي اعدام به شهادت رسيده اند،  و اخبار آن به بيرون درز نموده است. در آنجا نيز وقتي زندانيان سياسي ورزش ميكردند،  مزدوران زندان آنها را  مورد اذيت و آزار قرار ميدادند و ميگفتند: ورزش بيانگر اين است كه ميخواهي به مبارزه ادامه بدهي! در واقع اين مزدوران از روحيه شاداب و پر انرژي جوانان در طول اين ساليان همواره واهمه داشته و دارند. بنابراين روحيه ورزشكاري در بين عناصر رژيم،  خود گناه محسوب ميشود. آنان هر چه بيشتر ميخواهند جامعه را از اين فضا دور نگه دارند. بي علت نيست كه بودجه هاي فدراسيون هاي ورزشي و باشگاههاي ورزشي و كلوپ هاي سالم ورزشي ، روز به روز بيشتر حذف و يا محدود ميشود، و حتي از زمينهاي مناسب فوتبال نيز براي جوانان دريغ ميكنند و با اين اقدامات، جوانان را از ورزش و تحرك و سلامت روحي و جسمي،  دور نگه ميدارند . به عكس اعتياد و مواد مخدر و فحشا را در جامعه گسترش ميدهند تا ديگر انگيزه اي براي شور و شادابي انقلابي و يا عصيان بر عليه وضعيت موجود باقي نگذارند. شايد يكي از علل اينكه در جوامع پيشرفته ميزان دمكراسي هر نظامي را با ميزان فعاليت هاي ورزشي و آزادي به زنان ميسنجند همين باشد.  

بطور مثال فوتبال در كشور ما براي جوانان ايراني بسيار انگيزاننده است  .  در چنين مسابقاتي جوانان ايراني از فرصت استفاده نموده و  كينه هاي  ساليان را نسبت به اين همه بي عدالتي  تخليه ميكنند ، طوري كه در انتهاي  هر مسابقه بزرگ فوتبال و يا حتي در اواسط آن ، مسابقه به يك حركت اعتراضي و حتي تظاهرات بر عليه ملاها تبديل شده است. به همين دليل نظام كنوني سعي در  محدود كردن اين مسابقات و سركوب هر چه بيشتر جوانان در اين رابطه داشته است.

همچنين اين نظام با ترفند زن ستيزانه اش ، در ظاهر به دلايل جداسازي زنان از مردان  و امثال اين مزخرفات ، ميخواهد حداقل،  نيمي از جامعه(يعني زنان ) را از اين حركت اعتراضي دور نگه دارد ، تا فضا براي شورش جوانها محدودتر گردد.

بطور مثال در حركت چهارشنبه سوري طبق گزارشات و عكسهايي كه برايمان ارسال شده بود ، بخوبي اين حقيقت نمايان گرديد كه پتانسيل زنان و دختران ايراني بر عليه رژيم ملايان و مزدورانشان،  براي اين نظام ، بسيار رعب انگيز و وحشت آفرين است و خطر سرنگوني را  از طغيان آنان احساس ميكنند و بو ميكشند. بي دليل نيست كه در شهر فسا براي ايجاد ترس و وحشت در بين جوانان و زنان ، در شب چهارشنبه سوري ، دختر 19 ساله اي را بنام”  سيما خوش سيرت” مزدوران رژيم دستگير نموده و بعد از تجاوز به وي او را به رگبار بسته و به شهادت ميرسانند.  واقعيت اين است كه كينه زن ستيزانه آخوندها  و پاسداران شب پرست از زنان ايراني پاياني ندارد. چرا كه سرنگوني خود را در اعتراضات و قيام آنان به چشم ميبينند. غافل از اينكه اين چاشني مدتهاست كه كشيده شده و شماره معكوس براي آخوندها و نظام پوسيده آنان شروع شده است.

همانطور كه مطلع هستيد روز پنجم فروردين 84  مسابقه فوتبال بين تيم هاي ايران و ژاپن برگزار ميشود.  از اين موقعيت،  ميتوانيم به بهترين نحو استفاده نموده و  اعتراضات خود را  بر عليه حكومت مستبد آخوندي به نمايش بگذاريم. حتي اگر نگذارند ما زنان به داخل استاديوم آزادي وارد شويم، در جلو درب استاديوم تجمع نموده و از به خبرنگاران خارجي كه براي اين مسابقه به محل مي آيند ، خواهيم گفت كه زنان ايراني ، اين رژيم مستبد و دين فروش را نميخواهند و فرياد اعتراض خود را با شعار آزادي به گوش جهانيان خواهيم رساند.

آفاق روشني – 30 فروردين 84

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اسفند 1383ساعت 22:25  توسط آفاق روشني  | 

 

سال نو را به همه دوستان و رفقا تبريك ميگويم

به اميد اينكه امسال سال پيروزي و سال رهايي

براي مردم رنج كشيده اين مرز و بوم باشد

آري هر بهار مبين تغيير در طبيعت است و اين مرا به بهاران ايران زمين اميدوار ميسازد

پس تراوت وشكوفايي همه غنچه هاي بهاري از آن مردم ايران باد

آفاق روشني

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1383ساعت 10:9  توسط آفاق روشني  | 

عكس روز

ابتكار جديد زنان ايراني در نوشتن شعار پشت چادرهايشان

ساير عكسهاي روز چهارشنبه سوري

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1383ساعت 17:26  توسط آفاق روشني  | 

ادامه اخباري كه از طرف دوستان برايمان رسيده را درج ميكنم،

 اين اخبار مربوط به شهرستان هاست

سلام بر شما دوستان عزيز : من از شهر قم برايتان مي نويسم:

براستي بايد ”درو”  كرد  از قم شروع كرد!!

در شهر قم ، بر عكس هر سال مردم همه به بيرون از خانه ها آمده بودند . طوري كه مامورين و مزدوران رژيم غافلگير شده بودند و انتظار چنين تجمعي را نداشتند.  من به همراه  2 نفر 200 تراكت و 100 اعلاميه را بين مردم پخش كردم  . مردم با خوشحالي تراكتها و ا علاميه ها  را دست به دست  ميدادند و ميخواندند.   

احمد . ب از مشهد: درود بر شما دوستان خوبم : امروز در چهارشنبه سوري اينجا واقعا غوغايي به پا شده و در حال حاضر 2 اتوبوس از جوانان را در بلوار سجاد مشهد دستگير كردند. درگيري بين چهارراه  بزرگمهر  و بهار بود. مردم شعار ميدادند . خاتمي حيا كن  مملكت رو رها كن! بگير و ببند  بالا رفته و درگيري به كوچه ها كشيده شده است . سر كوچه ها كماندو گذاشته اند. با گاز اشك آور تلاش كردند  جمعيت را متفرق كنند  اما درگيري به كوچه ها كشيده شده وسط بلوار سجاد لاستيك  آتش زدند. قرار است چهار راه بهار توسط بچه ها بسته شود. در حرم صحن تراكت و اعلاميه پخش ميكردند جاي شما خالي . در خيابان بهار و بزرگمهر  عكس خامنه اي و خاتمي را آتش زدند. گروههايي مثل مجاهدين هم عكس بلند كرده بودند. مردم خيلي سرحال و شاداب و پر انرژي بودند. در خيابان بهار14 در ساعت 2330 مزدوران به مردم حمله كردند. سه خودرو الگاش  با 10 كلاه كج ، تعداد زيادي رو دستگير كرده و با اتوبوس بردند.

بروجرد. آرمين –ع: با درود خدمت دوستان عزيز، ميدانم كه خيلي زحمت كشيديد. ما هم اينجا شب بسيار زيبايي داشتيم تا بحال چنين صحنه هايي را نديده بودم و راستش را بخواهيد باورهايم از شرايط متحول شده ،  الان ساعت 2225 است ودرشهر ما( بروجرد) از350000 نفر جمعيت تقريبا200000 نفربيرون منزل به  طور گسسته ودرحدود20تا30 هزار نفردر مكاني به نام  خيابان تختي جمع شده وبه آتش بازي وپايكوبي مشغولند مراسم ازساعت 2030  غروب شب شروع وتا حالا 2230 ادامه دارد مامورين سپاه وبسيج ونيروي انتظامي هم هيچ كاري ازدستشان برنميآيد  و همه ميدانند كه آنها خيلي وحشت زده هستند . من پنهاني با موبايل چند عكس گرفتم كه  فردا برايتان ميفرستم چون كافي نت ها تعطيل است.

زيبا . ج. مشهد : سلام و اميداوارم كه هميشه پيروز باشيد ، واقعا دستتان درد نكند ، امثال با اعلام تجمع و تظاهرات از جانب نيروهاي انقلابي شور و حال ديگري در كل شهر ديده ميشد:خبر زير را از شهرمان مشهد برايتان ميفرستم:در خيابان راهنمايي حدود 10هزار نفر جمع شده بودند که از ساعت 7تجمع بيشتر شد. جمعي ازجوانان ونوجوانان پسر بودندوتعداد خانواده ها  اندک بود.خانم هاي چادري نيز انگشت شمار. لباس شخصي ها  را در دسته هاي 5نفري در خيابان احمدآباد وراهنمايي در پياده روها مستقرکرده بودندومردم هم هيچ توجهي به آنها وپليس نداشته ومرتبا ترقه وفشفشه ونارنجک مي زدند.پليس نيز هيچ کنترلي نداشت.مردم با هم پليس را هو مي کردندو تحقير ميكردند.مردم شعار ميدادند:  فرياد هر ايراني آزادي آزادي  

 هراز گاهي 2 جوان را گرفته وجهت زهر چشم  سوار ماشين لباس شخصي ها کرده ومي بردند.تعداد 200 تراكت در سه راه راهنمايي پخش كرديم و همه از آن استقبال ميكردند. در ساعت 45/20پليس ضدشورش با كلاه كاسكت و سپر و باطوم  وارد عمل شد ومردم را متفرق کرد که مردم وارد كوچه ها شدندو دوباره جمع شدند وبارها اين کار را تکرار کردند. در سجاد هم خيلي شلوغ بوده اين خبر را هم خانم همسايه به من رساند. او گفت پليس دختري را گرفت در حاليکه موهاي اورا مي کشيدند واو مرتب مي گفت من کاري نکرده ام  او را برده اند. پليس از زيادي جمعيت وحشتزده بود .درگيري فيزيکي ميان مردم وپليس رخ نداد وتنها تعدادي را دستگير کردند.

تا جايي كه من ديدم ، حدود 30 نفردر سجاد دستگير شدند .

سهراب . ش- اهواز:دراهواز واقع در زيتون حدود 2000 نفر جمع شدند و شعار ميدادند آزادي – آزادي و با مامورين و بسيجي ها درگير شدند .در بقيه نقاط اهواز هم بعضا شلوغ بود ازجمله كيانپارس امسال واقعا آتش انقلاب به پا شده بود.      

     

علي . م – بابل و قائمشهر: از ساعت شش بعد از ظهر  شلوغ ترين خيابان اميركبير بود .  در ساعت 1930 به بعد سه چهار هزار نفر مي شدند ماموران انتظامي با جوانها درگير شده و  جوانها دو طرف خيابان را بسته اند و مزدوران جرات نمي كردند زياد نزديك  مردم شوند.  روي ديوارها و آسفالت خيابانها  شعارهاي زير را نوشته بودند:

توپ  تانك فشفشه  آخوند بايد كشته شه! / آزادي كجايي؟؟؟؟مرگ بر آخوندها

از ساعت 2300 شب به بعد كه جمعيت كمتر مي شود ماموران  به جوانها حمله  برده  و مورد اذيت و آزار قرار گرفتند و دستگير شدند. در شهر قائم شهر نيز چند ماشين از سربازهاي ضد شورش در هفت ـ هشت نقطه شهر براي رعب و وحشت مردم آمده بودند مردم با اين مزدوران درگير شدند.  شرايط حسابي جنگي بود. جاي شما خالي .

محمد. م- زنجان: امسال در مراسم چهارشنبه سوري شور و حال ديگري بود، با هر بار فرق ميكرد نميدانم چرا ؟ ولي فضا صرف يك جشن نبود و حسابي سياسي بود، تراكتهاي زيادي از برخي از گروهها  پخش شد. حتي عكس رئيس جمهورشان را هم كه يك خانم با روسري بودو داشت ميخنديد پخش كرده بودند و عكسها دست به دست ميگشت، يكي را برايت اسكن شده ميفرستم .  هر چند كه تعداد مزدوران رژيم نيز خيلي زياد شده بود مردم كارشان را كردند. ما هم تعداد زيادي تراكت پخش كرديم، شعار هايي كه داديم اين بود:  مرگ بر خامنه اي و خامنه اي ، زنده باد آزادي  /  خامنه اي ، خاتمي سلطنتو رها كن حيا كن حيا كن و .... بود.

يك دوست. از لاهيجان: درلاهيجان عليرغم بسيج گله وار مزدوران رژيم ، مردم به خيابانها آمده وجشن  چهارشنبه سوري را با شكوه برگزار كردند. عكس هاي چهارشنبه سوري در خيابان شهدا ضميمه است . فيلم آن را متعاقبا برايتان ارسال ميكنم، تا بحال فيلم ارسال نكرده بودم و سنگين است و بايد بروم بپرسم كه چگونه ارسال كنم.

عباس. ش-كرمانشاه: با درود ، نتوانستم اين جملات را برايتان ننويسم، اينها از قلبم تراوش ميكند ، خودتان ميدانيد كه بعد از سالها زندان مه اهل حرف الكي نيستم: من تا امروز فكر ميكردم كه مردم ايران ترسو و ضعيف هستند ولي ديگر اين فكر نميكنم .رژيم سالها جنگيده بود كه اثبات كند كه ميتواند سركوب كند ولي مردم امروز اثبات كردند كه حالا نوبت آنهاست . ديروز مردم ايستادند و جنگيدند و كاش اين درگيري ادامه داشته باشد .جوانان ما انقلاب را نديده اند ولي صحنه ديروز يك صحنه از انقلاب بود كه فهم كردند كه نظام حاكم دارد تمام تلاشش را براي مهار كردن مردم ميكند و همانطور كه درجريان هستيد اقدام به خريد تكنولوژي ضد پيشرفت مردم كرده از جمله خريد سيستم راديويي براي جلوگيري از پخش ماهواره. برنامه چهارشنبه سوري در كرمانشاه از ساعت 1600  با آغاز ترقه بازي شروع شد كه نيروي انتظامي با بگير و ببند سعي به پراكنده كردن ميكرد ولي مردم اهميت نميدادند و كارشان را مي كردند .تا ساعت 2230 همه جا سروصدا و آتش بازي و درگيري بود و مامورين بشدت حرص ميخوردند . من با وجود اينكه كار داشتم و دنبال دكتر و بيمارستان بودم اما مرتب به صحنه ميآمدم و مجدد به بيمارستان بر ميگشتم و نميتوانستم بي تفاوت باشم.

الناز . س- اصفهان(كوي امام و كوه صوفه) : ساعت 1930 دقيقه  در كوي امام و كوه صوفه بچه هاي پرشور انقلابي ولي دربند رژيم با آمدن دسته جمعي به خيابانها با شعار مرگ بر خامنه اي اقدام به زدن ترقه و نارنجك هاي دستي پرصدا كردند.ماموران رژيم كه ازساعت اوليه صبح امروز با در نظر گرفتن تدابير شديد امنيتي اقدام به مانورهاي نمايشي و مسخره نموده بودند كه هدفشان ايجاد رعب و وحشت در بين جوانان و مردم با غيرت اصفهان بود  كه اين اقدامات نمايشي ديگر براي جوانان پرشور اصفهاني كور وبي معني  بود.آنها شعارهايي مانند :مرگ بر خامنه اي,... خاتمي رها كن بيا فكر فرار كن .  ميدادند.

وپلاكاردهايي با مضمونهاي زير بلند كرده  و ازآن نيز عكس گرفتيم.

VIVA VIVA RAJAVI  

VIVA VIVA NLA

 با توجه با اين شرايط آنها به جشن و پايكوبي چهارشنبه سوري  پرداخته و  بمب دستي ساخته بودند . و با ماموران درگير شده و شروع به زدن بمبهاي دستي كردند ولي رژيم ميخواست  از اين كار جلوگيري و ممانعت كند  كه بقيه هموطنان به كمك هم مي رفتند و ماموران كه مستأصل و درمانده شده بودند با باطومهاي برقي و چوبي به جمعيت حمله ور مي شدند ولي جوانان با غيرت كه بعضي ازآنها به نانچيكو وزنجير مسلح بودند از خودشان و بقيه دفاع مي كردند و به نظر مي رسيد كه بچه ها تازه ترو با نشاط تر و پرجمعيت تر به صحنه مي آمدند ... چند نفر ازماموران چند دختر را كه جلو رفته بودند بغل كرده و به ماشين هايشان ميخواستند ببرند كه منجر به شدت درگيري شد . آن بي شرفها برايشان زن و مرد فرقي نداشت همه را با باطوم مي زدند . من خودم ديدم كه چطور روسريهاي زنان را ازسرشان مي كشيدند و وحشيانه آنها را كتك مي زدند منكه در بين جمعيت بودم ومي خواستم ازصحنه  عكس بگيرم از ناحيه صورت آسيب ديدم ولي آفرين بر اين همه غيرت و شجاعت شعارهايي كه بچه ها دربين جمعيت حمل مي كردند.

ايمان. ن – زنجان: در زنجان در منطقه (شهرك) مردم با توقف اتوموبيلهايشان راهبندان ايجاد كردند و صداي انفجارهاي پي در پي نارنجك و ترقه از هر طرف شنيده ميشد.شدت انفجار ها به حدي بود كه تمام خيابان را بخار زرد نارنجكها پر كرده بود. صداي موزيك و نارنجك از همه جا شنيده ميشد.ماموران انتظامي جرات مداخله نداشتند و مردم آنها را هو ميكردند ولي حدود ساعت ده شب رژيم مجبور شد از گارد ضد شورش استفاده كند كه با باطوم به جان مردم افتادند.ديگر مناطق همچون اعتماديه -سعدي -ميدان انقلاب و ...نيز شلوغ بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1383ساعت 21:41  توسط آفاق روشني  | 

گزارشاتي از تظاهرات و تجمع اعتراضي در چهارشنبه سوري - تهران

امير عباس – ش- تهران : در قيطريه حدود 10000نفر تظاهرات كردند مردم شعار زير را دادند:

زنده با د آزادي ـ تو پ تانك فشفشه خامنه اي بايد كشته شه - مامورين  رژيم  به تظاهركنندگان  حمله كردند و شروع به تيراندازي كردند كه در اثر اين تيراندازي يك دختر جوان  زخمي مي شود  و نيروهاي رژيم از ترس مردم  فرار كرده و بعد كه مقاومت مردم را مي بينند مجددا تقويت نيرو كرده و به منطقه برمي گردند.اين درگيري تا ساعت 2345ادامه داشت ضمنا يك بسيجي را مردم تا حد مرگ تنبيه مي كنند.

شهروز. م- تهران-: من هم به محسني رفتم و هم به تهرانپارس واقعا كه عالي بود خسته نباشيد: در ميدان محسني انتظامي اقدام به تيراندازي هوايي ميکرد. نيروي انتظامي چندين دستگاه اتوبوس براي انتقال جوانان دستگير شده به خيابان ميرداماد آورده است. آن منطقه شبيه حكومت نظامي شده بود.  ميدان محسني رودروريي هاي گسترده اي ميان جوانان و نيروهاي انتظامي بود. جوانان به شيوه جنگ و گريز با ماموران درگير مي شوند. در جريان يورش وحشيانه ماموران حکومتي , صدها تن از مردم از زن و مرد و کودکان خردسال مجروح شده اند. پاسدار طلايي به صحنه آمده و در پي برهم زدن تجمع جوانان بود که مورد تمسخر آنان قرار گرفت و با هو کردن از سوي جوانان مواجه شد. در فلکه اول تهران پارس نيز گله هاي بسيجي و لباس شخصي با چماق به جان مردم افتاده اند. در ساير نقاط تهران از جمله کوچه هاي فرعي منتهي به سرسبيل جوانان تجمع کرده و با گروههاي ضربت و يگان ويژه ضد شورش درگير شدند. امسال چهارشنبه با اعلام بسيج نيروهاي انقلابي براي چهارشنبه سوري واقعا كه همگي صفا كرديم، در ضمن سايت قاصدك خيلي جالب بود،دستتان درد نكند.

بهزاد . م- تهرانپارس : گارد ويژه در گوشه ميدان مستقر بود و بعد كه شلوغ شد و مردم شروع به كندن تابلوها و كيوسك هاي تلفن شدند ، آنها هم با باطوم و گاز اشك آور شروع به حمله به مردم كردند تا موقعي كه من هنوز آنجا بودم شيشه هاي دو بانك ر شكستند ولي خيلي زود چند نفر را گرفتند و بقيه را مجبور به فرار كردند ، منهم رفتم  از داخل يكي از كوچه هاي فرعي عكس بگيرم كه يكي از موتور سوار هايشان ديد و دنبالم افتاد  و منهم پايم را روي گاز گذاشته و مجبور شدم تا به كرج خانه خواهرم بيايم .كرج هم شلوغ بود . در ضمن درگوهر دشت از يك منبع موثق شنيدم  در بند 350 زندان اوين و بند اندرزگاه و زندان رجايي شهر اعتصاب غذاست ولي در نحوه اطلاع رساني مشكل دارند.

علي . غ- ميدان محسني: ساعت 1900 من و7 نفر ازدوستانم به ميدان محسني رفتيم وساعت كمي از ساعت 1900 گذشته بود كه شروع به شعاردادن كرده و پلاكارد بالا برديم و شعار آزادي ـآزادي داديم ولي ميترسيدم مرگ برخامنه اي بگوئيم ، چون نيروهاي انتظامي و لباس پلنگي ها نزديك ما بودند. درحين اينكه پلاكارد را بالا برده بوديم نيروي انتظامي ما را دستگير كرد و ما راخيلي كتك زدند ودستگيركردند وبردند ازديشب تا امروز ساعت 1230 دستگير بوديم كه با گرفتن تعهد ورشوه آزادمان كردند. عكس هم ازصحنه گرفته بوديم ولي آنها   دوربين را گرفته و عكسهايمان را پاك كردند. تهران خيلي شلوغ بود و صداي بمب هاي صوتي به گوش ميرسيد وديشب تهران غلغله بود. انگار كه تهران داشت منفجر ميشد . (فايل صوتي اين خبر با صداي شعارها را برايتان ميفرستم)

داوود. آ- گيشا: چند نفر از دوستان كه خانه شان در گيشا است خبر دادند كه  درگيري در حد فاصل خيابان هاي شانزده تا بيستم گيشا شدت زيادي داشت و اين منطقه در ميان شليک نارنجک هاي گاز اشک آور از سوي يگان ويژه از سويي و پرتاب سنگ و نارنجک هاي صوتي از سوي جوانان به صحنه جنگ و گريز جوانان و پليس تبديل شده بود.

