تبليغاتX
زنان ايران فردا

با نزديك شدن انتخابات ، موج جديدي از سركوب زنان 

 در سراسر ايران آغاز ميشود

رژيم زن ستيزآخوندي ، براي ايجاد رعب و وحشت در جامعه 

  بر روي زنان ايراني فشار را افزايش ميدهد.

كارگزاران ملاها اعلام كردند: از اين پس نسبت به پوشش زنان سختگيري بيشتري اعمال خواهند نمود. مزدور طلايي فرمانده نيروي انتظامي تهران گفت: نيروي انتظامي، با آنچه که او 'ظاهر نامناسب و پوششهای غيرمتعارف که با عفت عمومی مغايرت دارند' خوانده است برخورد می کند. او ادامه داد علاوه بر مدل و رنگ لباس ، برخوردهاي نيروي انتظامي در زمينه ارتباط دختران و پسران نيز شديدتر خواهد شد و برنامه هاي خود را در اين خصوص توسعه خواهيم داد و ما برنامه هايي در خصوص ” تامين امنيت اخلاقي ” داريم كه جزئيات اين برنامه ها به زودی اعلام خواهد شد. همچنين طبق تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامی، زنانی که بدون پوشش اسلامی يا "حجاب شرعی" در انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و جريمه نقدی محکوم می شوند.

در همين رابطه طلايي مزدور گفت: طبق فتواي روحانيون مقامات محافظه کار در ايران بارها چادر سياهی که از سر تا پنجه پا را بپوشاندٴبه عنوان نمونه کامل اين پوشش اسلامی يا "حجاب" معرفی کرده اند.

خط و نشان كشيدن هاي تازه مزدور طلايي ، نسبت به زنان آزاده ايراني در شرايطي صورت ميگيرد كه ايران به استقبال نهمين انتخابات رياست جمهوری می رود و فرمانده پيشين نيروی انتظامی ايران، محمد باقر قاليباف نيز يکی از نامزدهای همين انتخابات است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 12:57  توسط آفاق روشني  | 

در حاكميت ملاهاي جنايتكار،  زنان و مردان ميهنمان

با درد بزرگ بيكاري دست و پنجه نرم ميكنند.

ولي روزي كه تحمل آنان به سر رسد و طوفاني از

خشم و طغيان به پا شود دير نخواهد بود!

40 درصد زنان تحصيلكرده و 6/10 درصد مردان تحصيلكرده كشور بيكارند . در سال هاي اخير گسترش تحصيلات دانشگاهي و اقبال دانش آموزان دختر به تحصيل در مقاطع بالاتر هر چند اقدام مثبتي است اما ، عدم توانايي بازار كار براي جذب فارغ التحصيلان به معضلي تبديل شده است.بر اساس آمارهاي اعلام شده اين معضل در مورد بانوان همواره بيشتر نمود داشته كه بيكاري 40 درصد زنان تحصيلكرده و 6/10 درصد مردان تحصيلكرده كشور از جمله نمودهاي آن مي باشد .بر اساس گزارش " آمارگيري از ويژگي هاي اشتغال و بيكاري خانوار "كه بهار امسال از سوي مركز آمار ايران انتشار يافته است ، اين تفاوت در مناطق شهري براي زنان و مردان به ترتيب 3/43 و 9/12 درصد و در مناطق روستايي 4/21 و 5  درصد بوده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 12:15  توسط آفاق روشني  | 

مسیح علی نژاد: هرگز عقب نشيني نخواهم كرد

تجمع اعتراضی روزنامه نگاران نسبت به اخراج مسیح علی نژاد ،خبرنگار ایلنا و روزنامه همبستگی، از مجلس و توقیف نشریه کارنامه به مدیر مسئولی نگار اسکندر فر بعد از ظهر شنبه 27 فروردین در محل انجمن صنفی مطبوعات برگزار شد . تشكل‌ها و نهادهاى صنفى چون انجمن روزنامه‌نگاران، انجمن حقوق دانان و انجمن روزنامه نگاران زن در بيانيه‌هايى اخراج خبرنگاران خبرگزارى ايلنا و روزنامه همبستگى از مجلس را محكوم كردند. اين تشكل‌ها در بيانيه‌هاى خوداخراج خبرنگار ايلناازمجلس را مغاير با موازين قانونى و حقوق شهروندى اعلام كردند. در این جلسه مسیح علی نژاد که به خاطر فاش كردن فيش حقوقى نمايندگان مجلس و ميزان عيدى يك ميليون و دويست هزار تومانى آنها از ورود به مجلس منع شده است اخراج خود از مجلس را برخورد با فعاليت شجاعانه تمامي خبرنگاران حوزه خبري مجلس هفتم خواند و گفت: جامعه رسانه اي و مطبوعات بايد فارغ از مباحث سياسي در مقابل اين اقدام مجلس ايستادگي كنند. مسيح علي نژاد با اشاره به بخش هايي از سوابق چالش هاي مجلس هفتم با خود گفت: پيش از انتشار فيش حقوقي، ميزان دريافتي نمايندگان از تسهيلات رفاهي، تعويض موكت هاي ساختمان بهارستان، تشكيل جلسه تعاوني مسكن نمايندگان در روز شهادت مدرس ‌‏و انتشار قرارداد مربوط به ساخت قهوه خانه سنتي در ساختمان بهارستان و غيره درگذشته چالش هايي را بوجود آورده است كه به نظر مي رسد اين اخراج ادامه همان چالش هاست.خبرنگار اخراجي مجلس تصريح كرد: آقاي باهنر در همان روزي كه بحث تعويض موكت هاي ساختمان بهارستان به نقل از يك نماينده در همبستگي درج شده بود، در صحن علني مجلس ناراحتي خود را بيان كرد. آقاي حدادعادل پيش از انتشار تصوير دعوت نامه مربوط به تشكيل تعاوني مسكن در" ايلنا" از تريبون صحن علني اين اقدام را تخريب مجلس خواند و آقاي كوهكن نيز از همان روزهاي نخست شكل گيري مجلس از پرسش هاي خبرنگاران در خصوص تسهيلات رفاهي ناراضي بود.لذا همه اين مباحث انباشته شده است و امروز شاهديم كه بنده را نه به خاطر انتشار فيش حقوقي بلكه با اتهاماتي غير مستند از خانه ملت اخراج كردند و در مقابل اصرار "ايلنا" و روزنامه همبستگي مبني بر ارائه سند و مدارك لازم نيز هيچ نشان مثبتي از سوي عقلاي مجلس مشاهده نمي شود. او گفت: از هيچ يك از اتهامات بي سند و مدرك نمي‌‏هراسم و هرگز در مقابل اين اتهامات عقب نشيني نخواهم كرد. اگر من در مقابل اخراج با اتهامات واهي مقاومت نمي‌‏كردم، بي ترديد جامعه رسانه اي مرا توبيخ مي‌‏كرد.

وي در پايان ذكر اين شعر به سخنان خود پايان داد:

زمين به من آموخت

زپيش حادثه ، بايد كه پاي پس نكشم

مگر كم از خاكم

نفس كشيد زمين، من چرا نفس نكشم!

در پايان علي‌‏نژاد با اشاره به اتهامات مختلف و اعمال خلاف اخلاقي كه نسبت به وي روا داشته شده است، گفـت: خدايا اين نفس را از من بگير اما اخلاق را نه.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 12:1  توسط آفاق روشني  | 

 

کودكان معصوم ايراني با شكم گرسنه در انزوا و در كوچه پس كوچه هاي ميهنم ، شب را به صبح ميرسانند و دين فروشان حاكم در قصرها و برجهاي خويش حكم فرمايي ميكنند

روزگار غريبي است نازنين

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 11:38  توسط آفاق روشني  | 

سركوب زنان و جوانان براي اعمال اختناق و رعب و وحشت در جامعه

15 زن و 20 مرد در يك مهماني خانوادگي به وسيله

 مزدوران سركوبگري انتظامي دستگير شدند

35 جوان در يک مهماني در مشهد دستگير شدند . در حمله ماموران  سركوبگر نيروي انتظامي مشهد به باغي در حومه مشهد 35 نفر دستگير شدند به گزارش خبرگزاري حكومتي ايسنا  از دستگير شدگان سي دي و گوشي هاي تلفن همراه ضبط شده است .اين خبرگزاري نوشت اين افراد شامل 20 مرد و 15 زن بودند .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1384ساعت 11:2  توسط آفاق روشني  | 

تجمع اعتراضي خبرنگاران در رابطه با اخراج مسيح علينژاد

تجمع اعتراضى جمعى ازاهالى مطبوعات در انجمن صنفى روزنامه نگاران . جمعى ازاهالى مطبوعات روز شنبه با تجمع در محل انجمن صنفى روزنامه نگاران نسبت به اخراج خبرنگاران ،خبرگزارى كار(ايلنا) و روزنامه همبستگى از مجلس شوراى اسلامى اعتراض كردند. اين اعتراض در واكنش به تصميم مجلس در اخراج "مسيح على نژاد" خبرنگار خبرگزارى كار و "اسكندرفر" خبرنگار روزنامه همبستگى صورت گرفت. مسيج نژاد به خاطر فاش كردن فيش حقوقى نمايندگان مجلس و ميزان عيدى يك ميليون و صد هزار تومانى آنها از ورود به مجلس منع شد. پيش از اين تشكل‌ها و نهادهاى صنفى چون انجمن روزنامه‌نگاران، انجمن حقوق دانان و انجمن روزنامه نگاران زن در بيانيه‌هايى اخراج خبرنگاران خبرگزارى ايلنا و روزنامه همبستگى از مجلس را محكوم كردند. اين تشكل‌ها در بيانيه‌هاى خوداخراج خبرنگار ايلناازمجلس را مغاير با موازين قانونى و حقوق شهروندى اعلام كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 23:18  توسط آفاق روشني  | 

ملکه زيبايي ايراني تبار اروپا خواستار آزادي زنان ایراني در حاكميت ملاها شد

شرمينه شهريور دختر ايراني تباري که به عنوان ملکه زيبايي اروپا انتخاب شده است، در مصاحبه اي ضمن اشاره به مسائل اجتماعي و سياسي و جنبش دانشجويي ايران، خواهان آزادي براي همه ايرانيان بويژه زنان شد. وي مي گويد اکثريت مردم ايران خواهان نظام سياسي – مذهبي نيستند و هر جرياني مخالفت خود را با سياست حاکم بر ايران ابراز کند، سريعا با آن مقابله مي شود که از آن جمله مي توان به جنبش دانشجويي اشاره کرد. دختر شايسته اروپا از دنياي غرب خواست که ايران را در کانون توجه خود قرار دهد. شرمينه شهريور که قرار است در آلمان به عنوان يک مجري تلويزيوني سرگرم کار شود، در ايران به دنيا آمده و در رشته علوم سياسي، روانشناسي و ادبيات آلماني تحصيل کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 23:17  توسط آفاق روشني  | 

اعتراضات پرستاران در صورت عدم تغيير حقوق با شدت بيشتر ادامه مي‌يابد

 دبيركل خانه پرستار با بيان اينكه جامعه پرستارى همچنان ملتهب است، اعلام كرد: پرستاران منتظر اجراى طرح نظام هماهنگ حقوق هستند. محمد شريفي‌مقدم با اشاره به اعتراضات سال گذشته جامعه پرستاري، علت اعتراض جامعه پرستارى در گذشته را پايين بودن دستمزد پرستاران در مقايسه با ساير كاركنان دولت عنوان كرد. وى با بيان اينكه ملاك پرداخت حقوق در دنيا بر اساس تخصص، مدرك، سنوات و حساسيت نوع كار است، افزود: از آنجايى كه پرستار مستقيم با سلامت جامعه و جان مردم سر و كار دارد كار بسيار حساسى است و اگر كوچكترين قصورى از جانب پرستار صورت گيرد اين قصور مي‌تواند جان بيمار را به مخاطره بيندازد. دبيركل خانه پرستار با بيان اينكه در دنيا پرستاران بالاترين حقوق را در سطح كاركنان دولت دريافت مي‌كنند، به ايسنا گفت: متاسفانه ملاك پرداخت در ايران بر اساس نفوذ، نزديكى به قدرت صورت مي‌گيرد و بدين ترتيب در ايران سبب شده كه پرستاران پايين‌ترين حقوق را در سطح كاركنان دولت دريافت كنند. شريفي‌مقدم خاطرنشان كرد: متاسفانه گاه ارزش فلزات و آهن در نظر مسؤولان كشور ما بيشتر از سلامتى انسانهاست. وى در پايان گفت: در صورت عدم تغيير عمده در وضعيت دريافتى پرستاران اعتراضات با شدت بيشتر نسبت به سال گذشته ادامه خواهد داشت ـ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 23:1  توسط آفاق روشني  | 

 27فروردين تجمع اعتراضي خبرنگاراندر برابرمجلس ضد خلقي برگزار ميشود

 

اعتراض بيش از سيصد روزنامه‌‏نگار و خبرنگار رسانه‌‏هاي كشور به اخراج يك خبرنگار از مجلس هفتمدرپي اخراج مسيح علي‌‏نژاد، خبرنگار خبرگزاري كار ايران" ايلنا" و روزنامه همبستگي از مجلس هفتم، نزديك به سيصد و پنجاه نفر از روزنامه‌‏نگاران و خبرنگاران رسانه‌‏هاي كشور با امضاي طوماري نسبت به اين اقدام اعتراض و اعلام كردند كه اخراج يك خبرنگار از مجلس هفتم، تحديد فضاي آزاد اطلاع رساني است و حكم توهين به همه تلاش‌‏گران عرصه خبر را دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1384ساعت 19:54  توسط آفاق روشني  | 

معلمين زن و مرد،  در برابر مجلس در تهران

 دست به تجمع اعتراضي زدند

در ادامه سلسله اعتصاب ها و اعتراض هاي معلمان ايران، صبح  روز دوشنبه گروهي از معلمان استان خوزستان در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات معوقه خود از رفتن به كلاسهاي درس خودداري كردند. به گزارش ايرنا معلمان نواحي چهارگانه اهواز و شهرستان شوشتر و نيز تعداد ديگري از شهرهاي خوزستان با شركت در اين اعتراض نمادين، خواهان پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. رييس اتحاديه صنفي فرهنگيان اهواز گفت: اين حركت اعتراضي با هماهنگي و دعوت اين اتحاديه صورت گرفته و حدود نود درصد از فرهنگيان نواحي چهارگانه اهواز در زنگ نخست امروز با ماندن در دفتر مدرسه، از حضور دركلاسهاي درس خودداري كردند. فرهنگيان بر اساس اعلام قبلي زنگ اول فردا نيز در كلاسهاي درس حاضر نمي‌شوند تا بدين وسيله اعتراض خود را در به بي‌توجهي مسوولان نسبت به پرداخت مطالبات معوقه اعلام كنند. وي مجموع مطالبات پرداخت نشده فرهنگيان استان خوزستان تاپايان سال هشتاد و سه را حدود پانصد ميليارد ريال اعلام كرد و گفت: حدود چهارماه است كه براي پرداخت اين مطالبات از طرق مختلف مشغول پيگيري هستيم و به رغم وعده‌هاي مختلف مسوولان، هنوز اين مطالبات پرداخت نشده‌است. اخبار رسيده از برخي شهرستانهاي خوزستان از جمله شوشتر و دزفول نيز حاكيست: برخي معلمان در ساعت اول درسي روز دوشنبه در سركلاس درس حاضر نشدند. براساس يك خبر ديگر علاوه بر چندين شهر استان خوزستان، امروز گروهي از معلمان حق التدريسي در برابر مجلس تجمع كردند. اين معلمان كه تعداد آنان را حدود 100 نفر ذكر كرد در اعتراض به آيين‌نامه اجرايي وزارت آموزش و پرورش درمورد شرايط استخدام معلمان حق التدريسي كه به گفته آنان با قانون مصوب مجلس مغايرت دارد، صورت گرفت. تجمع‌كنندگان عنوان كردند كه براساس مصوبه مجلس، كساني كه داراي سابقه هفت سال تدريس هستند، بايد استخدام شوند، اما اين قانون در مورد بسياري از معلمان حق التدريس اجرا نشده است. اين معلمان گفتند كه بسياري از آنان از كار بركنار شده و به جاي آنها افرادي با دو تا سه سال سابقه جايگزين شده‌اند. تجمع‌كنندگان افزودند: با داشتن بيش از ده تا دوازده سال سابقه تدريس از كار منفصل شده‌ايم. آنان اظهار داشتند: اولويت استخدامي رعايت نمي‌شود و مساله آزمون استخدام ادواري و سابقه كار در استخدام چهل هزار معلم حق التدريسي رعايت نشده است. به گفته آنان، به رغم وعده‌هاي قبلي "حاج بابايي" نماينده مجلس و وزير آموزش پرورش براي حل مشكل معلمان حق التدريس، تاكنون راهكار مناسبي براي رفع آن ارايه نشده است.

خواست هاي اصلي معلمان ايران

معلمان ايران بيش از دو سال است كه براي تامين مجموعه اي از خواست هاي صنفي خود اعتصاب و اعتراضات موردي را صورت داده اند. اجراي نظام هماهنگ پرداخت حقوق، ارتقاي شغلي معلمان بر اساس نرخ واقعي تورم، تامين کسري بودجه آموزش و پرورش، تغيير بنيادي اساسنامه صندوق ذخيره فرهنگيان، برچيدن نهادهاي سركوبگر و اختناق آفرين در نظام آموزش و پرورش و برسميت شناختن حق تشكل مستقل معلمان برخي از خواست هاي اصلي معلمان ايران هستند كه جناح هاي حكومتي ضمن تلاش براي سواستفاده و بهره برداري از معلمان در چهارچوب مطامع گروهي خود تاكنون حاضر به پذيرش آنها نشده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384ساعت 19:22  توسط آفاق روشني  | 

نامه رئيس کنگره کار کانادا به نخست وزير اين کشور

پيرامون قتل زهرا کاظمي

 

نخست وزير محترم :  به نمايندگي از سوي سه ميليون عضو کنگره کار کانادا(CLC) مايلم  خشم شديد خود و اعضاي کنگره را از شنيدن اخبار ديروز پيرامون قتل خانم زهرا کاظمي،  بدست حاکمان ايران در دو سال پيش، ابراز نمايم. در آن زمان ما طي نامه اي ( نامه ضميمه است)  به وزير امور خارجه وقت، بيل گراهام ، از دولت کانادا خواستيم که دراين مورد به چهار اقدام مشخص دست بزند. ظاهرآ تا کنون به هيچيک از آنها عمل نشده است.