دسته اي ديگر از جوانان در حوالي خيابان بيست و دوم در انتهاي گيشا با بسيج درگير شده و سدي از آتش در خيابان در برابر آن ها ايجاد کرده اند و در حال مقاومت براي ممانعت از قيچي شدن توسط پليس از پائين و بسيج از بالا در گيشا هستند.در حوالي خيابان هاي ابتدايي گيشا دهها تن توسط نيروي انتظامي دستگير و مضروب شده و نفرات ديده بودند كه  فرمانده اطلاعات ناجا خود شخصا فرماندهي پيشروي گارد ويژه را به سوي خيابان هاي بالايي و سرکوب جوانان بر عهده داشته است.يكي از بچه ها گفت: خبرنگار يکي از روزنامه ها که توسط گارد بازداشت شد در ميان ديدگان مردم به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و دوربين عکاسي وي نيز در هم شکسته شد. در اکباتان،هفت حوض نيز بچه ها ميگفتند علاوه بر تهرانپارس درگيري ها شديد بوده است. ولي حقا تهرانپارس يك چيز ديگه بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1383ساعت 21:14  توسط آفاق روشني  | 

جشن هاي چهارشنبه سوري در حركتهاي اعتراضي

وضد حكومتي تبلور يافت

دوستان سلام : ضمن تبريك به مناسبت برگزاري تجمعات و اعتراضات گسترده  در تمامي شهرهاي ايران در روز چهارشنبه سوري ، اخباري كه تا كنون از رفقا و دوستان مختلف به دستمان رسيده و همچنين اخبار خبرگزاري ها را برايتان در اين صفحه درج ميكنم:

جرقه هاي فروزان در شبهاي تيره ايران ، به زودي به هم خواهند پيوست و به شعله فروزان انقلاب بدل خواهد شد،  شعله اي پايدار و جاودانه !

 از درون اين شعله ها انفجار سپيده دمان تبلور خواهد يافت.

به اميد پيروزي نهايي- آفاق روشني

 

گزارش يكي از رفقا از تهران-شهره-ن :

سلام سلام، آفاق جان باور كردم كه آينده ازآن جوانان ايران است  !

ميدان محسني : روز گذشته از ساعات اوليه صبح تا بعدازظهر بصورت پراكنده در همه نقاط تهران ،جوانان با انفجار نارنجك و ترقه به پيشواز چهارشنبه سوري رفتند.اين برنامه در اولين ساعات شب به اوج خود رسيد.

نيروي انتظامي به حالت آماده باش بود تا اجازه شكل گيري تجمع گسترده را به مردم ندهد.من و ساير دوستام از ساعت 7 عصر در ميدان محسني بودم.آنجا انتظار داشتم كه شاهد حضور تعداد زيادي از نيروهاي انتظامي و اطلاعات باشم.صدها نفر از جوانان و مردم به تدريج به ميدان محسني و خيابان ميرداماد حدفاصل مسجد الغدير و خيابان شريعتي مي آمدند.بطوري كه ساعت 9 شب جمعيت در خيابان ميرداماد و كوچه هاي اطراف آن به 10هزار نفر ميرسيد.از همان ابتدا سعي مي كردند مانع شكل گيري تجمع مردم و جوانان شوند و مرتب آنها را پراكنده مي كردند.صداي انفجار نارنجك و ترقه از فواصل مختلف شنيده مي شد.در خيابان ميرداماد ترافيك سنگيني ايجاد شده بود.بدنبال حملات و يورش نيروي انتظامي ،جوانان آنها را هو مي كردند و در حال گريز شعار ميدادند آزادي انديشه با اختناق نميشه/ فرياد هرايراني ، آزادي ، آزادي / مرگ بر خاتمي . مرگ بر خامنه اي و........

با تخميني كه من و بقيه زديم جمعيت به بيش از 10.000 نفر رسيده بود. اين حركت ديگر يك جشن معمولي نبود و واقعا به يك قيام مي مانست ، شعارها همگي سياسي شده بود . باور كن كه انقلاب در راه است . در همين حين چندين نفر از جوانان از فرصت استفاد كرده و عكسهاي خانم مريم رجوي (مجاهدين خلق ) و شعارهاي آنها را پخش كردند. يك نفر تعداد زيادي از تراكتهاي آنها را به هوا ريخت من هم چند تا را برداشتم ، برات ميفرستم. نيروهاي وزارت اطلاعات و لباس پلنگي ها و نيروي انتظامي به جمعيت حمله كردند ، واقعا مثل سگ ترسيده بودند ، چند نفرشان كلاههايشان روي زمين افتاد ولي از شدت ترس حتي كلاهشان را هم از روي زمين برنداشتند . تا بحال به عمرم چنين تجمع و جمع خشمگيني نديده بودم. خيلي بي ايمان بودم منو ببخش.

از ساعت 2130 ديدم كه بتدريج ميدان محسني و خيابان ميرداماد بصورت حكومت نظامي درميآيد و نيروهاي رژيم اطراف را غرق كرده اند و سعي دارند كنترل را بدست بگيرند.

دهها نفر دستگير و يا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.نيروهاي اطلاعاتي فيلمبرداري مي كردند و تعدادي هم عكس مي گرفتند. خيلي از دوربين هاي بچه ها را گرفتند . البته تقصير خودشان هم بود چون جاسازي مناسب نداشتند. در خيابان ظفر در پشت ميرداماد هم صدها نفر از جوانان و خانواده ها حضور داشتند.من بعد از ترك آنجا شهرك غرب و ميدان آريا شهر رفتم.كه شاهد حضور جوانان در آن منطقه هم بودم.

در آنجا نيروي انتظامي منطقه را غرق كرده بود و حتي اجازه رفت و آمد در يپياده روها را هم نميداند.

نكته آخر اينكه در سالهاي اخير اين شلوغترين مراسم چهارشنبه سوري بود كه ديده بوديم.

زهره كه به گيشا رفته بود، گفت: منطقه گيشا حد فاصل خيابانهاي شانزده تا بيستم درگيريها به اوج خود رسيده و اين منطقه در ميان شليك نارنجك ها و گاز اشك آور از سوي يگان ويژه و از سوي ديگر پرتاب سنگ و نارنجك هاي صوتي از طرف جوانان به صحنه جنگ و گريز جوانان با نيروي انتظامي تبديل شده بود. درگيريها تا ساعت 2130 ادامه داشت و حدود 24 نفر از مردم مجروح شدند.

گزارش از شيرين. هـ.  مادرم ميگفت واقعا انگار داره انقلاب ميشه بايد ادامه داد!

ميدان حسني : شرايط خيلي عجيب و غريب است، تا بحال چنين چيزي نديده بودم، انگاري كه حكومت نظامي شده تمام پاساژهاي بزرگ و مغازه ها بسته اند كافي نت ها هم همينطور ، دلم خيلي شور ميزد ، ولي كم كم جععيت در ميدان محسني و خيابانهاي اطراف بطور خاص از ميرداماد جمع شدند ، علاوه بر گله  نيروي انتظامي كه كلي مينيبوس و ماشين هاي بزرگ كه اسمشان را نميدانم با خودشان آورده بودند كه  مردم را بار بزنند وببرند گويي كه ترس را در بين جوانان نميديدي . از هر جا كه تجمع مورد هجوم قرار ميگرفت ، از جاي ديگر جمعيت به هم مي پيوست ، اين جمعيت گويي كه نميخواست گسسته شود و همه ميفهميدند كه قدرت در جمع تبلور مي يابد.

عجيب اينجاست كه كسي نميترسد و جوانان كار خودشان را ميكردند ، از روي آتش ميپريدند و در همين حين شعارهاي ضد حكومتي ميدادند . شعارها همه نوع بود ولي همگي آزاديخواهانه از شعارهاي فرياد هر ايراني آزادي آزادي و.... گرفته تا شعارهاي مربوط به مجاهدين و عكسهاي مريم رجوي ، شور و حال عجيبي در جمع ميبينم ، فضا  فضا انقلاب است باور كن.  مزدوران خيلي وحشت زده بودند ، من شاهد بيش از 700 نفر از نيروهاي سركوبگر بودم ولي در خيابانها ي اطراف هم بودند. بسيج نيروها به دليل اعلام تجمع در اين منطقه خيلي زياد بود. لباس پلنگي ها را نيز براي ترس و وحشت مردم سر خيابانهاي اطراف محسني كاشته بودند، و جوانان را در كوچه پس كوچه هاي ميرداماد و.... تعقيب كرده ومورد ضرب و شتم قرار ميدادند ، من شاهد دستگيري و كتك خوردن حدود 40-50 نفر بودم. من مادرم را نيز برده بودم، مردم اطراف منطقه درب خانه هايشان را باز كرده بودند و جوانان را كه مورد تعقيب لباس پلنگي ها و وزارت اطلاعاتي ها قرار گرفته بودند پناه ميدادند. مادرم ميگفت، مثل زمان انقلاب شده او در زمان انقلاب هميشه به تظاهرات ميرفت. مادرم گفت واقعا انگار داره انقلاب ميشه ، بايد ادامه داد! مردم ميگفتند تاكنون چند اتوبوس جوانان را برده اند انگار دارند با خرابكاران مبارزه مي كنند . براي پراكنده كردن مردم تيرهوايي شليك كردند . پيرمرد و پيرزنهاي مسن هم زياد هستند كه خيلي جالب است ماموران آنها را پراكنده مي كنند ولي باز مي آيند . باز هم تجمع اعلام كنيد ما حتما مي آييم. مادرم هم گفته من هم ميام اينبار بابات رو هم مي آرم!(ببخشيد دير خبر را دادم كافي نت ها همه بسته بودند) . عكس هم گرفته ام ولي چون خودم دوستام هم در اين عكسها هستيم نميتوانم آنها را بدهم تا با فتوشاپ صورتها را محو كنم. بعد براتون ميفرستم.

گزارش از امير. ن :

تهران پارس : درود بر شما و با شرمندگي از اينكه خبر را دير دادم :  خانه ما در فلكه اول تهرانپارس است.فكر نمي كردم كه در اين مكان مراسم به اين درست و حسابي برگزار شود.چون من چند سال است كه در اين منطقه سكونت دارم و هيچ سالي در شب چهارشنبه سوري به هيچ وجه مراسم قابل ذكري نديده بودم.ابتدا كه وارد ميدان شدم جمعيت بسيار زيادي در ضلع شمال شرقي تجمع كرده بودند.اين جمعيت هزار نفر بودند. با افزايش جمعيت صداي ترقه و بمب صوتي هم افزايش يافت. اگه بخواهم صحنه را برايتان تجسم كنم، صحنه شبيه يك مراسم تظاهرات و يا دسته هاي بزرگي كه در سينه زني هاي عاشورا ديده بودم شباهت داشت. تخمين من و بچه ها در اواسط برنامه حدود 8-9هزار نفر بود.

نيروهاي ضدشورش كه حامل باتوم و سلاح كمري بودندبا حمله به مردم قصد داشتند آنان را پراكنده كنند.ولي جوانان از دست آنان مي گريختند و دوباره در يك نقطه ديگر جمع شده و شروع مي كردند.گويي با اينكارشان قصد تحريك نيروي ضد شورش را داشتند.در اين بين يكي از جوانان به ميان جمعيت نيروي انتظامي بمب صوتي پرتاب كرد كه ناگهان همه آنها فرار كردند كه باعث خنده حاضران شد. مزدوران رژيم خيلي ترسيده بودند. فكر كنم خودشان را نيز خيس كرده بودند!نيروي انتظامي و مزدوران سركوبگر رژيم با آوردن چند ميني بوس قصد ترساندن و فراري دادن جوانان را داشتند ولي مردم نه تنها فرار نمي كردند بلكه لحظه به لحظه بر تعداد جوانان اضافه ميشد.شب به ياد ماندني اي  بود.

چند اعلاميه و عكس گروههايي مثل مجاهدين به ديوارها  چسبيده بود و تا خواستم عكس بگيرم ديدم كه نيروي انتظامي سراسيمه مشغول جمع آوري آنها هستند. جوانان با تمام قدرت در جنگ و گريز با نيروي انتظامي بودند.نيروي انتظامي و يگان ضدشورش نيز با باتوم و گازاشكآور به جوانان حمله مي كرد. بچه ها خبر دادند كه درگيري در كوچه دبستان،خندان و مناطق نظام آباد و حشمتيه ادامه داشت.مردم به اين ترتيب نفرت خود را نسبت به رژيم ابراز مي كردند.شهر به يك ميدان جنگ واقعي تبديل شده بود كه از هر گوشه آن صداي نارنجك به گوش مي رسيد.مردم بطور واقعي امسال از چهارشنبه سوري خودشان استفاده كردند و رژيم هم نتوانست غلطي بكند. عكسها را بعدا ميفرستم. موفق باشيد.

 

روشنگري-26اسفند : نيروهاى ويژه پليس در ميدان مادر(محسني) ، كوى گيشا، اكباتان، صادقيه و.. با باتوم و گاز اشك آور به جوانان حمله كردند

شهرك اكباتان تهران از انفجار انواع نارنجك و ترقه و زبانه‌هاى آتش در معابر، همانند منطقه جنگى شده بود. باگذشت بيش از هفت ساعت از آغاز مراسم شب چهارشنبه سورى در تهران ، سرانجام در برخى محله‌ها با مداخله نيروى انتظامي، اين مراسم به پايان رسيد و آرامش و سكوت نسبى در شهر تهران برقرار شد. به‌گزارش خبرنگاران ايرنا مركزاستان تهران، بسيارى از شهروندان تهرانى بويژه جوانان و نوجوانان پس از پايان يافتن مراسم سنتى شب چهارشنبه سورى و تخليه انرژى و شور جواني، به منازل خود مراجعت كردند. ماموران نيروى انتظامى و ضد شورش وارد عمل شدند و اقدام به متفرق كردن جوانان كردند. نيروهاى ويژه پليس در ميدان مادر، كوى نصر(گيشا)، اكباتان، صادقيه و چند محله ديگر براى متفرق كردن تجمع‌كنندگان و خاطيان مجبور به استفاده از باتوم و گاز اشك آور، شدند. ايرنا در گزارشى ديگر نوشت: "شهرك اكباتان تهران امشب به سبب صداهاى مهيب ناشى از انفجار انواع نارنجك و ترقه و زبانه‌هاى آتش در معابر، همانند منطقه جنگى شده است. شدت انفجارهاى ناشى از پرتاب نارنجك‌هاى بعضا دست ساز به حدى است كه افراد مجبور به فرار ازمحل‌هاى آتش بازى مي‌شوند. يك شهروند ساكن اكباتان به‌خبرنگار ايرناگفت: متاسفانه نيروى انتظامى نتوانسته است نظم و امنيت را در اين منطقه برقرار كند. محمود زندى يكي از شركت كنندگان در تجمع گفت: دليل شركت من در اين مراسم اصرار فرزندانم بوده است!

تهرانپارس – رويا . ت : در فلكه اول تهرانپارس، غوغايي بر پا بود ، بنظر من و بقيه بچه ها تعداد جمعيت 20هزار نفر بود. مردم بشدت در مقابل يورش نيروي انتظامي و يگان ضدشورش مقاومت ميكنند و شعار آزادي ، آزادي ميدهند.جنگ و گريز به تمام منطقه سرايت كرده است.نيروي انتظامي براي مقابله با مردم اقدام به شليك گاز اشك آور نموده است و با باتوم برقي به جوانان حمله ميكند. جوانان  يك صدا شعار ميدهند:”توپ،تانك،فشفشه خامنهاي بايد كشته شد” فرياد هر ايراني ، آزادي ، آزادي. آزادي انديشه با اختناق نميشه/ ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين”،”خامنه اي حيا كن سلطنتو رها كن”  . نيروي انتظامي جرأت نزديك شدن به جوانان را نداشت و درگيريها به كوچه هاي اطراف فلكه اول تهرانپارس كشيده شده است.در ميدان محسني نيز هزاران تن از مردم حضور دارند و با شعار”مرگ بر حكومت  آخوندي”،”زنده باد آزادي” با نيروهاي سركوبگر درگير شده اند.ترافيك شديدي نيز در اين منطقه وجود داشت انگار باز هم مردم به اين سمت مي آمدند. جوانان با درست كردن مترسك هاي خامنه اي و خاتمي و به آتش كشيدن آنان انزجار خودشان را از اين حكومت ابراز ميكردند.  

البته علاوه بر اينها شعارهاي گروهها نيز داده ميشد. مثل ايران رجوي

در ضمن خيابانهاي استاد معين ،دامپزشكي،ميدان صادقيه توسط يگان ويژه مسدود شده است.در كوي نصر در گيشا مردم تجمع كرده اند. (شرمنده دوربينم را گرفتند) .

بي بي سي -26 اسفند: درگيري در چهارشنبه سوري تهران : مراسم چهارشنبه سوري، در آخرين سه شنبه سال با بروز درگيريهاي پراکنده در تهران برگزار شد. برگزاري مراسم چهارشنبه سوري که با افروختن آتش در کوچه ها و خيابانها، انفجار ترقه و نارنجکهاي دست ساز و نورافشاني و پرتاب فشفشه همراه است، در سالهاي پس از انقلاب اسلامي ايران، با دخالت پليس و نيروهاي موسوم به "لباس شخصي" همراه بوده که به برخورد، گاه برخوردهاي خشن، با جوانان مي پرداختند.

در سال هاي قبل به خصوص گروه هاي موسوم به لباس شخصي، سوار بر موتورسيکلت به تعقيب جوانان در کوچه و خيابان ها و گاه ضرب و شتم کساني که چهارشنبه سوري را جشن مي گرفتند مي پرداختند.

به گزارش ايرنا، ماموران ضدشورش صدها نفر از دختران و پسران جوان را که در خيابان ميرداماد و اطراف ميدان مادر (محسني) حضور داشتند، متفرق کردند.اين دختران و پسران جوان از نقاط مختلف تهران براي شرکت در مراسم شب چهارشنبه سوري به اين ميدان آمده بودند.

تجمع و درگيري در ميدان محسني: ميدان محسني نه تنها در جشنهايي همچون چهارشنبه سوري، بلکه در شادماني هاي پس از مسابقات فوتبال و حتي عزاداريهاي مذهبي در دهه اول محرم نيز محل تجمع جوانان تهراني بوده است. چنين تجمعهايي گاه با برخورد ماموران انتظامي، پليس ضد شورش و نيروهاي "لباس شخصي" روبرو شده است.شامگاه سه شنبه هم ماموران نيروي انتظامي با موتورهاي ويژه به سمت جواناني يورش بردند که در اين ميدان گرد آمده بودند. به گزارش ايرنا در اين "تعقيب و گريز" تعداد زيادي از زنان و کودکان در حين فرار به زمين افتادند و برخي دچار آسيب شدند. هرچند ايرنا از پراکنده شدن جوانان از ميدان محسني خبر داده است اما گزارش مي دهد که صدها نفر از جوانان همچنان در خيابانهاي منتهي به ميدان حضور داشتند و با انواع مواد محترقه و آتشزا و نارنجکهاي دستي به "آتش بازي و پايکوبي" مشغول بودند.ايرنا همچنين از حضور نيروي انتظامي در برخي ديگر از نقاط پرتجمع تهران خبر داده است، اما باوجود استقرار پليس، مراسم چهارشنبه سوري در اين مناطق نيز با حضور انبوه جوانان برگزار شده است. خبرگزاري دولتي ايران نوشت که پليس علاوه بر ميدان محسني، در کوي نصر (گيشا)، صادقيه و چند منطقه ديگر تهران، باتوم برقي و گاز اشک آور به کار برده است تا جوانان را پراکنده کند. حدود ده نفر از جواناني که در ميدان محسني و پارک ملت حضور يافته بودند، توسط ماموران انتظامي بازداشت شدند؛ پنج پسر جوان و يک دختر در خيابان ولي عصر مقابل پارک ملت و چهار نفر از پسراني که نارنجک دست ساز به همراه داشتند در ميدان محسني دستگير شدند.