اکنون ما اطلاع يافته ايم که دو هفته بعد از وقوع آن قتل وحشتناک، وزارت امور خارجه، يک مقام ايراني را به کانادا دعوت کرده و از ايشان با آب پرتقال، قهوه و کيک پذيرايي کرده است.  در نوامبر 2004 در هنگامي که دکتر شهرام اعظم در اروپا  مشاهدات خود را ابراز مي نمايد، دولت کانادا سفير کشور ما را به ايرا ن باز مي گرداند.  ما با الکسا مکدوناف، نماينده پارلمان هم عقيده ايم وقتي که مي گويد : عکس العمل دولت کانادا در اين رابطه به طرز " مضحکي نا کافي "  بوده است. ما از شما مي خواهيم که همين حالا  دست به اقدام بزنيد، به خاطر زهرا کاظمي و به گفته پسر ايشان، به خاطر همه گزارشگران. بنا به گفته فدراسيون بين المللي گزارشگران(  IFJ) در 12 سال گذشته، بيش از 1100 گزارشگر و کارورز مطبوعاتي در هنگام انجام وظايف کاري به قتل رسيده اند. گزارشگران به اين خاطر به قتل رسيدند که بعضي از افراد از آنچه آنها گفته و يا نوشته اند خوششان نيامده بود.آنها کشته شدند، زيرا کساني گزارشگران را دوست نداشتند، و يا به اين دليل ساده که آنان در زمان و محل نامناسبي قرار داشته و از بد حادثه جان باخته اند. به گزارش IFJ  ده مورد از اين قتل ها با " شليک دوستانه" توسط نيروهاي اشغال گر امريکا در عراق صورت گرفته است. در هشت مارس امسال، روز جهاني زن، IFJ اعلام کرد که: " حداقل، هفت گزارشگر زن در سال 2004 هنگام انجام کار به قتل رسيده اند." به باور ما، مردم کانادا تمايلي ندارند که اخبار را از ويدئوهاي خبري اي  دريافت کنند که با پول دولتها و کمپاني ها  تهيه شده است . ما حق داريم و ترجيح مي دهيم که خبرها را از گزارشگران صديق، سخت کوش و شجاعي چون زهرا کاظمي و ديگر رفقاي به خاک افتاده او دريافت کنيم. و از همه مهمتر، ما اجازه نمي دهيم که مرگ  آنها بي مجازات بماند. آقاي نخست وزير، ديروز از قول وزير امور خارجه شما اعلام گرديد که تحريم دو جانبه توسط فقط يک کشور تاثيري نخواهد داشت. به جاي بحث در اين مورد، ما از شما مي خواهيم رهبري يک اعتراض  بين المللي را در اين مورد و ديگر موارد نقض حقوق بشر توسط حکومت مذهبي و ددمنش ايران، به عهده  بگيريد.  همانطور که اطلاع داريد، کنگره کار کانادا چندين نامه در مورد نقض حقوق اتحاديه اي در ايران نوشته است. دولتهاي آمريکا و اروپا،  مشوق هاي اقتصادي به ايران پيشنهاد مي کنند، به اين اميد که اين رژيم، توليد سلاحهاي  هسته اي را متوقف کند. در اين ميان کجاست صداي رساي کانادا در حمايت از حقوق بنيادي بشر؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384ساعت 19:15  توسط آفاق روشني  | 

نمايندگان ضدمردمي مجلس:  مسيح علينژاد بي ادب و بي نزاكت است!!

بله كاملا حرف اين آقايان درست است، آخر اين خانم خبرنگار در كمال بي ادبي و بي نزاكتي فيش حقوق و مزايا و عيدي اين غاصبان دين فروش را افشا كرده بود!!!

او بايد ادب را در سكوت و لاپوشاني به اثبات ميرساند!!

 

محور تذكرات امروز نمايندگان درخصوص اخراج خبرنگار پارلماني خبرگزاري كار بود كه روز گذشته از ورود اين خبرنگار به مجلس هفتم ممانعت به عمل آمد. تصوير مسيح علي نژاد، خبرنگار پارلماني روزنامه همبستگي و خبرگزاري ايلنا كه در نشست علني امروز مجلس به عنوان مهمان از سوي «احمد ناطق نوري» عضو هيأت رئيسه در جايگاه خبرنگاران حضور يافته بود، بارها از نمايشگرهاي بزرگ نصب در داخل صحن علني نشان داده شد كه يك بار توسط نمايندگان مجلس هفتم محو شد و اين در حالي بود كه محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس كه جلسه را اداره مي كرد بارها اين خبرنگار را «بي ادب و بي نزاكت» خواند. همچنين اتهامات رئيس جلسه و تصوير اين خبرنگار، احسنت احسنت نمايندگان به سخنان نايب رئيس را برانگيخت! آخر او گناه بزرگي مرتكب شده بود و در نهايت بي ادبي !!! فيش حقوق و عيدي و مزاياي نمايندگان ضد مردمي مجلس را افشا نموده بود!!!

نماينده جيرفت، نماينده تبريز، نماينده بهبهان و اردبيل از جمله نمايندگاني بودند كه به موضوع اخراج اين خبرنگار از مجلس واكنش نشان دادند، اما قطع تريبون نمايندگان توسط رئيس جلسه سبب شد تا اعضاي فراكسيون اقليت بار ديگر وادار به حضور در جايگاه هيأت رئيسه و تجمع در بخش هاي مختلف صحن شوند كه اين امر موجب ناآرام شدن فضاي صحن مجلس شد.

محمدرضا باهنر رئيس جلسه در پاسخ به اين تذكر گفت: اتهام سرقت به هيچ وجه در مورد اين خبرنگار وجود ندارد و از تريبون مطرح كردن اين گونه مسائل شيوع فاحش است و كساني كه آن را مطرح مي كنند بايد استعفا كنند.

عضو فراكسيون اقليت با اشاره به اصل 24 قانون اساسي تصريح كرد: مطبوعات در بيان مطالب خود آزاد هستند مگر خلاف اسلام يا حقوق عمومي افراد باشد، مجلس محلي است كه افكار مختلفي در آن توليد مي شود اما حفظ شأن مجلس بايد از داخل و خارج مجلس رعايت شود!!

اين غاصبان كرسي هاي مجلس، درست ميگويند، زيرا كه دزدي هاي آقايان از جيب ملت را اين خبرنگار رو كرده است بنابراين شأن مجلس!!!! را ناديده گرفته است!!

باهنر رئيس جلسه اجازه ادامه صحبت به نفراتي كه دلايل قانع كننده براي رد اين اتهامات نسبت به علينژاد داشتند را  نميداد و با اين استدلال بي ربط كه  تريبون مجلس جايگاه بحث نيست ميكروفون وي را قطع ميكرد و ميگفت سعي نكنيد بحث ها را سياسي كنيد!!

در همين حين يكي از نمايندگان در مقابل مواضع رئيس مجلس اين شعر را خواند:

 آيينه چون نقش تو بنمود راست                             خودشكن آيينه شكستن خطاست

 

در اين هنگام نمايندگان مجلس يكپارچه به هنگام پخش تصوير  خانم مسيح علي نژاد از مانيتور كه به عنوان مهمان در جايگاه خبرنگاران حضور داشت وي را «هو» كردند!!

نمايندگان ضد مردمي به اين نحو كينه حيواني خويش را از اين خبرنگار، به نمايش داشتند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1384ساعت 11:3  توسط آفاق روشني  | 

تقديم به دختركان مهينم كه براي رهايي فريادرسي ميخواهند

دخترم نازنين:

دستم را به سويت

و قلبم را از آشيانه همه رستنها وشكفتن ها

پرتاب ميكنم

بر زميني كه مهر مردمم

زيباترين نهال رسته آن است

دخترم نازنين 

 روز رهايي نزديك ميشود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 19:24  توسط آفاق روشني  | 

دختران دانشجو حتي در خوابگاههاي خود نيز امنيت ندارند

قتل يك دختر دانشجو در خوابگاه دانشگاه آزاد هشترود

روزنامه ايران از مرگ مرموز يک دختر دانشجو در خوابگاه دانشگاه آزاد هشترود خبرداد که پس از تعطيلات نوروزي توسط دانشجويان ديگر کشف شده است.، مرگ مرموز دختر دانشجويى در خوابگاه دانشگاه آزاد هشترود پليس را در برابر پيچيدگى يك معماى جنايى قرار داده است. پيكر بى جان اين دانشجوى سي وسه ساله، روز پنج شنبه هيجدهم  فروردين ماه سال جارى در اتاق دانشجويى اش پيدا شد. بنابه اين گزارش؛ وقتى دختران دانشجوى دانشگاه آزاد هشترود پس از تعطيلات نوروزى به خوابگاه هاى خود بازگشتند پى به انتشار بوى مشمئزكننده اى در راهروى ساختمان بردند كه از اتاق دخترى به نام «روفيا چلبيانى» به مشام مى رسيد. وقتى آنان با در بسته اتاق روبرو شدند با نگرانى مسؤولان خوابگاه دانشجويى و پليس را در جريان قرار دادند تا اينكه با شكسته شدن در اتاق «روفيا» همه در برابر جسد اين دختر جوان قرار گرفتند. دكتر كاظميان از پزشكى قانون تبريز با تأييد اينكه جسد روفيا، تحت اقدامات و آزمايشات پزشكى و كالبدشكافى قرار داده شده است ولي تا كنون دليل قتل اين دختر اعلام نشده است – 23/1/84

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 19:10  توسط آفاق روشني  | 

به دليل سياستهاي زن ستيزانه ملاهاي دين فروش وفشارهاي بيش از حد بر روي زنان و دختران محروم ايراني

نيمي از زنان در خانه خود معتاد شده اند

                      

براساس پژوهشي كه در سه گروه معتادان زنداني، معتادان خياباني و معتادان مراجعه كننده به واحدهاي خود معرف صورت گرفته، سن شروع سيگار بين زنان معتادي كه سابقه مصرف سيگار دارند ۹/۲۴ سال است كه در مقايسه با ميانگين مشابه براي مردان سيگاري (۴/۱۸ درصد) تفاوت معناداري بين دو ميانگين به چشم مي خورد.

همچنين براساس اين پژوهش نزديك به نيمي از معتادان زن (۵/۴۹ درصد) نخستين بار پيشنهاد سوء مصرف مواد را از سوي اعضاي خانواده و بستگان خويش دريافت كرده اند. اگر گزينه هاي مربوط به اين متغير در سه جنبه فردي، خانوادگي و اجتماعي مورد توجه قرار گيرد، مشخص مي شود كه نزديك به نيمي از پاسخگويان نخستين بار پيشنهاد سوء مصرف مواد مخدر را از طرف يكي از اعضاي خانواده يا بستگان خويش دريافت كرده اند.

همچنين ۶/۱۸ درصد از پاسخگويان به طور فردي و بدون پيشنهاد ديگران نخستين بار سوءمصرف مواد را تجربه كرده اند. پس از دو جنبه خانوادگي و فردي، ۵/۱۶ درصد از معتادان زن از طريق دوستان و همكاران خود در معرض پيشنهاد سوءمصرف مواد مخدر قرار گرفته اند.

براي توزيع فراواني پاسخگويان معتاد زن براساس اولين موقعيت سوء مصرف مواد، حاكي از اين است كه بيش از نيمي از متعادان زن (۶/۵۲ درصد) نخستين بار در منزل اقدام به سوء مصرف مواد مخدر كرده اند و پس از آن مكان هايي مانند ميهماني هاي دوستانه و ميهماني هاي خانوادگي به ترتيب با ۷/۲۳ و ۵/۱۷ درصد قرار دارند. مكان هاي مورد اشاره معتادان موقعيت ها و فضاهايي است كه در چارچوب روابط صميمانه و خودماني مانند ميهماني هاي دوستانه و خانوادگي و يا در عرصه شكل گيري روابط و رفتارهاي گروهي و جمعي به ويژه به عنوان اولين موقعيت و فضاي شروع سوء مصرف مواد مخدر تأثير گذار بوده است.در بخش ديگري از اين پژوهش آمده است، بيش از نيمي از زنان معتاد عوامل فردي را به عنوان عامل شروع سوء مصرف مواد مخدر مطرح كرده اند و ۷/۲۵ درصد از زنان معتاد در مورد علت شروع سوء مصرف مواد مخدر به عوامل خانوادگي مانند تنش ها و مشكلات موجود در درون خانواده و عدم كنترل و نظارت اعضاي خانواده بر رفتارهاي خود اشاره كرده اند.

همچنين توزيع فراواني معتادان زن براساس علت روي آوردن به سوء مصرف مواد نشان مي دهد كه سهم و وزن عوامل فردي و خانوادگي در سوق دادن زنان پاسخگو به سوي اعتياد نقش بارزي ايفا كرده اند و اين مسئله به ميزان قابل توجهي با مورد مشابه مردان، كه عوامل اجتماعي تأثير بيشتري در روي آوردنشان به سوء مصرف مواد مخدر داشته است، تفاوت دارد. همشهري – 23/1/84

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 18:57  توسط آفاق روشني  | 

گزارش يكي از دوستان از شهر بندرعباس در مورد آمار طلاق

اين جانب مدتي کارشناس شعبه 14 دادگاه هاي عمومي بندرعباس بودم که مربوط به طلاق نيز مي بود.

آمار يک ساله شعبه مذبور را كه حساب كرديم،  ازهر 100 تقاضاي طلاق 45% از طرف خانواده زن به علت اعتياد شوهر به دادگاه ارائه شده و 20% باز از طرف خانواده زن به علت زن دوم گرفتن مرد و 10% اختلاف زنان جوان و شوهران پير که همگي به خاطر فقر ازدواج نموده اند و 20% آخر به دليل اختلافات سليقه اي و فرهنگي و غيره بوده و  5% به علت عدم سازگاري  زن با شوهر (كه البته اين هم جاي بررسي دارد) . جاي تاسف است که حدود 40% کل اين طلاق ها از انواع مختلف آن در کمتر از 1 سال اول ازدواج بوده است . در شهر بندرعباس تبعيض جنسي بيداد ميكند و خواستم از اين همه نابرابري شما را نيز حامي و مدافع زنان ايراني هستيد مطلع كرده باشم. پيروز باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 11:41  توسط آفاق روشني  | 

اتحاد زنان و مردان كارگر براي  مبارزه عليه بي عدالتي،  در تجمع 11ارديبهشت تجلي مي يابد

براي حضور در راهپيمايي روز جهاني کارگر ؛ زنان و مردان كا رگر در تبريز،  به تهران مي آيند

كارگران شهر تبريز , براي حضور در راهپيمايي روز" جهاني كارگر" به تهران مي آيند . "كريم صادق زاده" دبير اجرايي خانه كارگر تبريز در گفتگو با خبرنگار گروه كارگري ايلنا , ضمن بيان اين مطلب ، افزود : كاروان كارگران شهر تبريز به نمايندگي از سوي 220 هزار نفر از كارگران آذربايجاني ، آماده عزيمت به تهران جهت حضور در راهپيمايي روز جهاني كارگر است .وي تصريح كرد : حضور كارگران آذري در تهران با هدف هرچه باشكوه تر برگزار شدن راهپيمايي كارگران , همبستگي كارگران ايران ، اعتراض به عملكرد نادرست شوراي عالي كاردرزمينه تصويب دستمزد سال 84 و نمايش اقتدار كارگران سراسر كشور خواهد بود .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 12:17  توسط آفاق روشني  | 

انجمن روزنامه‌نگاران جوان بااشاره به ممانعت از ورود يك خبرنگار زن به مجلس: توهين به اين خانم خبرنگار، توهين به همه‌ي ماست مجلس از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران بايد عذرخواهي كند.

انجمن روزنامه‌نگاران جوان با اشاره به ممانعت از ورود يك خبرنگار به مجلس شوراي اسلامي بيانيه‌اي صادر كرد. در اين بيانيه با بيان اين كه اخراج يك خبرنگار جوان از مجلس هفتم موجب تاسف جامعه‌ي روزنامه‌نگاري ايران شد از آن به عنوان بدعتي نام برده شده و ابراز عقيده شده است كه اين امر نه ناشي از بي‌اطلاعي از وظايف يك روزنامه‌نگار مستقل و آزادانديش است كه به دليل عدم اعتقاد به گرفتن آزاد اطلاعات، به حق مردم از دانستن، شفافيت و مطلع بودن افكار عمومي از كليه‌ي اقدامات و عملكردي است كه دولتمردان و سياستمداران و قدرتمندان انجام مي‌دهند. صادركنندگان اين بيانيه با اعتقاد بر اين كه از ابتداي اين امر واكنش مناسبي از سوي اهالي مطبوعات و اصحاب خبر و اصلاح‌طلبان صورت نگرفت؛ ادامه داده‌اند: ظاهرا پس از آنكه برخورد با مطبوعات و توقيف‌هاي موقت و دائم توفيقي چنداني در قطع ارتباط دو سويه افكار عمومي با مطبوعات مستقل و آزاد نداشت، برخي به اين نتيجه رسيده اند كه مستقيما و بدون واسطه با خبرنگاران برخورد كنند و با زدن تهمت‌هاي مختلف از حمايت جامعه‌ي مطبوعات از آنها جلوگيري به عمل آورند و آب را از چشمه بر روي افكار عمومي ببندند. آنهم روزنامه‌نگاراني كه بدون حاشيه امنيتي تنها به دليل وفاداري به اصول اخلاق حرفه‌اي به اطلاع‌رساني مي‌پردازند. در ادامه‌ي اين بيانيه با اشاره به ممانعت از ورود مسيح علي‌نژاد خبرنگار روزنامه‌ي همبستگي و خبرگزاري كار ابراز عقيده شده است: اخراج اين خبرنگار زن ،  شايد آغاز جدي يك پروژه به شكل علني باشد. اما چنانچه روزنامه‌نگاران و انجمن‌هاي صنفي در مقابل اين حركت، سياست سكوت و مماشات را اختيار كنند، قطعا به جايي خواهيم رسيد كه هر خبرنگار مستقلي با دلايل واهي، از حوزه‌هاي مختلف خبري، به خصوص حوزه‌هاي در اختيار اصولگرايان اخراج و اين روش به يك رويه غالب تبديل شود. نويسندگان اين بيانيه خاطرنشان شده‌اند: بديهي است كه در پي لطمه به منزلت خبرنگاران، تمام اميدها براي اصلاح در وضعيت معيشتي و امنيت شغلي اين قشر فرهيخته و مرجع نيز، نقش بر آب خواهد شد. و اين جفاي مضاعفي بر خبرنگاران و كليه‌ي دست‌اندركاران توليد خبر است كه هم وظيفه‌اي سخت و طاقت فرسا را با كمترين بهره‌هاي مالي و حداقل امنيت شغلي و تنها با عشق به اين شغل شريف انجام مي‌دهند و هم امنيت فعاليت در حوزه‌هاي خبري و انجام رسالت شغلي‌اشان را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. در اين بيانيه آمده است: به واقع اگر در مكاني مانند مجلس شوراي اسلامي نتوان توقع برخورد مناسب و معقولانه داشت، چه توقعي از ساير بخش‌هاي تحت نظارت اصول‌گرايان و محافظه‌كاران مي‌رود؟ در پايان اين بيانيه آمده است: به همين مناسبت انجمن روزنامه‌نگاران جوان در نشست اعلام شده از سوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، در روز شنبه آتي، ساعت 13 الي 15 در محل انجمن صنفي روزنامه‌نگاران شركت و مراتب اعتراض صنفي خود را به اين اخراج اعلام خواهد كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 12:7  توسط آفاق روشني  | 

زنان متبلا به ايدز بمبهاي ساعتي

حضور زنان ويژه و دختران فراري مبتلا به ايدز، همچون بمب‌هاي در حال انفجار، سلامت شهروندان را تهديد مي‌كند و ناديده گرفتن اين تهديد، مي‌تواند به گسترش تصاعدي اين بيماري منجر شود.

نماينده مردم قائم‌شهر در مجلس شوراي اسلامي، در گفت‌وگو با «بازتاب»، با ابراز نگراني از بي‌توجهي مسئولان به حضور زنان خياباني مبتلا به ايدز در سطح شهر گفت: هيچ‌گونه اقدامي براي ساماندهي وضعيت زنان خياباني مبتلا به ايدز، انجام نمي‌شود.ما براي حفظ سلامت جامعه، چاره‌اي ‌نداريم جز اين‌كه بحران زنان ويژه را مديريت كنيم و چون بيشتر اين افراد، داراي بيماري ايدز هستند، دچار نوعي عقده و كينه نسبت به مرداني هستند كه آنها را به اين بيماري مبتلا كرده اند، و  مي‌خواهند ديگران را نيز مبتلا كنند، البته چون هيچگونه ياري و حمايتي نسبت به اين زنان نگونبخت وجود ندارد،  روز به روز شاهد قرباني شدن جوانانمان هستيم.

نماينده مردم قائم‌شهر ادامه داد: ويروس HIV هر روز در قائم‌شهر، قربانيان جديدي مي‌گيرد، به گونه‌اي كه بيماري‌هاي ايدز و هپاتيت مانند بمب در اين شهر در حال انفجار است، بايد براي جامعه يك فكر اساسي كرد، هرچند كه برخي از مسئولان، فقط حرف مي‌زنند و در مقام عمل، شانه خالي مي‌كنند. چندي پيش شوراي عالي اداري كشور، مصوبه‌اي ابلاغ كرد تحت عنوان «پيگيري امور متكديان و غيره». من «غيره» را اين‌طور تفسير كردم كه شامل دختران فراري و زنان خشونت‌ديده نيز مي‌شود. در اين راستا، مكاني را كه متعلق به بهزيستي بود و همچنان بلااستفاده مانده بود، در نظر گرفتيم و مقرر شد كه پنج نفر از نيروهاي بهزيستي با همكاري نيروي انتظامي و شهرداري، دختران فراري و زنان رانده شده از خانه را كه روز به روز آمارشان رو به فزوني است، به طور موقت و حداكثر تا پنج روز در آنجا نگهداري كنند و كار درماني و روانشناختي بر روي آنان صورت گيرد تا هم از تعرض جنسي در امان باشند و هم از بروز استعدادهاي نهفته خلاف در آنان جلوگيري به عمل آيد و نهايتا به بهزيستي يا كميته امداد يا خانواده بازگشت داده شوند.ولي چون وزارت كشور در اجراي آن جدي نبود،‌ اين پروژه همچنان زخمي باقي ماند و رقباي انتخاباتي از اين فضا بهره‌برداري و شايعه كردند كه مكان يادشده صرفا براي آدم‌هاي بدكاره است!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 12:0  توسط آفاق روشني  | 

با الهام از شعر:تو اگر برخيزي ، من اگر برخيزم همه برميخيزند   

من اگر بنشينم تو اگر بنشيني پس كه برخواهد خواست!

يک نفر بود که می دانستم او چه می گويد او چه می خواهد

همرهش گشتم و آهسته نشانی ديدم

من از آن راه دراز از سر کوی نياز

می شنيدم سخنش را هر شب بانگ پر دردش را

نگهش می کردم خواهشی در نگهش می خواندم

پاکی هر چه صداقت بود، در رخش می ديدم باورش می کردم

هم صدا با غم او می خو اندم

دردمان بی درمان روحمان بی پروا

در فراسوی زمان ، پشت در پشت نگاهی حيران همسفر می گشتيم

باهم اما هر يک دردمان غربت بود

با هم اما هر يک روحمان سرگردان ، بالمان بی پر بود.

بانگ پرواز رهايی ، همچو خون می جوشيد

در رگ خواهش ها بر تن پرسش ها

ما طلب می کرديم ما به فرياد طلب می کرديم

حق بودن ، ماندن زندگی کردن با عشق و رهايی با شور

ما طلب می کرديم ، زندگی هامان را عشق هايی پاک را، دوستی هامان را

ما نگه می کرديم در نگاه همه مردم شهر

از چه رو خاموشيد؟ به چه می انديشيد؟

ناله هاتان فرياد دست هاتان پر داد قلبتان شادان باد

بر چه آهسته نگه می رانيد؟ خشمگين تر گرديد

درد ما قصه ظلم است

از چه رو خاموشيد؟ ستم کهنه سواران توانگر، به شما ياران است

دوستان برخيزيد

اين سرا ايران است يادتان نيست مگر

از چه رو خاموشيد؟ خشمتان را فرياد کنيد دستتان را پر داد کنيد

به چه می انديشيد؟ ما هم از جنس شمائيم

دوستان برخيزيد... .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 11:44  توسط آفاق روشني  | 

سندی بر کذب بودن ادعاهای قوه قضائيه در خصوص

وضعيت ليلا مافی که به اعدام محکوم شده است

در اواخر سال گذشته محمد حسين پوريانمهر، مدير روابط عمومی دادگستری استان مرکزی به خبرگزاری سوشيتدپرس گفت  که ليلا مافی، زن جوانی که به جرم رابطه نامشروع جنسی از سوی دادگاهی در اين استان به اعدام محکوم شده، دارای سلامت کامل جسمی و روانی است و به جرم خود اعتراف کرده است.پوريانمهر گفت  که ليلا مافی دوسال پيش که بازداشت شده، نوزده سال سن داشته و به روسپی گری مشغول بوده و حکم اعدام او برای تأييد به ديوان عالی کشور فرستاده شده است.سارمانهای حقوق بشر ميگويند ليلا مافی از لحاظ  رشد عقلی عقب مانده است و به اندازه يک كودک 8 ساله مي انديشد و انچه در دادگاه گفته نميتواند سند و يا اعتراف بحساب آيد.سندی که در اينجا آورده ميشود دليل غير قابل انکاری است بر  عقب ماندگی ليلا و عدم سلامت روانی وی. در هيچ نقطه ای از دنيا اين نوع افراد مورد کوچکترين  تنبيه ای  قرار نميگيرند چه رسد به اينکه اعدام شوند.شايسته و ضروری است فعالين و سازمانهای حقوق  بشر  بارديگر صدای اعتراض خود را  به  گوش عدالت خواهان جهان برسانند و مانع ارتکاب جنايت ديگری از  سوی جمهوری اسلامی گردند.19/1/84 پيك ايران (خواندن سند)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 11:13  توسط آفاق روشني  | 

زنان و مردان آزاده ايراني ، دانشجويان ، خبرنگاران و وبلاگ نويسان آزاديخواه:

در هفته هاي  اخير شاهد  دستگيري ها و آزار و شكنجه وبلاگ نويسان و خبرنگاران و روزنامه نگاران مترقي و آزاديخواه بوده ايم و طبق اخبار رسانه ها ، هر روز جمعي يا تعدادي از اين آزاديخواهان را به دادگاههاي ضد شرعي احضار نموده و آنان را مورد بازخواست قرار ميدهند و يا آنان را از مشاغل خود اخراج ميكنند.  دستگيري نجمه اميدپرور از روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان يكي از اين موارد  بوده است . وي با آنكه باردار نيز بود، به جرم واهي نشر اكاذيب و...  25 روز در بدترين شرايط مورد بازجويي هاي غير انساني قرار گرفت. همچنين در ابتداي سال نو،  اخراج خانم مسيح علينژاد (خبرنگار) ، كه با انتشار و افشاي فيش حقوق ‏نمايندگان ضد مردمي مجلس، ‏نشان ‌داد  كه نيم ميليون تومان عيدي و ‏ششصد هزار تومان پاداش به آنان ‏پرداخت شده است. حساسيت اين خبر ‏از آن‌رو بود كه مبلغ پرداختي طبق ‏مصوبه هيات دولت بايد حدود 150 ‏هزار تومان مي‌بود!! به‌علاوه چنان كه از ‏فحواي اظهارات برخي كارگزاران مجلس برمي‌آمد،  رئيس ‏مجلس نيز شخصا  ،  برخي از پرداخت‌هاي خود به ‏نمايندگان را طي نامه‌اي محرمانه ‏صورت داده است.

بعد از افشاي دزدي هاي آقايان مجلس از جيب ملت محروم ميهنمان،  خانم علينژاد از شركت در جلسات مجلس محروم گرديد و گويا وي را به دادگاه نيز احضار نموده اند. گناه او نيزافشاي يك واقعيت بسيار ، بسيار كوچك كه از چشم هيچ ايراني پوشيده نيست بوده است. چرا كه مردم ايران بخوبي شاهد اختلاس ها و خارج كردن پولهاي اين ملت از ايران به وسيله آقازاده ها و ساير كارگزاران نظام هستند. مردم ايران شاهد اين حقيقت تلخ بوده و هستند كه در بسياري موارد حتي حقوق كارگران زحمتكش ايراني نيز شش ماه است پرداخت نشده است  و نمايندگان ضد مردمي مجلس با توجه به اينكه منافع فردي و حقير خودشان تامين ميباشد ،هيچگاه دم از اقشار محروم و كارگران زحمتكش كه بار فقيري سنگين را بر دوش ميكشند نزدند.  بسياري از آنان ، در عيد امسال حتي  نتوانستند چند كيلو شيريني براي فرزندانشان تهيه كنند و يا يك جوراب نو براي آنان بخرند .

راستي كسي نيست كه از رئيس مزدور اين مجلس ضد مردمي و همچنين كارگزاران اين مجلس بپرسد كه آقايان آيا شما حتي انصاف انساني را نيز از دست داده ايد؟ چگونه تحمل ميكنيد و آرامش داريد ،  وقتي كه خواهران و برادران كارگر ما فقط با حقوق بخور و نمير خود حتي توان خريد ، يك نان بيشتر را نيز ندارند؟  چگونه وجدان ناداشته شما ميپذيرد كه زنان ايراني به خاطر داروي فرزندانشان به خود فروشي تن دهند ولي شما ميليون ها تومان را صرف مراسم بزم وعياشي خويش كنيد؟  آيا ميدانيد به چه دليل فقط در ايام عيد تعداد 400 نفر خودكشي كرده اند؟ مسبب اين خون هاي بناحق ريخته شده و اين بدنهاي در آتش سوخته شده كيست؟

به راستي كه روزي فرا خواهد رسيد كه شما بايد پاسخگوي اعمال استثمارگرانه و ضد انساني خويش در برابر دادگاه خلق باشيد و در پيشگاه مردم ايران پاسخ بدهيد كه چرا و چگونه اموال مردم محروم اين سرزمين را به كيسه هاي گشاد خود واريز كرديد و چرا و چگونه جوانان اين مرز و بوم را به دليل مينيمم آزادي هاي اجتماعي و سياسي به بند كشيديد و .....  

                                                               

زنان و مردان آزاديخواه :

به دعوت خبرنگاران و روزنامه نويسان آزاده ، در روز شنبه 27 فروردين در ساعت 4 الي 1بعد از ظهر  جلو مجلس تجمع اعتراضي برگزار خواهد شد . از عموم هموطنان آزاده دعوت به عمل مي آوريم كه در اين تجمع شركت نموده و صداي دادخواهي و اعتراض خويش را به گوش جهانيان برسانند. ما فرياد بر خواهيم آورد آزادانديشان و روزنامه نگاران و خبرنگاران ، هيچگاه برده و بنده غاصبان حكومت نخواهند شد و حاضر نيستند كلاشي هاي آنان و دزدي هاي اين ملاهاي دين فروش را لاپوشاني كنند . رسالت خبرنگاران و روزنامه نگاران آزاده،  دفاع از حقوق مردم بوده و هست. بنابراين در اين روز در مقابل مجلسي كه البته ساليان سال است ديگر مجلس ملاهاست و نه مجلس مردم ، فرياد بر خواهيم آورد و به جهانيان خواهيم گفت كه ما ديگر اين نظام غاصب و ضد مردمي را تحمل نخواهيم كرد و خواهان سرنگوني تماميت آن ميباشيم.

زنده باد آزادي-گسسته باد زنجيرهاي استبداد

                                                    كميته رفراندوم آزاد ايران(كانون زنان)

آفاق روشني

19فروردين ماه 84

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1384ساعت 11:58  توسط آفاق روشني  | 

 زمان انتقام  از ملايان  زن ستيز فرا رسيده است !

 

رژيم قرون وسطايي آخوندي در منجلاب بحران سياسي- اجتماعي و به تبع آن بحران اقتصادي فرو رفته است. دوران ناآگاهي ها و اميد بستن به مترسك هايي مانند خاتمي و ساير سوپاپ هاي اطمينان نظام و.... نيز  به پايان رسيده است. گويي كه جامعه ما از خواب 26ساله بيدار شده و ديگر اينهمه رنج و مرارت و فقر و اختناق را نميتواند با خود يدك بكشد. سوپاپ هاي اطمينان ديگر كارآيي ندارند و بحران وقتي عميقتر خواهد شد كه انتخابات فرمايشي نيز انجام شود. به واقع كه امسال سال تعيين تكليف رژيم رو به سقوط ملايان است. در صحنه بين المللي نيز وضعيت براي رژيم به مراتب خطيرتر است. دنيا با اين رژيم به تعارض رسيده است، ديگر چشمك و چراغهاي خاتمي و تن فروشي هاي سياسي او كارآيي خويش را از دست داده است، طوري كه حتي امپرياليستها نيز ميگويند ما قادر به ادامه راه با اين رژيم قرون وسطايي نيستيم و او را مانند يك دستمال كثيف به بيرون پرتاب كرده اند. بحث اتمي رژيم كه ماهيتا قدرت كوتاه آمدن از آنرا ندارد، روز به روز حادتر شده و آخوندها تنها راه ماندگاري خويش را در ادامه اين راه بي بازگشت مي يابند و رسيدن به سلاح اتمي براي آنان مساوي است با سياست استراتژيك آنها. از طرفي بحث تروريسم و بنيادگرايي آخوندها نيز نقل مجالس بين المللي و پارلمانها گرديده است و از چپ و راست به اين رژيم مفلوك سيلي ميزنند و پايه هاي حاكميت او نيز با اين ضربات سستتر و لرزانتر گرديده است. موضوع بعدي بحث حقوق بشر است، با قتل فجيع زهرا كاظمي گويي كه چشم جهانيان بر روي رنج و شكنج 26 ساله مردم ايران و اختناق و شكنجه اي كه بر روي آنان حاكم است، بارزتر گرديده است، بطوري كه به تازگي يكي از مزدوران خود اين رژيم ، به كشورهاي اروپايي پناهنده شده و شكنجه ها و تجاوزاتي كه به اين زن پنجاه و چندساله اعمال گرديده را افشا نموده است. و اين حقيقت را براي جهانيان به اثبات رساند كه وقتي چنين رژيمي با يك تبعه خارجي و يك پيرزن كه فقط يك عكس از جلو زندان اوين گرفته چنين رفتار فجيعي ميكند ، پس با مخالفان اين نظام چه كارها كه نكرده است. در صحنه  داخلي نيز شاهد دور جديدي  از خيزشهاي مردمي عليه نظام ستم و استثمار بوده و هستيم. از نمونه هاي بارز آن تجمعات زنان آزاده ايراني در پارك لاله بود كه به رغم تمامي بگير و ببندها باز هم از اين حركت اعتراضي كوتاه نيامدند و با شجاعت تمام شعار دادند ، تراكت به دست گرفتند و اين حكومت زن ستيز را محكوم كرده  و به جهانيان اثبات نمودند كه اين نظام حتي تحمل تجمع زنان در يك پارك، آنهم براي ” روز جهاني زن” را نيز ندارد! و يا تجمعات اعتراضي چهارشنبه سوري و مسابقات فوتبال و حتي سيزده بدر و..... كه همگي مردم ايران دست در دست يكديگر و يك صدا فرياد بر آوردند كه ما اين حكومت ضد انساني را نميخواهيم.  البته بهاي آنرا نيز با دستگيري و ......  پذيرا شدند.

و دگر بار بعد از 26 سال اختناق و رنج و شكنج،  روز مردم ايران فرا رسيده است!

 با شنيدن صداي پاي انقلاب ، حاكمان دين فروش و ملايان از خدابيخبر دچار درماندگي و هراسي عظيم گشته اند!!  هر علامتي از خيزش مجدد در جامعه ، يعني صداي فرياد آزادگاني كه مصممند نظام بردگي را از ريشه و بن بركنند،  مرتجعين زن ستيز و طرفداران نظم كهن را به لرزه مي افكند. در چنين شرايطي اين جنايتكاران به خوبي مي دانند كه خشم زنان ايراني ، يعني همان كساني كه بالاترين فشارها و تضييقات را متحمل شده اند،  از آتش جهنم نيز  براي آنان فروزان تر و سوزانتر خواهد بود. خشمي كه پتانسيل تغيير بنيادين ، در جامعه را دارد.  خشمي كه  نويد بخش سرنگوني است.  زيرا زنان ايراني در 26 سال حاكميت ملايان ، بالاترين ظلمها و ستم مضاعف را متحمل شده اند، پس بالاترين انگيزش ها براي تغيير نظام را نيز دارند. البته هيچگاه نميتوان مسئله زنان ايراني را از مسئله كل جامعه جدا نمود، بلكه مبارزات زنان در ايران به واسطه انگيزشهايي كه براي تغيير نظام در آنان تقويت شده است، خود كاتاليزوري است براي تشديد تضادهاي جامعه با حكومت آخوندي.  به همين دليل هيچگاه نبايد مسئله زن را از انقلاب جدا كرده و مردان را سرچشمه كليه ستمها بر زنان جامعه ديد.  زيرا كه به عقيده ما در چنين نظامي مردان نيز بردگاني بيش نيستند و زنان برده بردگان شده اند. بنابراين رهائي از اينهمه ظلم و نابرابري فقط در گرو سرنگوني نظام زن ستيز حاكم محقق خواهد شد. هيچ امتيازي براي زنان متصور نيست الا با پشتوانه يك جنگ تمام عيار براي سرنگوني كل نظام. به همين دليل با پيروزي يك انقلاب دمكراتيك نوين و سكولار  است كه ميتوانيم آزادي هاي اجتماعي و به تبع آن آزادي و برابري زنان را نيز  تضمين نماييم.  بطور مثال ، انرژي هاي آزاد شده زنان بعد از انقلاب سال 57 بسرعت گسترش يافت و در مقياسي عظيم ، زنان آزاده ايراني در صفوف مبارزه جاي گرفتند. جنبش انقلابي زنان، شمار زيادي از مبارزان زن در صحنه سياسي را پرورش داد.  كه بسياري از آنان در مبارزه رو در رو با مزدوران نظام زن ستيز آخوندي جان خود را فداي آزادي ميهن نمودند.  اين قهرمانان جان بر كف،  چراغ راه مبارزات ما در طي اين ساليان بوده و خواهند بود. اگر چه بخاطر حاكميت ملايان ، حداكثر استفاده از اين پتانسيل عظيم  انقلابي صورت نگرفت، اما جمعبندي صحيح از مبارزات گذشته ، دستاوردي است كه بايد از آن براي ادامه راه استفاده نمود، اين جمعبندي روشنائي بخش راه آينده زنان و مردان دليري است كه مبارزات كنوني همگي آنان الهام بخش آن است. بايد اقرار نمود كه زماني فرارسيده كه مي توان به خواسته هاي بر حق زنان و مردان ايران زمين جامعه عمل پوشاند و شرايط كاملا آماده است. زنان بايد هر چه  مصممتر و قاطعانه تر در تجمعات اعتراضي شركت كنند. آنان بايد در پيشاپيش صفوف مقاومت قرار گيرند و بعنوان رهبران سياسي، انقلابيون حرفه اي و رزمندگاني مومن به اين  انقلاب باشند. آنان بعنوان فرماندهان و جنگجوياني جدي، بر عليه نظام ظلم وجنايت به پا خواهند خواست و  دست در دست مردان آزاده ايراني ، ستمديدگان را  از زن و مرد رها خواهد ساخت.