اخبار شهرستانها و ادامه اخبار تهران را متعاقبا درج خواهيم نمود.- ادامه دارد!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1383ساعت 11:59  توسط آفاق روشني  | 

آتش شعله بركش                شعله دم فرو نكش

لشكركشى بى سابقه نيروهاى امنيتى وانتظامى عليه
جوانان درچهارشنبه سورى

 

ميزان وحشت حكومت ملاها ازجوانان به حدى است كه 1300 دستگاه خودرو  نز الگانس گشت انتظامى به حال آماده باش كامل درآمده، 88 هزار و 392 نفر از عوامل مختلف نيروى انتظامى در حوزه امنيتى ..متمركز شده اند؛ 6800 گشت خودرويى, شش هزار گشت موتورى , 13 هزار گشت پياده, يك هزار و 580  يستگاه موقت و سيار و 12 فروند بالگرد نيز قرار است در چهارشنبه سورى به كار گرفته شود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1383ساعت 17:11  توسط آفاق روشني  | 

داستان غم و درد زن خياباني

 

دوباره آن زن شبهاي خيــس و بــــاراني

همان كه شـــد لقبش يك زن خيابــاني

كنار جاده ايستاد و انتظار كشيد

چقدر حس بـدي داشت، حس ويــراني

شروع جـل جل باران و خانه‌اي كه نبود

شــــروع وسوسه‌ي آن گناه پنهـاني

نگاه تلخ زن و ازدحام گنگ صـدا

هجــــوم بوق و چــراغهاي زرد و نوراني

فضــاي مبهم ماشين و حـلقه‌هاي دود

يكي دو بسته‌ي پول هزار توماني

و باز قصه‌ي تكرار تن فروشي زن

سقوط عاطفه و عشق هاي انساني

دوباره عرض خيابان و نيم ساعت بعد

فروش يك گل پژمرده مفت و مجاني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 11:1  توسط آفاق روشني  | 

نيروهاي دولتي يک دختر 13 ساله را به رگبار گلوله بستند

در تاريخ19اسفند ، افراد نيروي به اصطلاح انتظامي سردشت در پي تعقيب يك دستگاه تويوتا كه ظاهرا حامل مقداري چاي بوده است وارد روستاي باغي گرديدند. نيروهاي دولت ضمن محاصرهي روستا و ايجاد رعب و وحشت در ميان اهالي روستاي مذكور به مردم اين روستا حمله کردند. پس از ايجاد مانع انساني از طرف زنان و كودكان قاتلان رژيم بدون تأمل زنان و كودكان بي دفاع را مستقيمآ به رگبار بستند و در اين ميان يك دختر بچهي 13 ساله که محصل بود كشته و چندين نفر از زنان و كودكان به شدت زخمي گشته كه حال برخي از آنها و خيم مي باشد. يک روزنامه نگار سردشتي در طي نامهاي به روژهلات نوشت: اين اولين بار نيست كه نيروهاي رژيم دست به چنين کارهايي در منطقه ي سردشت مي زنند و مساما آخرين بار هم نخواهد بود. اين روزنامه نگار مي نويسد: مردم روستاهاي اطراف و سرشت صبح امروز 20/12/1383 ضن تجمع در مقابل فرمانداري و كلانتري نيروي انتظامي، شعارهاي عليه جمهوري اسلامي و حاكمان دزد و چپاول گر آن سر دادند. مردم همچنين خواستار محاكمه و عزل فرمانده كل نيروي انتظامي رژيم ، وزير كشور ومحاكمه آمرين و قاتلين گرديدند. گروهي از جوانان سردشتي در اين مورد از مردم خواستند که در برابر کشتار مردم بي دفاع کرد به مقاومت خود ادامه دهند. جوانان گفتند: " ما ضمن محكوم كردن اين اقدام جنايتكارانه رژيم جمهوري اسلامي ايران و دولت دروغ و عوام فريب اصلاحات سيد محمد خاتمي !!! کردستانيان را به مقاومت در برابر فشارهاي رژيم دعوت مي کنيم. " جوانان از مردم خواستند: " با تجمع و اشغال فرمانداري شهرستان سردشت تا تكليف نهايي خواست مردم بيزاري خود را از برخورد رژيم نشان دهند. چراكه قويا بر اين اعتقاد هستيم كه ايجاد وحشت، غارت و قتل و عام زنان و كودكان بي دفاع مردم كرد توسط رژيم ، در راستاي زهر چشم گرفتن از آنان به خاطر پايكوبي و شادي آنان از تصـــويب به رسمــــيت شناحتن كردستان فدراتــــيو جنـــــوبي ( عراق) و جشنهاي پيش رو از جمله نوروز و چهارشنبهسوري و ... مي باشد. در خاتمه ما ضمن ثبت اين اقدام جنايتكارانه در حافظه ي تاريخي خود“حق پيگيري و انتقام مستقل را براي خود محفوظ مي داريم. "

سايت آژانس خبري كورش-20اسفند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 10:38  توسط آفاق روشني  | 

كشتار زنان و دختران محروم ايراني در اين نظام مشروعيت دارد

با كشف جسد دختر جوان در باغچه منزلي در كرج، پس از سه سال پرده از يكي از تكان‌دهنده‌ترين قتلهاي خانوادگي چند سال اخير برداشته شد. به گزارش خبرنگار حوادث، پدري متهم است با همدستي پسر و دامادش (شوهر خواهر مقتوله) در آبان‌ماه سال 80 دختر بيست‌ ساله‌اش را بعد از حبس در حمام منزل با همدستي ديگر اعضاي خانواده‌اش به طرز فجيعي كشت. سي‌ام بهمن ‌ماه 83 مردي با مراجعه به آگاهي از ناپديد ‌شدن مشكوك دختر 20 ساله‌ همسايه به نام «فروغ» در منطقه شهرك «ارم» جاده ملارد كرج خبر داد. در پي اين خبر ماموران آگاهي اين ماجرا را مورد بررسي قرار داده و 48 ساعت بعد پس از انجام تحقيقات لازم، به دستور مقام قضايي، نسبت به دستگيري «فيض‌اله» پدر فروغ اقدام شد. متهم به قتل درحاليكه اظهار مي‌داشت، به هيچ وجه از كرده خود پشيمان نيست، در بازجويي‌ها با اعتراف به قتل، مقتوله را به ارتكاب مفاسد متعدد و بي‌آبرو كردن خانواده در انظار عموم متهم و عنوان كرد: در ميان گذاشتن اين مسأله با ديگر اعضاي خانواده و طرح‌ريزي نقشه قتل، فروغ را در حمام زنداني كرده و با فرو بردن سر وي در سطل آب او را خفه كردم. بر اساس اين گزارش نفرت خانوادگي از دختر بيست‌ساله به خاطر دو بار فرار از خانه آنقدر زياد بود كه او را با همان وضع در باغچه خانه دفن كردند، به گونه‌اي كه راز اين جنايت سه سال در ميان اعضاي خانواده پنهان ماند. در حال حاضر داوود برادر مقتوله و شوهر خواهر وي در بازداشت به‌سر مي‌برند.

خبرگزاري ايسنا-22اسفند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 10:36  توسط آفاق روشني  | 

زن ايرانی فارغ از ستم آخوندي ، نبوغ خويش را باز مي يابد

دختر جوان ايراني ،  برنده جايزه 'دانشمند جوان' در آمريکا شد

  سبا ولدخان می گويد دانشجويان ايرانی بطور خاص دختران ، بسيار باهوشتر و فعالتر از دانشجويان آمريکايی اند اما به دانشجويان در ايران آن گونه که بايد امکان کار و فعاليت علمی و تحقيقاتی داده نمی شود . مؤسسه بهداشت وابسته به شرکت آمريکايی جنرال الکتريک ( GE Healthcare) و انجمن آمريکايی پيشرفت علم (AAAS)، سبا ولدخان، زن ايرانی مقيم آمريکا را به عنوان برنده جايزه "دانشمند جوان" برگزيده اند.اين دو مؤسسه طی ده سال اخير اين جايزه را که ارزش مالی آن 25 هزار دلار است به آن دسته از فارغ التحصيلان دوره دکتری که پژوهش چشمگيری در زمينه زيست شناسی مولکولی انجام دهند اهدا می کند.خانم ولدخان به دليل يافتن راهی برای ساده کردن دستگاه اطلاعات ژنتيکی درون سلول به نام اسپلايتوزوم که مطالعه اطلاعات ژنتيکی انسان را آسانتر می سازد، برنده اين جايزه شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 10:31  توسط آفاق روشني  | 

رييس دانشگاه تهران، اعلام كرد: بيش از نيمي از دانشجويان دانشگاه تهران

را دختران تشكيل مي‌دهند

دكتر رضا فرجي‌دانا، امروز در مراسم دانش‌آموختگي دانشجويان دانشگاه تهران با بيان اين خبر و با اشاره به حضور پررنگ دختران در دانشگاه، اظهار داشت: از 28 هزار دانشجوي شاغل به تحصيل در دانشگاه بيش از 50 درصد را دختران تشكيل مي‌دهند كه اين ميزان در مقطع كارشناسي با 21 هزار دانشجو به 59 درصد رسيده است. وي با اشاره به آماري از فارغ‌التحصيلي دانشجويان دانشگاه تهران، گفت: در سال تحصيلي 82-83 كل فارغ‌التحصيلان 4 هزار و 858 نفر بود كه اين رقم نسبت به سال 81-82، صد نفر افزايش يافته است. به گفته رييس دانشگاه تهران، امسال 351 نفر در مقطع دكتري در دانشگاه تهران فارغ‌التحصيل شده‌اند كه 15 درصد آن را دختران تشكيل مي‌دادند، همچنين از 1104 دانش‌آموخته‌ مقطع كارشناسي ارشد 23 درصد و از 3412 دانش‌آموخته‌ دوره‌ كارشناسي نيز 53 درصد دختر بوده‌اند. هفت هزار دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد يعني 34 درصد دانشجويان اين مقطع و دو هزار دانشجوي دوره دكترا يعني 18 درصد دانشجويان اين مقطع را دختران تشكيل مي‌دهند. دكتر فرجي‌دانا اظهار داشت: دانشگاه تهران 115 رشته‌ كارشناسي، 225 رشته‌ كارشناسي ارشد و 125 رشته‌ دكتري دارد كه افتخار دانشگاه است. وي با بيان اينكه دانشگاه تهران در دوره‌ دكترا فراهم‌كننده‌ نياز ساير كشورهاست، اظهار كرد: بيشترين دانش‌آموخته‌ مقطع كارشناسي دانشگاه در سال 82-83 به ترتيب در رشته‌هاي فني، علوم و كشاورزي و در مقطع كارشناسي ارشد به ترتيب فني، كشاورزي، علوم و در مقطع دكترا در رشته‌ كارشناسي، فني و ادبيات بوده است. همچنين معاون دانشجويي دانشگاه تهران نيز در اين مراسم، به بيان تاريخچه‌اي از لباس رسمي دانشجويان فارغ‌التحصيل پرداخت و با بيان اينكه اين اولين جشن رسمي فارغ‌التحصيلي دانشجويان دانشگاه تهران با لباس رسمي است، گفت: مراسم دانش‌آموختگي در تمام دنيا با شكوه خاصي برگزار مي‌شود و يكي از به يادماندني‌ترين خاطرات است. وي افزود: در سالهاي گذشته جشنهاي فارغ‌التحصيلي به صورت غيررسمي و با لباس غيررسمي برگزار مي‌شد كه از سال گذشته با توجه به علاقه‌ دانشجويان و اساتيد، طرحي تدوين شد تا در هفتادمين سال تاسيس دانشگاه، لباس خاصي براي مراسم دانش‌آموختگي تهيه شود كه حاصل آن طراحي 10 نوع لباس بود. به گفته دكتر اميد، لباسهاي خاصي براي دانشجويان دختر و پسر مقاطع مختلف تهيه شد كه طراحي آن بر اساس فرهنگ بومي بوده است. به گفته‌ دكتر اميد، ريشه‌ لباس فارغ‌التحصيلي از اسلام گرفته شده و به غرب برده شد و به شكل امروزي به كشورهاي اسلامي بازگشته است. وي كلاه دانشجويان فارغ‌التحصيل را به شكل قرآني دانست كه 500 الي 600 سال پيش بر سر فارغ‌التحصيلان مدارس ديني گذاشته مي‌شد. دكتر اميد همچنين از برگزاري مراسم جشن فارغ‌التحصيلي دانشجويان دانشگاه در آذر ماه هر سال خبر داد و گفت: امسال پروسه‌ توليد و طراحي لباسها طول كشيد به همين دليل مراسم در اسفند ماه برگزار شد. معاون دانشجويي دانشگاه تهران در خاتمه هم‌چنين از برگزاري مراسم تحليف در سال آينده خبر داد و گفت: بعد از تدوين منشور اخلاقي دانشگاه، براي دانش‌آموختگان يك سوگندنامه تنظيم مي‌شود.

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران -20اسفند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 10:29  توسط آفاق روشني  | 

اعتراضات دانشجويي وارد

فاز جديدي از مقاومت ميشود

دانشجويان فهيم و آگاه پلي تكنيك:

همان گونه كه مطلعيد, در چند ماهة اخير, عده اي محدود منتسب به نهادهاي شبه نظامي دانشگاه پروژة امنيتي كردن فضاي عمومي دانشگاه را به دستور اربابانشان و  با هدف منفعل كردن فضاي پوياي جامعة دانشگاهي پلي تكنيك آغاز نموده اند. اين جماعت قدم به مزد كه همواره نقش عملة متحجرين را در دانشگاه برعهده داشته اند البته هيچ گاه تاب تحمل آزادي هاي موجود در فضاي دانشگاه را نياورده اند و همواره بر آن بوده اند كه نهال آزادي و آزديخواهي را در دانشگاه از بيخ و بن بركنند, اما به نظر مي رسد آنچه اين باره ماية تحرك و دلگرمي اينان در پيشبرد اهدافشان گشته است, مماشات تأييد گونه مديريت دانشگاه نسبت به فتنه جويي هاي چكمه پوشان مقيم دانشگاه است كه هر روز بر دامنة و وسعت فتنه جويي‌ها مي افزايد به گونه اي كه آتش اين فتنه هر روز از جايي بر مي خيزد و گريبان گير جمع و عده و تشكلي در دانشگاه مي گردد آن گونه كه بايد گفت, امروز از شوراهاي صنفي تا انجمن هاي علمي دانشجويي تا نشريات دانشجويي و كانون هاي فرهنگي, هنري, همگي زخم بهانه جويي هاي بي مورد اين جماعت متحجر آزادي ستيز را بر پيكر دارند. اقدامات اين جماعت و ظن همراه شدن مديريت دانشگاه با تحديد فضاي دانشگاه از طريق مداخله نهاد نمايندگي رهبري در امور دانشجويي, بر پايي مقررات كنترل براي ورود به دانشگاه, عدم برخورد با زياده خواهي هاي شبه نظاميان دانشگاه و بحث هايي نظير بسيج خوابگاهها, بسيج دانشكده‌ها و ...., نمايندگان شما در انجمن اسلامي دانشجويان را بر آن داشته است تا در حركتي مدني و براي نشان دادن اعتراض خويش به وضعيت نامطلوب دانشگاه كه مقدمه شكل گيري انسداد, فرهنگي,‌ صنفي و سياسي در آن است,‌ در ساختمان مديريت تحصن نمايند تا بدين وسيله ضمن اتمام حجت با مديريت دانشگاه براي برخورد با افزون طلبي‌ها و عدم همراهي با پروژة ايجاد انسداد در فضاي پويا و شاداب پلي تكنيك, بار ديگر بر دفاع از حقوق و آزادي هاي جامعة دانشگاهي تأكيد بورزند.پيك ايران-23اسفند.

ـــــــــــــــــــــــــــــ

اعضای شورای مرکزی انجمن امیر کبیر در اعتراض به فضای بسته دانشگاه دست به تحصن اعتراض آمیزی زدند.

در اطلاعیه ای که به این منظور توسط انجمن اسلامی صادر شده است،علت تحصن در 5 محور زیر تشریح شده است:

1- اعتراض به  بسته شدن فضای دانشگاه امیر کبیر

2- اعتراض به سهل انگاری مدیریت دانشگاه در برابر نهادهای شبه نظامی و غیر دانشگاهی

3- دفاع و پاسداری از جامعه آزاد و باز در دانشگاه

4- اعتراض به برخورد ناشایست انتظامات دانشگاه با دانشجویان

5- اعتراض به فشار وارد بر تشکل های دانشجویی و حذف تدریجی آنان از دانشگاه توسط نهادهای شبه نظامی و نهاد رهبری

لازم به ذکر است که این تحصن از ساعت 10 صبح امروز، شنبه 22/12/83 در مقابل دفتر ریاست دانشگاه آغاز

شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ايرنا: دانشجويان دانشگاه صنعتي‌اصفهان امروز شنبه براي ششمين روز متوالي همچنان به طرح پذيرش "دانشجويان شهريه‌يي" در اين دانشگاه ادامه دادند. شماري از دانشجويان در اعتراض به اين طرح، به صورت آرام اقدام به راه‌پيمايي در سطح دانشگاه كردند. به گفته دانشجويان، آنان روز گذشته اقدام به گرفتن "روزه" كرده و سهميه ناهار خود را در اختيار يك بنگاه خيريه قرار دادند. يكي از دانشجويان به خبرنگار ايرنا گفت: هنوز هيچ يك از مسوولان دانشگاه براي پاسخگويي در جمع ما حاضر نشده است. وي خاطرنشان كرد:برخي اساتيد گروه معارف اسلامي و بسيج اساتيد اين موضوع را پيگيري كردند، اما آنها نيز به نتيجه نرسيدند. وي از تماس شوراي صنفي دانشگاه صنعتي اصفهان با سخنگوي‌دولت، وزير علوم، تحقيقات و فناوري و معاونت دانشجويي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري براي پيگيري اين موضوع خبر داد. دانشجويان به طرحي معترض هستند كه به‌گفته انها ، داوطلبان كنكور سراسري كه مجاز به انتخاب رشته بوده ولي قبول نشده‌اند بر اساس آن مي‌توانند با پرداخت شهريه در دانشگاه صنعتي اصفهان مشغول به تحصيل شوند. به گفته دانشجويان، امسال ‪ ۴۰دانشجو در رشته عمران از اين طريق پذيرفته شده‌اند. دانشگاه صنعتي اصفهان بيش از هشت هزار دانشجو دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 10:26  توسط آفاق روشني  | 

بخوانيم و بخنديم!!!

دختران معاويه كماندوي ملاها ميشوند!

سوسكها و كلاغها از ديوار بالا ميروند!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 10:17  توسط آفاق روشني  | 

اعتراضات دانشجويي وارد فاز جديدي در  تعارض با نظام ملايان ميشود

تحصن دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان در پذيرش دانشجوي پولي وارد روز پنجم شد.
عاصمي نايب دبير شوراي صنفي دانشگاه صنعتي اصفهان در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي خبرگزاري دانشجويان ايران با بيان اين مطلب اظهار كرد: در آستانه روز پنجم تحصن 3000 نفر از دانشجويان معترض در اعتراض به پذيرش دانشجوي پولي روزه اعتراض گرفتند و غذاي سلف را به كميته امداد امام خميني اهدا كردند!! وي با بيان اينكه علي رغم شرايط نامناسب جوي تحصن دانشجويان همچنان ادامه دارد، خاطرنشان كرد: روز گذشته قرار بود دكتر عباسي رئيس دانشگاه در بين دانشجويان حضور يابد ولي متاسفانه هيچ يك از مسؤولان دانشجويي براي صحبت و گفت‌وگو در بين دانشجويان حاضر نشدند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 11:8  توسط آفاق روشني  | 

خودكشي زنان تحصيل كردن به دليل عدم پشتوانه دولتي روز به روز افزايش مي يابد

خودكشي دانشجوي پزشكي در خوابگاه

دختر ۳۵ ساله اي كه دانشجوي رشته پزشكي بود به دلايل نامعلوم اقدام به خودكشي كرد.. از طرفي تحقيق از دوستان و هم اتاقي هاي وي آشكار كرد كه اين دختر شب قبل از حادثه، در حالي كه بسيار ناراحت بوده، به خوابگاه مراجعه كرده است. به اين ترتيب، پيكر بي جان دانشجوي پزشكي براي بررسي علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني انتقال يافت.

همشهري -22 بهمن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 10:46  توسط آفاق روشني  | 

اعتراضات زنان تحصيل كرده در سال آينده موج فزاينده اي به خود خواهد گرفت

حضور خيل عظيم زنان فارغ التحصيل بيكار تا 5 سال آينده

  سخنگوي آخوند خاتمي  از حضور خيل عظيم زنان فارغ التحصيل بيكار تا 5 سال آينده خبر داد. وي سرمايه اجتماعي را مهمترين نياز توسعه‌اي در حال حاضر خواند كه جامعه به شدت با كمبود آن مواجه است و گفت: ايجاد انجمن مديران كارآفرين زن نشانه پيشروي زنان در سرمايه اجتماعي است. وي با بيان اينكه در كنار هم قرار گرفتن كار آفرينان مي‌تواند زمينه‌ساز تحول در جامعه باشد، خاطرنشان كرد: جامعه هنوز با مشكل بيكاري زنان مواجه نشده زيرا ميزان تقاضاي شغل زنان به حد بسيار بالا نرسيده اما با جمعيت كنوني زنان در دانشگاه طي 5 يا 6 سال آينده جامعه با خيل عظيم دختران فارغ التحصيل دانشگاهي جوياي كار مواجه مي‌شود.

خراسان-22 اسفند          
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 10:44  توسط آفاق روشني  | 

اينهم از ثمره26سال حاكميت ولايت فقيه!!

مديرکل دفتر امور آسيب‌ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي اعلام کرد: يک طلاق در برابر هر 5 ازدواج در تهران

مديرکل دفتر امور آسيب‌ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي با اشاره به طلاق 15 هزار و 709 زوج تهراني در 9 ماهه امسال، نسبت به افزايش ميزان طلاق‌ها در تهران هشدار داد و افزود: در حال حاضر ازهر 5 ازدواج در تهران يک مورد به طلاق مي‌انجامد که در صورت ادامه اين روند در آينده نزديک تهران با بحران طلاق مواجه خواهد شد.

دکتر سيدهادي معتمدي با بيان اين مطلب، فاصله گرفتن جوانان از فرهنگ سنتي و حرکت به سوي شيوه ازدواج مدرن را يکي از مهمترين دلايل افزايش ميزان طلاق در تهران دانست و تاکيد کرد: شرايط ازدواج دختران و پسران جوان در تهران به عنوان پايتخت کشور نسبت به ساير استانها متفاوت است.

دکتر معتمدي با بيان اينکه رشد نرخ طلاق در کشور با توجه به افزايش روند آسيب‌هاي اجتماعي اجتناب‌ناپذير است، اظهار داشت: تا زماني که نرخ رشد آسيب‌هاي اجتماعي همچون همسرآزاري، اعتياد، کودک‌آزاري، بيکاري و فقر هر ساله در کشور افزايش مي‌يابد، وقوع پديده تلخ طلاق در کشور روند افزايشي آن دور از انتظار نيست.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 10:35  توسط آفاق روشني  | 

تكريم روز زن و زنان در نظام ملايان

 در سالي كه گذشت !!!