آري پيروزي از آن مردم ايران است

زنده باد مبارزات رهاييبخش زنان و مردان آزاده ايراني

آفاق روشني – 17 فروردين 84

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1384ساعت 12:30  توسط آفاق روشني  | 

 

زنان و مردان  آزاده كارگر در ايران ، خود را براي

 دادخواهي ازجهانيان  در روز 11 ارديبهشت آماده ميكنند

كارگران آزاده ، زنان ومردان شريف زحمتكش

 سال 84 سال شدت تضادهاي تمامي اقشار جامعه با رژيم پوسيده ملاهاست، نظام ضد مردمي و زن ستيز ملاها بالاترين فشارها و تضييقات را بر روي اقشار محروم و كم درآمد جامعه اعمال نموده است.  نظام غاصب معتقد است كه بايد جامعه را درگير نان و آب و امورات اوليه زندگي نگه داشت،  تا هيچكس به وضعيت نابسامان سياسي و اقتصادي و اجتماعي جامعه نينديشد، غافل از اينكه اين همه ظلم و جور و استثمار كارگران ، دامن كثيف اين نظام را خواهد گرفت و در آتش خشم خلق خواهد سوزاند ت زنان و مردان شريف كارگر بيش از اين نخواهند پذيرفت كه جيب گشاد آخوندها با ثمره كار و عرق جبين آنان پر شده  و حقوق حقه شان به جيب ملاهاي از خدابيخبر ريخته شود.

آفاق روشني

اخباري از سايتها و روزنامه هاي داخل رژيم ملايان

 

 سخنگوى سازمان بين المللى كار: كارگران ايران بايد به خيابان بيايند و اعتراض كنند

اگر مسوولان و دولت در جهت افزايش و تعيين واقعى دستمزد كارگران در سال 84 تن ندهند ، به ناچار نسبت به ظلمى كه به كارگران ايرانى مى شود ، به سازمان بين المللى كار اعتراض خواهم كرد . "جبارعلى سليميان" ، نماينده كارگران ايران در سازمان بين المللى كار ( ILO ) ضمن بيان اين مطلب افزود : مقصر اصلى كارگران هستند كه با سكوت خود مزد تصويبى از سوى شوراى عالى كار را تاييد و هيچگونه عكس العمل اعتراض آميزى از خود نشان ندادند . كارگران بايد به خيابان ها بيايند و اعتراض و نارضايتى خود را به مسوولان اعلام كنند . وى گفت : جلسه اى كه در آن تصويب و تصميم نا به حق صورت بگيرد را قبول نداشته و جلسه اخير شوراى عالى در خصوص دستمزد را به رسميت نمى شناسم , جامعه اى كه در آن شعار عدالت خواهى و عدالت جويى بر زبان دارد و چنين دم از عدالت مى زند ، نبايد چنين تصميماتى براى كارگران اتخاذ شود ، البته نمايندگان كارگران نيز با اين تصميم به كارگران خيانت كرده و حق آنان را ضايع نموده اند . سليميان افزود : كارگران يك راه بيشتر , پيش روى خود ندارند و آن اين كه همانند سايرصنوف , به خيابان ها آمده و اعتراض سراسرى را برپا دارند . وى گفت : مسوولان هم اين را بدانند كه اگر كارگران تا به امروز سكوت كردند به خاطر نجابت و وفادارى آنان به نظام بوده ، ولى ديگر تحمل ندارند . اين مقام كارگرى گفت : حداقل كارى كه در خصوص دستمزد كارگران در سال 84 از سوى شوراى عالى كار بايد صورت گيرد ، اجراى تعهدات سه جانبه سال گذشته است كه بين سه گروه كارگر , دولت و كارفرما تصويب شد . سليميان در پايان با اشاره به اينكه شوراى عالى كار بايد سريعا جلسه اضطرارى در خصوص دستمزد را تشكيل دهد در غير اين صورت شكايت كارگران ايران و ظلم به آنان را به مجامع بين المللى كار كشانده و وظيفه ام به كارگران كشور را ادا خواهم كرد ، گفت : در صورت عدم تشكيل جلسه مجدد از سوى شوراى عالى كار ، مسوولان بايد تماشاگر اعتراضات و اعتصابات كارگران در هفته كارگر و 11 ارديبهشت ماه سال جارى باشند . با مصوبه دستمزد شوراى عالى كار در سال 84 نان شب كارگر نيز به ليست اجناس لوكس و ممنوعه اضافه شد. عباس كاربخش، دبير اجرايى خانه كارگر كرمان، افزود: اگر تا ديروز اجناس چون تلويزيون، خودرو، و يخچال براى قشر نيروى كار جامعه رويايى و دست نيافتنى بود، اما امروز ديگر حتى ارزاق عمومى روزانه نيز براى كارگر تبديل به كالاى اشرافى شده است. وي، در انتقاد از وعده‌‏هاى كارگزاران مبنى بر تثبيت قيمت و بهاى كالاها و تامين رفاه اقشار آسيب‌‏پذير، گفت: متاسفانه نه تنها قيمت و بها ارزاق عمومى افزايش داشته بلكه از دستمزد زحمتكشان نيز كسر شده است. دبير اجرايى خانه كارگر كرمان، با اشاره به اين كه در تعيين دستمزد سال 84 كارگران حداقل بايد فرمول سال گذشته شوراى عالى كار رعايت مي‌‏شد، مصوبه امسال اين شورا را خيانت به جامعه كارگرى دانست.

زنان و مردان كارگر در ايران انتخابات را تحريم ميكنند

نماينده کارگران همدان :  در صورت عدم توجه به خواسته هاي كارگران ، بايد انتخابات آتي را تحريم كنيم . در صورت عدم توجه به خواسته هاي كارگران در رابطه با واقعي كردن دستمزدها ، انتخابات آينده رياست جمهوري را تحريم خواهيم كرد . "چنگيز اصلاني" ، دبير اجرايي خانه كارگر همدان ضمن بيان اين مطلب ، افزود : در ابتدا بايد بررسي كرد كه چرا نمايندگان جامعه كارگري مبلغ 122 هزار تومان را قبول كرده و باعث شده‌‏اند تا حيثيت نيروي كار زير سوال برود . وي ادامه داد : عدم امنيت شغلي ، بزرگترين معضل جامعه كارگري است كه با شروع سال جديد ، شاهد عدم تمديد قرارداد كارگران بوده‌‏ايم و در حال حاضر نيز بحث تبعيض ناروا بين دستمزدهاي كارگران و كارمندان ، مزيد بر علت شده تا همچنان اين قشر زحمتكش دچار استرس و ناراحتي باشد .دبيراجرايي خانه كارگر همدان افزود : كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور بايد نسبت به مصوبه شوراي عالي كار تصميم گيري كرده و به نوعي عمل كند تا حركت سوال بر انگيزي را كه در جهت زير سوال بردن حيثيت نيروي كار صورت گرفته ، اصلاح كند .اصلاني در خاتمه تصريح كرد : با اينكه جامعه كارگري اعتصاب و راهپيمايي را حق مسلم خود دانسته و آن را به عنوان گزينه‌‏اي كارآمد در نظر دارد ، اما اگر به خواسته هاي به حقش در بحث دستمزد توجه نشود ، از هيچ اقدامي فرو گذار نخواهد كرد كه يكي از اين ابزارها تحريم انتخابات آتي رياست جمهوري و اعتراض به تبعيض دولت است

عيدى سال 84 به کارگران:اخراج 100 نفر از كارگران شركت صنايع دريايى

100 نفر از كارگران شركت صنايع دريايى( ايران صدرا) پس از تعطيلات نوروزى از بيكارى خود با خبر شدند. دبير اجرايى خانه كارگر بوشهر، گفت: كارگران اين شركت كه صبح امروز پس از چند روز تعطيلى بي‌‏خبر از همه جا براى انجام كار به محل كار خود مراجعه كرده بودند، با ليست كارگران اخراجى مواجه شدند. وي، با تاكيد بر اين كه كارگران مذكور از اخراج خود خبر نداشتند، يادآور شد: سال گذشته، نيز گروهى از كارگران پس از تعطيلات نوروزى به دلايلى چون اتمام قرارداد و نيروى مازاد از كار بيكار شده بودند. دبير اجرايى خانه كارگر بوشهر، با اشاره به اين كه شركت ايران صدرا با نزديك به 1500 كارگر در مناطق مختلف استان بوشهر چون عسلويه, فارس, جزيره صدرا، به ساخت و تعميركشتى و سكوهاى نفتى و اسكله مشغول هستند، موقعيت كارى اين شركت را ممتاز ارزيابى كرد. كمالى تصريح كرد: از آنجايى كه شوراى اسلامى كار اين شركت از 2 سال پيش تاكنون تشكيل نشده، روند اخراج كارگران همچنان ادامه دارد. وى, در پايان از احتمال اخراج 100 كارگر ديگر شركت صنايع دريايى ايران صدرا خبر داد.با دستمزد تعيين شده, خانواده متوسط كارگرى ماهيانه تنها مي‌‏تواند يك حلب روغن، 10 كيلو سيب زمينى و 10 كيلو پياز تهيه كند به گزارش خبرنگار گروه كارگرى ايلنا، مرتضى ريحانيان، دبير اجرايى خانه كارگر زنجان، با اشاره به اين كه سفره‌‏هاى كارگرى روز به روز بيشتر از گذشته رنگ مي‌‏بازند، گفت: با دستمزد تعيين شده از سوى شوراى عالى كار در سال 84 يك خانواده متوسط كارگرى ماهيانه تنها مي‌‏تواند يك حلب روغن، 10 كيلو سيب زمينى و 10 كيلو پياز مصرف كند.

تجمع اعتراض آميز جمعى از كارگران شهردارى ايلام

شمارى از كارگران قراردادى شهردارى ايلام در مقابل استاندارى ايلام تجمع كردند . اين افراد كه تعدادشان به 40 نفر مى رسيد مهمترين علت اين تجمع را تمديد نشدن قراردادهاى خود ذكر كردند. يك نفر به نمايندگى از تجمع كنندگان گفت : بيشتر اين افراد بين چهار تا هفت سال به صورت قراردادى با شهردارى ايلام همكارى داشته اند.

وى كه خود را " على ـ ر " معرفى كرد : افزود : همزمان با سال جديد شهردارى ايلام قرارداد اين افراد را تمديد نكرده است . وى ادامه داد , شهردارى اعلام كرده هيچگونه مجوزى براى استخدام آنان ندارد درحالى كه برخلاف ادعاها , افرادى را در قالب شركتهاى خدماتى جذب كرده است . نماينده كارگران تاكيد كرد : تاكنون هيچ كدام از مسئولان استان حاضر به پاسخگويى براى رفع اين مشكل نشده اند. شهردار ايلام نيز مهمترين عامل تمديد نشدن قرارداد اين افراد را تعديل نيروهاى مازاد عنوان كرد. " مصطفى بيگى " گفت : در سه مرحله نيروهاى شهردارى ايلام تعديل مى شوند كه در اين مرحله 70 نفر مشمول اين طرح شده اند. وى ادامه داد : اين افراد توسط شهرداران وقت به صورت خودسرانه جذب و تاكنون بدون مجوز قانونى در شهردارى ايلام فعاليت داشته اند. شهر ايلام با 250 هزار نفر جمعيت مركز استان است .

هرچند كه كارمندان دولت هم زير خط فقر بسر ميبرند،  ولي با اين وجود تفاوت حقوق كارگران با كارمندان دولت ، تبعيضي آشكار است

مشكل دستمزدها در سال 84 به معضل بزرگي تبديل شده كه تنها با مساعدت مقامات عالي كشور حل مي شود ."عبدا.. دهقان" ، دبير اجرايي خانه كارگر دورود ، ضمن بيان اين مطلب ، افزود : بايد هر چه سريعتر جلسه فوق العاده كانون عالي شوراهاي اسلامي كار تشكيل شود تا خط مشي و راهكارهاي مقابله با مشكل دستمزدها را مشخص كند .وي ادامه داد : با حرف زدن بدون آنكه عمل در كار باشد ، مشكل كارگران حل نمي شود و بايد حرف هايي كه گفته مي شود به مرحله عمل برسد .دهقان در خاتمه تصريح كرد : چگونه امكان عدالت اجتماعي وجود دارد ، در حاليكه حداقل حقوق كارگران 122 هزار تومان باشد ، ولي كارمندان دولت 200 هزار تومان دريافت كنند ، بنا بر اين براي حل اين مشكل كه تبعيضي آشكار بين دو قشر حقوق بگير ايجاد كرده‌‏است ،مساعدت مقام معظم رهبري همچون گذشته احساس مي شود .ايلنا – 15/1/84

نمايندگان ظاهري كارگران كه خود از مزدوران و دست نشاندگان

 اين نظام هستند بايد استعفا دهند

مسئول کميته مزد کانون شوراهاي اسلامي کار استان تهران : كليه نمايندگان جامعه كارگري در شوراي عالي كار بايد هر چه زودتر استعفا دهند . پذيرفتن دستمزد 122 هزار توماني خيانت بود . نمايندگان كارگران در شوراي عالي كار نبايد كارگران را بيش از اين معطل بي كفايتي خود كنند , جامعه كارگري خواستار استعفاي سريع نمايندگان كارگر در شوراي عالي كار است .كل نمايندگان جامعه كارگري در شوراي عالي كار بايد هر چه زودتر استعفاي خود را اعلام نمايند , اين حداقل كاري است كه آنها مي توانند انجام دهند تا زخم وارد آمده بر پيكره جامعه كارگري را التيام بخشند .وي با اشاره به اينكه اعلام رضايت نمايندگان كارگر در خصوص افزايش چند درصدي دستمزد غير منتظره بود ، تاكيد كرد : نمايندگان كارگر براي گرفتن حداقل دستمزد و حقوق كارگران ، در جلسه شوراي عالي كارحاضر شدند ، نه براي تضييع حقوق آنان .وي افزود : گويا دست هايي در اين خصوص دخيل شده تا كارگران و جامعه كارگري كشور را در مقابل دولت آينده قرار داده و موج بي اعتمادي را به دولت آينده تقديم كند ، اما اين افراد بدانند كه جامعه كارگري آگاه و هشيارتر از آن است كه آلت دست بازي هاي سياسي قرار گيرد .ا يلنا – 14/1/84

تشکل هاي کارگري ايران به رقم تعيين شده براي حداقل دستمزد اعتراض کردند

كارگران اعلام كردند اگر دولت راست ميگويد كارگزاران رژيمش

 فقط يك ماه با حقوقي كه ما داريم زندگي كند!!

حداقل دستمزدي که شوراي عالي کار براي سال 1384 تعيين کرد، تقريبا نصف مبلغي بود که کارگران از طريق تشکلهاي خود تقاضا کرده بودند، و 80 هزار تومان از حداقل حقوقي که براي کارمندان تعيين شده بود، کمتر بود. عليرضا محجوب چهره شماره يک تشکلهاي کارگران گفت با حضور گسترده کارگران در خيابانها و از طريق تجمع و تحصن دستمزدي که تقاضا کرده بوديم را خواهيم گرفت. سعيد کياني از فعالان جنبش کارگري نيز در مصاحبه اي با خبرگزاري ايرنا، از اعضاي شورايعالي کار درخواست کرد که يک ماه با دستمزدي که براي کارگران تعيين کرده اند، زندگي کنند. عباس کاربخش دبير خانه کارگر کرمان گفت: امروز ارزاق عمومي روزانه نيز براي کارگر تبديل به کالايي اشرافي شده است. مسئولان خانه کارگر در حالي از احتمال نا امن شدن فضاي کشور به دليل اعتراضهاي احتمالي کارگران سخن مي گويند که پيش از اين جمعي از فعالان جامعه کارگري، تلاشهاي گسترده اي را براي ايجاد تشکلهاي مستقل کارگري آغاز کرده اند. راديو فردا –

پيام افزايش دستمزد سال 84 كارگران , تشديد فقر و محروميت است

نماينده كارگران شهرستان ري : گفت: پيام شوراي عالي كار به كارگران در مورد افزايش دستمزدها در سال جديد , فقر و فلاكت نيروي كار است . افزايش دستمزد كارگران به هيچ عنوان واقعي نيست و با اين شرايط قشر شريف كارگر در سال جاري با مشكلات معيشتي فراواني رو به رو خواهد شد .اين نماينده كارگري گفت : اين ميزان دستمزد نه تنها عقب ماندگي ها را جبران نخواهد كرد ، بلكه باعث تشديد فقر و محروميت كارگران خواهد شد .تركاشوند درپايان گفت : مسوولان و دست اندركاران پاسخ دهند كه يك كارگر قراردادي با حداقل دستمزد 122 هزار تومان ، كدام يك از مشكلات خود را حل و فصل خواهد كرد ؟

با ماهي 122هزارتومان فقط ميشود4نان 1گرم پنيرو1گرم سبزي آقايان وزرا و نمايندگان به اصطلاح مجلس خودشان بيايند اين حقوق را براي مدتي تجربه كنند!!

دبير اجرايى خانه كارگر زنجان، با بيان اين كه با ماهى 122 هزار تومان مي‌‏توان روزانه 4 عدد نان و 1 گرم پنير و 1 گرم سبزى خريد، خاطرنشان كرد: چنانچه طرح تثبيت قيمت‌‏ها به خوبى اجرا شده و قيمت‌‏ها ثابت بمانند، كارگران مي‌‏توانند ماهيانه 4 بار استحمام كنند.