زنان ايرانی بگونه ای مضاعف آنچنان در چنبره قوانين « زن ستيز» رژيم جمهوری اسلامی و آداب و رسوم دست و پاگير گرفتارند که بعضاً راهی بجز خودکشی پيش روی خود نمی بينند . آمار خودکشی در مناطق محروم کشور بيانگر اين امر است . در سالی که گذشت تنها در استان مرکزی و استان ايلام به ترتيب 250 و 220 زن اقدام به خودکشی کردند . خانم ياکين ارتورک گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در زمينه خشونت عليه زنان در سفر اخير خود به ايران طی گزارش مقدماتی خود از انواع نقض حقوق زنان ياد کرد . در اين گزارش ازجمله به خشونت های روانی ، جنسی و فيزيکی عليه زنان اشاره شده است . قاچاق زنان به کشورهای حوزه خليج فارس ، نقص در قوانين طلاق ، تبعيض جنسی ، طولانی بودن مدت حبس در سلولهای انفرادی ، ممنوع الملاقات بودن ، عدم تناسب جرم و مجازات ، نداشتن وکيل ، نقض معاهدات بين المللی و... از موارد ديگر اين گزارش است .

در سال گذشته علاوه بر نقض حقوق زنان در اشکال فوق، رژيم محدوديتهای جديدی را برای زنان ايجاد کرد . مثلاً سهميه دختران در برخی از رشته های تحصيلی نظير پزشکی و دارو سازی کاهش يافت . در عرصه مدنی نيز دستگيريهای خيابانی ، شلاق زدن و جريمه نقدی در تابستان به بهانه بد حجابی افزايش يافت .

در گزارش زير بخش بسيار کوچکی از نقض حقوق زنان در ايران ارائه شده است :

اسامی زنانی که به حکم دادگاههای رژيم جمهوری اسلامی اعدام شده اند.

1 ـ منيره قاسمپور 27 ساله قزوين

2 ـ عاطفه سهاله رضوی 16 ساله نکاء

اسامی زنانی که در دادگاههای رژيم جمهوری اسلامی محکوم به اعدام شده اند.

1 ـ فاطمه حقيقت پژوه 33 ساله

2 ـ فاطمه « الف » 28 ساله

3 ـ اکرم قويدل 31 ساله

4 ـ ليلا مافی 19 ساله

5 ـ حاجيه اسماعيل وند 22 ساله

6 ـ معصومه « ش »

7 ـ شهلا جاهد

8 ـ کبرا رحمانپور

9 ـ فاطمه

10 ـ زهرا

11 ـ يک زن که نام او اعلام نشده است

زنان محکوم به سنگسار :

1 ـ « سيما» صد ضربه شلاق و سنگسار

محکومين به زندان و شلاق

1 ـ ژيلا ايزدی 13 ساله

مرگ های مشکوک :

1ـ سيمين ب دانشجو دانشگاه آزاد اسلامی جيرفت

2 ـ عصمت حبيب اللهی 26 ساله دانشجوی دانشکده روابط بين الملل وزارت امور خارجه

3 ـ يک دانشجوی دختر دانشگاه اصفهان

4 ـ الناز درخشان خبرنگار روزنامه « افتخار »

5 ـ شهلا شکاری خبرنگار روزنامه های « شرق » و « افتخار »

6 ـ شيوا شکاری خبرنگار روزنامه های « شرق » و « افتخار »

زنان روزنامه نگاری که در طی سال گذشته در دادگاهها بازجويي و محاکمه شده اند

1 ـ بتول زمانی مدير مسئول ماهنامه « لوتوس »

2 ـ مهناز هويدا مدير مسئول هفته نامه « رايزن جوان »

3 ـ صديقه طالعی مدير مسئول نشريه « هنر زندگی »

4 ـ پريوش برنجی مديرمسئول دوهفته نامه « موسيقی قرن »

5 ـ سکينه کريم خانی مدير مسئول ماهنامه « آهنگ زندگی »

6 ـ تونيا کبود وند دبير بخش زنان نشريه توقيف شده « پيام مردم کردستان »

7 ـ فائزه شريف مدير مسئول هفته نامه « صدا » 650هزار تومان جريمه نقدی

8 ـ فرشته قاضی خبرنگار روزنامه « اعتماد » بازداشت و صدور قرار وثيقه50 ميليون تومانی

9 ـ محبوبه عباسقلی نژاد سردبير نشريه « فرزانه » بازداشت و صدور قرار وثيقه30 ميليون تومانی

10 ـ فريبا داودی مهاجر دبير انجمن روزنامه نگاران جوان تهديد به مرگ از سوی نهاد های امنيتی

11 ـ شمزين جهانی عضو« انجمن زنان کرد مدافع صلح و حقوق بشر» و روزنامه نگار سه سال و نود ويک روز زندان

12 ـ نفسيه کوهنورد خبرنگار روزنامه « همشهری » اخراج از کار

13 ـ مسيح علي نژاد خبرنگار « ايلنا » ممنوع ورود به مجلس

دستگيری دست جمعی زنان در جشن ها به جرم رقص وشادی به اتهام « فساد »

ـ 22 زن د رتهران

ـ 16 زن در مشهد

ـ 24 زن در اهواز

ـ 20 زن در ساوجبلاغ

ـ 132 زن در سمنان

ـ 32 زن در لاهيجان

ـ 55 زن در قزوين

ـ 61 زن در زنجان

ـ 49 زن در رشت

ـ 769 زن در زنجان دريافت تذکر از سوی نيروهای امر به معروف و نهی از منکر

ـ 1250 زن در سمنان دريافت تذکر از سوی نيروهای امر به معروف و نهی از منکر

محاکمه فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعی

1 ـ فاطمه حقيقت جو نماينده دوره ششم مجلس شورای اسلامی

2 ـ شيرين عبادی وکيل دادگستری

3 ـ فاطمه گوارايی فعال ملی ـ مذهبی

4 ـ مرضيه مرتاضی لنگرودی فعال ملي ـ مذهبی سه سال حبس تعليقی

5 ـ توکا ملکی نويسنده کتاب « زنان موسيقی ايران » يک ميليون تومان جريمه نقدی

6 ـ مليحه مغازه ای مترجم کتاب « زنان پرده نشين مردان جوشن پوش » يک و نيم ميليون تومان جريمه نقدی

7 ـ سوسن طلوعی دبير زبان انگليسی و عضو شورای شهر جلفا

دستگيری و بازجويی فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعی

1 ـ خانم علوی شوشتری عضو گروه « اتحاد ملی »

2ـ اکرم اقبالی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران ( 21 روز بازداشت 40 ميليون تومان قرار وثيقه )

3 ـ فريبا هدايتی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

4 ـ الهه نازجو از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

5 ـ شهرزاد کريمان از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

6 ـ خانم شقاقی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

7 ـ خانم رخساره از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

8 ـ دختر و همسر محمد احمدی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

9 ـ شهين خادمی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

10 ـ طاهره بابا خانی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

11 ـ زری جوادی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

12 ـ مادر لواسانی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

13 ـ مادر خادمی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

14 ـ شهناز هادی قشقايي بجرم نظرسنجی در مورد حوادث فيروز آباد

15 ـ نرگس اديب از فعالان«جنبش پيشاهنگان ايران »

16 ـ معصومه اکبر بيگی دستگيری به علت شرکت در حرکت « اعتراض عليه خشونت »

17 ـ زهرا جمالی کارمند ستاد مشترک سپاه پاسداران

18 ـ دستگيری دو زن در تهران به جرم پخش اعلاميه

19 ـ سارا عباسی از فعالين حرکت ملی آذربايجان

احضار ، بازجويی و بازداشت دانشجويان

1ـ سحر صديقی دانشجوی دانشگاه اصفهان

2 ـ مرضيه آريانفر دانشجوی دانشگاه اصفهان

3 ـ منيره بهارلو دانشجوی دانشگاه اصفهان

4 ـ سوناز شريفی دانشجوی دانشگاه تهران

5 ـ هانيه نعمتی دانشجوی دانشگاه تهران

6 ـ شيوا نظر آهاری دانشجوی دانشگاه صدرا « 20 روز بازداشت 40 ميليون تومان وثيقه »

7 ـ مريم خرمی دانشجوی دانشگاه پيام نور ورامين

8 ـ پگاه ساکی دانشجوی دانشگاه آزاد اراک « 3 ميليون تومان کفالت »

9 ـ فاطمه هدايت دختر روزنامه نگار زندانی انصافعلی هدايت ممنوعيت ازتحصيل .

محدوديت های گوناگون عليه فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعی

1ـ اعظم طالقانی دبير کل جامعه زنان انقلاب اسلامی ممنوع الخروج

2 ـ نرگس محمدی فعال ملی ـ مذهبی عدم اجازه ايراد سخنرانی در دانشگاه رازی کرمانشاه

3 ـ ژيلا حسن پور شاعر و نويسنده کُرد ، بازجويی

4 ـ شش زن عضو جامعه زنان انقلاب اسلامی مورد بازجويی قرار گرفتند

5 ـ دوازده زن عضو انجمن های غير دولتی مورد بازجويی قرار گرفتند

6 ـ جلوگيری از برگزاری کنسرت موسيقی « گروه مهرگان »

7 ـ مهناز انصاريان نويسنده و بازيگر سينما و تلويزيون تهديد به مرگ توسط نيروهای امنيتی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 0:30  توسط آفاق روشني  | 

نيروهای دولتی يک دختر 13 ساله را به رگبار گلوله بستند

ديشب مورخه 19/12/1383 شب، افراد نيروي به اصطلاح انتظامي سردشت در پي تعقيب يك دستگاه تويوتا كه ظاهرا حامل مقداري چاي بوده است وارد روستاي باغي گرديدند. نیروهای دولت ضمن محاصرهي روستا و ايجاد رعب و وحشت در ميان اهالي روستاي مذكور به مردم این روستا حمله کردند. پس از ايجاد مانع انساني از طرف زنان و كودكان قاتلان رژيم بدون تأمل زنان و كودكان بي دفاع را مستقيمآ به رگبار بستند و در اين ميان يك دختر بچهي 13 ساله که محصل بود كشته و چندين نفر از زنان و كودكان به شدت زخمي گشته كه حال برخي از آنها و خيم مي باشد. یک روزنامه نگار سردشتی در طی نامهای به روژهلات نوشت: اين اولين بار نيست كه نیروهای رژيم دست به چنین کارهایی در منطقهی سردشت مي زنند و مساما آخرين بار هم نخواهد بود. این روزنامه نگار می نویسد: مردم روستاهاي اطراف و سرشت صبح امروز 20/12/1383 ضن تجمع در مقابل فرمانداري و كلانتري نيروي انتظامي، شعارهاي عليه جمهوري اسلامي و حاكمان دزد و چپاول گر آن سر دادند. مردم همچنين خواستار محاكمه و عزل فرمانده كل نيروي انتظامي رژيم ، وزير كشور ومحاكمه آمرين و قاتلين گرديدند. گروهی از جوانان سردشتی در این مورد از مردم خواستند که در برابر کشتار مردم بی دفاع کرد به مقاومت خود ادامه دهند. جوانان گفتند: " ما ضمن محكوم كردن اين اقدام جنايتكارانه رژيم جمهوري اسلامي ايران و دولت دروغ و عوام فريب اصلاحات سيد محمد خاتمي !!! کردستانیان را به مقاومت در برابر فشارهای رژیم دعوت می کنیم. " جوانان از مردم خواستند: " با تجمع و اشغال فرمانداري شهرستان سردشت تا تكليف نهايي خواست مردم بیزاری خود را از برخورد رژیم نشان دهند. چراكه قويا بر اين اعتقاد هستيم كه ايجاد وحشت، غارت و قتل و عام زنان و كودكان بي دفاع مردم كرد توسط رژيم ، در راستاي زهر چشم گرفتن از آنان به خاطر پايكوبي و شادي آنان از تصـــويب به رسمــــيت شناحتن كردستان فدراتــــيو جنـــــوبي ( عراق) و جشنهای پيش رو از جمله نوروز و چهارشنبهسوری و ... مي باشد. در خاتمه ما ضمن ثبت اين اقدام جنايتكارانه در حافظه ي تاريخي خود“حق پيگيري و انتقام مستقل را براي خود محفوظ مي داريم. "

سايت آژانس خبري كورش-20 اسفند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 0:25  توسط آفاق روشني  | 

مراسم روز جهاني زن در سنندج علیرغم مخالفت فرماندار اين شهر برگزار شد

شيرين فاميلي (راديو فردا): در سنندج قرار بود روز دوشنبه به مناسبت هشت مارس روز جهان زن، مراسمي برگزار شود، اما فرماندار اين شهر به تدارک دهندگان مجوز براي برگزاري اين مراسم نداد. سيمين چايچي، شاعر و نويسنده کرد که مسئول يک انجمن فرهنگي ادبي است و نزديک به 30 سال است در زمينه مسائل زنان فعاليت دارد، در پاسخ به سئوال رادیوفردا در محل برگزاری مراسم توضیح می دهد.

سيمين چايچي (سنندج): قرار بود در پارک سپيدار برنامه را برگزار کنيم. اين پارک چون وسط شهر است يک موقعيت مناسبي داشت و ترجيحا فکر کرديم که يک حرکت تازه انجام دهيم و مراسم را در خارج از سالن برگزار کنيم، يعني در يک پارک که يک فضاي عمومي و صميمانه باشد. با اين که اجازه ندادند، به طور خودجوش، بدون اين که من خبر داشته باشم و انجمن ما در جريان باشد، پلاکاردها و اعلاميه هايي پخش شد براي دعوت از شرکت در مراسم در ساعت چهار بعد از ظهر در پارک سپيدار. من وقتي مطلع شدم، خب طبعا ديدم چون اولين حرکت از طرف انجمن کردستان بوده و الان همه نظرها رو به من است و يک توقعي است و براي اين که مي دانستم حساسيتي است روي اين موضوع که در مکان هاي عمومي و باز مراسمي نباشد، من آنجا رفتم و احساس کردم بايد حتما آنجا حضور داشته باشم که اگر مساله اي پيش آمد حداقل بتوانم حضور موثري داشته باشم که مشکل خاصي پيش نيايد.

ش.ف.: آيا درگيري هم بين مردم و پليس پيش آمد؟

سيمين چايچي: نه، اصلا از نظر رواني يک فضاي رواني سنگيني بود. درگيري پيش نيامد، يعني ظاهرا در داخل پارک که ما بوديم، درگيري پيش نيامد، منتها من االبته شنيدم که چند نفري که در حال بيرون رفتن بودند، بازجويي مي شدند. يک دعوتنامه براي من آمد، قرار بود انجمن کردستان يک شب شعري داشته باشد در رابطه با بهار و باران. يکي از اعضاي انجمن اصلا خبر نداشت که آنجا چه خبر است، آمد آنجا من را ديد يک سري دعوتنامه به من داد و من اين دعوتنامه ها را به دوستان و شاعران در همانجا دادم، گويا فکر کرده بودند که اين اعلاميه است و در خارج از فضاي پارک مثل اين که به خاطر اين موضوع مشکل پيش آمده بود. البته رفع شد، ولي آن جو به نظر من اصلا ضرورتي نداشت. به هر حال ديروز به عنوان يک حرکت ديپلماتيک بود که در يک فضاي باز مراسم اجرا شد، به حرکت هاي زنان اضافه شد و ما اميدواريم سال هاي آينده بتوانيم اين حرکت را به شکلي مشروع و قانوني و درست با سخنراني هاي موثر انجام دهيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 0:19  توسط آفاق روشني  | 

همزمان با روز جهاني زن در 8 مارس در مريوان سر دختر 18 ساله اي بريده شد

‏ حدود ساعت 9 صبح روز دوشنبه 17/12/83 دختر 18 ساله ای بنام دلبر خسروی ساكن روستای برقلا ‏مريوان توسط برادرش سلاخی شده است. خبر سربريدن اين دختر 18 ساله مردم مريوان و شهر های ديگر ‏را تكان داد.

طبق خبر رسيده از فعالين كانون دفاع از حقوق کودکان در شهرمريوان و به نقل از مردم محل، علت اين ‏جنايت درخواست طلاق از شوهر ناخواسته دلبر بوده است. برادرش گفته است خلاف ميل شوهر و خانواده ‏اش حق طلاق ندارد. اصرار دلبر را علاقه به شخص ديگری تلقی كرده و اقدام به كشتن وی كرده است.

بنابر اين گزارش برادر دلبر خسروی وی را به سه راه برقلا ميبرد و دلبر را با طرز بسيار فجيعی سلاخی می ‏كند. اين جنايت درحالی رخ داده است كه دلبر و برادرش برای جلسه آخرين دادگاه مربوط طلاق وی به شهر ‏مريوان رفته بودند و هنگام برگشت اين قتل صورت ميگيرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 0:16  توسط آفاق روشني  | 

 

دوستان با سلام: اطلاعيه ضميمه مربوط به ”انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران” است كه در رابطه با تجمعي كه در پارك لاله در ۱۸ اسفند برگزار شد داده شده است.

 

 

پاسخ صدها زن شجاع ايراني به دعوت”انجمن دفاع از حقوق زنان”

 براي تجمع 8 مارس در پارك لاله

 

هموطنان عزيز ، زنان و مردان آزاده ايراني

بعد از ظهر روز8مارس به مناسبت روز جهاني زن، تجمعي در پارك لاله تهران برگزار گرديد.   اين تجمع در شرايطي انجام شد كه مزدوران وزارت اطلاعات ، نيروي انتظامي و لباس شخصي ها،  از ساعت 9 صبح ، در محل مستقر شده  و كليه ورودي وخروجي هاي پارك را زير نظر گرفته بودند. ولي عليرغم تمامي اقدامات ، با كمال خوشوقتي ، اين تجمع توسط صدها زن و مرد آزاديخواه در پارك لاله برگزار گرديد. عناصر نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات ، وحشت زده به شيوه هاي مختلف سعي كردند تا مانع شكل گيري اين تجمع شوند. اما دسته هاي10-15 نفره  زنان و مردان در هر گوشه از پارك براي به نمايش گذاشتن عزم و اراده خود براي كسب آزادي و برابري و اعتراض نسبت به زن ستيزي ملايان ، حاضر به ترك پارك نشدند و سرود اي ايران اي مرز پر گوهر را سر دادند و اقدام به دادن شعارهاي ضد حكومتي و پخش تراكت كردند.

اين تجمع بيانگر اتحاد گروهها و نيروهاي انقلابي بود، زيرا زنان با افكار و عقايد مختلف  گرد هم جمع شده بودند و هر يك شعارهاي خود را به همراه داشتند. در اين تجمع تعداد زيادي تراكت مربوط به تشكل ها و گروههاي مبارز و انقلابي در محل و اطراف استخر پارك لاله پخش گرديد. مزدوران نيروي انتظامي ، به تجمع زنان حمله ور شده  و اقدام به دستگيري زنان و دختران و همچنين جوانان آزاديخواه كردند.

به رغم يورش وحشيانه نيروهاي سركوبگر و ضرب و شتم ودستگيري تعداد زيادي از مردم , اين تجمع تا ساعت1900 ادامه داشت. به گفته حاضرين ، مابه ازاي هر نفر از تجمع كنندگان،  4-3نفر از نيروي انتظامي و مزدوران وزارت اطلاعات در صحنه حاضر بودند. دستگير شدگان به كلانتري 148 در ميدان انقلاب منتقل گرديدند. مرد ميانسالي فرياد بر آورد مرگ بر جمهوري اسلامي!  در همين حال زني با صداي بلند فرياد زد، ”شما مزدوران از يك تجمع آرام نيز وحشت داريد، واي به روزي كه زنان ايران بپاخيزند! ”

بله دير نيست روزي كه  با انفجار سپيده دمان ، حاكميت  اين نظام زن ستيز ، به وسيله زنان آزاده ايراني سرنگون گردد.  جرقه هاي مقاومت و انقلاب در تمامي ايران زمين، بهم پيوسته و به شعله فروزاني تبديل خواهد شد و ايران زمين را از لوث وجود اين دين فروشان پاك خواهد كرد.  

به اميد پيروزي

زنده باد مبارزات آزاديخواهانه زنان ايراني

انجمن دفاع از حقوق زنان درايران

20 اسفند 83

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 19:4  توسط آفاق روشني  | 

 دوستان با سلام و تبريك به مناسبت برگزاري تجمع و تظاهرات در پارك لاله : طي دو روز گذشته همگي ما بسيج جمع آوري اخبار اين تجمع اعتراضي بوده ايم . با عرض پوزش از دوستان كه نتوانسته ام ارتباط فعالي با آنان داشته باشم. در اين دو روز اخير شديدا در گير  جمعبندي اين حركت اعتراضي و همچنين در گير وضعيت دوستاني بوديم كه آقايان وزارت اطلاعاتي و  نيروي انتظامي ! آنان را دستگير نمو ده بودند و داشتيم وضعيت آنها را دنبال ميكرديم. كه البته خوشبختانه اغلب آنان آزاد شدند ولي دوربين هاي عكاسي و فيلم برداري همگي را توقيف نمودند و از اين بابت بسيار حيف شد كه نتوانستيم همه عكسها را كه به گفته دوستان برخي بسيار جالب و پر هيجان بوده را برايتان منتشر كنيم.  ضمن تقدير از ”انجمن دفاع از زنان در ايران” كه اين تجمع را برپا نمود و سپاسگزاري از زحمات آنها ، اطلاعيه اين انجمن را متعاقبا درج خواهيم نمود

در اينجا ميخواهم فاكتهايي را كه خبرگزاري هاي مختلف از اين تجمع انعكاس داده  بودند ، بدون هيچ نوع دخل تصرف برايتان بياورم(ميتوانيد خودتان هم به سايتهاي آنها مراجعه كنيد):            

آفاق روشني

ــــــــــــــــــ

آژانس خبري كورش- مونا ازتهران-19 اسفند :

براي رسيدن امروز، يك جوري بيتاب بودم. از وقتي كه اولين بار خبر تظاهرات روز زن در پارك لاله روي يكي از سايتها ديدم، در واقع هر چه به خود روز 8مارس نزديكتر ميشديم، بيشتر دل توي دلم نبود. ديشب اصلا خواب به چشمم نميآمد. همه اش فكر ميكردم فردا چه اتفاقي ميافته؟ آيا همه ما طبق قرارمان در پارك لاله جمع ميشيم؟ نيروي انتظامي چيكار ميكنه؟ فردا شب اينجا هستم يا در سلولهاي زندان اوين و يا … فكر به زندان اوين كمي دچار ترديدم ميكرد اما از اينكه فكر ميكردم، خب ديگه حداقله، حداقله كه فرياد بزنيم و بگيم ما هم انسانيم. يه انسان برابر نه يك نصفه آدم! فكر اينكه خلاصه بايد يك روزي اين حرفهايي كه تو گلوم گير كرده رو فرياد بزنم، باعث ميشد كه اصلا ترسيدن يادم بره. يك چيز ديگه هم بود اين روزها وقتي اطلاعيههاي حمايت از تجمع توي پارك لاله را روي اينترنت ميخوندم و توي اين دنياي مجازي از حمايت و همبستگي خواهرانم خبردار ميشدم، بيشتر قوت قلب ميگرفتم.