وى يادآور شد: كارگران تنها در ازاى فعاليت اقتصادى گسترده توليد بهينه و انبوه رقابت با توليدكنندگان داخلى و خارجى و مبارزه گسترده با قاچاق كالاهاى خارجى مجاز به استفاده از چنين امكانات كذايى خواهند بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساعت 19:35  توسط آفاق روشني  | 

دختران‌ نوجوان‌ در شبانه‌روزي‌ها‌ تن‌ به‌

 ازدواج‌هاي‌ اجباري‌ مي‌دهند

 رييس‌ انجمن‌ مددكاري‌ ايران‌ از وضعيت‌ نامطلوب‌ نگهداري‌ دختران‌ و پسران‌ نوجوان‌ و بي‌سرپرست‌ در مراكز شبانه‌روزي‌ ها‌ پرده‌ برداشت‌.وي‌ اعلام‌ كرد: بيشتر دختران‌ بي‌سرپرست‌ در مراكز شبانه‌روزي‌‌ پيش‌ از سيدن‌ به‌ 18 سالگي‌ و فقط‌ براي‌ رهايي‌ از محيط‌ نامناسب‌ شبانه‌روزي‌، به‌ ناچار تن‌ به‌ ازدواج‌هاي‌ اجباري‌ مي‌دهند. دكتر مصطفي‌ اقليما مهر افزود: در حال‌ حاضر تامين‌ هزينه‌ هاي‌ نگهداري‌ هر دختر يا پسر بي‌ سرپرست‌ در مراكز نگهداري‌ دولتي‌   تحت‌ پوشش‌ بهزيستي‌ حداقل‌ ماهيانه‌ 130 هزار تومان‌ است‌. بهزيستي‌ به‌ دليل‌ مشكل‌ هميشگي‌ كمبود اعتبار فقط‌ مي‌ تواند نصف‌ اين‌ مبلغ‌ را بپردازد و معلوم‌ نيست‌ كه‌ بقيه‌ اين‌ هزينه‌ از كجا بايد تامين‌ شود. به‌ گفته‌ تعدادي‌ از كودكان‌ نگهداري‌ شده‌ در اين‌ مراكز، برخي‌ ازمسوولان‌ آنها حتي‌ نمي‌ توانند به‌ اين‌ كودكان‌ غذاي‌ گرم‌ يا حتي‌ مقداري‌ لوبيا بدهند. دكتر اقليما گفت‌: اكثر افرادي‌ كه‌ داوطلب‌ ازدواج‌ با اين‌ دختران‌ بي‌سرپرست‌ مي‌شوند افرادي‌ مشكل‌ دار هستند. اصولا اكثر ازدواج‌ هايي‌ كه‌ نه‌ فقط‌ در بهزيستي‌ بلكه‌ در همه‌ نهادها و سازمانهاي‌ خيريه‌ نگهداري‌ از دختران‌ و پسران‌ بي‌ سرپرست‌ انجام‌ مي‌ شود، عاقبت‌ خوشي‌ ندارد و اكثرا اگر به‌ طلاق‌ نينجامد با مشكلات‌ جدي‌ مواجه‌ خواهد شد، چون‌ اكثر افرادي‌ كه‌ اين‌ دختران‌ را براي‌ زندگي‌ انتخاب‌ مي‌ كنند خود به‌ نوعي‌ مشكل‌ دار هستند. دكتر اقليما گفت‌: حتي‌ پسرها و دخترهاي‌ اين‌ مراكز نيز يكديگر را براي‌ زندگي‌ انتخاب‌ نمي‌ كنند و هيچ‌ خانواده‌يي‌ با هر طبقه‌ خاصي‌ حاضر نيست‌ دختري‌ را از پرورشگاه‌ براي‌ همسري‌ پسر خود انتخاب‌ كند و به‌ همين‌ دليل‌ مي‌ توان‌ به‌ جرات‌ بيان‌ كرد كه‌ 99 درصد كساني‌ كه‌ براي‌ ازدواج‌ با اين‌ دختران‌ داوطلب‌ مي‌ شوند شرايط‌ زير صفر دارند و از تحصيلات‌، شغل‌ و درآمد مناسبي‌ برخوردار نيستند و اكثرا به‌ چشمداشت‌ دريافت‌ كمكي‌ كه‌ به‌ اين‌ دختران‌ در هنگام‌ ترخيا از اين‌ مراكز داده‌ مي‌ شود، در ازدواج‌ با اين‌ دختران‌ پيش‌قدم‌ مي‌ شوند در حالي‌ كه‌ اين‌ وضعيت‌ دايمي‌ نيست‌ و پس‌ از مدتي‌ به‌ مشكلات‌ جدي‌ بر مي‌ خورند. متاسفانه‌ برخي‌ از دختراني‌ كه‌ در اين‌ مراكز بر خلاف‌ ميلشان‌ ازدواج‌ كرده‌اند، پس‌ از مدتي‌ به‌ دليل‌ مشكل‌ دار بودن‌ همسر و اختلافات‌ شديد از خانه‌ فرار مي‌كنند و به‌ زنان‌ فراري‌ از خانه‌ تبديل‌ مي‌ شوند. اعتماد – 15/1/84

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساعت 19:20  توسط آفاق روشني  | 

رهائي زنان در گرو كسب قدرت سياسي است

 

زنجيرها را بگسليم، خشم زنان را بمنزله نيروي قدرتمندي براي انقلاب رها كنيم!

 

يك زن 57 ساله در خيابان قصرالدشت تهران خود را آتش زد!

يك زن 52 ساله خود را دار زد!

در عرض 22 روز، 9 زن در ياسوج خودكشي كردند!

در عرض 14 ماه تنها در استان ايلام 139 نفر خودكشي كردند كه اكثرشان زن بودند!

سال گذشته در استان خراسان 2530 زن (يعني تقريبا 7 زن در هر شبانه روز) با مصرف قرص خواب آور اقدام به خودكشي كردند.در استان خراسان 59 نفر كه اكثريتشان زن بودند، در اثر خودسوزي جان سپردند!

يك دختر 14 ساله كه مي خواستند او را به زور به عقد يك مرد 50 ساله درآورند نفت روي خود ريخت و خود را سوزاند. داماد پنجاه ساله دو زن ديگر هم داشت!زني ايراني كه در خارج از كشور از شوهرش جدا شده بود توسط وي بقتل رسيد!يك شبكه فحشاء ايراني ـ آلماني كه به خريد زنان از ايران و فروش آنان در كشورهاي خليج مشغول بود كشف شد. ايران نيز زير نظر سران حكومتي به شبكه بين المللي فحشاء پيوست! ...

اينان زناني هستند كه لگدمال و تحقير شده اند. برخي از آنها شخصيت انسانيت  خود را زير فشارهاي اقتصادي و فقر، خرد شده يافته اند و برخي ديگر اگر چه تا حدي در مقابل فقر روزافزون مقاومت كرده اند اما اخلاقيات و سنن عقب مانده؛ خرافه هاي ارتجاعي و بهتان ها آنها را در هم شكسته است. اگر مي خواهيد به عمق پوسيدگي جامعه اي كه در آن زندگي ميكنيد پي ببريد به اعماق قلب اين زنان بنگريد و فشارهاي اجتماعي كه مانند تار عنكبوت زنان را محاصره كرده است، ببينيد.فشارهاي اقتصادي و اجتماعي، اخلاقيات اسارتبار ارتجاعي و مردسالاري قربانيان خود را از ميان زنان در خفا مي گيرد بدون اينكه توجه كسي را جلب كند. هراز چندگاهي درج اخبار خودكشي ها فقط نام قربانياني كه ديگر اميد خود به زندگي را از دست داده اند، فاش مي سازد؛ بدون اينكه اعلام شود كه چه كسي مسبب مرگ آنانست و قاتلين واقعي آنان كيانند؟ اين خودكشي ها، تنها بيان گوشه اي از زندگي زنان ايران است. اگر نظام حاكم فقط مرتكب همين چند فقره جنايت شده بود، كافي بود تا حكم بر سرنگونيش داده شود و عاملين آن هزاران بار تكه تكه شوند.فشارهاي اقتصادي و اجتماعي، مشكلات خانوادگي، ازدواجهاي اجباري، بي احترامي، توهين و آزار، ضرب و شتم زنان توسط شوهران و ديگر اعضاي خانواده، زنان را به خودكشي مي كشاند. اين خودكشي ها نتيجه اين واقعيت است كه اين قربانيان، اميد از آينده بريده اند. قطعا مرگ كسانيكه حاضر نيستند تن به خفت و ذلت دهند و پياله بندگي و تحقير و رنج را تا به آخر بنوشند، حس همبستگي و همدردي همگان را نسبت به آنان بر مي انگيزد. اما چرا كسانيكه اين دل و جرئت را از خود نشان مي دهند كه با مرگ روبرو شوند نبايد تلاش كنند كه در جنگي انقلابي شركت كرده و عاملان و مسببين واقعي اين موقعيت شنيع و جنايتكارانه را نابود كنند، و بدين طريق براي خود و مردم جهان اميد بيافرينند.

تريبون فمينيستي

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساعت 19:14  توسط آفاق روشني  | 

براي دختركان معصوم ميهنم كه در كام مرگ

سرخ(سركوب) و سياه (فحشا) و سپيد (اعتياد)

هر روز به كام نابودي كشيده مي‌شوند

دخترم نازنين

دستم را به سويت

و قلبم را ازآشيانة همة خواستنها

پرتاب مي‌كنم

بر زميني كه مهر مردمم

زيباترين نهال رسته آن است

دخترم، نازنين گل

آغوش شب چه خونين بود

وقتي كه آرام به خواب رفتي

و آخرين بوسه و رقصت

چه معصومانه بود بر طناب دار

دخترم ، نازنين

گناهت چه بود؟

چه خواستي از زندگي

جز يك لحظه شادي؟!

در سرزميني كه

صبح و شب كاروان عزا

بر كوچه ها گذر مي كند

جز يك آرزو؟!

در سرزميني كه ديرپايست

آرزو كردن

بر سر كوچه شلاق مي‌خورد

جز يك لحظه لبخند؟!

در سرزميني كه شادي را سر مي برند

و عشق را به جرم مفسد في العرض

به پاي شهوتِ نفرت مي‌كشند

دخترم نازنين گل

چه معصومانه و بي كسي

هرروز تورا

به پاي اژدها

سر مي برند

و خونت را

در بشكه‌ها در عوض دلار

به تاراج برده و

زهم در شهر پيچيده را

بوي كباب مي‌نامند!!

دختركم نازنين

صداي تو

پژواك صداي ما بيش نبود

و دستي كه به ياريت آمد

خود غرقه به خون

دستمالي كه بر زخمت بسته شد

جز تكه اي از جامه ياران نبود

و طوفاني كه برخاست

از آه دل سوختگان

پس دستم را بگير

پس دستت را بده

ما چه داريم جز درد خويش؟

و عشقي كه چراغ راه است در پيش

ما كه هستيم جز خويش؟

و اميدي كه از بام البرز

مي تابد چو خورشيد

و اينسان است

كه اين ره رفته و مي‌رود

نه كم و نه بيش

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 19:17  توسط آفاق روشني  | 

یک خبر نگار زن كه ميزان حقوق و عيدي

نمايندگان مجلس را اعلام كرده بود محاكمه ميشود

شيرين عبادي اعلام كرد: از آنجا كه عمل خانم مسيح علي‌‏نژاد خبرنگار ايلنا را صرفاً در راستاي وظيفه اطلاع‌‏رساني مي‌‏دانم و بر اين اعتقادم كه اعلام ميزان حقوق و عيدي نمايندگان مجلس جرم نيست، حاضرم براي حمايت از آزادي بيان وكالت وي را قبول كنم. وظيفه هر خبرنگاري اطلاع‌‏رساني است و آنچه خانم علي نژاد انجام داد، چيزي جز انجام وظيفه نبود.

وي تصريح كرد: اتهاماتي نظير سرقت فيش حقوقي از كازيوي نمايندگان با توجه به اين كه آقاي ولي‌‏الله شجاع پوريان اعلام كرد كه فيش حقوقي خود را شخصاً در اختيار خبرنگار ايلنا قرار داده است، يك ادعاي كذب و اتهامي فاقد توجيه قانوني است.عبادي خاطر نشان كرد: تعجب مي‌‏كنم كه چرا نمايندگان محترم مجلس از اين كه ملت ايران متوجه ميزان حقوق و مزاياي آنان شوند، نگرانند.رئيس كانون مدافعان حقوق بشر در ادامه تصريح كرد: شفاف‌‏سازي در مسائل سياسي به خصوص در اين برهه حساس، بهترين كاري است كه مسوولان كشور مي‌‏توانند انجام دهند و واكنش در برابر شفاف‌‏سازي سوال برانگيز است، سوال من از نمايندگان مجلس اين است كه چرا چنين واكنش تندي نشان داده‌‏اند؟اين وكيل دادگستري به هيأت رئيسه مجلس هفتم پيشنهاد كرد كه براي رفع هرگونه سوء تفاهم، ميزان دريافتي حقوق و مزاياي نقدي و غيرنقدي نمايندگان در يك سال گذشته را به صراحت در قالب اطلاعيه‌‏اي بيان كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 18:31  توسط آفاق روشني  | 

كبري رحمانپور قرباني سياستهاي زن ستيزانه آخوندها

در شرف اعدام قرار دارد

سازمان آزادی زن - حکم اعدام کبرا رحمانپور تائید شده است. جمهوری اسلامى کبرا را بزودی اعدام خواهد کرد. باید این حکم را متوقف کرد. اعدام عملى شنیع و ضد انسانى است. توحش است. قرار است کبرا رحمانپور به پای چوبه دار برده شود و به تاوان فقر و نداری به دار آویخته شود. کبرا رحمانپور را بسیاری از شما میشناسید و با زندگى وی آشنا هستید. اجازه ندهیم که کبرا قربانى توحش و بربریت جمهوری اسلامى و قوانین ضد انسانى آن بشود. کبرا رحمانپور خود یک قربانى است. قربانى نظامى که انسان و حقوق انسانى در آن کمترین ارزشى ندارد. این کبرا نیست که باید محاکمه شود، این سران جمهوری اسلامى و نظام سراپا فساد آن است که باید به جرم جنایت علیه بشریت محاکمه شود. ما توانستیم در همین چند ماه اخیر حکم سنگسار حاجیه اسلام وند و حکم اعدام شهلا جاهد را متوقف کنیم. توانستیم افسانه نوروزی را از سیاه چال های اسارت جمهوری اسلامى آزاد کنیم. به کمک هم قادر خواهیم بود کبرا رحمانپور را نیز از مرگ برهانیم.سازمان آزادی زن و کمپین بین الملى دفاع از حقوق زنان در ایران در چند روز گذشته اقدامات ویژه ای را در دستور کار خود قرار داده و تلاش میکنند که با جلب افکار عمومى و فشار آوردن به جمهوری اسلامى جلو این جنایت فجیع را بگیرند. به این کمپین بپیوندید! به جمهوری اسلامى اعتراض کنید. طومار برای آزادی کبری را امضاء کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 19:50  توسط آفاق روشني  | 

سفير كانادا با برملا شدن جزئيات بيشتري از شكنجه و تجاوز به زهرا كاظمي از رژيم ملاها خواست تا پرونده اين خبرنگار زن  دوباره مورد بررسي قرار گيرد

 

بدنبال افشای جزئيات جديدی درباره مرگ زهرا کاظمي، خبرنگار و عکاس ايرانی تبعه کانادا، گروههای مدافع حقوق بشر بار ديگر خواهان تحقيقات مستقلی در خصوص مرگ اين خبرنگار شده اند.

دروری دايک، مسئول بخش ايران در سازمان عفو بين الملل، گفته است که اکنون تحقيقاتی کامل، شفاف و مستقل درباره مقامات قضايی ايران ضروری است؛ چرا که به گفته آقای دايک در غير اينصورت باقيمانده اعتباری که قوه قضاييه ايران دارد از بين می رود. همزمان اتحاديه اروپا نيز گفته است که اين موضوع را از نزديک دنبال می کند.

يک سخنگوی کميسيون اروپايی گفته است که اتحاديه اروپا با نگرانيهای مقامات کانادايی در مورد قضيه خانم کاظمی ابراز همدردی می کند و اميدوار است که گزارشهای جديد منتشر شده درباره مرگ خانم کاظمی بتواند نکات تاريک اين مرگ را مشخص کند. اين سخنگوی اتحاديه اروپا گفته است اين اتحاديه معتقد است که شفافيت مقامات ايرانی در اين خصوص و تعهد آنها به حاکميت قانون و همچنين پاسخ به اتهامات شکنجه در ايران به سود ايران است.

جزئيات تازه

دکتر شهرام اعظم که نخستين پزشکی بوده که زهرا کاظمي، خبرنگار و عکاس ايرانی تبعه کانادا را معاينه کرده در نشستی خبری در اتاوا، پايتخت کانادا گفته است که جراحات خانم کاظمی تنها می توانسته ناشی از ضرب و شتم، شکنجه و تجاوز بوده باشد. وی گفته است زمانی که خانم کاظمی به بخش مراقبتهای ويژه اين بيمارستان بقية الله منتقل شد، پزشک کشيک اين بخش بوده است.

آقای اعظم همچنين در قسمتی از گفتگوی خود با بخش فارسی بی بی سی گفت که پس از معاينات خانم کاظمی تشخيص داده که ضرباتی که به بدن زهرا کاظمی وارد آمده در زمانهای مختلف رخ داده و نتيجه گرفته که وی طی دوره ای چند روزه مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار داشته است. پس از اظهارات اين پزشک ايراني، پی ير پتيگرو، وزير خارجه کانادا گفته است که هيچ شکی وجود ندارد که خانم کاظمی در دوران بازداشت به قتل رسيده و بار ديگر از ايران خواسته است پرونده جنايی مرگ خانم کاظمی را بازگشايی کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 18:5  توسط آفاق روشني  | 

گناه من چيست جز زندگي در حاكميت سياهي و تباهي

و زندگي در نظامي زن ستيز و ضد آزادي

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 17:53  توسط آفاق روشني  | 

احضار رويا طلوعى به دادگاه شاهدي بر اختناق و زن ستيزي ملاها

خانم رويا طلوعـى فعال حقوق ملى و حقوق زنان در سنندج، پس از رد صلاحيت و رد مجوز كانون زنان كرد مدافع صلح و حقوق بشر به شعبه چهارم بازپرسى تحت نظر دادگاه انقلاب در سنندج احضار شد. از جمله علت هاى اين احضار مصاحبه با راديوهاى بيگانه قيد شده است.

دويچه وله: خانم طلوعى علت احضار شما به دادگاه چه عنوان شده است؟  

روياطلوعى: حفاظت اطلاعات نيروى انتظامى از من  بعنوان خدشه دار كردن امنيت ملى، مصاحبه با راديوهاى خارجى و افترا زدن به نظام و حفاظت اطلاعات شكايت كرده است.

دويچه وله: در يكى از سايت ها عنوان شده كه به شما اتهام عدم رعايت شئونات اسلامى و نداشتن پوشش مناسب نيز زده شده است.