بالاخره 8مارس از راه رسيد . من و ساغر و سعيده و مينا روانه پارك لاله شديم. ساغر از سرشب ولم نميكرد مدام يادآوري ميكردكه قرار ساعت 4يادت نره ها!. حدس ميزنم اون هم گهگاهي مثل من دچار ترديد ميشه و براي مبارزه با آن به من زنگ ميزنه و قرار را يادآوري ميكنه. هميشه وقتي كه حس كني تنها نيستي و كس ديگه اي هست كه جاي جاش دستهاش با دستهاي تو در مقابل هجوم نيروي انتظامي و لباس شخصيها زنجير ميشه، آرامش خاطر پيدا ميكني و عزمت براي آنچه كه ميخواي به دست بياري جزم ميشه.

ساعت چهار به پارك لاله رسيديم. صحنه عجيبي بود تقريبا ما به ازاي هر نفر 3--4نفر نيروي انتظامي ايستاده بود. يگانهاي ضدشورش با اون لباسهاي مهيبشون با نيروي انتظامي و لباسشخصيها پياده و سوار بر موتور، داشتند در خيابانهاي اطراف كارگر ، حجاب و انقلاب و اطراف پارك جولان ميدادند. پارك كاملا قرق شده بود. ساغر با خنده گفت فكر نميكردم ديگه اينقدر از ما بترسند! به نظر ميرسه به جاي روز زن، روز نيروي انتظاميه و اونا ميخوان تظاهرات كنن!!

باران ميباريد. پارك هنوز خلوت بود. نيروي انتظامي هر كس كه وارد پارك ميشد رو بازرسي ميكرد و سعي ميكرد نذاره تجمعي شكل بگيره و همه رو به سمت انتهاي پارك متفرق كنه. اما نزديكهاي ساعت 5بود، كه تجمع شكل گرفت. خيليها از خيابان كارگر وارد پارك شده بودند. با انتظاميها به همه گير ميدادند و مانع تجمع ميشدند، اما كسي گوشش بدهكار نبود. هر چه جمعيت زيادتر ميشد، نيروي انتظامي وحشيتر ميشد. حالا ما تنها زنها نبوديم خيلي از مردها هم براي حمايت و همبستگي آمده بودند. چند بار به جمعيت حمله كردند، اما همه ايستاده بوديم، شعار ميداديم هيچ وقت اينطور از ته دل فرياد نزده بودم: " مرگ بر قوانين ضد زن " ساغر فرياد زد: زنداني سياسي آزاد بايد گردد و همه با او تكرار ميكردند. خانمي داشت عكس ميگرفت كه ريختند سرش و داشتند دستگيرش ميكردند، دوربينش هم شكسته بود. جمعيت براي نجات اين خانم با انتظاميها درگير شد و بكش بكش اساسي بود تا اونو از دست انتظاميها در ببريم. در گرماگرم درگيري با انتظامي خانم مسني فرياد ميزد و اعتراض ميكرد كه به چه علت مزاحم ما ميشيد ما داريم آرام تظاهراتمان را ميكنيم. بعد خطاب به جمعيت گفت: اينها از زنها ميترسند! واي به روزي كه زنها بلند شن!! خيلي از حرفهاي اون خانم خوشم آمد. در اين گيرودار سپيده و مينا را گم كرده بودم. تمام حواسم به ساغر بود كه ديگه از اون جدا نشم. ساغر هم دوربين داشت و دنبال فرصت ميگشت كه بتونه عكس بندازه. چون نميگذاشتند همه يك جا جمع بشن در پارك تجمعهاي مختلفي شكل گرفته بود.خيليها تونستند خودشان را به آمفي تئاتر برسانند و يك تجمع آنجا شكل گرفت. در آن ميان يك مرد ميانسال را ديدم كه در حمايت از ساير زنان فرياد زد مرگ بر جمهوري اسلامي! مرگ بر رژيم زن ستيز! و بلافاصله توسط نيروي انتظامي به داخل ماشين هلش دادن و دستگيرش كردن. سه چهار جوان ديگه هم كه در حال پخش تراكتهاي مجاهدين بودند توسط نيروي انتظامي با ضرب و شتم دستگير شدند. ديگه خون همه به جوش آمده بود. جمعيت براي حمايت و جلوگيري از دستگيري جوانان با نيروي انتظامي درگير شد و در اين درگيري چند نفر از خانمها هم دستگير شدند. كم مونده بود ساغر هم اينجا دستگير بشه كه به زور دستشو كشيدم و از معركه خارج شديم. با هم به طرف انتهاي پارك راه افتاديم. خيليها هم در گروههاي چند نفره به همان سمت ميرفتند. اينجا هم دوباره جمع شديم و حالا به هر گوشه پارك كه نگاه ميكردي تجمعهاي متعدد زنان را مي ديدي كه دارند سرود اي ايران ر و ميخوانند.

در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما ــــــ پاينده باد خاك ايران ما

وقتي همه با هم سرود ميخوانديم با اين كه هوا سرد بود و داشت باران ميباريد، احساس ميكردم داغ داغم. گرماي عجيبي بود. يك جوري احساس قدرت ميكردم. احساس ميكردم از شجاعت جمع من هم شجاع شدهام. گويي خودم، ترسها و ترديدهام يادم رفته بود.

نقطه مشترك همه كساني كه به پارك لاله آمده بودند اعتراض به وضعيت حقوقى و اجتماعى زنان در جامعه ما بود. در اين جمع از هر طيف و عقيدهاي به چشم ميخورد. از دختران جوان دانشجو تا زنان خانهدار يا كارمند، از هواداران مجاهدين كه با به جان خريدن خطر دستگيري و عواقبش عكس مريم رجوي را در دست گرفته بودند و يا تراكتهايشان را پخش ميكردند، تا زنان عضو انجمنها و تشكلهاي غيردولتي!

ساعت 6 شده بود، پارك داشت خلوت ميشد. هنوز نگران سعيده و مينا بودم كه در بين جمع گمشان كرده بودم. دلم نميخواست اونجا رو ترك كنم ساغر دستم را كشيد و گفت تقريبا تمومه بيا بريم جلو پارك از آنجا هم چند عكس بگيرم. بعد از اتمام كار ساغر در حاليكه با عجله به سمت در پارك ميرفتيم چشمم به تراكتي افتادكه روي نيمكت پارك گذاشته شده بود. روي تراكت عكس زني خندان بود با اعتماد بنفس و نگاهي نافذ.. روي تراكت خطاب به حكومتيها نوشته بود: بساط ستم شما به دست زنان برچيده خواهد شد! 

 

ــــــــــــــــــــــــ

پيك ايران- 19اسفند83:

سلام بر همه شما دوستان خوب . اين خبر رو ميخواستم روي سايت تون بذارين .

نزديك ساعت 5 عصر اولين هسته تظاهرات در مقابل درب اصلي در حال شكل گيري بود كه نيروي انتظامي دخالت كرد و آن جمع ده نفره خانوما رو از پارك خارج كرد . نيروي انتظامي با موتور و پياده مستمر جابجا ميشدند .

اين جمع خانومها از در داخل خيابان كارگر وارد پارك شد . و در حاليكه نيرو انتظامي در برابرشون اشكال تراشي ميكرد خانمها خودشون رو به آمفي تئاتر پارك رسوندند . در آنجا هم باز هم نيروانتظامي مانع تجمع شد .

در اين جا تعداد بيشتري از نيروانتظامي حضور داشتند . تعدادي خانمهاي شركت كنند هم افزايش يافت .نيرو انتظامي كساني رو كه با موبايل عكس ميگرفتند دستگيرشون كرد . انتظامي باز هم آنها را حركت داد . بعضي ها كه از ظاهرات با موبايل عكس گرفته بودند دستگير كرد . در اين موقع شركت خانومها كه به دهها تن ميرسيد به سمت جنوب پارك حركت كردند . خانومها كه تشكيل دهنده اين جمع ميشدند شروع به خواندن سرود اي ايران كردند . جمعيت باز هم بيشتر شد . نيرو انتظامي با خانوم ها حركت كرد . يك مرد ميانسال شعار ميداد مرگ بر جمهوري اسلامي . او را به زير زير باطوم گرفته و دستگيرش كردند .

در اين موقع جمعيت داشت زياد ميشد و همينطور داشتن ميومدن . كه نيرو انتظامي تعدادي از جوانها رو دستگير كرد و يك خانم مسن اونجا داد زد كه ما داشتيم آروم حركت ميكرديم ولي اينها از زنها ميترسند . واي به روزي كه زنها بلند شن . كه يك لباس شخصي اومد مانعش شد و گفت ما با خشونت مخالفيم . همون موقع ديدم توي حوالي استخر مركزي پارك ، يه تعدادي تراكت روي زمين افتاده كه عكس مريم رجوي توشه و صحبتهاش كه ديگه از ترسم نتونستم بخونم . يه هويي انتظامي ريخت دو تا پسر و چندتا دختر رو كه اون حوالي بودند كه دستگيرشون داشتن ميكردن . ماشين انتظامي از يوسف آباد هم اونجا بود . تا اومدم بجنبم بغل دستي م رو هم داشت باهاش س ج ميكرد كه دست به فرار زدم . اما خانمها و پسرهاي جوون و دخترهاي جوون رو خيلي هاشون رو دستگير كردن . جمعيت تا ساعت 18 به صدها نفر ميرسيد . همچنين در چند نقطه پارك عكسهاي مريم رجوي هنوز روي درختها بود كه ديگه خودمو پياده به خونه رسوندم .

ــــــــــــــــــــــــــ

سايت آزادی بیان (به نقل از سايت حكومتي ايسنا) -19اسفند83:
گزارش های رسیده حاکی از حمله نیروی انتظامی و انصار حزب الله به تجمع زنان در پارک لاله است.
در حالی که گفته میشد مجوز این تجمع قبلا اخذ شده بود نیروی انتظامی به بهانه غیر قانونی بودن تجمع با حمله به تجمع کنندگان و سعی در پراکنده کردن آن ها داشت، در همین حال انصار حزب الله نیز به زنان و مردان تنها حمله میکرد. زنان تا ساعت شش بعد از ظهر در محل تجمع پایداری کرده و به سرود خوانی و سر دادن شعارهایی نظیر " مرگ بر قوانین ضد زن " و زندانی سیاسی آزاد باید گردد ، پرداختند.
ایسنا تنها در چند خط به این خبر پرداخت و چنین نوشت:
جمع معدودي از زنان عصر امروز همزمان با هشتم مارس «روز جهاني زن»، در پارك لاله تجمع كردند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين زنان كه اغلب خود را خانه‌دار معرفي مي‌كردند در تجمع بدون مجوز، خواستار تحقق آنچه «رفع خشونت خانگي عليه زنان و تبعيضات جنسي» مي‌ناميدند، شدند.
مأموران نيروي انتظامي كه در محل حاضر بودند نيز سعي در پراكندن جمعيت داشتند.
جمعيت حاضر در تجمع كه از ساعت 16:30 با 10 نفر آغاز شد، ساعتي بعد به حدود 3 الي 4 نفر كاهش و سپس به حدود 50 تن از جمله 20 مرد افزايش يافت.  گزارش های بعدی متعاقبا منتشر خواهد شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

(پيام روي وبلاگ آفاق روشني) : چهارشنبه 19 اسفند1383 ساعت: 15:53 توسط:میلاد  

با سلام و درود بیکران بر شما امیدوارم حالتان خوب باشد خدا را شکر دیروز خیلی خیلی شلوغ شده بود اما من از یک چیز ناراحت شدم و ان هم این بود که عکس مریم رجوی را دیدم این خانم واقعا ضد ایران و ایرانی هستن من فیلمی که ایشون میگن مجاهدین به ایران حمله کنند را دیدم.من هم عکس کوچک شاهزاده رضا پهلوی را اوردم ولی وقتی داشتم میرفتم خانه یک لباس شخصی ازم گرفت.

به امید ازادی ایران

من منتظر شما در وبلاگم هستم لطفا نظرتون را بگید

شادی خیلی خیلی نزدیک است

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد شاهزاده رضا پهلوی

مرگ بر دشمنان ایران و ایرانیها

ـــــــــــــــــــــــــــــ

 

سايت زنان فاتحان فردا-19 اسفند 83 : مراسم روز زن در پارك لاله (از شيرين):

 در شرايطي كه پارك لاله تهران از هر سو توسط نيروهاي سركوبگر محاصره شده بود ,نزديك به هزار  تن   از زنان شجاع وآزاده تهران كه در گروههاي پراكنده  وارد پارك لاله تهران شده بودند , 8 مارس روز جهاني زن را با تجمع خود در ساعت 4 بعد از ظهر امروز, گرامي داشتند .

از صبح روز سه شنبه  نيروي انتظامي و مزدوران اطلاعات آخوندي , خيابانهاي منتهي به پارك لاله و دربهاي ورودي پارك را به محاصره خود درآورده بودند.نيروي انتظامي حاضر در صحنه مانع ورود جمعيت به پارك ميشد و با باتوم به آنان حمله ميكرد . در درگيريهاي مقابل پارك, بين زنان با نيروي انتظامي, تعدادي از زنان دستگير شدند.جمعيتي كه  در خيابانهاي اطراف پارك لاله بصورت پراكنده حضور بهم رسانده بودند , عليرغم بگير و ببندهايي كه وجود داشت، سعي بر اين داشتند كه وارد پارك شده و برنامه بزرگداشت روز جهاني زن  را, برغم ممانعت هاي حكومت ضد زن آخوندي  به  اجرا در آورند .

ــــــــــــــــــــــــــــ

نهضت نجات ملي ايران – 19اسفند83-  پارك لاله :

صدها شير زن ايراني با حضور در پارک لاله با شکستن اختناق رژيم اسلامي روز جهاني زن را گرامي داشتند و دهها زن مبارز با مقاومت و پايداري در مقابل هجوم پليس اختناق و مزدوران استبداد تحت عنوان انصار، نشان دادند که سرنگوني و فرو ريختن کاخ ستم آخوندي در پي اعتراض و مقاومت عمومي بيش از پيش نزديک است .

بنا به گزارش واحد خبري نهضت نجات ملي ايران در پي فراخوان نهضت به مناسبت روز جهاني زن براي تجمع زنان مبارز ميهنمان در پارک لاله ديروز بعد از ظهر عليرغم قرق پارک لاله از سوي نيروهاي انتظامي ، بسيج و انصار خامنه اي که از صبح در محل پارک تجمع کرده و فضاي منطقه را پليسي و رعب آور ساخته بودند. صدها تن از زنان شريف و مبارز تهراني با حضور خود در پارک لاله به فراخوان نهضت و گروههاي سياسي که از فراخوان حمايت کرده بودند پاسخ مثبت داده و با اين حضور نشان دادند که براي احقاق حقوق از دست رفته شان مقاومت و مبارزه خواهند کرد. در پي حضور گسترده زنان آزاديخواه براي تجمع اعتراضي عليه رژيم زن ستيز جمهوري اسلامي نيروهاي سرکوبگر با برخوردهاي خشونت آميز سعي در متفرق کردن زنان معترض داشتند که با پايداري دهها شير زن مواجه شدند که متعاقبا تني چند از طرفداران نهضت نجات ملي ايران براي چند ساعتي بازداشت گرديدند. ديروز عنصر زن ايراني نشان داد که با مبارزه و مقاومت مي توان سد اختناق و استبداد را شکست با آنکه اين تجمع از سوي اکثريت فعالان سياسي مورد حمايت قرار نگرفته بود و از طرف ديگر رژيم با ترفندهايي من جمله دادن مجوز براي برنامه هاي کنترل شده در دايره امنيتي خود و برپايي مراسمي از سوي اياديش در چند محيط دانشگاهي قصد داشت تا فراخوان اعتراضي را لوث کرده و به هر نحو ممکن مانع از برپايي آن شود ولي با همه اين احوال واقعيت آن است که مردم از اين رژيم منفور متنفرند و هر جايي که فرصت يابند صداي اعتراض خويش را بلند مي سازند. به گونه اي که دستگاههاي رسانه اي رژيم نيز به اين مهم اعتراف کردند. در تجمع اعتراضي ديروز زنان آزاديخواه و برابري طلب ، شعارهايي نيز عليه رژيم اسلامي سر داده شد که از آن جمله درخواست براي برابري و تساوي حقوق زنان و آزادي براي ميهنمان ايران و آزادي زندانيان سياسي و سرنگوني رژيم استبدادي ولايت فقيه بود. لازم به توجه هست که رسانه هاي اختناق و سانسور پيشه رژيم با انعکاس تجمع اعتراضي زنان ميهنمان در پارک لاله با ذکر مواردي چون خانه دار بودن تجمع کنندگان در اين متينگ اعتراضي قصد تحقير مبارزه زنان ميهنمان را نمودند و در مقابل با پرداختن و بها دادن به نمايش مزدورانشان در همايشهاي فرمايشي به جنگ با جنبش آزاديخواهي زنان ايراني شتافتند. غافل از اينکه زنان و مادران ايراني با آگاهي تمام و شجاعت و جسارت پا به عرصه مبارزه نهاده اند و روزي نچندان دور پاسخ اين گستاخيهاي بيشرمانه را خواهند داد. ويژه سايت خبري نجات

ــــــــــــــــــــــ

سايت بازتاب- محسن رضايي -19 اسفند - عصر روز گذشته، برگزاري مراسم روز جهاني زن توسط يك شبكه لوس‌آنجلسي در پارك لاله ناكام ماند. بنا بر اين گزارش، عصر روز گذشته، «نوشين ـ ا»، خبرنگار يك شبكه لوس‌آنجلسي در تهران كه قصد داشت با برگزاري تجمعي در پارك لاله برنامه ضبط كند، با مشكل روبه‌رو شد. اين خانم كه از دانشجويان اخراجي يكي از دانشگاه‌هاي تهران بود، همراه با هشت مرد و سه زن در قسمت جنوبي پارك لاله، تجمع كردند. در اين تجمع، كه تعداد مردان، دو برابر تعداد زنان (هشت به چهار) بود بر نگراني شديد شبكه‌هاي لوس‌آنجلسي از تضييع حقوق زنان تأكيد شد! خانم‌ها و آقايان حاضر در تجمع دوازده نفره، قصد داشتند با مشاجره لفظي با يكديگر و نيز با مأموران خدماتي فضاي سبز و پارك، ايجاد همهمه كرده و توجه عابران و خانواده‌هاي حاضر در آن‌جا را جلب كنند. پس از چند دقيقه از آغاز درگيري‌هاي لفظي، تعدادي از شهروندان با تماس با پليس 110، از تشنج به وجود آمده در پارك كه باعث وحشت تعدادي از كودكان از درگيري‌هاي لفظي اين تجمع لوس‌آنجلسي شده بود، شكايت كردند كه با حضور مأموران، همه اعضاي اين تجمع دوازده نفره توسط يك ميني‌بوس به كلانتري منتقل شدند!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آرش. م: موضوع : خبر از پارك لاله ساعت 1800 

تاريخ : 18اسفند 83

سلام خيلي خوشحالم اخبار تجمع پارك لاله ضميمه است: من از ساعت 4 آنجا بودم ولي خبري نبود ولي درساعت 1620 حدودا 15 نفر آمدند ضلع جنوبي پارك لاله درخيابان كشاورز. مامورين  اطلاعاتي و انتظامي با ديدن تجمع آمدند و خواستند كه متوقف كنند ، ولي زنان مقاومت كردند و نرفتند و درساعت 1650 مجبور شدند كه حركت كنند و مامورين هم بدنبال آنها راه افتادند  و خيلي مراقب اوضاع بودند . كه شلوغي نشود وشعار ندهند. بيش از 20مامور اطلاعتي و 15مامور از انتظامي را ديدم . زنان بعد از  راه افتادن در داخل پارك بارها از جانب نيروهاي سركوب گر مورد حمله قرار گرفتند و بلاخره  در يك جايي خلوت از پارك لباس لجني ها در قسمت شمالي  به زنها حمله كردند و دوربين  يكي از زنان را گرفتند و چيزي  درآن بين شكست .  زنان خيلي  شجاع  بودند و اعتراض ميكردند  تعدادي از مردان هم آمده بودند يكي از مردان  كه حدودا 50سال داشت مورد حمله نيروهاي ااطلاعاتي و انتظامي  قرار گرفت و او را به سختي با باتون مورد ضرب و جرع قرار دادند ولي او درهمين حال شعار ميداد  مرگ برجمهوري اسلامي مرگ بر رژيم زن ستيز. او را دستگير گردند و با خود بردند همچنين دو جوان حدودا 20سال را هم دستگير كردند و دستنبند  به دست با خود بردند يكي از آنها كه دانشجو بود،  كتابهايش بر زمين  افتاده بود   و او را روي روي زمين ميكشيدند.  

دراين قسمت تعداد ي از مردم هم آنجا جمع شدند و تعداد زنان و مرداني كه آمده بودند آنجا به دهها نفر رسيد .

مامورين خيلي سعي كردند  كه بقيه را متفرق  كنند دراين هنگام بيش از چهل نفر از زنان سرود اي ايران را خواندند . مامورين دوباره حمله كردند و جمعيت به ناچار به چند قسمت تقسيم شدند  . من از سرنوشت كساني كه به سمت شمال پارك رفتند  اطلاعي ندارم  چون مامورين  سركوبگر  را ديدم كه به دنبال  آنها راه افتادند و در واقع دنبال آن زنان ميدويدند.

به سمت تجمع پارك آمدم و تعدادي هم همين كار را كردند . مردم درچند  گوشه پارك  دوباره جمع شدند  و درچند نوبت ديدم كه يكي اعلاميه درقطع بزرگ را بين خود پخش كردند كه چاپ شده بود . تعدادي از اين اعلاميه  ها به دست مامورين اطلاعاتي افتاد

درساعت 18 من آنجا را ترك كردم  تعدادي از زنان آنجا تجمع داشتند.