رويا طلوعى: آن شكايت ديگرى است كه حفاظت اطلاعات  در شعبه يك كرده، اما هنوز احضاريه اش به دست من نرسيده است. اين مورد بخاطر نوشته هاى من وعكس هاى غير اسلامى  به معناى پيدا بودن بخشى از موهاى من در جلوى سر و اينكه روسرى ام كاملا گردن ام را نپوشانده، هست.  

دويچه وله: شما در رابطه با احضاريه در دادگاه حاضر شديد؟

رويا طلوعى: بله. اول تلفنى مرا احضار كردند و وقتى رفتم احضاريه كتبى به من دادند. قرار شده كه ۱۶ فروردين ماه در دادگاه حاضر شوم و آنجا در مورد اتهام هاى من صحبت شود و احيانا نماينده اى هم از حفاظت اطلاعات آنجا خواهد بود.

دويچه وله: فكر ميكنيد اين احضار بيشتر جنبه يادآورى و تذكر داشته باشد يا ميخواهند پرونده اى تشكيل دهند؟

رويا طلوعى: يادآورى و تذكر را معمولا تلفنى يا با احضارهايى كه در حفاظت اطلاعات صورت گرفته، انجام داده اند. اين بار ديگر بطور جدى وارد ميدان شده و پرونده تشكيل داده اند.

دويچه وله: شما قصد داريد وقتى پرونده تشكيل و موضوع جدى شد، چه اقدامى كنيد؟

رويا طلوعى: من جلسه سه شنبه ۱۶ فروردين را احتمالا خواهم رفت و اگر بازداشت ام نكنند، تصميم دارم وكيل بگيرم و از خودم دفاع كنم.

دويچه وله: آيا ميتوان برداشت كرد كه نسبت به حقوق اقليت ها حساسيت وجود دارد كه تا بحال چند بار چنين برخورد هايى با شما داشته اند؟

رويا طلوعى: به نظر من حساسيت نسبت به حقوق زنان و حقوق اقليت ها تواما وجود دارد و اين برخوردها تازگى ندارد و آنها با دوستان ديگر ما نيز دراين زمينه ها برخورد داشته اند. كلا نسبت به مسئله كرد ها بجاى اينكه بطور اصولى و منطقى به خواسته هايشان توجه كنند و مشكلات را حل كنند، با چنين عكس العمل هايى مسائل را حادتر و پيچيده تر كرده اند.

دويچه وله: برخورد تا حالا صرفا متوجه شخص شما بوده و مشمول سايرين درتشكل و گروهى كه با آن كار ميكنيد، نشده؟

رويا طلوعى: فعلا از تشكل ما فقط من احضار شده ام اما احتمال اش هست كه همكاران و دوستان ديگرم نيز احضار شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1384ساعت 19:58  توسط آفاق روشني  | 

فريادي در بي صدايي، نجمه اميدپرور

ديوارهاي بلند زندان كه پس ازانقلاب 57 به دربه بندكشيده شدن دگرانديشان و آزادي خواهان خو گرفته اند، گويي بعد از اين هم نيز بايد چنين سرنوشت تلخي را به چشم ببيند. انديشيدن و بيان نظرگاه ها كه حق طبيعي هر انساني است در جمهوري اسلامي، اقدام عليه امنيت و هزار و يك عنوان ديگر نام مي گيرد. كساني كه به نام امنيت ملي، بر پايه آزادي زنجير مي نهند. هنوز به اين باور نرسيده اند كه اين گونه رفتارها نه بنيان امنيت را استوار خواهد كرد و نه پايه هاي آزادي خواهي را لرزان.
در طي 25 روز بازداشتم به خوبي و بيش ازپيش دريافتم كه ارزش انسان و جان او در نزد مدافعان حكومت حاكم بر ايران، پشيزي نمي ارزد. بازداشت يك زن باردار كه جرمش بيان ديدگاهش در فضايي به نام وبلاگ ودفاع از همه در بندش است چه تصويري از دستگاههاي امنيتي جمهوري اسلامي درنزد افكار عمومي ترسيم مي كند؟ اين پرسشي است كه هر انسان آزاده اي پاسخ آن را به خوبي مي داند.
اميد ندارم كه پروژه برخورد با موبلاگ نويسان، پاياني داشته باشد و من اميد دارم كه وبلاگ نويسان در برابر اين پروژه پايداري كنند كه اين استقامت و پايداري را تا كنون به نمايش گذاشته اند و همانند زنجيري محكم به يكديگر متصل هستند.
در پايان لازم مي دانم از تلاش خستگي ناپذير افراد، سازمانها و نهادها و انجمن ها و گروه ها و
رسانه هاي مدافع حقوق بشر و آزادي بيان كه براي آزادي من و همسرم از هيچ كوششي فروگذار نكردند، سپاسگزاري مي نمايم و آرزو كنم كه همسرم، محمد رضا نسب عبدالهي كه او نيز، به نسبت ميان ديدگاهش در وبلاگش در زندان رفسنجان به سر مي برد و به زودي آزاد مي گردد.


به اميد رهايي ايران از زنجير استبداد
نجمه اميد پرور
دبير تشكيلات انجمن دانشجويي دفاع از حقوق بشر در ايران

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1384ساعت 13:38  توسط آفاق روشني  | 

با تمامي فشارها و اختناقي كه نظام ملايان بر روي  زنان ايراني اعمال نموده اند ، زنان آزاده ايراني دست از مبارزات حق طلبانه خويش بر نخواهند داشت، تاريخ نشان خواهد داد كه زنان ايراني دير يا زود حقوق به سرقت رفته خويش را با سرنگوني اين نظام باز خواهند يافت

زنان ايرانی بگونه ای مضاعف آنچنان در چنبره قوانين « زن ستيز» رژيم جمهوری اسلامی و آداب و رسوم دست و پاگير گرفتارند که بعضاً راهی بجز خودکشی پيش روی خود نمی بينند . آمار خودکشی در مناطق محروم کشور بيانگر اين امر است . در سالی که گذشت تنها در استان مرکزی و استان ايلام به ترتيب 250 و 220 زن اقدام به خودکشی کردند . خانم ياکين ارتورک گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در زمينه خشونت عليه زنان در سفر اخير خود به ايران طی گزارش مقدماتی خود از انواع نقض حقوق زنان ياد کرد . در اين گزارش ازجمله به خشونت های روانی ، جنسی و فيزيکی عليه زنان اشاره شده است . قاچاق زنان به کشورهای حوزه خليج فارس ، نقص در قوانين طلاق ، تبعيض جنسی ، طولانی بودن مدت حبس در سلولهای انفرادی ، ممنوع الملاقات بودن ، عدم تناسب جرم و مجازات ، نداشتن وکيل ، نقض معاهدات بين المللی و... از موارد ديگر اين گزارش است .

در سال گذشته علاوه بر نقض حقوق زنان در اشکال فوق، رژيم محدوديتهای جديدی را برای زنان ايجاد کرد . مثلاً سهميه دختران در برخی از رشته های تحصيلی نظير پزشکی و دارو سازی کاهش يافت . در عرصه مدنی نيز دستگيريهای خيابانی ، شلاق زدن و جريمه نقدی در تابستان به بهانه بد حجابی افزايش يافت .

در گزارش زير بخش بسيار کوچکی از نقض حقوق زنان در ايران ارائه شده است :

اسامی زنانی که به حکم دادگاههای رژيم جمهوری اسلامی اعدام شده اند.

1 ـ منيره قاسمپور 27 ساله قزوين

2 ـ عاطفه سهاله رضوی 16 ساله نکاء

اسامی زنانی که در دادگاههای رژيم جمهوری اسلامی محکوم به اعدام شده اند.

1 ـ فاطمه حقيقت پژوه 33 ساله

2 ـ فاطمه « الف » 28 ساله

3 ـ اکرم قويدل 31 ساله

4 ـ ليلا مافی 19 ساله

5 ـ حاجيه اسماعيل وند 22 ساله

6 ـ معصومه « ش »

7 ـ شهلا جاهد

8 ـ کبرا رحمانپور

9 ـ فاطمه

10 ـ زهرا

11 ـ يک زن که نام او اعلام نشده است

زنان محکوم به سنگسار :

1 ـ « سيما» صد ضربه شلاق و سنگسار

محکومين به زندان و شلاق

1 ـ ژيلا ايزدی 13 ساله

كشتن دختر جوان ۱۹ ساله اي در فسا در روز چهارشنبه سوري بنام سيما به جرم اينكه روسري اش را به عنوان اعتراض ازسربرداشته بود.

مرگ های مشکوک :

1ـ سيمين ب دانشجو دانشگاه آزاد اسلامی جيرفت

2 ـ عصمت حبيب اللهی 26 ساله دانشجوی دانشکده روابط بين الملل وزارت امور خارجه

3 ـ يک دانشجوی دختر دانشگاه اصفهان

4 ـ الناز درخشان خبرنگار روزنامه « افتخار »

5 ـ شهلا شکاری خبرنگار روزنامه های « شرق » و « افتخار »

6 ـ شيوا شکاری خبرنگار روزنامه های « شرق » و « افتخار »

زنان روزنامه نگاری که در طی سال گذشته در دادگاهها بازجويي و محاکمه شده اند

1 ـ بتول زمانی مدير مسئول ماهنامه « لوتوس »

2 ـ مهناز هويدا مدير مسئول هفته نامه « رايزن جوان »

3 ـ صديقه طالعی مدير مسئول نشريه « هنر زندگی »

4 ـ پريوش برنجی مديرمسئول دوهفته نامه « موسيقی قرن »

5 ـ سکينه کريم خانی مدير مسئول ماهنامه « آهنگ زندگی »

6 ـ تونيا کبود وند دبير بخش زنان نشريه توقيف شده « پيام مردم کردستان »

7 ـ فائزه شريف مدير مسئول هفته نامه « صدا » 650هزار تومان جريمه نقدی

8 ـ فرشته قاضی خبرنگار روزنامه « اعتماد » بازداشت و صدور قرار وثيقه50 ميليون تومانی

9 ـ محبوبه عباسقلی نژاد سردبير نشريه « فرزانه » بازداشت و صدور قرار وثيقه30 ميليون تومانی

10 ـ فريبا داودی مهاجر دبير انجمن روزنامه نگاران جوان تهديد به مرگ از سوی نهاد های امنيتی

11 ـ شمزين جهانی عضو« انجمن زنان کرد مدافع صلح و حقوق بشر» و روزنامه نگار سه سال و نود ويک روز زندان

12 ـ نفسيه کوهنورد خبرنگار روزنامه « همشهری » اخراج از کار

۱۳- نجمه اميدپرور به جرم نشر اكاذيب در حالي كه باردار بود يك ماه در سياهچالهاي قرون وسطايي آخوندها زنداني بود.

۱۴. دستگيري دهها نفر از زنان در تجمع پارك لاله تهران به جرم برگزاري روز جهاني زن

۱۵. دستگيري دهها نفر از زنان و دختران ايراني به جرم شركت در تجمع چهارشنبه سوري در شهرهاي مختلف ايران

۱۶. ضرب وشتم زنان و دختران تهراني به جرم اينكه جلو استاديوم ورزشي آزادي بعد از مسابقه ايران و ژاپن گرد هم آمده بودند.

1۷ ـ مسيح علي نژاد خبرنگار « ايلنا » ممنوع ورود به مجلس

دستگيری دست جمعی زنان در جشن ها به جرم رقص وشادی به اتهام « فساد »

ـ 22 زن د رتهران

ـ 16 زن در مشهد

ـ 24 زن در اهواز

ـ 20 زن در ساوجبلاغ

ـ 132 زن در سمنان

ـ 32 زن در لاهيجان

ـ 55 زن در قزوين

ـ 61 زن در زنجان

ـ 49 زن در رشت

ـ 769 زن در زنجان دريافت تذکر از سوی نيروهای امر به معروف و نهی از منکر

ـ 1250 زن در سمنان دريافت تذکر از سوی نيروهای امر به معروف و نهی از منکر

محاکمه فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعی

1 ـ فاطمه حقيقت جو نماينده دوره ششم مجلس شورای اسلامی

2 ـ شيرين عبادی وکيل دادگستری

3 ـ فاطمه گوارايی فعال ملی ـ مذهبی

4 ـ مرضيه مرتاضی لنگرودی فعال ملي ـ مذهبی سه سال حبس تعليقی

5 ـ توکا ملکی نويسنده کتاب « زنان موسيقی ايران » يک ميليون تومان جريمه نقدی

6 ـ مليحه مغازه ای مترجم کتاب « زنان پرده نشين مردان جوشن پوش » يک و نيم ميليون تومان جريمه نقدی

7 ـ سوسن طلوعی دبير زبان انگليسی و عضو شورای شهر جلفا

دستگيری و بازجويی فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعی

1 ـ خانم علوی شوشتری عضو گروه « اتحاد ملی »

2ـ اکرم اقبالی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران ( 21 روز بازداشت 40 ميليون تومان قرار وثيقه )

3 ـ فريبا هدايتی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

4 ـ الهه نازجو از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

5 ـ شهرزاد کريمان از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

6 ـ خانم شقاقی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

7 ـ خانم رخساره از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

8 ـ دختر و همسر محمد احمدی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران

9 ـ شهين خادمی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

10 ـ طاهره بابا خانی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

11 ـ زری جوادی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

12 ـ مادر لواسانی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

13 ـ مادر خادمی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران

14 ـ شهناز هادی قشقايي بجرم نظرسنجی در مورد حوادث فيروز آباد

15 ـ نرگس اديب از فعالان«جنبش پيشاهنگان ايران »

16 ـ معصومه اکبر بيگی دستگيری به علت شرکت در حرکت « اعتراض عليه خشونت »

17 ـ زهرا جمالی کارمند ستاد مشترک سپاه پاسداران

18 ـ دستگيری دو زن در تهران به جرم پخش اعلاميه

19 ـ سارا عباسی از فعالين حرکت ملی آذربايجان

احضار ، بازجويی و بازداشت دانشجويان

1ـ سحر صديقی دانشجوی دانشگاه اصفهان

2 ـ مرضيه آريانفر دانشجوی دانشگاه اصفهان

3 ـ منيره بهارلو دانشجوی دانشگاه اصفهان

4 ـ سوناز شريفی دانشجوی دانشگاه تهران

5 ـ هانيه نعمتی دانشجوی دانشگاه تهران

6 ـ شيوا نظر آهاری دانشجوی دانشگاه صدرا « 20 روز بازداشت 40 ميليون تومان وثيقه »

7 ـ مريم خرمی دانشجوی دانشگاه پيام نور ورامين

8 ـ پگاه ساکی دانشجوی دانشگاه آزاد اراک « 3 ميليون تومان کفالت »

9 ـ فاطمه هدايت دختر روزنامه نگار زندانی انصافعلی هدايت ممنوعيت ازتحصيل .

محدوديت های گوناگون عليه فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعی

1ـ اعظم طالقانی دبير کل جامعه زنان انقلاب اسلامی ممنوع الخروج

2 ـ نرگس محمدی فعال ملی ـ مذهبی عدم اجازه ايراد سخنرانی در دانشگاه رازی کرمانشاه

3 ـ ژيلا حسن پور شاعر و نويسنده کُرد ، بازجويی

4 ـ شش زن عضو جامعه زنان انقلاب اسلامی مورد بازجويی قرار گرفتند

5 ـ دوازده زن عضو انجمن های غير دولتی مورد بازجويی قرار گرفتند

6 ـ جلوگيری از برگزاری کنسرت موسيقی « گروه مهرگان »

7 ـ مهناز انصاريان نويسنده و بازيگر سينما و تلويزيون تهديد به مرگ توسط نيروهای امنيتی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1384ساعت 12:43  توسط آفاق روشني  | 

ماجراي زنان و دختراني كه به خاطر به دست آوردن لقمه ناني يا حل مينيمم هاي تضادهاي زندگي ، در اين رژيم زن ستيز همه چيز خود را از دست ميدهند، راستي اگر اين رژيم ضد زن ، مينيمم هاي يك  زندگي معمولي را به لحاظ اقتصادي ، تحصيل و اجتماعي .... براي مردم ما فراهم ميكرد آيا شاهد اين معضلات در جامعه بوديم؟

اولين چيزي كه توجه را جلب مي‌كرد، عينك آفتابي زن بود و بعد، كيسه‌هاي پلاستيكي كه پيدا بود از فرط خستگي آنها را پيش پايش بر زمين گذاشته است.بنابراين هر دو دستش آزاد بود و مي‌توانست با ايما و اشاره از من درخواست كند كه بايستم و تا هر جايي كه مي‌توانم او را برسانم.

درست بعد از بريدگي اتوبان جهان كودك، به سمت مدرس ايستاده بود و توقف كردن در مسيري كه ماشين‌ها با سرعت و بدون ديد مي‌آمدند، خالي از خطر نبود.ولي ايستادم، فلاشر را روشن كردم، بر روي صندلي سمت شاگرد خم شدم و در را برايش باز كردم تا بارهايش را كه اكنون از روي زمين برداشته بود، اول داخل ماشين بگذارد و بعد خودش سوار شود.سوار كه شد، شروع كرد به گرم و صميمانه حال و احوال كردن و بعد شكايت از زمانه و روزگار و مردمي كه حاضر نيستند يك زن سي ساله را صرفا به خاطر انسانيت سوار كنند.البته قسمت مربوط به سنش را راست نمي‌گفت. با حذف رنگ و روغن‌هايي كه به خودش ماليده بود، حداقل چهل سال را داشت.

گفتم: من تا سر ظفر مي‌تونم خدمت شما باشم. اونجا بهتر ماشين گيرتون مي‌آد.

گفت: ممنونم. همين مقدار هم غنيمته. به خصوص كه فرصتيه براي گپ و گفت صميمانه.

گفت: بعله. دوستان بهم مي‌گن تو كه امكانشو داري چرا ماشين نمي‌خري؟ مي‌گم خوب در طول هفته كه ماشين و راننده دانشگاه هست. اين يه روز هم كه به بهانه خريد مي‌تونم با مردم دمخور باشم، چرا از دست بدم؟ كسي كه جامعه‌شناسي درس مي‌ده بايد تو مردم باشه، با مردم حشر و نشر داشته باش، با مردم زندگي كنه.

حالا كه به خاطر اشتغالات درسي اين توفيق كمتر نصيبم مي‌شه، چرا همين مقدارشو از خودم مضايقه كنم؟ مي‌دونين؟ آخه من موقع رفتن كه دستم خاليه، با اتوبوس مي‌رم. توي اتوبوس مي‌گردم دنبال سوژه‌هاي اجتماعي، آدماي پير، فقير، بلاديده، زخم‌خورده، ستم‌كشيده و پيش اونها مي‌نشينم و سر حرف رو باز مي‌كنم و وقتي اونها سفره دلشون رو پهن مي‌كنن، تازه آدم مي‌فهمه كه چقدر از مرحله پرته.

من با همون يه نصفه روز براي تمام هفته‌ام انرژي مي‌گيرم...

داشتيم مي‌رسيديم به سر ظفر و زن همچنان حرف مي‌زد. ناگزير شدم حرفش را قطع كنم و بگويم: خب. اين هم سر ظفر. اميدوارم كه سريع ماشين گيرتون بياد.

گفت: شرمنده‌ام كه مزاحمتون شدم؛ ولي كاش مي‌تونستين منو تا پل صدر ببرين. اگر ديرتون نشده، خواهش مي‌كنم كه چند دقيقه وقتتون رو به خاطر من حروم كنين، منو كه زير پل بذارين، مي‌تونين از شريعتي برگردين تو ظفر.

درمانده گفتم: بسيار خوب.

گفت: يادتون باشه آدرستون رو بديد يه فرصتي خدمت برسم تا در يك فضاي راحت‌تري با هم اختلاط كنيم. اين‌طوري خيلي رسميه.

گفتم: شما كدوم دانشگاه تشريف دارين.

گفت: دانشگاه آزاد، شعبه شمال غرب. البته مي‌دونين كدوم دانشگاه، براي من مهم نيست. براي من مهم ارتباط با دانشجوئه.

گفتم: با سي سال سن شما بايد زود استاد شده باشين.

گفت: بعله خوب. من عمده تحصيلاتم رو جهشي انجام دادم. بعد هم وقتي فوقم رو گرفتم تو همون دانشگاه مشغول تدريس شدم.

نگه داشتم و گفتم: خب، اين هم پل صدر، موفق باشيد.

با لحني التماس‌آميز گفت: شما كه اين‌ همه بزرگواري كرديد، خونه من دو تا كوچه بالاتره. اكرام رو به اتمام برسونين كه من براي اين فاصله كوتاه، ماشين نگيرم. خواهش مي‌كنم.

گفت: تا عمر دارم لطفتونو فراموش نمي‌كنم. اميدوارم به زودي جبران كنم.راستش يه مطلبو از اول كه سوار شدم مي‌خواستم بهتون بگم، ولي ترديد كردم. حالا كه مي‌بينم آدم باشخصيتي هستين و سوءتعبير نمي‌كنين، بهتون مي‌گم.

گفت: امروز بعد از اين‌كه خريدم رو انجام دادم، آمدم پاي صندوق ـ لطفا بپيچين سمت راست ـ كيف پولم همراهم بود. كلي هم توش پول و تراول‌چك بود. آخه صبح حقوقم رو از بانك گرفته بودم. فاكتور صندوق رو پرداخت كردم و از فروشگاه آمدم بيرون. لطفا سمت چپ... .

گفتم: بقيه‌شو بلدم.

با تعجب پرسيد: بقيه چي‌رو، آدرسو؟

گفتم: هم بقيه آدرسو، هم بقيه قصه‌رو. مي‌خواستين سوار ماشين بشين و دربستي بگيرين كه ديدين كيف پولتون نيست.

زدم روي ترمز و گفتم: خب، خونه‌تون همين‌جاست ديگه؟

گفت: بله و در ماشين را باز كرد.

گفتم: الان هم هيچي پول تو خونه ندارين. مي‌خواين چهار، پنج هزار تومن بهتون بدم؟

گفتم: ببخشيد. اسم شما چيه؟

گفت: نوشين.

گفتم: ولي انگار دفعه قبل اسم شما ناهيد بود، نبود؟

جا خورد. گفت: دفعه قبل؟ و دستش رفت طرف بار و بنديلش كه زودتر بردارد و پياده شود.

گفتم: بنشين باهات كار دارم.و پايم را بر پدال گاز فشردم. آنچنان كه پاترول سنگين با صداي وحشتناكي از جا كنده شد، در نيمه‌باز به سمت زن هجوم آورد و زن وحشت‌زده خود را به داخل ماشين كشيد تا دست و پايش لاي در نماند.

تلاش نكرد براي باز كردن مجدد در، اما با جيغ خفه‌اي گفت: نگه دار. مي‌خوام پياده شم.

گفتم: صبر كن. پياده مي‌شي.

گفت: چي مي‌خواي از جونم؟

گفتم: فقط جواب يكي‌ ـ دو تا سؤال. همين.

پيچيدم داخل اتوبان و گفتم: حدود يك سال پيش، همين‌جايي كه سوار شدي، ايستاده بودي، با همين مقدار بار و بنديل. دست بلند كردي و منم سوارت كردم. البته اون موقع ماشينم پاترول نبود، پژو بود. شايد به همين دليل هم امروز به جا نياوردي.

گفت: اشتباه مي‌كنين. من نبودم.

گفتم: تو كه هر روز سوار يه ماشين مي‌شي ممكنه اشتباه كني، ولي من كه سال تا سال كسي رو سوار نمي‌كنم، آدما بهتر يادم مي‌مونن.

گفت: شما دارين به من توهين مي‌كنين.

گفتم: ممكنه بعدا بكنم، ولي هنوز نكردم.

و ادامه دادم: سوار ماشين شدي و همين حرف‌هاي امروز رو با همين آب و تاب تعريف كردي. اون روز هم من قصد داشتم تو رو تا يه جايي كه تو مسيرمه برسونم، ولي مثل امروز آن‌قدر خواهش و تمنا كردي و چشم و ابرو آمدي تا منو به همين كوچه آناهيتاي شرقي كشوندي.جلوي يه خونه‌اي پياده شدي ولي وقتي من رفتم كليد رو به در سه تا خونه اون‌طرف‌تر انداختي.اون روز تاپ قرمز پوشيده بودي با استرچ مشكي. سوار كه شدي، دكمه‌هاي مانتوتم باز كردي و گفتي كه از بدن‌سازي مي‌آي. كافيه يا بازم نشوني بدم؟كسي كه يه همچي خريدي مي‌كنه ـ و اشاره كردم به بسته‌هاي پيش پايش ـ لَنگ چهار، پنج هزار تومن نيست. اين قيافه و دك‌وپز هم با تكدي و تلكه جور در نمي‌آد. قصه چيه؟

گفت: تكدي نيست. تلكه هم نيست. اون دفعه با عزت از شما قرض خواستم، شما هم با رغبت دادين. همچنان‌كه اين دفعه هم رغبتي نداشتين و ندادين.

گفتم: خب، قرض اون‌ دفعه چي شد؟در كيفش را باز كرد و گفت: همين الان بهتون مي‌دم.

و پنج هزار تومان از كيفش درآورد.پول را نگرفتم. گذاشت روي داشبورد و گفت: منو برگردونين خونه و تمومش كنين.

گفتم: چي رو تموم كنيم، تازه شروع شده. اگر نگي قصه چيه، مي‌آم تو محل و از در و همسايه‌ها مي‌پرسم.

ترسيده گفت: شما پولتو مي‌خواستي كه گرفتي.

گفتم: پولمو نمي‌خواستم و نگرفتم. مطمئن باش تا واقعيتو نگي، ولت نمي‌كنم بري.

گفت: آخه شكستن من چه نفعي به حال شما داره؟

گفتم: من به دنبال شكستن تو نيستم. واقعيت رو مي‌خوام بدونم.

گفت: خلاصه‌اش اينه كه من كلفت اون خونه‌اي هستم كه ديدي. هفته‌اي يه روز مي‌رم واسه خانوم خريد مي‌كنم. همون روزي كه ايشون هم دانشگاه كلاس داره. لباس هاي خانومو مي‌پوشم. از حماقت و ولع مردها استفاده مي‌كنم، رفت‌وآمدم مجاني تموم مي‌شه؛ ولي پول كرايه رو از خانم مي‌گيرم. اگه مردا به طمع بيفتن كه عموما مي‌افتن، چند هزار تومن هم كاسب مي‌شم. كل قصه همينه.

گفتم: فكر مي‌كني تا كي مي‌شه اين‌طوري پول درآورد؟

گفت: تا هميشه. تو يه مرد پيدا كن كه مرد باشه، اونوقت من مي‌گم نمي‌شه.

گفتم: يعني اگه من مرد بودم بايد سوارت نكنم؟ با اون بار و بنديل و اصرار و التماس؟

گفت: سوار كردن يه چيزه، ولي اون پول آخرو مردا از سر طمعشون مي‌دن. فكر مي‌كنن بذريه كه بعدا محصولشو درو مي‌كنن. با همون يه شماره تلفن الكي كه بهشون مي‌دم.

گفتم: شوهر نداري؟

گفت: چرا. اونم يه بي‌غيرتيه مثل بقيه مردا. تشويقم مي‌كنه وقتي اين پولارو مي‌برم خونه.

گفتم: نمي‌ترسي يه وقت بلايي سرت بياد؟

گفت: كم بلا سرم نيومده؛ ولي كسي كه پا به اين راه مي‌گذاره، بايد پيه همه‌چي رو به تنش بماله. هر چه  بلا بر سرم آومده بخاطر فقر بوده و بي غيرتي شوهرم و ديگر هييچ !!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1384ساعت 12:33  توسط آفاق روشني  | 

حزب سبز هاي هلندطي قطعنامه اي اعلام نمود:  حكم اعدام كبري رحمانپور را ملغي كنيد

روز شنبه ۱۹ ماه مارس کنگره حزب سبز در شهر رتردام هلند برگزار شد. فرشته مرادی فعال کميته بين المللی عليه اعدام و يکی از نمايندگان شهر ايندهوفن هلند که در اين کنگره حضور داشت، قطعنامه ای را به اين مجمع بزرگ ارائه داد. فرشته مرادی در مورد احکام فزاينده اعدام در ايران صحبت کرده و اعلام کرد که اگر حزب سبز در هر جايی بر عليه مجازات اعدام است، در اين کنگره مجمع نمايندگان حزب سبز نيز بايد احکام اعدام در ايران را محکوم کرده و بويژه به حکم اعدام کبرا رحمانپور فورا اعتراض کنيم. او گفت کنگره حزب سبز بايد خواهان لغو اين حکم شود. وی يک قطعنامه در محکوميت حکم اعدام کبرا رحمانپور به نشست ارائه داد. اين قطعنامه که در پانصد نسخه تکثير و از قبل در بين نمايندگان توزيع شده بود، از پشت بلندگو نيز قرائت شد و شرکت کنندگان با تشويق صحبتهای فرشته مرادی و دادن رای به اين قطعنامه، خواهان لغو فوری حکم اعدام کبرا رحمانپور آزادی بلافاصله وی شدند. تصويب قطعنامه بر عليه حکم اعدام کبرا رحمانپور با رای هزار نفر حاضرين در اين کنگره يک گام مهم در مقابله با حکم اعدام کبرا رحمانپور و يک پيروزی برای کميته بين المللی عليه اعدام است. کميته بين المللی عليه اعدام از همه مردم در ايران و سازمانهای مدافع حقوق انسانی دعوت ميکند به حکم اعدام کبرا رحمانپور اعتراض کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1384ساعت 20:5  توسط آفاق روشني  | 

وزارت اطلاعات آخوندي و انتظامي از دكتر رويا طلوعي مظلومانه شكايت كرد!!!!!!

بدنبال شکايت حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی سنندج از دکتر رويا طلوعی کوشنده فرهنگی -‌ اجتماعی کرد و مدافع حقوق زن، ايشان به شعبه چهارم بازپرسی که زير نظر دادگاه انقلاب است احضارشد.
علت احضار وی مصاحبه با راديوهای خا
رجي، بدنبال رد صلاحيت و رد مجوز "کانون زنان کرد مدافع صلح و حقوق بشر" وخدشه دارکردن امنيت ملی !! وافترابه نظام وحفاظت اطلاعات است !! دکتر رويا طلوعی بايد در روز سه شنبه شانزدهم فروردين ماه مجددا' در دادگاه حضور يابد. قابل ذکراست شکايت ديگری در شعبه اول دادگاه مطبوعات به دليل غير اسلامی بودن نوشته ها وعکس های نامبرده‌ توسط حفاظت اطلاعات طرح گرديده که تاکنون احضاريه آنرا دريافت نکرده است. احضار دکتر طلوعی به‌ دادگاه‌ در ادامه‌‌ احضار فعالين اجتماعی و مطبوعاتی کردستان صورت مي‌گيرد . که‌ هدف از آن خاموش کردن حرکتهای اعتراضی و حق‌طلبانه‌ روبه‌ تزايد روشنفکران و جنبش توده‌ای مردم کردستان مي‌باشد . که‌ اوضاع کردستان عراق و پيشرفتهاي اين بخش از جنبش کردستان ، برروی آن اثر مسقيم دارد. در اين رابطه‌ شمـاری از کوشندگان سياسی فرهنگی کرد ، ماه‌ گذشته‌ در اطلاعيه‌ای ضمن پشتيبانی از روشنفکران احضار شده‌ ،به‌‌درستی فشار ناشی از ترس حکومت اسلامی از جنبش روبه‌ پيش کردستان را پيش‌بينی کرده‌ بودند. سايت هه‌ڵوێست همه‌ آزاديخواهان (فرد ، مراکز مدنی ، گروه‌ و احزاب)راستين را به‌ دفاع از کوشندگان کرد که‌ آماج هدفمند حاکميت اسلامی قرار گرفته‌اند ، فرا مي‌خواند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1384ساعت 12:31  توسط آفاق روشني  | 

نجمه امید پرور پس تحمل۲۵روززندان ، ساعاتی پیش به همت دوستانش با سپردن قرار وثیقه ی 5 میلیون تومانی از زندان آزاد شد
نجمه اميد پرور به انهام واهي نشر اكاذيب و اقدام عليه امنيت ملي دستگير شده بود و 25 روز تمام در بدترين شرايط در زندان بسر برد. لازم به ذكر است كه همسر وي (محمد رضا نسب عبداللهی) ، نيز به جرم نشر عقايد خود در وبلاگ و سايت قبلا دستگير شده است و  همچنان زنداني است.وی 1 ماه پیش پس از دستگیری همسرش توسط مامورین وزارت اطلاعات در خانه اش بازداشت و در این مدت در زندان رفسنجان به سر برده است، گفتنی است مامورین وزارت اطلاعات در این مدت او را تحت فشار قرار داده اند که به نوشتن ندامت نامه تن دهد اما وی با وجود فشارهای شدید زندان حاضر به این کار نشد. نامبرده اظهار داشت که در روزهای اولیه ساعات طولانی از سوی مامورین وزارت اطلاعات مورد بازجویی و فشار قرار میگرفته است. لازم به ذکر است وی در زمان دستگیری 3 ماهه باردار بوده است و هم اکنون در وضعیت جسمانی نامساعدی به سر میبرد. 

نامه وي را كه  امروز ارسال نموده ضميمه است:

با درود بر همگي شما دوستان :

امروز پس از تحمل 25 روز زندان رژيم بالاخره آزاد شدم و بار ديگر به جمع دوستان پيوستم تا به مبارزه خود ادامه دهم.

25 روز عزاب آور و وحشتناك را پشت سر گذاشتم.

نجمه اميدپرور - به اميد پيروزي

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1384ساعت 17:40  توسط آفاق روشني  | 

ورزش در ايران وسيله شده براي تخليه فشارهاي روحي جوانان

ورزش از نوع هوائی چند ساليه که بین جوانان بخصوص دخترها در ایران طرفدار پيدا کرده.

اينکه چرا جوانان به اينجور ورزشها رو اوردن که حتی پيش از انقلاب ازش بی خبر بوديم ، خودش يك بحث روانشناسانه است.  مخصوصأ که اين ورزش در سالهای گذشته چندين کشته داده. گويي كه جوانان ايراني به هر طريق ميخواهند فشارهاي روحي كه بر آنان تحميل ميشود را تخليه نمايند. كه البته بنظرم ما شيوه تخليه اين فشارهاي اجتماعي و حكومتي مقاومت و اعتراض است و تخليه فشارها از اين طريق.

سميه كوهي 6 ساله ورزش پاراگلايدينگ می کند. ورزشی که شامل یک چتر مستطيل شکله که در دو گوشه تسمه و دستگيره داره که با اونها می شه تغيير جهت داد.

گويا اين ورزش اول استفاده های ارتشی داشته ولی الان برای همه گان قابل دسترسه.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1384ساعت 14:10  توسط آفاق روشني  | 

سبا ولدخان، يک دختر ايرانی در آمريکا که بتازگی جايزه "دانشمند جوان" را در امور اكتشافات جديد در فيزيولوژي برنده جايزه شده است 

 

وقتی در ايران بوديم به ما گفته می شد که شما ضعيفه هستيد... فکر می کنم همه دخترهای ايرانی به خاطر اين برخورد بی ادبانه که جامعه مرد سالار تحت حاكميت آخوندها با آنها می کند، بسيار خشمگين هستند.  تواناهايی ما زنان کمتر از مردان نيست و بايد اين طرز فکر غلط را بکشنيم.  در ايران كنوني ، زنان را به عنوان کسانی که حتما بايد مادر شوند و خانه داری کنند می شناسند و اين نگرش را حكومت در سطح جامعه ترويج ميكند. ما در درجه اول يک انسان هستيم و بايد به عنوان يک شهروند با ما برخورد شود، درحالي كه اينطور نيست. به همين دليل نميتوانم به ايران برگردم ، هر چند كه به ايران و خانواده ام دلبستگي دارم ولي اگر برگردم ايران شرايط بدي خواهم داشت و وضعيت كنوني ناخرسند خواهم بود، مگراينكه تغييرات بزرگی (در ايران) رخ دهد!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1384ساعت 13:43  توسط آفاق روشني  | 

بدون شرح!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1384ساعت 13:25  توسط آفاق روشني  | 

آخرين اخبار تجمع اعتراضي در بيرون محوطه ورزشگاه آزادي

                                    هر تجمعي تبديل به طناب دار رژيم خواهد شد

روزنامه جمهوري:  بعد از اين بازي، به رغم پيروزي تيم ملي فوتبال ايران ، برخي از تماشاگران، با سنگ به اتوبوسهاي شرکت واحد حمله کرده و شيشه هاي آنها را شکسته اند. ميزان خسارات وارده به حدي است كه خيابانهاي تهرانسر تا ميدان آزادي در جاده مخصوص كرج و از ورزشگاه آزادي تا ميدان آزادي در اتوبان تهران - كرج مملو از شيشه هاي خرد شده بود. وضعيت موجود که توسط ايرنا «سنگفرش شيشه» توصيف شده است . پيش از اين شرکت واحد اتوبوسراني، به دليل خساراتي که معمولا به اتوبوسهاي آن وارد مي شود، تهديد کرده بود که سرويس دهي به تماشاچيان فوتبال را قطع خواهد کرد. تهديدي که گويا کارساز  واقع نشد!

بله خشم جوانان ايراني ازوضعيت موجود روز به روز افزونتر از قبل ميشود.

دخترها بيرون استاديوم كولاك كردند!