تعدادي از مردم با خانواده آمده بودند و شاهد حضور چند  كودك و جوان كم سن و سال بودم  . متاسفانه هر چند كه جمعيت در كل حدود 1000 نفر بود ولي ماموران انتظامي آنهارا متفرق ميكردند و به مناطق خلوت پارك هل ميدادند.

البته نفرات دستگير شده را ما نشناختيم  اما چندين نفر را ديدم كه دستگير شدند به نظر من  آن مرد را چند نفر از زناني كه آمده بودند  بشناسند ولي من كه رفته بودم خبري ندارم كي بود. يك پسري هم  اينجا آمده بود كه او را دستگير كردند و يك عكس بزرگ از توي جيبش درآوردند ولي عكس را نديدم چي بود او را با باتوم كتك زدند.

ــــــــــــــــــــــــــــــ

 گزارشي از مهدي .ن (دانشجو) : ”جمعيتي كه در خيابانهاي اطراف پارك لاله بصورت پراكنده حضور بهم رسانده بودند , عليرغم بگير و ببندهايي كه وجود داشت، سعي بر اين داشتند كه وارد پارك شده و برنامه بزرگداشت روز جهاني زن را, برغم جلوگيري نيروهاي ويژه انتظامي به اجرا در آورند. حدودا بعد از سرجمع كردن آمار دستگيري هايي كه من بقيه رفقا ديديم،  بيش از 50نفر از دستگيرند. در ميان آنها 30زن را ديديم كه با دستبند بردند به كلانتري 148 در چهار راه انقلاب . دستگيرشدگان كه اعلاميه هايي در دست داشتند، توسط مأموران اطلاعاتي يا نيروهاي ويژه دستبند زده شده بودند.ولي عجيب اين بود كه عليرغم آن جمعيت معترض به مقاومت در برابر وحشيگيري هاي نيروهاي انتظامي و لباس شخصي ها ادامه داده و سرود اي ايران را به طور جمعي مي خواندند” از شما براي برگزاري اين تجمع سپاسگزاريم دمتون گرم.- مهدي

ــــــــــــــــــــــــــ

گزارشي از انسيه .و (كارمند شركت) : (با درود خدمت شما خواهران عزيزم ، من و دوستانم توانستيم گزارش زير را برايتان تهيه كنيم. شرمنده از اينكه ما نيز مثل بقيه نتوانستيم كاربيشتري انجام دهيم)

حوالي ساعت 1530 يك گروه از زنان در جلو يك فرش فروشي نبش پارك لاله- خيابان كارگر- بلوار تجمع كرده و به سمت پارك لاله حركت كردند. حوالي ساعت 1715 به جلوي پارك لاله وصل شديم تعداد زنان براي تجمع در پارك لاله آمده بودند ولي بدليل تجمع نيروي انتظامي و لباس شخصي ها امكان ورود به پارك را نداشتند. نيروي انتظامي از صبح امروز براي ايجاد ممانعت از شكل گيري تجمع اعتراضي زنان به مناسبت 8 مارس در پارك لاله كليه دربهاي ورودي پارك را به محاصره خود درآورده بود و من و شهره كه از صبح ميخواستيم موقعيت را بر آورد كنيم عملا نتوانستيم نزديك شويم.  ساعت حدود 5.5 عصر صدها نفر جمع شده اند. نيروي انتظامي و لباس شخصيها زياد هستند بطوري كه اجازه جمع شدن به تجمع كنندگان نميدهند. چند صد تن از زنان در پارك لاله تجمع كرده اند و تا كنون تعداد زيادي از آنان توسط نيروي انتظامي و لباس شخصيها دستگير شده اند. نيروي انتظامي با باتوم و كتك مردم حاضر درصحنه را متفرق ميكند. زناني كه با خود پلاكارد و تراكت حمل ميكردند توسط نيروي انتظامي دستگير شدند. نزديك ساعت 5 اولين هسته تظاهر كننده در مقابل درب اصلي در حال شكل گيري بود كه نيروي انتظامي دخالت كرد و آن جمع خانم ها را از پارك خارج كرد تحرك لباس شخصي ها از حدود نيم ساعت قبلش بالا رفته بود و با موتور و پياده سريع جابه جا ميشدند جمع خانمها از درب كشاورز و كارگر وارد شدند . خودشان را به آمفي تئاتر روباز پارك رساندند آنجا نيروي انتظامي بازهم مانع تجمع شد در اين تعداد بيشتري از نيروي حضور داشتند خانمهاي شركت كننده هم افرايش يافت. در اين جا تعداد بيشتري از نيروي انتظامي حضور داشتند . تعدادي خانمهاي شركت كنند هم افزايش يافت .نيرو انتظامي كساني رو كه با موبايل عكس ميگرفتند دستگيرشون كرد. متاسفانه شهره و موبايلش را هم گرفتند ولي بعد شهره را آزاد كردند(صبح روز 19 اسفند آزاد شد) ـ  در اين زمان تعداد خانم ها به دهها تن ميرسيد به سمت جنوب پارك حركت كردند . خانومها كه تشكيل دهنده اين جمع ميشدند شروع به خواندن سرود اي ايران كردند . جمعيت باز هم بيشتر شد . در اين موقع جمعيت داشت زياد ميشد و همين طور داشتن ميومدن . كه نيرو انتظامي تعدادي از جوان ها رو دستگير كرد و يك خانم مسن اونجا داد زد كه ما داشتيم آروم حركت ميكرديم ولي اينها از زنها ميترسند . واي به روزي كه زنها بلند شن . كه يك لباس شخصي اومد مانعش شد و گفت ما با خشونت مخالفيم !! ديدم توي حوالي استخر مركزي پارك ، يه تعدادي تراكت روي زمين افتاده كه عكس مريم رجوي توشه يه هويي انتظامي ريخت دو تا پسر و چندتا دختر رو كه اون حوالي بودند كه دستگيرشون ميكردند ماشين انتظامي از يوسف آباد هم اونجا بود .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1383ساعت 19:52  توسط آفاق روشني  | 

بیانیه هشت مارس انجمن زنان تــــارا

به نام خالق اندیشه

هموطنان آزاده :

شاید سکوت چند ماهه مان به این باور رسانده بودتان که دست از مبارزه کشیده ایم ودر مقابل سختی ها و زندانها و فشارها ؛ جا زده ایم. سکوتمان ، نه برای ترک مبارزه که برای بهتر اندیشیدن و قدرتمندتر ادامه دادن بود.. در این مدت آنچه را که باید از ظلم و ستم بر علیه تک تک فرزندان این سرزمین می فهمیدیم ؛ از نزدیک و با تمام وجودمان لمس کردیم. بازجویی های طولانی مدت، سلول های انفرادی ، توهین ، تهدید .. ما را لحظه ای در راهمان دچار تردید نکرد و هر بار بیش از پیش بر درستی خود ایمان می آوردیم...

زمانی که " تارا" حدود 2 سال پیش ، جمع متشکل از زنانش را تشکیل داد با هدف تلاش برای احقاق حقوق تضییع شده ی زنان و آزادی ایران .... شاید هرگز گمان نمی کردیم که به زودی پرونده ای قطور در دستگاه قضایی و وزارت اطلاعات تشکیل شود به نام " انجمن زنان تارا" ، اما ایستادگی ما و فعالتهای چشمگیرمان در زمینه ی حقوق زنان ، رژیم را وادار به برخورد با ما کرد ...

زندان رفتیم.. تهدید شدیم.. انواع و اقسام توهینها را تحمل کردیم... در تنهاییهای سلول انفرادی به آزادی اندیشیدیم ، اما هرگز از " حقیقت آزادی" غافل نشدیم.. اگر چه بسیاری گوش بر فریادهای ما بسته اند اما ما هستیم ... با هم و استوار... این بار در آستانه ی 8 مارس، روز جهانی زن که بهترین زمان بود برای اثبات وجودمان باز هم " این یگانه سلاحمان در راه آزادی " را بر دست گرفتیم تا بگوییم که هنوز چون سرو استوار ایستاده ایم... تا آنانی که از طرق مختلف سعی در پاشیدنمان داشتند ، بدانند که کسانی که گام در راه مبارزه گذارده اند تا رسیدن به اهدافشان دست از مبارزه نخواهند کشید .... اگر چه ممکن است سزای نوشتن این جملات ، دیوارهای بلند اوین باشد اما ما آموخته ایم که در راه مبارزه باید جان داد....شاید فرداهنگامی که خورشید آزادی کوچه پس کوچه های شهرمان را روشن میکند... ما دیگر نباشیم اما نام آنان که در راه آزادی،رنجها را بر خود خریدند در قلب تک تک دوستداران آزادی ثبت خواهد شد و ما را همین کافی است که اگر نگذاشتند زندگی کنیم اما زنده می میریم..... 8 مارس ، روز گردهمایی دوباره ی ماست، روزی که باید من و تو در کنار یکدیگر بایستیم ، برای تمام زنانی که در حکومت مرد سالارانه ی جمهوری اسلامی گرفتار تبعیض های ظالمانه شدند، برای تمام زنانی که پیکرهای پاکشان زیر ضربات سنگ دژخیمان له شد، برای تمام آنان که به اتهام زن بودن در این سرزمین مستوجب هر نوع تحقیر و ظلمی هستند و فریاد رسی نیست تا صدای فریادشان را از بی عدالتی ها به گوشش برسانند، برای تمامی آنان که تنهایی و فقر آنان را به خیابان کشانده و به تجارت بدن خود پرداخته اند و برای تمام آنچه که با عنوان "دین" و "مذهب" بر ما وارد ساختند ، دست در دست یکدیگر دهیم و بر خواسته هایمان پایفشاری کنیم تا حاکمانی که خودشان را به ندیدن و نشنیدن زده اند ، این بار چشمانشان را بر روی این قشر عظیم در جامعه بگشایند .

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه...

کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه....

وعده ی ما سه شنبه 18 اسفند ، پارک لاله ، ساعت 4 بعد از ظهر

 تاریخ17/12/1383

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1383ساعت 13:23  توسط آفاق روشني  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1383ساعت 13:21  توسط آفاق روشني  | 

دوستان عزيز با درود فراوان

انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران ، قطعنامه تجمع 8 مارس در روز 18 اسفند در پارك لاله خوانده خواهد شد را براي ما ارسال نموده است كه ما نيز آنرا  جهت اطلاع دوستان ارسال ميكنيم

آفاق روشني

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

قـــطعنـامه تــجمع 8مـــارس

زنان و مردان آزاده ايراني

روز 8 مارس ، روز تلاش و كوشش براي آزادي زنان ، از قيد و بندهاي استثماري و ستم جنسي است. اين روز بشارت دهنده آزادي زنان است. ما در اينجا گرد آمده ايم تا فرياد برآريم كه : زنان آزاد بدنيا آمده اند و به اسارت و بندگي تسليم نخواهند شد. ما با تلاش و كوشش, حقوق خويش را باز خواهيم يافت. ما خواهان برابري و مساوات در زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي هستيم. مگر در قرآن نيامده است كه زنان و مردان برابر آفريده شده اند و تفاوت آنها در ايمان و اراده شان است. پس اينهمه تبعيض و سركوب و نابرابري تحت عنوان اسلام براي چيست ؟ چرا بايد با زنان ايراني  ،به مثابه كالا و برده برخورد شود؟

ما با تاكيد بر خواسته هاي بر حق زنان ايراني كه حاصل 100 سال مبارزه و كوشش براي كسب آزادي است، يادآور ميشويم كه :

1.       صدور احكام اعدام وسنگسار بايد ممنوع شود.

2.       زنان بايد از حقوق مساوي با مردان در اشتغال برخوردار باشند.

3.       زنان بايد از حق انتخاب آزاد رشته تحصيلي برخوردار باشند و كليه ممنوعيت ها و محروميت ها بايستي رفع گردد.

4.       هر گونه تعدي و سواستفاده و بهره كشي جنسي از زنان تحت هر عنوان بايد ممنوع شود.

5.       زنان بايد از حق فعاليت سياسي و اجتماعي برخوردار باشند.

6.       نابرابري هاي حقوقي در مورد شهادت ، ارث و سرپرستي اطفال بايد ميان برداشته شود.

7.       زنان بايد در گزينش همسر ، ازدواج و طلاق كاملا آزاد  و از حقوق برابر با مردان برخوردار باشند.

8.       زنان بايد از حق آزادي و انتخاب لباس و پوشش برخوردار باشند.

9.       تعدد زوجات و چند همسري بايد ممنوع شود.

10.   زنان بايستي بتوانند در مسابقات ورزشي و هنري بطور آزادانه شركت كنند.

از  تمامي كوشندگان آزادي برابري و رفع تبعيض از حقوق زنان تقدير ميكنيم و دست ياري به سوي شما دراز مي نماييم. طبعا آزادي زنان از قيد و بندهاي استثماري زمينه ساز آزادي مردان نيز خواهد بود.

در خاتمه  از كليه شركت كنندگان در اين تجمع سپاسگزاري مينماييم. با اميد به دستيابي به حقوق برابر و برقراري جامعه اي آزاد  و عاري از ظلم وستم .

                                                         انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران

18اسفند83

8مارس 2005

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 19:42  توسط آفاق روشني  | 

فردا سه شنبه- ۱۸ اسفند  روز ۸ مارس ميباشد ، پيشاپيش اين روز خجسته را كه پيام آور آزادي و رهايي است به عموم زنان ايراني تبريك ميگويم.

فردا ساعت ۴ بعد از ظهر تجمعي در پارك لاله برگزار ميشود ، از عموم زنان و مردان آزاده درخواست ميكنيم كه در اين تجمع شركت كنند و فرياد آزاديخواهي سر دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 19:41  توسط آفاق روشني  | 

هشت مارس و ضرورت سازماندهی جنبش مستقل زنان

8 مارس 1857 زنان کارگر پارچه باف در آمريکا به مبازره برخاستند . ساعت کار طولانی- استثمار شديد- دستمزد اندک و محروميت از امکانات رفاهی آنها را به خيابان کشاند. آنهاخواهان افزايش دستمزد ، کاهش ساعت کار و بهبود شرايط کار بودند. 8 مارس 1857 مقاومت زنانی را بازتاب می دهد که باحرکت پرشتاب سرمايه داری به عرصه توليد و کار، خارج از خانه کشیده می شدند.

هر ساله در این روز همه زنان در سراسر جهان با شور وشوق به میدان می آیند تا خواسته ها ، آمال و اهداف مبارزاتی خود را اعلام کنند . خواسته های زنان در داخل کشور با خارج از کشور فرق دارد.

در ایران که یک حکومت اسبتدادی حاکم است و مذهب و سنت ریشه های عمیقی در جامعه دارد زنان از حقوق اولیه خود که در حکومت های سکولار موجود می باشد محروم هستند. بکوشیم خواسته های آنان را با صدای هر چه رساتر بگوش جهانیان برسانیم:

1- حق انتخاب آزادانه همسر و ممانعت از ازدواج تحمیلی

2- حق طلاق      

3- حق حضانت

4- حق انتخاب پوشش و لغو قانون حجاب اجباری

5- تامین اقتصادی و اجتماعی امنیتی برای زنانی که سر پرست خانواده محسوب میشوند .

6- ممنوعیت چند همسری برای مردان

7- ممنوعیت شکنجه، اعدام و سنگسار

8- لغو آپارتاید جنسی

رژیم جمهوری اسلامی در طول 26 سال حکومت ظالمانه خود با قوانین قرون وسطایی سعی کرد زنان را از اجتماع بدور نگه دارد ولی زنان همانقدر که پیشقراولان انقلاب ضد سلطنتی بوده اند این بار در صف مقدم مبارزات مردم ایران قرار دارند.زنان در ایران بسیار فعال و کوشا می باشند و جنبش زنان خیلی خوب کار کرده است مقالات و سمنیارهای متعددی در رابطه با مسایل اخض زنان مطرح نموده است ولی ضعف هایی دارد و آن ارتباط و پیوند بین فعالین زن در داخل و خارج می باشد. بایستی این خلاء پر شود. مسئله دیگر ضرورت جبنش مستقل زنان می باشد .زنان بدلیل زن بودنشان مورد تبعیض قرار می گیرند و جنبش زنان دارای هویتی است جدا از جنبش ها. جنبش مستقل زنان بایستی استقلال خود را از دولت – سازمانهای سیاسی و مردان حفظ کند تا بتواند جنبشی توانمند، کارا، سراسری و موفق باشد. در مورد استقلال جنبش زنان ،هم چنان بایستی در مورد آن نوشت و گفت و به درستی آن تاکید ورزید.-از: سايت گزارشگران

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 10:57  توسط آفاق روشني  | 

ازسال گذشته تا كنون  23 زن 

زير اعدام قرار دارند

يك روزنامه نگار زن كه خود در زندان اوين بسر ميبرد فاش ساخت : دستگاه قضايي رژيم حكم اعدام زني را كه در زندان اوين زنداني است، صادر كرده است.وي كه اكرم قويدل نام دارد و  4 سال است كه  در زندان اوين به سر مي برد،  متهم به قتل مي باشد. وي در انتظار اعدام به سر مي برد.

به نقل از سايت بازتاب-15 اسفند

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 10:18  توسط آفاق روشني  | 

كبري رحمانپور همچنان زير اعدام قرار دارد

                                        

دومين جلسه‌ي شوراي حل اختلاف براي ايجاد صلح و سازش در پرونده‌ي كبري رحمان‌پور متهم به قتل مادر همسرش، عصر روز شنبه  با حضور يكي از اولياي دم و وكيل وي برگزار شد.در اين جلسه اعضاي شوراي حل اختلاف و هم‌چنين وكيل مدافع كبري رحمان‌پور، تلاش بسياري براي ايجاد رضايت و صلح و سازش در پرونده داشتند اما خانواده‌ي اولياي دم، قصاص را حق خود دانسته و بر اجراي حكم پافشاري كردند. پس از پايان جلسه‌ي شوراي حل اختلاف، عبدالصمد خرمشاهي، وكيل مدافع كبري رحمان‌پور گفت: در اين جلسه يكي از اولياي دم حاضر شده بود و اعضاي شوراي حل اختلاف سعي در صلح و سازش كردند و بنده و موكلم، تقاضاي زيادي براي بخشش داشتيم اما اولياي دم قصاص را حق خود دانستند. اميدوارم موجبات رضايت اولياي دم فراهم شود.وي ادامه داد: ادامه‌ي رسيدگي به اين پرونده در شوراي حل اختلاف كه با دستور رياست قوه‌ي قضاييه صورت مي‌گيرد، به جلسه‌ي بعدي موكول شد.كبري رحمان‌پور، عروس بيست ساله‌اي كه چند سال پيش اقدام به قتل مادر شوهر خود كرده بود، به خبرنگار ايسنا گفت: گرچه تقاضاي بخشش كرده‌ام اما اگر اين خانواده احساس مي‌كند، زنده بودن من باعث كابوس‌هاي شبانه‌ي آن‌ها مي‌شود، حاضرم از بالاترين دارايي خود كه جانم است، بگذرم تا آن‌ها به راحتي به زندگي خود ادامه دهند.وي گفت: تا مادامي كه من زنده هستم، اين خانواده در عذاب هستند، پس بهتر است كه من نباشم تا آن‌ها راحت باشند.بر اساس اين گزارش، در جلسه‌ي شوراي حل اختلاف كبري رحمان‌پور، فرشته قاضي، يكي از كساني كه مدتي با رحمان‌پور در زندان به سر برده بود، حاضر و از اولياي دم تقاضاي گذشت كرد.وي در جلسه‌ي شوراي حل اختلاف گفت: سابقه‌ي آشنايي من با متهم پرونده مربوط به دوراني است كه با وي در زندان بودم.قاضي هم‌چنين خطاب به اولياي دم تاكيد كرد: در صورت قصاص، اين فرد يك بار مي‌ميرد ولي در صورت گذشت، ندامت و عذاب وجدان او را روزي ده بار مي‌كشد. ايسنا -15/12/83

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 10:10  توسط آفاق روشني  | 

حتي كارگزاران درجه يك نظام نيز به فروش دختران

و خانه هاي تيمي شان در اين رابطه ، اقرار ميكنند

معاون اجتماعي سازمان بهزيستي گفت : فروش دختران و فرار آنها از منزل و وجود خانه‌‏هاي تيمي روسپي‌‏گري در كشور را تاييد مي‌‏كنم

معاون اجتماعي سازمان بهزيستي, اعلام كرد: من به عنوان متولي بحث آسيب‌‏هاي اجتماعي نسبت به آمارهاي منتشر شده در خصوص تعداد دختران فراري و خريد و فروش آنها در كراچي معترض هستم.

 حسن علم‌‏الهدي، معاون اجتماعي سازمان بهزيستي، گفت: بايد كسي كه در خصوص بحث فروش دختران در كراچي حرف زده، منابع خود را اعلام كند و مبناي علمي اين صحبت‌‏ها را مشخص كند.

ي افزود: آمارهايي كه اعلام شده، كاملا غير واقعي است و بهزيستي كه متولي اين كار است, با تمام "يال و كوپال" و ابزارهايي كه دارد,تاكنون نتوانسته چنين كشفياتي داشته باشد.

به گفته علم الهدي، فروش دختران و فرار آنها از منزل و وجود خانه‌‏هاي تيمي روسپي‌‏گري در كشور را تاييد مي‌‏كنم؛ اما بزرگ‌‏نمايي در اين زمينه را نمي‌‏پذيريم.

وي تصريح كرد: اگر طبق ادعاي كارشناس ارشد مطالعات زنان، حدود 300 هزار دختر فراري در كشور وجود داشته باشد، بايد به ناتواني بهزيستي اذعان كنيم كه تنها 30 هزار نفر از آنها را شناسايي كرده است.

علم الهدي، با اشاره به شناسايي دختران فراري در كشور، گفت: سال گذشته در كشور حدود 3 هزار دختر فراري توسط بهزيستي شناسايي شد كه اگر بخواهيم، بر اساس تخمين بگوييم و خيلي آمار را بزرگ جلوه دهيم، اين عدد به 30 هزار نفر مي‌‏رسد.

وي، در خصوص خبر وجود 8 هزار مكان روسپي‌‏گري در كشور، گفت: اين آمار به هيچ وجه قابل قبول نيست و آمار پايين‌‏تر و نازل‌‏تر از رقم اعلام شده است. تهران- خبرگزاري كار ايران

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 10:5  توسط آفاق روشني  | 

مــوج جـديد سـركـوب زنـان در ايـران

 

هموطنان عزيز،  زنان و مردان آزاده ايراني

رژيم ملايان حاكم بر ايران در هفته هاي اخير فشارهاي خود را  بر روي زنان آزاده و روشنفكر ايراني افزايش داده است. علت ايجاد جو رعب و وحشت و بگير و ببندهاي اخير ، وحشت نظام از اعتراضات مردمي است. زنان ايراني مقاومت خويش را در برابر ستم و فشارهاي وارده از جانب كارگزاران نظام ، روز به روز افزايش داده اند. زنان روشنفكر با بيان عقايد خويش ، ملايان را به وحشت انداخته اند. جوانان ايران زمين نيز روز به روز بر مقاومت و طغيان در برابر اين دين فروشان افزوده اند. اعتصاب دانشجويان و تجمعات و تظاهرات به دلايل مختلف حتي در ورزشگاهها ، تجمعات اعتراضي مردم زلزله زده زرند و فشارهاي بين المللي در رابطه با نقض حقوق بشر در ايران و..... همگي وحشت ملايان را افزون نموده است. واقعيت اين است كه  در طول دو دهه گذشته ، نظام حاكم، سركوب جامعه را با اهرم سركوب زنان  پيش برده و با اين شيوه ،  كل جامعه را با ايجاد رعب و وحشت ،  به سكوت و سكون مجبور كرده است.  

ملايان زن ستيز و كارگزاران آنها ، در هراس از اعتراضات جوانان و زنان به جان آمده،  تني چند از زنان روشنفكر و مقاوم را دستگير و احضار نموده اندكه برخي از موارد آنرا به اختصار بازگو ميكنيم:

1.    دستگيري خانم شهرزادكريمان كه به اتهام شركت در تجمع مقابل دفتر سازمان ملل براي حمايت از زندانيان سياسي  دستگير و به زندان منتقل شده است.

2.    خانم شيوا نظري آهاري از فعالين سياسي (دختر خانم شهرزاد كريمان) و خانم فريبا هدايتي كه هر دو به جرم شركت در تجمع مقابل دفتر سازمان ملل  و همچنين مصاحبه با خبرگزاري ها ، به بيدادگاه قضايي احضار گرديده و قاضي در دادگاه آنها را به  1تا 5 سال زندان  تهديد نموده است.

3.     دستگيري خانم نجمه اميدپور، از فعالان سياسي  ، در حالي كه هيچ دليلي براي دستگيري وي وجود نداشته است. نجمه اميدپور 22ساله و باردار ميباشد . مامورين وزارت اطلاعات بدون هيچ دليل موجهي وي را دستگير و به زندان برده اند.

4.       احضار خانم تونيا كبودوند ، دبير بخش زنان و عضو شوراي دبيران (پيام مردم) در كردستان به اتهام انتشار مطالب الحادي و كفر آميز!!

آري در قوانين قرون وسطايي و زن ستيزانه آخوندها ، ابراز عقيده و نفي حجاب اجباري و نفي تبعيض جنسي از كلمات ممنوعه محسوب ميشود و با مارك الحاد و كفر ، نه تنها اجازه بيان حتي اوليه ترين حقوق نيز از زنان سلب ميشود ، بلكه كساني كه جسارت بيان آنرا داشته باشند ، به بند كشيده خواهند شد .

البته پرنده اسير برايش فرقي نميكند كه در قفس بزرگي باشد يا قفس كوچكتري بنام زندان. بله زنان مظلوم و تحت ستم ايراني همگي در زندان بزرگي بنام ايران تحت حاكميت آخوندها زندگي ميكنند.

موارد بسياري از دستگيري ها و شكنجه زنان آزاديخواه و دگرانديش وجود دارد كه نمونه ديگر آن خانم فرشته قاضي (خبرنگار) ميباشد .  وي به وسيله وزارت اطلاعات دستگير و مدتي را در زندان انفرادي و زير شكنجه بسر برد، طوري كه به دليل وخامت وضعيتش به بيمارستان منتقل گرديد. 

خارج از اين اعمال ، طي هفته هاي اخير مجددا دستگيري زنان و دختران ايراني به اتهام آخوند ساخته بد حجابي و تهديد و ارعاب زنان در جامعه افزايش يافته است.  بطور مثال در برخي دانشگاهها مانند دانشگاه مشهد،  مجددا طرح سركوبگرانه به اصطلاح ” عفاف ” اجرا شده است.  كارگزاران نظام دانشجويان دختر را  مورد اذيت و آزار ، اخراج و ضرب و شتم قرار داده اند. آتش زدن موسسات فرهنگي زنان و تهديد آنها به تعطيلي و عدم ادامه فعاليتهايشان،  از اقدامات ديگر سركوبگرانه اين حكومت ميباشد.

واقعيت انكار ناپذير اين است كه اين اعمال جنايتكارانه نه تنها زنان ايراني را به سكوت و انزوا نخواهد كشاند، بلكه زنان را با هر مرام و مذهب، براي نابودي اين نظام زن ستيز به هم پيوند خواهد داد. و اين اميد را در قلبها قوت مي بخشد كه واپسگرايان را ميتوان  با اراده و عزم پولادين زنان آزاده  ايراني به زير كشيد. شكست قطعي ملايان با نيروي زنان پيشتاز، امكانپذير خواهد بود.

 

در حسرت آنچه بود،  گذر زمان را .....

و بر تابلوي قلبت، ماه در آستين غفلتٍ ابر،  زنجير ميشود

آنچه ميگذرد سروده محزوني است بر دل ملتهب شب

بر راستاي تازيانه مقهور كه  بر تاولي نوشت:

”زبان بريدةگفتن، توان خويش را در فرياد مي آزمايد”

 

پيش بسوي آزادي و برابري زنان و مردان

زنده باد مبارزات حق طلبانه زنان آزاده ايران زمين

كميته رفراندوم آزاد ايران- كانون زنان

آفاق روشني – 15 اسفند 83

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1383ساعت 10:45  توسط آفاق روشني  | 

روزانه 54 دختر 16 تا 25 ساله ايراني

در كراچي خريد و فروش مي‌‏شوند

 

يك گزارش تكان دهنده در مورد وضعيت زنان ميهنمان در حاكميت آخوندي مي گويد روزانه 54 دختر 16 تا 25 ساله ايراني در كراچي خريد مي شوند. براساس همين گزارش 8 ميليون زن ايراني در فقر مطلق بسر مي برند و آمار دختران فراري به حداقل 300 هزار تن مي رسد. يك كارشناس ارشد مطالعات زنان گفت‌‏: بر اساس بررسي‌‏هاي كارشناسان، سهم زنان در بخش‌‏هاي مديريتي كشور تنها 2 درصد است. به گزارش خبرنگار ايلنا، محبوبه مقدم، دانشجوي كارشناسي ارشد پژوهشگري مطالبات زنان، در همايش روز جهاني زن، روسپي‌‏گري را يكي از آسيب‌‏هاي اجتماعي زنان عنوان كرد: قربانيان روسپي‌‏گري در تهران به بالاترين حد خود رسيده و مكان‌‏هايي كه به شكار انسان‌‏ها نشسته‌‏اند، فقط در تهران به هشت هزار مورد مي‌‏رسد. وي مدعي شد‌‏: روزانه 54 دختر 16 تا 25 ساله ايراني در كراچي خريد و فروش مي‌‏شوند و سر منشا اين فاجعه سياستي است كه باعث فقر و محروميت اكثريت جامعه شده است. مقدم، با اشاره به گزارش‌‏هاي مستندي كه در بعضي از مطبوعات كثيرالانشار چاپ شده، خاطرنشان كرد‌‏: اين گزارش‌‏ها گوياي دست داشتن برخي افراد ذي‌‏نفوذ در گسترش فحشاء است؛ زيرا باندهاي قاچاق كه دختران را با هواپيما به كشورهاي جنوب خليج فارس منتقل مي‌‏كنند، چگونه از اين تسهيلات برخوردار شده‌‏اند. وي افزود: تعداد دختران فراري در كشور دست كم به 300 هزار نفر مي‌‏رسد و قريب به 86 درصد دختران كه براي نخستين از منزل فرار مي‌‏كنند، مورد سوء‌‏استفاده جنسي قرار مي‌‏گيرند. مقدم، با بيان اين مطلب كه بيش از 8 ميليون زن ايراني در فقر مطلق زندگي مي‌‏كنند، خاطرنشان كرد‌‏: تعداد جوانان مبتلا به مشكلات رواني در ايران، بين 8 تا 10 ميليون نفر تخمين زده مي‌‏شود كه اكثر آنها را دختران تشكيل مي‌‏دهند. وي، با اعلام اين كه در ايران نسبت خودكشي در مقايسه با تمام كشورهاي جهان در بالاترين حد قرار داد، افزود: سالانه هفت هزار نفر خودكشي مي‌‏كنند كه بيشترشان زن هستند. اين پژوهشگر، با انتقاد از اينكه زنان در فعاليت‌‏هاي اجتماعي و سياسي نيز با وضعيت مطلوبي روبرو نيستند، اعلام كرد‌‏: بر اساس بررسي‌‏هاي كارشناسان، سهم زنان در بخش‌‏هاي مديريتي كشور تنها دو درصد است كه شايد ناشي از فقر عمومي در ايران باشد. وي، در پايان قطع‌‏نامه زنان را كه در 11 بند تدوين شده بود را اعلام كرد كه از اهم آن مي‌‏توان به ممنوع شدن تعداد زوجات, حق شركت در مسابقات ورزشي و فعاليت‌‏هاي هنري براي زنان و اينكه زنان در انتخاب لباس و پوشش خود كاملا آزاد باشند.

  ايلنا- 12 اسفند

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1383ساعت 11:22  توسط آفاق روشني  | 

من فاتح ميشوم! فردا از آن من است!

گزارشى از همايش روز جهانى زن در تهران -14اسفند: به دعوت زنان دانشجوى دانشگاه تهران، روز سه شنبه اول اسفند جلسه اى در گراميداشت روز جهانى زن در تالار شريعتى ( سالن دانشكده علوم اجتماعى ) تهران برگزار شد. عنوان اين برنامه  فاتح ميشوم ،فردا از آن من است بود كه شامل سخنرانى در باره وضعيت فاجعه بار زنان در ايران، اجراى موسيقي، تئاتر و نمايشگاه كتاب بود. اين برنامه با استقبال گرم و پرشور بويژه زنان و دانشجويان دختر مواجه شد، بطوريكه تالار شريعتى مملو از جمعيت بود. اين مراسم با قرائت قطعنامه يى كه خواسته هاى حق طلبانه زنان در آن منعكس شده بود به پايان رسيد. دراين برنامه ضمن بررسى وضعيت زنان به روايت ? آمار و ارقام ? و مقوله ? روسپيگرى در ايران ?، ? حقوق زن در خانواده ايرانى ? موضوع بحث زنان شركت كننده بود . دراين جلسه ضمن ارائه آمارهاى متعددى از وضعيت زنان خاطرنشان كرد كه سابقه مبارزه سياسى و اجتماعى زنان به 100 سال پيش بازميگرد . اما به اندازه اين 100 سال موقعيت زنان در قانون كشورمان ارتقا نيافته است . وى بر اين نكته انگشت گذاشت كه ريشه همه مشكلات در قانون و سياستهاى موجود است و بايد در فكر تغيير قانونها و سياستهاى پر تبعيض بود . قوانين حقوقى و فقهى ، زن را از رياست جمهورى و قضاوت محروم كرده است . قانون مدنى رياست خانواده را به مرد سپرده و در بسيارى از موارد زن منوط به مرد است .

آيا اعدام دختر 16 ساله در اسلام مجاز است ؟

آيا آنچه در كشور ما انجام ميشود منبعث از اسلام است ؟

اسلام حقيقى بر يگانگى انسانى زن و مرد بعنوان انسان آگاه و آزاد و مختار و مسئول تاكيد ميكند كه نتيجه آن برابرى است .

ما خواستار برابرى كامل در تمامى زمينه ها هستيم چرا كه توسعه در تمامى ابعاد خود نيازمند همراهى زنان و مردان به يكديگر است . آرى زنانى هم هستند كه در ميهن مان صلاحيت دارند و رها هستند و البته آنها براى تصدى بالاترين مسئوليتها ارجح ميباشند..

اجراى نمايشنامه اى توسط كودكان با مضمون مشكلات زنان در خانواده از ديگر برنامه هاى همايش روز جهانى زن در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران بود كه همه حاضران را بسيار تحت تاثير قرار داد و اشك از ديدگانشان جارى ساخت.

پس از پايان سخنرانيها، مجرى برنامه به قرائت قطعنامه پرداخت كه بسيار مورد استقبال حاضران قرار گرفت. در بخشهايى از اين قطعنامه با تاكيد بر خواسته هاى برحق زنان ايرانى كه محصول 100سال مبارزه و تلاش زن ايرانى است، آمده است:

- زنان بايد از حق شركت در مسابقات ورزشى و فعاليتهاى هنرى برخوردار شوند .

- زنان بايد در انتخاب لباس و پوشش خود كاملا آزاد باشند .

- زنان بايد در گزينش همسر و ازدواج و طلاق كاملا آزاد گذاشته شوند و از حقوق برابر برخورد باشند .

- تبعيض بين زن و مرد در استخدام و به هنگام اشتغال زنان و دوران بازنشستگى برداشته شود .

- نابرابريهاى حقوقى در مورد شهادت و ارث و سرپرستى اطفال برداشته شود .

ـ هرگونه بهره كشى جنسى از زن تحت هر عنوان ممنوع شود .

- تعدد زوجات ممنوع شود .

- زنان بايد از حق فعاليت سياسى و اجتماعى آزادانه و بدون اجازه گيرى و بدون هرگونه تبعيض برخوردار شوند و امكان داشته باشند تا در تمامى مناسبات سياسى و اجتماعى به خدمت بپردازند .

- زنان در جامعه دچار محروميتها و تبعيض مضاعف هستند بمنظور رفع نابرابريها بايد براى زنان امتيازى ويژه در زمينه هاى گوناگون اجتماعى و

 همايش روز جهانى زن در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران با ارائه موسيقى توسط 4 دختر جوان به پايان رسيد. آنها با همنوازى سنتور، دف ، ضرب و فلوت قطعات زيبايى را نواختند كه مورد استقبال حاضرين قرار گرفت .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1383ساعت 11:16  توسط آفاق روشني  | 

در آستانه روز جهاني زن، نظام ملايان به تكاپو افتاده
و زنان آزاده را به بند ميكشد
گزارش دريافتی ؛ سنندج : روز نهم اسفند ماه دبير جامعه حمايت از زنان خانم ديبا عليخانى به اطلاعات نيروى انتظامى احضار شد . علت احضار وى برپايى ٨ مارس سالهاى گذشته و فعاليتهاى اجتماعى در دفاع از حقوق زنان و کودکان اعلام شده است . در يک ماه گذشته احضار و تحت فشار دادن فعالين اجتماعى و سرشناس توسط نيروهاى امنيتى و انتظامى ادامه داشته و نيروهاى امنيتى تهديد و فشار براى محدود کردن فعاليتهاى اجتماعى را افزايش داده اند . بطوريکه در هفته هاى گذشته تعدادى ديگر از اين فعالين را احضار و بازجويى کرده اند . خانم رويا طلوعى آزاد زمانى و پيمان نودينيان از جمله کسانى هستند که تاکنون احضار شده اند و احضار ديگر فعالين اجتماعى همچنان ادامه دارد
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383ساعت 19:16  توسط آفاق روشني  | 

هـــــــلا شـما هـمه كـاوه هــا بـــپا خــــــــيزيــــــد!

در تجمع ۸مارس در پارك لاله شركت كنيد

تــــاريخ ۱۸ اسفند ۸۳

زمان : ساعت ۴ بعد از ظهر

پارك لاله درب اصلي بلوار كشاورز كنار حوض

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383ساعت 18:54  توسط آفاق روشني  | 

نجمه امید پرور  دستگير شد

"محمد رضا نسب عبداللهی" بلاگر وبلاگ " وب نگار"(iranreform.persianblog.com/) که روز دوشنبه از سوی مامورین نیروی انتظامی بازداشت شده بود؛ صبح امروز توسط نیروهای وزارت اطلاعات رفسنجان دستگیر شد.

بر اساس گزارشهای رسیده ، صبح امروز مامورین با مراجعه به محل کار "محمدرضا نسب عبداللهی" کیس کامپیوتر او را با خود بردند. همچنین آناه سپس به منزل وی رفته و ضمن دستگیری " نجمه امید پرور" بلاگر وبلاگ(www.faryadebeseda.persianblog.com/) تمامی اوراق و نوشته ها و لوازمات آن دو را همراه با خود بردند.

گفتنی است پس از 4 ساعت آنها "نجمه امید پرور" را به خانه منتقل کرده اند تا پس از برداشتن وسایل خود به زندان انتقال پیدا کند. مامورین در پاسخ به خانواده ی وی گفته اند که " امید پرور " به مدت 10 روز در بازداشت و بازجویی به سر خواهد برد. لازم به ذکر است؛ که وی در حال حاضر باردار بوده، و حضور او در زندان میتواند لطمات جبران ناپذیری به وی وارد سازد. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ؛ ضمن محکوم نمودن این گونه اقدامات غیر قانونی و خودسرانه؛ خواستار آزادی هر چه سریعتر" نجمه امید پرور" و کلیه زندانیان سیاسی میباشد و هشدار میدهد که در صورت بروز هر گونه اتفاقی برای وی مسئولیت مستقیم آن بر عهده ی وزارت اطلاعات و حکومت جمهوری اسلامی خواهد بود.

کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383ساعت 19:43  توسط آفاق روشني  | 

طرح سركوبگرانه موسوم به عفاف !! در دانشگاه مشهد

راستي به اين فكر كرده ايد با اين همه فضاحت آخوندها

چرا باز هم به بيرون بودن يك تار موي زنان  يقه ميدرانند؟!

واقعيت اين است كه نظام ضد زن كنوني سركوب زنان را وسيله سركوب كل جامعه قرار داده است و با اين شيوه براي سركوب هر چه بيشتر از زنان و مردان ايراني چشم زهره  ميگيرد

عوامل سركوبگر در دانشگاه مشهد اعلام كردند:  طرح عفاف با هدف ايجاد فضايى سالم در دانشگاه آزاد اسلامى مشهد به اجرا در مي‌آيد. !!احمدي، معاون فرهنگى دانشگاه آزاد اسلامى واحد مشهد ضمن تشريح ابعاد اين طرح افزود: طرح عفاف در چهار مرحله و در ارتباط با دانشجويانى كه فعاليت‌هاى فرهنگى در آنها اثر ندارد به اجرا درمي‌آيد. وى مرحله اول اين طرح را تذكر شفاهى عنوان كرد و افزود: در اين مرحله جنبه ارشادى مدنظر بوده است و مديران و اساتيد دانشگاه موظف هستند عملكرد ناهنجار دانشجويان را گزارش دهند. وى در تشريح مراحل اين طرح اذعان داشت: ابلاغ دانشجو از طريق حوزه معاونت دانشجويي، آموزشى و اخذ تعهد انضباطى و اعلام به والدين از مراحل ديگر طرف عفاف است.

معاون فرهنگى دانشگاه آزاد مشهد مرحله چهارم اين طرح را شامل احضار در كميته انضباطى و حكم تعليقى و نهايتا اخراج تا دو نيم سال تحصيلى عنوان كرد و افزود: اين طرح بر خلاف مراحل فوق، در برگه سوابق دانشجو به ثبت خواهد رسيد.

وى با ابراز خرسندى از موفقيت طرح عفاف اظهار داشت: طى چهار ماه گذشته تعداد نفرات گزارش شده 1000 نفر بود كه با اشارد موثر كارشناسان مجرب، تنها تعداد انگشت شمارى به مرحله دوم رسيده‌اند. دكتر احمدى اذعان داشت: در اين ميان آمار دانشجويان دختر گزارش شده بيش از 70 درصد كل آمار مربوط به مرحله اول را تشكيل مي‌دهد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383ساعت 19:35  توسط آفاق روشني  | 

وزارت امور خارجه آمريكا گزارش سالانه خود را در مورد وضعيت

حقوق بشر در جهان انتشار داد

در گزارش سالانه وزارت امورخارجه آمريکا درباره وضعيت حقوق بشر درجهان درسال ۲۰۰۴كه روزدوشنبه منتشر شد به استمرار نقض حقوق بشر درايران پرداخته شده است. در جلسه مطبوعاتي كه براي ارائه اين گزارش برگزار شد مايكل كوزاك كفيل مديركل وزارت امور خارجه آمريكا گفت” ميزان حمايت از رژيم حاكم بر ايران, روز به روز كاهش يافته است. ايران داراي مشكلي اساسي است و اگر ايران بخواهد جايگاهي مناسب در جامعه جهاني داشته باشد, بايد وضعيت حقوق بشر خود را تغيير دهد.“

11 اسفند 83- روز دوشنبه وزارت امور خارجه آمريكا گزارش ساليانه خود را درمورد وضعيت حقوق بشر در گوشه و كنار جهان منتشر كرد.بر اساس قانون, اين گزارش بايد هر ساله توسط وزارت امور خارجه به كنگره آمريكا تسليم شود.روز دوشنبه در جلسه مطبوعاتي خانم پولا دابرنسكي معاون وزارت امور خارجه آمريكا و آقاي مايكل كوزاك كفيل مديركل وزارت امور خارجه در امور دموكراسي و حقوق بشر اين گزارش را ارائه دادند.راديو صداي آمريكا در اينباره گفت«در گزارش سال 2004 وزارت امور خارجه آمريكا آمده است, وضعيت حقوق بشر در ايران و بخصوص آزادي بيان و عقايد رو به بدي نهاده است. اعدامهاي بدون محاكمه, سربه نيست كردن اشخاص, شكنجه و رفتار نامطلوب و غير انساني با زندانيان و شهروندان و از جمله زندانهاي انفرادي بدون محدوديت زماني, از جمله مجازاتهايي است كه بطور عادي, عليه مخالفين, روشنفكران, جوانان و زنان به كار گرفته مي شود.»