شهره . ع: بيش از ۲۰۰۰ تا از دختران و زنان در بيرون درب استاديوم تجمع كرده بودند ، دخترها كولاك كردند و آبروي اين رژيم ضد زن را جلوخبرنگاران خارجي ميبردند، يكي از دخترها كه فكر كنم ۲۲-۱۹ ساله  بود به انگليسي باخبرنگاران صحبت كرد و جلو آنها روسري اش را از سرش كند و گفت اگر پاسدارها اين صحنه را  ببينند بخاطر اينكارم مرا خواهند كشت ، و توضيح داد كه در چهارشنبه سوري در شهر فسا دختر ۱۹ ساله اي را به خاطر همين كار به رگبار بستند. خبرنگاران تحت تاثير شجاعت دختران ايراني قرار گرفته بودند و حرفهاي آنها را ضبط ميكردند و مينوشتند. تا اينكه نيروي انتظامي به آنها حمله كرد و خبرنگاران را از آنجا دور نمود ودختران را نيز با باتوم مورد ضرب و شتم قرار داد.

بهزاد. م(صحبت با موبايل ) : من الان در نزديك ميدان محسني هستم،  اينجا جوانها در ميدان محسني در حال خواندن سرود ” اي ايران” هستند كه نيروي انتظامي مانع شده و بين آنها و جوانها درگيري شده است  و تعداد زيادي  از مردم را دستگير كردند ولي با اعتراضات جوانان مزدوران وحشت زده شده بودند و يكسري را همانجا آزاد كردند.

محمد. ا : امشب  بعد از مسابقه فوتبال ميدان هفت حوض  كه نزديك خانه ماست ، خيلي شلوغ شده بود، تقريبا چيزي مثل چهارشنبه سوري و جوانها شعارهاي ضد رژيم ميدادند . ماموران نيروي انتظامي براي متفرق كردن مردم از گاز اشك آور استفاده كردند. مردم به دنبال آن ماموران نيروي انتظامي را هو كردند.همچنين بچه ها خبر دادند كه سمت ميدان محسني و ولي عصر واميرآبادخيلي شلوغ بود وترافيك سنگيني به خاطر شلوغي اين مناطق ايجاد شده بود.

احساسم اين است كه امسال واقعا سال تعيين تكليف اين رژيم پوسيده است!

سروش. س: شرمنده كه دير خبر را دادم ، موبايلم كار نميكرد ،من از ساعت 1400 درمقابل و داخل استاديوم بودم . به دليل توهين و تحقيري كه لباس شخصي ها و نيروي انتظامي و ديگر مزدوران نسبت به مردم وجوانان انجام ميدادند، از همان ابتدا فضاي مردم خشمگين و ملتهب بود نيروي انتظامي مستمر مردم را كتك ميزدند و هول ميدادند, مستمر با مردم درگير بودند.تمامي نفرات موقع ورود به استاديوم مورد بازرسي بدني قراد ميگرفتند ـ مسخره ترين كار مزدوران رژيم اين بود كه  يك دسته عزاداري و سينه زني به بهانه ماه محرم در داخل استاديوم راه انداخته بود.در طي برنامه از طريق وايد اسكرين مستمر صحنه هاي فوتبال و كشته هاي جنگ ايران و عراق پخش ميشد.رژيم شعارهايي درست كرده بود و با بلندگوهاي رسمي پخش ميكرد تا شعارهاي مردم شنيده نشود و تحت الشعاع قرار گيرد. البته بيشتر بليط ها را هم به نفرات خودش فروخته بود تا جوانان كمتر به داخل استاديوم بيايند. وقتي گل اول را ايران زد ,جوانان شروع به شكستن صندلي و نيمكت ها كردند.نيروي انتظامي و ضد شورش در سراسر استاديوم پر بود و لباسهاي فلزي پوشيده بودند. اعتراضات جوانان و شعارهاي آنان بعد از فوتبال تاساعت 0100 از مسير ميدان آزادي تا نظام آباد ادامه داشت . جوانان سوار بر ماشين با پرچم ايران شعار هاي ضد حكومتي ميدادند و با مامورين انتظامي درگير ميشدند. احساسم اين است كه امسال واقعا سال تعيين تكليف اين رژيم پوسيده است.

امير. ل :  من و دوستانم ساعت 2بعدازظهر آنجا بوديم، چون ما با 4 ماشين رفته بوديم، نزديكي هاي استاديوم ماموران يگان ويژه ما را گرفتند. دو تا از دوستانم را دستگير كردند. جلو استاديوم جمعيت به قدري زياد بود كه قابل كنترل نبود و مامورها حسابي وحشت كرده بودند.  هر چه از آنجا با شما تماس گرفتيم، تلفن شما جواب نميداد. بعضا هم اشغال ميزد. چون تعداد ما نزديك 40 نفر بود باهم شروع به شعار دادن كرديم و جمعيتي كه اطراف ما هم بود نيز از شعارهاي ما خوشش آمد و آنها هم شروع به شعار دادن كردند . ما ميگفتيم آزادي انديشه با اختناق نميشه ، مرگ بر خاتمي ، مرگ بر خامنه اي ، فرياد هر ايراني ، آزادي ، آزادي و.... . ولي در همين حين نيروي انتظامي متوجه  ما شد و ما را محاصره كردند. ما توانستيم در بين جمعيت به محل ديگري برويم و يكسري شعار وتراكت هم آماده كرده بوديم كه دربين جمعيت پخش كرديم.

سيروس. از مشهد: در حالي كه بعد از اتمام مسابقه فوتبال مردم به خيابانها ريخته و شعارهاي ضد حكومتي سرميدادند، نيروي انتظامي به جوانان مشهدي در خيابان سجاد و چند خيابان ديگر حمله كرد و آنها را مورد ضرب وشتم قرار داد. بعداز پايان مسابقه فوتبال ايران و ژاپن مردم و جوانان شهر مشهد به خيابانها ريخته و با به صدا در آوردن بوق ماشين و سوت و دست زدن شادي كردند . در خيابان  سجاد مشهد كليه مغازه ها تعطيل شد و جمعيت بسيار زيادي به اين خيابان آمده بودند اما پليس با مردم بشدت درگير شد . پليس ضد شورش ضمن حمله به مردم آنها را دستگير ميكرد و مورد ضرب و شتم قرار ميداد. در لحظاتي جمعيت شعارهاي ضد حكومتي سر دادند .وضعيت از دست مزدوران خارج شده بو د.در اين لحظه بسيجي ها و نيروهاي انصار وارد صحنه شده و با مردم و حتي دختران جوان برخورد فيزيكي كردند و چند نفر را دستگير و به مكان نامعلومي بردند . يكي از دختران را كه داشت شعار ميداد يكي از بسيجي هاي كثيف گرفت و روسري اش را كند و با موهايش او را روي زمين ميكشيد. وضعيت خيابانهاي ديگر شهر مشهد هم تا نيمه ها ي شب گذشته ناآرام بود .

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1384ساعت 7:19  توسط آفاق روشني  | 

عکس روز

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 17:52  توسط آفاق روشني  | 

جوانان ايراني هر تجمعي را تبديل به طناب دار ملاهاي حاكم بر ايران ميكنند

دير نيست تا جرقه هاي مقاومت ، تبديل به شعله هاي فروزان انقلاب شود

 

گزارشاتي كه تا هماكنون از استاديوم ورزشي آزادي به دست ما رسيده به ضميمه است:

امروز از ساعت 8صبح ورزشگاه آزادي و خيابانهاي اطراف آن حال و هواي ديگري داشت ، گويي كه جوانان ايراني خود را براي جنگ آماده ميكردند.  مزدوران لباس شخصي و پاسدارها و نيروي انتظامي ،خيابانها را تبديل به فضاي حكومت نظامي كرده بودند. آنها چندين نفر را در ساعات اول روز دستگير كردند، و  بي جهت جوانان را براي ايجاد رعب و وحشت مورد ضرب و شتم قرار ميدادند. مزدوران در هراس و وحشت از اعتراضات جوانان در مسابقه فوتبال ايران و ژاپن تماما نيروهاي خود را به مسابقه برده و بليط ها را از قبل بين آنها توزيع كرده بودند. پاسدار قاليباف شخصا در استاديوم آزادي حضور داشت و از حضور جوانان معترض به بهانه لباس آستين كوتاه و وضعيت ظاهري و موهاي بلند جلوگيري كرده و مانع ورود آنها به استاديوم ميشدند.

يكي از جوانان آزاده طبق گزارشي كه تلفني از صحنه به ما داد گفت : وقتي كه  به  ورزشگاه آزادي وارد شدم، در ساعت 10 صبح تمامي بليط ها فروخته شده بود ، هر چه التماس و درخواست كردم كه ميخواهم وارد شوم و پول آن هر چه باشد ميپردازم ، به من شك كرده و گفتند معلوم است كه تو ميخواهي خرابكاري كني كه اينقدر اصرار ميكني و پاسدارها روي سرم ريخته و لباسهايم را گشتند و  يكي ميگفت جيبهايش ر ا خوب چك كنيد اعلاميه نداشته باشد. معلوم است حسابي از پخش اعلاميه و تراكتهاي چهارشنبه سوري بور شده بودند و ميخواستند تجربه آنرا بكار بگيرند. بعد از كلي تفتيش و .... بالاخره مرا به بيرون پرتاب كردند.

در گزارشي ديگر آمده :  با توجه به اينكه  بليط هاي مسابقه بين نفرات حزب اللهي و يا در بازار سياه توزيع شده بود، آندسته از جواناني كه مامورين استاديوم به بهانه تكميل شدن ظرفيت از ورودشان به ورزشگاه جلوگيري به عمل آورده اند ، با مامورين حكومتي درگير شدند اما به دليل كثرت نفرات در پشت دربها ، مامورين توان سركوب را از دست داده بودند و محل را ترک كردند . چند خودروي حامل مامورين ضد شورش در نزديكي هاي استاديوم مستقر شده بودند.  تصاوير بزرگ خامنه اي و خميني كه با نارنجك هاي دست ساز مورد هدف جوانان مبارز قرار گرفته بود توسط ماموران نظافت شهرداري به وسيله جرثقيل ، دود زدايي ميشد، عكس خميني كاملا سياه شده بود كه خيلي باحال بود! جمعيت حاضر در استاديوم با ديدن اين منظره اقدام به هو كردن و شعار دادن كردند و از جمله فرياد مي زدند ريش امام ،ماست مالي شد, ريش امام،  ماست مالي شد!!! مسئولين استاديوم براي جلوگيري از شنيده شدن صداي شعارهاي جوانان اقدام به پخش كردن موزيك هاي شاد با صداي بسيار بلند و آزار دهنده كرده بودند. در حال حاضر ارتباط تلفني با استاديوم و تلفن هاي همراه حاضرين در اين منطقه به سختي و با اختلالات گسترده ميسر است. نكته جالب توجه اينست كه به گفته حاضرين در منطقه ، رژيم براي جلوگيري از درز اخبار وقايع درون استاديوم اقدام به كندن تلفن هاي عمومي كرده است!

طبق اخبار خبرگزاري هايي مانند : ايران پرس نيوز: در پي مسابقه فوتبال امروز در استاديوم صدهزارنفري آزادي تهران , درگيريهايي در برخي نقاط پايتخت از جمله ميدان آزادي , فلکه صادقيه و ميدان نور ، ميدان محسني و.... بين جوانان مبارز و نيروهاي حکومتي رخ داده است.گزارشهاي رسيده حاکي از ادامه درگيريها است و جوانان با آتش زدن لاستيک در مناطق ياد شده به رويارويي با ماموران حکومتي برخاستند.

امير . آ : ميدان محسني: طبق گزارش تلفني : در اينجا خيلي شلوغ شده است و جوانان با نارنجك هاي دست ساز و صوتي حسابي حال نيروي انتظامي را جا آورده اند !  بعد از انفجار اين نارنجك ها نيروي انتظامي ، از ترس پا به فرار گذاشت كه همه آنها را هــو و مسخره كردند. الان ما همچنان اينجا هستيم و شعار فرياد هر ايراني ، آزادي ، آزادي را ميدهيم.

جمال . ف: جو نظامي بالا بود و مثل مور و ملخ پاسدار و نيروي انتظامي ريخته بود، ناگهان وسط استاديوم يك نارنجك جلو پاي لباس لجني ها انداختند كه همگي وحشت زده شده بودند  ومتفرق شدند ، جوانان به آنها ميخنديدند.

به گزارش سايت خبری ايران اسپرت كه خبرنگارانش از محل استاديوم آزادی تهران مستقيما گزارش تهيه می كنند: كنترل اوضاع در استاديوم از دست نيروی های انتظامی خارج شده است.صد و بيست هزار نفر جوان حاضر در استاديوم مشغول رقص و پايكوبي هستند. گرچه خبرگزاری های ورزشي حكومتي از جمله ايران اسپرت مصرانه در خبر هاي خود می گويند مردم شعار نمی دهند و سكوت اختيار كرده اند تا انرژيشان تخليه نشود، اما گزارش های دريافتی از درون استاديوم حاكی از آن است صدای نارنجک ها و ترقه های دست ساز مكررا شنيده می شود و جوانان مبارز در چند مورد به سر دادن شعارهای ضدحکومتی پرداختند. بر اساس گزارشات دريافتي مسئولين استاديوم كه تعداد مامورينشان قادر به مقابله با سيل جمعيت نيستند مرتبا از جمعيت مي خواهند تا سكوت را رعايت كنند و انرژی خود را هدر ندهند! به دليل پرتاب نارنجک های دست ساز به تصاوير چند متری خمينی و خامنه ای در استاديوم و سياه شدن ناحيه ريش تصوير خمینی، تلويزيون حكومتی ديگر قادر به پخش تصوير از اين قسمت استاديوم نيست. اما خبرنگار ژاپنی تلويزيون ان اچ كی ، تلويزيون دولتی ژاپن ، با لبخند تصاوير نارنجک باران شده خمينی و خامنه ای را نشان داد.همچنين گفتنی است در ساعت 15 به وفت تهران هنگامی كه هزار تماشاچي ژاپني ، كه بيش از نيمي از آنها را بانوان ژاپنی تشكيل می دهند ، وارد ورزشگاه شدند ، صد و بيست هزار نفر تماشاچی ايرانی اقدام به هو كردن آنها كردند! تماشاچيان ژاپنی در ضلع شمالی ورزشگاه مستقر شده اند. تماشاچيان ایرانی از جمله خطاب به حضار ژاپنی شعار می دادند : ژاپنی ، تيم تو بر دار و برو ، نفت نداريم!

شيرين-م: بيش از  2000 نفر دختربيرون باشگاه ايستاده اند نميتوانند داخل بروند . چند نفر از آنان با خبرنگاران خارجي مصاحبه كردند و گفتند در رژيم آخوندي ايران دختران حتي امكان اينكه يك ورزش را نگاه كنند را نيز ندارند. و شعار مرگ بر آخوندها را  سر دادند.  روي يك پلاكارد به انگليسي نوشته شده بود : در ايران زنان حتي اجازه ديدن مسابقه فوتبال را هم ندارند ما اين رژيم را نميخواهيم و آنرا جلو دوربين خبرنگاران خارجي گرفته بودند.  تعدادي از دختران بشدت مورد ضرب و شتم لباس شخصي ها قرار گرفتند ولي به دليل حضور خبرنگاران خارجي پاسداران و نيروي انتظامي جرات حمله به دخترها را نداشتند.

كيانوش . ش: اينجا واقعا جاي شما خالي بود ، همه شعارهاي ضد ملاها را ميدادند و جمع به همه قدرت داده بود، انتظامي هم نميتوانست كاري كند، حتي چند تن از هواداران مجاهدين خلق بعد از اتمام بازي درجلوي استاديوم آزادي پلاكاردهايي با شعار زنده باد ارتش آزادي بخش و ايران رجوي و رجوي ايران بالا بردند. من ترسيده بودم و از كنار آنها دور شدم تا مرا دستگير نكنند. ولي خودشان باخونسردي كارشان را ميكردند ، خيلي سريع بودند و توانستند فرار كنند.

ادامه دارد.....

آفاق روشني- 5 فروردين84

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 17:37  توسط آفاق روشني  | 

پيام همبستگي انجمن زنان ايراني مقيم فرانسه با تظاهرات پارك لاله تهران

انجمن زنان ايراني مقيم فرانسه طي اطلاعيه اي همبستگی خود را با زنان دلیر هموطن که به مناسبت روز جهانی زن در پارک لاله تهران به تظاهرات اعتراضی علیه زن ستیزی رژیم قرون وسطائی حاکم بر ایران دست زدند اعلام نمود.

در اين پيام آمده است:

«انجمن زنان ایرانی مقیم فرانسه به خواهران دلیر هموطن خود که به رغم تمام ممنوعیت ها و محدودیت ها و فضای اختناق و سرکوب حاکم بر میهن اسیرمان، به مناسبت روز جهانی زن، علیه سیاست های زن ستیزانه رژیم قرون وسطائی ملایان بپا خاستند، درود می فرستد و همبستگی کامل خود با مبارزه زنان ایرانی در داخل و خارج کشور جهت احقاق حقوق پایمال شده خود را اعلام می دارد. ما زنان ایرانی مقیم خارج که ناگزیر راه تبعید و جلای وطن در پیش گرفته ایم تا بیرون از حاکمیت ننگین ملایان زن ستیز ندای حق طلبانه زنان و مردان قربانی ستم و سرکوب فاشیسم مذهبی حاکم را به گوش جهانیان برسانیم، بار دیگر بر پشتیبانی کامل خود از تمام جنبش ها و حرکت های اعتراضی اوج گیرنده خواهران و برادران دلیر هموطن در گوشه و کنار میهن رنج دیده خود تأکید و اعلام می کنیم که تجربه ربع قرن حاکمیت جهل و جنون آخوند ها، بخصوص هفت سال اخیر با تمام هیاهو و دود و دم به اصطلاح اصلاح طلبانه رژیم، نشان داده است که تنها راه رهائی زن و مرد ایرانی از چنگال خونریز استبداد مذهبی، همبستگی و مبارزه تمام آحاد و اقشار جامعه، به ویژه زنان به عنوان قربانیان ستم مضاعف، در حمایت از مقاومت سازمان یافته ای است که از تمام آزمون ها، توطئه ها و فراز و نشیب ها سربلند بیرون آمده و سرفرازانه به پیش می تازد. آری، خواهران ما در داخل کشور تنها نیستند. جنبش آزادی خواهانه زنان ایرانی با تلاش شبانه روزی یک مقاومت سازمان یافته که کیفیت مشارکت زنان در آن در مقایسه با اکثر جنبش های رهایی بخش کم سابقه و در این راه تا کنون بهای سنگینی به صورت هزاران زن و مرد اعدام و شکنجه و زندانی شده پرداخت کرده، از پشتیبانی افکار عمومی بین المللی و وجدان های بیدار در سراسر جهان برخوردار است. دور نیست روزی که به همت میلیون ها زن و مرد ایرانی بپا خاسته در کنار مقاومت سازمان یافته، طومار عمر رژیم تبهکار حاکم در هم پیچیده شده و ایران زمین به وطن آزاد و آباد شیر زنان و کوهمردانی تبدیل شود که «از نو خواهندش ساخت».»

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 23:10  توسط آفاق روشني  |