خبرگزاري فرانسه به موارد مهم گزارش سالانه وزارت امورخارجه آمريكا اشاره كرد و در مورد نقض حقوق بشر توسط رژيم نوشت:« در ايران نقض شديد حقوق بشر شامل موار زير مي شود: اعدام هاي بدوي، ناپديد شدن، شكنجه و انواع بدرفتاري هاي ديگر، تبيهات بسيار شديد مانند قطع عضو و شلاق زدن، زندان ها باشرايط بسيار بد، دستگيري و بازداشت خودسرانه، عدم دسترسي به وكيل و بازداشت هاي انفرادي طولاني.»در جلسه مطبوعاتي خانم دابرنسكي گفت اگر دموكراسي در كشورهاي مسلمان مانند اندونزي و افغانستان و عراق برقرار شده, چرا ممالك ديگر مانند ايران, ليبي, عربستان سعودي, از آن بهره مند نباشند. بنابه گزارش راديو صداي آمريكا آقاي مايكل كوزاك به لزوم پيشرفت در روند دموكراسي و آزادي در خاورميانه بزرگ اشاره كرد و در پاسخ به سوال درمورد وضعيت حقوق بشر در ايران گفت: ”وضعيت جمهوري اسلامي ايران با آنچه در بقيه نقاط جهان ميگذرد, همخواني ندارد. بعنوان مثال, انتخابات آزاد اخير عراق, انتخابات آزاد فلسطينيها و اقدام اخير پرزيدنت حسني مبارك براي آزاد سازي انتخابات در مصر, همه نشاندهنده آن است كه آنچه در ايران مي گذرد, درست عكس اين روند است. و بخاطر همين است كه ميزان حمايت از رژيم حاكم بر ايران, روز به روز كاهش يافته است. ايران داراي مشكلي اساسي است و اگر ايران بخواهد جايگاهي مناسب در جامعه جهاني داشته باشد, بايد وضعيت حقوق بشر خود را تغيير دهد.“

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383ساعت 19:28  توسط آفاق روشني  | 

دبير كل سازمان ملل خواهان تضمين حقوق برابر زن و مرد در ايران شد

 
کوفي عنان دبير کل سازمان ملل، دولتهاي ضد زن بطور خاص رژيم ايران را فراخواند تا براي تضمين حقوق برابر زن و مرد تلاش کنند. او هفت محور را براي دستيابي به اين هدف برشمرد، از جمله فراهم ساختن زمينه آموزشهاي ابتدايي و متوسطه براي دختران و مقابله با خشونت عليه زنان. کوفي عنان اين اظهارات را در جريان افتتاح مراسم دهمين سالگرد برگزاري کنفرانس زنان در چين ايراد کرد. کنفرانس ياد شده منجر به تدوين منشوري 150 صفحه اي در مورد حقوق زنان شد.

راديو فردا – 12/12/83

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383ساعت 19:25  توسط آفاق روشني  | 

خانم تونيا کبودوند به نحوه احضار خود به دادگاه اعتراض نمود وي به دليل افشاي وضعيت زنان در نظام كنوني مورد تهديد قرار گرفته و به اتهام انتشار مطالب الحادي و كفر آميز در رابطه با مسائل زنان دادگاه احضار گرديده است

خانم تونيا کبودوند دبيربخش زنان وعضوشوراي دبيران«پيام مردم» کردستان درنامه اي اعتراض آميزکه جهت اطلاع عموم دراختيارهفته نامه توقيف شده پيام مردم گذاشته نسبت به آگهي دادگاه درخصوص مجهول المکان بودن وي ونحوه احضارش شديدا اعتراض کرده است. دربخشي ازنامه خانم کبودوند آمده است:  «ما همين جائيم وفرارنکرده ايم وبنا نداريم خودرا پنهان کنيم،احضاريه هاي قبلي به من تسليم مي گرديد، مطمئنا دادگاه ومراجع ذيربط ازنشاني محل سکونت ومحل تحصيل ودانشگاه من اطلاع کامل دارند، من وخانواده ام که تحت نظر وکنترل هستيم، بنابراين فکر مي کنم مجهول المکان قلمداد کردن ما احتمالا با نيت وهدف خاصي مطرح شده است»درقسمتي ديگرازنامه، تونيا کبودوند آورده است:«دراحضاريه ها متهم به انتشار مطالب الحادي وکفر آميزدررابطه با مسايل زنان شده ام، درمراجعات قبلي به دادگاه، قاضي عنايت رئيس شعبه که اکنون مرا مجهول المکان معرفي کرده، به دليل عدم ارائه وثيقه وبا اين عنوان که اگرتفهيم اتهام شوم مرا بازداشت خواهند کرد، مرا ازاتهامات وارده مطلع نساخت. البته بازداشت وغير بازداشت چندان فرقي ندارد، آنها آزادي بيان را ازما گرفته اند وما نمي توانيم حتي ازحقوق خود سخني به ميان آوريم زيرا صحبت ازحقوق وبرابري زن ومرد،اعتراض به تبعيضات گوناگون جنسي و يا درخواست اعاده حقوق پايمال شده زنان، مطالبات کفرآميزتلقي مي شود وطرح آن مستوجب مجازات وشايد هم نو! عي ديگرازمرگ است.»

تونيا کبودوند در خاتمه نامه اش با يادآوري حقوق به رسميت شناخته شده زنان و حقوق مدني درسطح بين المللي، درخواست براي اجرا و رعايت اين حقوق را حق مسلم وطبيعي زنان دانسته وخواهان تلاشي فراگيروهمگاني براي اعاده حقوق انساني زنان کرد وايراني گرديده است.

تهران – روابط عمومي هفته نامه پيام مردم      

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383ساعت 19:21  توسط آفاق روشني  | 

وضعيت زنان ايراني بعد از دو دهه حاكميت دين فروشان

محبوبه مقدم، دانشجوي كارشناسي ارشد پژوهشگري مطالبات زنان، در همايش روز جهاني زن، روسپي‌‏گري را يكي از آسيب‌‏هاي اجتماعي زنان عنوان كرد: قربانيان روسپي‌‏گري در تهران به بالاترين حد خود رسيده و مكان‌‏هايي كه به شكار انسان‌‏ها نشسته‌‏اند، فقط در تهران به هشت هزار مورد مي‌‏رسد. روزانه 54 دختر 16 تا 25 ساله ايراني در كراچي خريد و فروش مي‌‏شوند و سر منشا اين فاجعه سياستي است كه باعث فقر و محروميت اكثريت جامعه شده است. مقدم، با اشاره به گزارش‌‏هاي مستندي كه در بعضي از مطبوعات كثيرالانشار چاپ شده، خاطرنشان كرد‌‏: اين گزارش‌‏ها گوياي دست داشتن برخي افراد ذي‌‏نفوذ در گسترش فحشاء است؛ زيرا باندهاي قاچاق كه دختران را با هواپيما به كشورهاي جنوب خليج فارس منتقل مي‌‏كنند، چگونه از اين تسهيلات برخوردار شده‌‏اند. وي افزود: تعداد دختران فراري در كشور دست كم به 300 هزار نفر مي‌‏رسد و قريب به 86 درصد دختران كه براي نخستين از منزل فرار مي‌‏كنند، مورد سوء‌‏استفاده جنسي قرار مي‌‏گيرند. مقدم، با بيان اين مطلب كه بيش از 8 ميليون زن ايراني در فقر مطلق زندگي مي‌‏كنند، خاطرنشان كرد‌‏: تعداد جوانان مبتلا به مشكلات رواني در ايران، بين 8 تا 10 ميليون نفر تخمين زده مي‌‏شود كه اكثر آنها را دختران تشكيل مي‌‏دهند. وي، با اعلام اين كه در ايران نسبت خودكشي در مقايسه با تمام كشورهاي جهان در بالاترين حد قرار داد، افزود: سالانه هفت هزار نفر خودكشي مي‌‏كنند كه بيشترشان زن هستند.اين پژوهشگر، با انتقاد از اينكه زنان در فعاليت‌‏هاي اجتماعي و سياسي نيز با وضعيت مطلوبي روبرو نيستند، اعلام كرد‌‏: بر اساس بررسي‌‏هاي كارشناسان، سهم زنان در بخش‌‏هاي مديريتي كشور تنها دو درصد است كه شايد ناشي از فقر عمومي در ايران باشد. وي، در پايان قطع‌‏نامه زنان را كه در 11 بند تدوين شده بود را اعلام كرد كه از اهم آن مي‌‏توان به ممنوع شدن تعداد زوجات, حق شركت در مسابقات ورزشي و فعاليت‌‏هاي هنري براي زنان و اينكه زنان در انتخاب لباس و پوشش خود كاملا آزاد باشند.

ايلنا – 12/12/83  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383ساعت 19:12  توسط آفاق روشني  | 

بيش از 68 % زنان ويژه ، به‌ دليل مشكلات

اقتصادي دچار آسيب شده‌‏اند

يك كارشناس ارشد مطالعات زنان گفت‌‏: 9/67 درصد زنان روسپي به‌ دليل مشكلات اقتصادي دچار آسيب‌‏هاي اجتماعي شده‌‏اند.حميده معيني‌‏فر، كارشناس ارشد مطالعات زنان، در همايش روز جهاني زن، با اشاره به آسيب‌‏هاي اجتماعي زنان، روسپي‌‏گري را يكي از آسيب‌‏هاي اجتماعي نام برده و عوامل اقتصادي‌‏, ‌‏بيكاري, گسست خانوادگي, طلاق والدين و كمبود محبت را از دلايل اصلي اين موضوع اعلام كرد. وي، با بررسي جايگاه مردان در رابطه با روسپي‌‏گري به رويكرد سيستم قضايي اشاره كرد و گفت‌‏: سيستم قضايي ما مردان را ناديده گرفته و زن را به عنوان گناهكار در نظر مي‌‏گيرد.به گفته اين كارشناس ارشد, زناني كه به دليل روسپيگري در زندان‌‏ها به سر مي‌‏برند، بعد از آزادي از زندان دچار انزواي اجتماعي مي‌‏شوند و چون كسي آنها را قبول نمي‌‏كنند، جذب خرده فرهنگ‌‏ها مي‌‏شوند. وي در پايان افزود: نبود شغل, تاخير در ازدواج و مشكلات مالي از عواملي است كه باعث مي‌‏شود در آينده تعداد زنان آسيب ديده زياد شده و جذب خرده فرهنگ‌‏ها شوند.

 ايلنا – 12/12/83  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383ساعت 19:2  توسط آفاق روشني  | 

ثمره ننگين 26 سال حاكميت نظام ملايان

بازار جديد فروش چشم در ايران

روشنگري-9 اسفند -چشم درآوردن" ظاهرا امرى است كه به تاريخ توحش شاهان و اميران ايران پيوسته است و ظاهرا نبايد انتظار داشت كه در دوران معاصر حكومت ها چشم درآورند. اما اين تصور در مورد هر حكومتى جايز باشد در مورد آخوندهاى ايران جايز نيست... اولين نمونه از فروش چشم به مطبوعات ايران راه باز كرده است. در كشورى كه بنا به آمارهاى رسمى بيش از يك و نيم ميليون نفر شب ها سر گرسنه بر بالين مى نهند و 11 ميليون نفر زير خط فقر بسر مى برند، گسترش تن فروشى و حراج دختران جوان در بازارهاى برده فروشى فجيره در امارات متحده، رونق بازار كليه فروشي، اعتياد و بزه كارى فقط بخشى از نتايج فقر است. رويش تباهى در مرداب فقر به همين فقرات و آسيب هاى مركبى كه از پيوستگى آنها حاصل مى شود محدود نمى گردد. روايات مستند تاريخى است كه آقا محمد خان قاجار پس از فتح كرمان گروه كثيرى از مردم اين شهر را كور كرد و حتى باستانى پاريزى از قول مردم كرمان روايتى را نقل مى كند كه در آن گفته مى شود آقا محمد خان قاجار "هفت من و نيم از مردم كرمان چشم درآورد." "چشم درآوردن" ظاهرا امرى است كه به تاريخ توحش شاهان و اميران ايران پيوسته است و ظاهرا نبايد انتظار داشت كه در دوران معاصر حكومت ها چشم درآورند. اما اين تصور در مورد هر حكومتى جايز باشد در مورد آخوندهاى ايران جايز نيست. اگر تركيبى از شلاق قيمت ها و بازار آزاد و خصوصى سازى هاى ديوانه وار و ابلهانه اى كه مبانى نظرى مورد دفاع آن حتى استخوان هاى نويسنده "ثروت ملل" ، مرحوم آدام اسميت را در گور مى لرزاند را در كنار ميليونها ايرانى فقير و محروم و غارت بى سابقه دارايى هاى ملى توسط آخوندها باضافه استبداد سياسى و ركود حاكم بر بازار كليه فروشان كنار هم بگذاريم، بازار جديدى به نام "چشم فروشى" خواهيم داشت. تفاوتش با جنايت آن خواجه تاجدار در كرمان اين است كه وى به سربازانش رخصت داده بود كه پس از تصرف شهر چشم درآورند، اكنون در حكومت ملايان اين كار توسط بانك چشم در تهران صورت خواهد گرفت. اگر چه به ظاهر باور كردنى نيست، اما يادداشت زير از روزنامه خراسان مورخ يكشنبه 9 اسفند را بايد مقدمه ايجاد بازار خريد چشم فقرا و تهيدستان ايرانى تلقى كرد. مورد زير اگر چه ظاهرا يك مورد ويژه و منفرد است، اما در اثبات اين كه مورد منفرد باقى نخواهد ماند و بزودى به يك بازار پر رونق تبديل خواهد داشت بويژه بايد به كسادى بازار فروش كليه در حال حاضر اشاره كرد كه به گفته مدير عامل انجمن حمايت از بيماران كليوى علتش كاهش تقاضا در برابر افزايش عرضه است. با توجه به اين كه فروش كليه تا پايان سال از سوى اين انجمن تعطيل اعلام شده است، نيازمندانى كه مى خواهند از طريق فروش اعضاى بدن خود مخارج ضرورى خود را تامين كنند بسرعت به سمت بازار فروش چشم خواهند رفت. به عبارت ديگر علت منفرد نماندن وضعيتى كه در يادداشت زير از روزنامه خراسان شرح آن آمده است وجود هزاران نفر افرادى است كه در وضعيتى مشابه زن مورد اشاره اين يادداشت به سر مى برند و همانطور كه در مورد بازار كليه فروشى شاهد بوديم، در مورد بازار چشم فروشى نيز عملكرد نهادهاى حكومتى و ارگان ها و مسولان بهتر از آنچه در متن يادداشت زير آمده نخواهد بود:

چشم خود را باز کنيد

خواهش مي‌کنم يک چشم خود را ببنديد و تا پايان اين ياد‌داشت را با يک چشم بخوانيد و بعد سعى کنيد به خودتان بقبولانيد که قرار است تا آخر عمر با همان يک چشم زندگى کنيد، همچنين در تمام طول چند دقيقه خواندن اين ياد‌داشت سعى کنيد به خودتان بقبولانيد که فقط يک کليه داريد و تا آخر عمر با همان يک کليه زندگى کنيد.

اين سرنوشت همان زن بي‌سرپرست و صاحب چند فرزند يتيم است که مدتى پيش ماجراى او را در همين صفحه نوشتم به اميدى که آدم خير و نيکوکارى پيدا شود و دست او را بگيرد و کمکى به او بکند. اوزنى است که 12 سال پيش شوهرش فوت کرده و يک فرزندش به دليل سرطان از دنيا رفته و دو فرزند ديگرش به بيمارى هموفيلى دچار هستند، پسر بزرگش هم بخاطر تصادف با موتورسيکلت به زندان افتاده است. اين زن سالها پيش به خاطر فشار مشکلات زندگى يک کليه‌اش را فروخته است و اکنون گرفتاري‌هاى زيادى به او روى آورده است، طى اين چند ماه که از ماه مبارک رمضان مي‌گذرد، نيروهاى تحريريه روزنامه خراسان در تهران با اهدا مبالغى توانستند فرزند او را از زندان آزاد کنند و مبالغ ديگرى هم به او کمک نمايند. اما متاسفانه در پى ياد‌داشت قبلي، فقط 2 نفر از شهروندان مبلغى در حدود 100 هزار تومان به او کمک کردند و ديگر هيچ.

او را از طريق خبرنگار پارلمانى خراسان به نماينده ورامين ( که محل سکونت اوست) معرفى کرديم، اما در مراجعه به دفتر اين نماينده به او گفته شده بعد از عيد بيايد، با چند نفر از افرادى که ذي‌نفوذ هستند ماجرايش را درميان گذاشتيم تا بلکه آدم متمولى پيدا شود و به او کمک کند، اما پاسخ گرفتيم که اگر افراد متمول به فقرا کمک مي‌کردند که متمول نمي‌شدند، گمان مي‌کرديم که با چاپ اين ياد‌داشت، حداقل سازمانهاى ريز و درشت امداد‌رسانى و کمک‌کننده به فقرا و بيچارگان به سراغ او خواهند رفت، اما دريغ از حتى يک مراجعه و يا يک تلفن، اکنون زن که بارها تصميم به خودکشى گرفته بود، راه به ظاهر عاقلانه‌ترى را در پيش گرفته است. او به بانک چشم در تهران مراجعه کرده، آزمايش داده، رضايتنامه امضا کرده و انگشت زده و قصد دارد يک چشم خود را اهدا کند. مبلغى که قرار است در ازاى اهدا دومين عضو خود (بعد از کليه) دريافت کند مبلغ معتنابهى است که احتمالا مشکلات او را حل خواهد کرد. حالا مي‌توانيد يک چشم خود را باز کنيد و با خيال راحت به ادامه زندگي‌تان مشغول شويد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1383ساعت 11:16  توسط آفاق روشني  | 

25 تا ۴۵ ميانگين سنى كارتن خوابها

ايران -9 اسفند ميانگين سنى كارتن خوابهاى تهران ۲۵ تا ۴۵ سال اعلام شده است. نژاد بهرام معاون امور اجتماعى استاندارى تهران با اعلام اين خبر گفته شبها ۱۸ هزار كارگر فصلى در گرمخانه هاى تهران اسكان مى يابند. وى زنان كارتن خواب را ۲ درصد مجموع كارتن خوابها دانسته و گفته: تنها گرمخانه سراى احسان امكانات براى اسكان زنان را دارد و براي اين زنان بي سرپناه جايي گرفته نشده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1383ساعت 11:11  توسط آفاق روشني  | 

تحصن دانشجويان دختر دانشگاه سهند تبريز

به دليل وضعيت نامناسب خوابگاه

دانشجويان خوابگاه دخترانه دانشگاه سهند تبريز در اعتراض به وضعيت نامناسب خوابگاه‌ محبى دانشگاه تحصن كردند. يك عضو شوراى صنفى دانشگاه اظهار داشت: خوابگاه دخترانه محبى در خارج از شهر واقع شده و امنيتى براى دختران ، در هنگام تردد وجود ندارد.   به لحاظ امكانات صنفي نيز اين خوابگاه زير مينيمم است. وى با اشاره به جلسه شوراى صنفى با مسئولان دانشگاه براى تغيير محل اسكان دانشجويان اين خوابگاه گفت: متاسفانه مسئولان دانشگاه در اين جلسه نتوانستند اعضاى شوراى صنفى را قانع كنند بنابراين دانشجويان تصميم به تحصن گرفتند. به گفته وي، محل اقامت قبلى دانشجويان دختر (خوابگاه كوثر) و ساختما‌نهاى اعضاى هيات علمى محل مناسبى براى سكونت دانشجويان دختر است كه مسئولان دانشگاه از اسكان دانشجويان در آنجا خوددارى مي‌كنند. اين عضو شوراى صنفى با بيان اينكه مسئولان پس از حضور در جمع متحصننان به آنها وعده داده‌اند كه تا سه  ماه ديگر خوابگاه ديگرى براى اقامت به دانشجويان داده مي‌شود،وي افزود: دانشجويان اين وعده را قبول نكرده و خواستار تعيين وضعيت خود در زمان كنونى شدند.

ايسنا – 9/12/83

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1383ساعت 16:40  توسط آفاق روشني  | 

خانم شهرزاد كريمان (مادر شيوا نظرآهاري) به جرم

تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل محاكمه شد

جلسه ي رسيدگي به اتهام " شهرزاد کريمان" مادر شيوا نظرآهاري، از بازداشت شدگان مقابل دفتر سازمان ملل ؛ صبح  روز يكشنبه در شعبه ي 26 دادگاه انقلاب برگزار شد.در اين جلسه ي محاکمه که بدون حضور وکيل  انجام گرفت وي به دفاع از خود در برابر اتهام وارده پرداخت. همچنين قاضي حداد به ايشان گفته است که از سوي دادستاني به ما دستور داده اند که به جرم تجمع غير قانوني؛ شما را به 6 ماه تا 1 سال حبس محکوم کنيم.

گفتني است در همين راستا دوشنبه  نيز جلسه ي رسيدگي به اتهامات " شيوا نظرآهاري" و فريبا هدايتي" دو تن ديگر از دستگير شدگان مقابل سازمان ملل در شعبه ي 26 دادگاه انقلاب برگزار ميشود.

کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1383ساعت 16:30  توسط آفاق روشني  | 

زنان بي سرپرست در زرند و كرمان ، را چه ارگاني حمايت ميكند؟

مدير کل بهزيستي استان کرمان اعلام کرد :  فقط در شهر زرند تا كنون 107 زن سرپرست خانوار و 89 کودک بي‌سرپرست شناسايي شده  است.  

  مدير بهزيستي استان کرمان با اشاره به شناسايي 443 مددجوي نيازمند دريافت خدمات ويژه پس از وقوع زلزله زرند، گفت: تاکنون 107 زن بي‌سرپرست و سرپرست خانوار، 89 کودک بي‌سرپرست، 12 سالمند و 15 معلول ضايعه نخاعي و 219 نفر شکستگي اندام و نيازمند اقدامات توانبخشي و وسايل کمک توانبخشي شامل عصا، واکر و ويلچر در زلزله زرند شناسايي شده‌اند.

خراسان -9/12/83 :

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1383ساعت 10:46  توسط آفاق روشني  |